نقد و بررسی
نقد پنج هفتتیر به توماستون (Five Guns to Tombstone) | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و قرارداد ژانر «Five Guns to Tombstone» وسترنی کمهزینه و موجز از اواخر دورهٔ کلاسیک این ژانر است؛ فیلمی که بیش از آنکه در پی بازآفرینی قواعد وسترن باشد، از همان الگوهای آشنا برای ساختن سرگرمیای فشرده بهره میگیرد. ادوارد ال. کان قصه را در حدود هفتاد دقیقه پیش میبرد و بهجای گسترش جهان داستان، بر زنجیرهای از تهدیدها، سوءظنها و تصمیمهای ناگزیر تکیه میکند.
حاصل، اثری است که تماشایش دشوار نیست، اما کمتر میکوشد از محدودهٔ آشنای روایتهای قانونگریزی و رستگاری فراتر برود. فیلم در سال ۱۹۶۰ ساخته شد و در برخی منابع با تاریخ ۱۹۶۱ شناخته میشود؛ همین اختلاف کوچک، یادآور آن است که گاه عنوان و تاریخ عرضهٔ آثار قدیمی نیز یکدست ثبت نشدهاند.
هستهٔ دراماتیک: برادری در سایهٔ قانون مرکز ثقل فیلم، تقابل دو برادر است: بیلی وید، هفتتیرکشی که میخواهد گذشتهاش را پشت سر بگذارد، و مت، مردی که زندان نیز نتوانسته میل او به تبهکاری را خاموش کند. کشمکش این دو صرفاً نزاعی بر سر یک سرقت نیست؛ اختلافشان دربارهٔ امکان تغییر است. بیلی میخواهد باور کند میتوان از خشونت فاصله گرفت، حال آنکه مت پیوند خونی را دستاویزی برای بازگرداندن او به زندگی پیشین میسازد.
این کشمکش ظرفیت عاطفی خوبی دارد، زیرا هر انتخاب بیلی را میان دو وفاداری قرار میدهد: وفاداری به خانواده و وفاداری به قانونی که اکنون میکوشد از آن پشتیبانی کند. بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه این تضاد را در گفتوگوها و جزئیات روانشناختی بکاود، آن را به محرکی برای پیشبردن حادثهها بدل میکند.
« کشمکش این دو صرفاً نزاعی بر سر یک سرقت نیست؛ اختلافشان دربارهٔ امکان تغییر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ برادران روشن و کارکردی است، اما فرصت اندکی برای پیچیدهشدن مییابد؛ مخاطب وضعیت را میفهمد، بیآنکه همیشه عمق عاطفی آن را احساس کند. بیلی وید و دشواری رستگاری بیلی شخصیتی ساختهشده بر پایهٔ فاصلهٔ میان ظاهر و نیت است. او ناچار میشود در چشم دیگران شبیه همان مرد سابق به نظر برسد، در حالی که در خفا میکوشد مانع وقوع جرم شود.
این دوگانگی موتور تعلیق داستان است و عنوان وسترنیِ «مردی که میخواهد پاک شود اما گذشته رهایش نمیکند» را به شکلی ساده و مؤثر به کار میاندازد. قهرمان نه با خطابه، بلکه با پنهانکاری و تحمل سوءظن، تلاش میکند اعتبار ازدسترفتهاش را پس بگیرد. بااینهمه، بیلی بیش از آنکه شخصیتی چندلایه باشد، حامل ایدهٔ اصلاح و خویشتنداری است.
فیلم کمتر به تردیدهای درونی او مکث میکند و بیشتر به موقعیتهایی میپردازد که او را وادار به واکنش میکنند. در نتیجه، قهرمان برای پیشبرد قصه مناسب است، اما پیچیدگی اخلاقیاش تا حدی بالقوه باقی میماند. بازی جیمز براون نیز همین گرایش را تقویت میکند: حضوری آرام و محکم دارد، ولی از شور یا ظرافتی که میتوانست بحران درونی بیلی را برجسته کند، چندان بهره نمیبرد.
تد و میراث سوءتفاهم شخصیت تد، پسر نوجوان مت، مهمترین پیوند میان ماجرای جنایی و پیامد خانوادگی آن است. او آنچه را میبیند از دریچهٔ دلبستگی به پدرش تفسیر میکند و همین برداشت، بیلی را در جایگاه متهمی قرار میدهد که باید نهفقط با قانونگریزان، بلکه با داوری خشمگینانهٔ خانواده نیز روبهرو شود.
« بیلی وید و دشواری رستگاری بیلی شخصیتی ساختهشده بر پایهٔ فاصلهٔ میان ظاهر و نیت است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این مسیر، مسئلهٔ میراث را پیش میکشد: آیا فرزند ناگزیر راه پدر را ادامه میدهد، یا میتواند از داستانی که دربارهٔ پدرش برای خود ساخته فاصله بگیرد؟ این خط داستانی، بهویژه در پیوند با تلاش بیلی برای جلوگیری از سقوط تد، به فیلم گرمایی انسانی میبخشد. با وجود این، تحول تد گاه بیش از اندازه به کارکرد روایی وابسته است.
او در برخی لحظات بهجای آنکه نوجوانی با تجربه و منطق مستقل باشد، ابزار تشدید بحران بیلی به نظر میرسد. فیلم ایدهٔ تأثیر سوءتفاهم بر روابط را بهخوبی به کار میگیرد، اما برای شکلدادن به رابطهای کاملاً باورپذیر میان عمو و برادرزاده، مجال چندانی فراهم نمیکند. روایت، ریتم و تعلیق نقطهٔ قوت روشن فیلم، فشردگی آن است.
ماجرا بیدرنگ به سوی سرقت، تهدید و ائتلافهای ناپایدار حرکت میکند و توقفهای طولانی یا خردهداستانهای زائد ندارد. بیلی باید در حالی به جمع تبهکاران نزدیک شود که قصد واقعیاش را پنهان میکند؛ بنابراین هر برخورد میتواند هم نشانهای از همراهی باشد و هم گامی برای به دام انداختن آنان.
این وضعیت، تعلیقی قابلقبول میسازد و ریتم فیلم را زنده نگه میدارد. اما همین شتاب، به ضعف اصلی روایت نیز بدل میشود. چرخشها و فریبها عموماً در محدودهٔ قراردادهای آشنای وسترن باقی میمانند و تماشاگر باتجربه احتمالاً زودتر از شخصیتها مسیر کلی ماجرا را حدس میزند. فیلم بهجای آنکه با ابهام اخلاقی یا ساختار روایی تازه غافلگیر کند، بر بدگمانی، جابهجایی اعتماد و پنهانکاری تکیه دارد.
« این خط داستانی، بهویژه در پیوند با تلاش بیلی برای جلوگیری از سقوط تد، به فیلم گرمایی انسانی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این عناصر سرگرمکنندهاند، ولی تازگی چشمگیری ندارند. افزون بر آن، تکرار موقعیتهای تهدیدآمیز گاهی جای بسط طبیعی شخصیتها را میگیرد. اجراها و چهرههای فرعی بازیها در مجموع در خدمت قصهاند، نه عامل اصلی جذابیت آن. رابرت کارنز در نقش مت، بر خشونت و سرسختی شخصیت تأکید میکند و والتر کوی بهعنوان یکی از چهرههای تبهکار، حضوری تهدیدآمیز دارد؛ بااینحال، نقشهایشان بهندرت از قالبهای تثبیتشدهٔ مرد قانونگریز یا شرور فراتر میروند.
جان وایلدر نیز برای نمایش خشم و سرخوردگی تد، مصالح لازم را فراهم میکند، اما شخصیت او عمق چندانی فراتر از واکنش به رخدادها پیدا نمیکند. چهرههای فرعی بیشتر به پیشبرد نقشهها و ایجاد خطر کمک میکنند تا آنکه زندگی مستقل و بهیادماندنی بیابند. همین مسئله سبب میشود فضای فیلم از نظر انسانی کمی کمجان بماند: مخاطب میداند چه کسی در برابر چه کسی ایستاده، اما کمتر با جهان خصوصی شخصیتها آشنا میشود.
بازیها نهفقط از کمبود فرصت برای رشد نقشها آسیب میبینند، بلکه در چند مورد به همان لحن مستقیم و کمپیرایهای بسنده میکنند که با تولید سریع و جمعوجور فیلم سازگار است. تصویر و صحنههای رویارویی فیلم سیاهوسفید است و از منظرهها و فضای آشنای وسترن برای حفظ حس مرزی و ناآرام قصه استفاده میکند.
قابها بیش از آنکه در پی ترکیببندی چشمگیر یا بیان بصری پیچیده باشند، کارکردی عملی دارند: شخصیتها را روبهروی هم میگذارند، تهدید را روشن میکنند و موقعیت را سریع قابلفهم میسازند. نتیجه، تصویری ساده و بیتکلف است که با روح فیلم کمهزینه تناسب دارد، اما کمتر لحظهای به یادماندنی میآفریند.
« این عناصر سرگرمکنندهاند، ولی تازگی چشمگیری ندارند. »
قوتها و کاستیها
رویاروییهای مسلحانه نیز با همین منطق پیش میروند. آنها برای حفظ ضرباهنگ و بالا بردن خطر به کار میآیند، نه برای ساختن تعلیقی بصری یا خشونتی تأملبرانگیز. برخی صحنههای اکشن بهسبب اجرای شتابزده و فنون قدیمی، امروز بیش از آنکه پرتنش باشند، نشانههایی از زمانهٔ تولید خود به نظر میرسند.
بااینحال، فیلم در استفاده از برخوردهای وسترنی زیادهروی نمیکند و اجازه نمیدهد اکشن کاملاً بر کشمکش خانوادگی سایه بیندازد. جمعبندی «Five Guns to Tombstone» وسترنی کوچک و سرراست است که نیروی اصلی خود را از تقابل میان رستگاری فردی، وفاداری خانوادگی و سوءظن اجتماعی میگیرد. رابطهٔ بیلی و مت، و پیامد آن برای تد، به قصه هستهای دراماتیک میدهد؛ ریتم سریع و موقعیتهای دوپهلو نیز آن را برای تماشای بیدردسر مناسب میکند.
در برابر، شخصیتپردازی محدود، بازیهای کمفروغ، پیشبینیپذیری روایت و صحنههای اکشن تاریخگذشته مانع از آن میشوند که فیلم به اثری متمایز در ژانر بدل شود. ارزش آن بیش از همه در کارکرد جمعوجورش است: وسترنی کوتاه که ایدهٔ بازگشت به زندگی درست را در قالبی آشنا و بیپیرایه دنبال میکند، بیآنکه ادعای بازآفرینی قواعد ژانر را داشته باشد.
« رویاروییهای مسلحانه نیز با همین منطق پیش میروند. »



ثبت دیدگاه