نقد و بررسی
نقد بونوبو (Bonobo) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مواجههٔ دو جهان «Bonobo» فیلمی کمدیـدرام از Matthew Hammett Knott است که تعارضی آشنا را در موقعیتی نامتعارف قرار میدهد: مادری نگران میخواهد دخترش را به مسیری بازگرداند که خودش آن را امن و معقول میداند، اما دختر از همان مسیر فاصله گرفته است. جودیت، بیوهای منضبط و سختگیر، با پیوستن لیلی به کمونی که از شیوهٔ زندگی بونوبوها الهام میگیرد، غافلگیر میشود.
برای جودیت، این تصمیم نشانهٔ گمکردن راه است؛ برای لیلی، راهی برای آزمودن انتخابهای خودش. برخورد این دو نگاه، موتور اصلی فیلم است و داستان را از یک کشمکش خانوادگی ساده فراتر میبرد. «Bonobo» هم از تفاوت نسلها میگوید و هم از دشواری پذیرفتن این حقیقت که عشق، حتی وقتی نیتش خیر است، میتواند به شکل کنترل ظاهر شود.
فیلم در سال ۲۰۱۴ ساخته شده و در گونهٔ کمدیـدرام قرار میگیرد. کمون؛ پناهگاه یا آزمایشگاه؟ کمون در این فیلم صرفاً پسزمینهای رنگارنگ برای ماجرا نیست؛ فضایی است که قواعد بیرون از آن را به پرسش میگیرد. اعضا با الهام از تصویری آرمانیشده از زندگی بونوبوها، بر صمیمیت، رهایی از رقابت و شعار «عشق بورز، نه جنگ» تأکید دارند.
برای جودیت، این الگو در آغاز بیش از آنکه راهحل به نظر برسد، تهدیدی برای نظم و وقار آشنای اوست. همین فاصله میان برداشت او و ادعای اعضای کمون، موقعیتی طنزآمیز میآفریند و به فیلم اجازه میدهد باورهای هر دو سوی ماجرا را به محک بگذارد. بااینحال، کمون نه تصویری بینقص از آزادی است و نه صرفاً کاریکاتوری از گروهی سادهدل.
« برای جودیت، این تصمیم نشانهٔ گمکردن راه است؛ برای لیلی، راهی برای آزمودن انتخابهای خودش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایدهٔ فیلم زمانی جالبتر میشود که نشان میدهد هر جماعتی، حتی اگر خود را رها از قیدهای معمول بداند، ناگزیر با مسئلهٔ مرزها، خواستههای متفاوت و دشواری همزیستی روبهرو میشود. این تناقض ظرفیت دراماتیک خوبی دارد: گاهی سخن گفتن از آزادی آسانتر از زیستن با پیامدهای واقعی آن است. فیلم از این موقعیت برای ساختن طنز استفاده میکند، هرچند همیشه فرصت نمییابد پیچیدگیهای این پرسش را تا انتها بکاود.
جودیت و لیلی؛ کشمکش بر سر استقلال هستهٔ عاطفی فیلم رابطهٔ مادر و دختر است، نه صرفاً تفاوت میان سبک زندگی متعارف و نامتعارف. جودیت میخواهد از لیلی محافظت کند، اما در این مراقبت، صدای مستقل دخترش را بهسادگی نمیشنود. در سوی دیگر، لیلی تصمیمی گرفته که مادرش آن را نسنجیده یا خطرناک میپندارد؛ اما فیلم بهجای آنکه او را تنها بهانهای برای تحول جودیت سازد، امکان میدهد اختلافشان از مسئلهای واقعی و خانوادگی سرچشمه بگیرد: آیا والدین میتوانند آیندهٔ فرزند بزرگسال خود را به جای او انتخاب کنند؟
رویارویی این دو زن زمانی اثرگذار است که پرسش از «حق با کیست؟» جای خود را به پرسش دشوارتری میدهد: هرکدام چه چیزی را از دیگری نمیبیند؟ جودیت به نظم و امنیت تکیه دارد، در حالی که لیلی از او میخواهد انتخابش را جدی بگیرد؛ اما فیلم بهدرستی نشان میدهد که استقلال، صرفاً با ترک یک مسیر ازپیشتعیینشده به دست نمیآید.
برای هر دو، شنیدن و پذیرفتن دیگری کار آسانی نیست. همین کشمکش، به قصه نیرویی انسانی میدهد که از شوخیهای مربوط به کمون فراتر میرود. بازیها و هماهنگی گروه Tessa Peake-Jones در نقش جودیت به فیلم تکیهگاهی محکم میدهد. بازی او بر واکنشهای کوچک و کنترلشده بنا شده است: نگاههای سنجیده، مکثهای معنادار و خویشتنداری زنی که به نظم بیرونی خو گرفته، اما در برابر جهانی ناآشنا قرار گرفته است.
« این تناقض ظرفیت دراماتیک خوبی دارد: گاهی سخن گفتن از آزادی آسانتر از زیستن با پیامدهای واقعی آن است. »
شخصیتها و اجرا
این بازی کمک میکند جودیت از قالب «مادر خشک و مخالف» بیرون بیاید و شخصیتی شود که فاصلهاش با دیگران را هم میتوان فهمید و هم به پرسش کشید. Josie Lawrence نیز در نقش آنیتا حضوری گرم و مطمئن دارد و با Peake-Jones تضادی دلپذیر میسازد. تفاوت انرژی این دو بازیگر به صحنههای مشترکشان جان میدهد، بیآنکه فیلم ناچار شود همهچیز را با گفتوگو توضیح دهد.
Eleanor Wyld در نقش لیلی پیوند عاطفی داستان را حفظ میکند و James Norton نیز در جمع بازیگران حضور دارد. هماهنگی گروه بهخصوص برای فضایی اهمیت دارد که بخش زیادی از جذابیتش به رفتار جمعی، واکنشهای متقابل و احساس حضور در یک اجتماع کوچک وابسته است. طنز دلنشین، نه همیشه هموار طنز «Bonobo» از برخورد آداب جودیت با رفتارهای آزادانهتر ساکنان کمون زاده میشود.
این تقابل، بهجای تکیهٔ کامل بر شوخیهای پرصدا، اغلب به معذببودن موقعیتها و فاصلهٔ میان انتظار و واقعیت متکی است. جودیت خود را در فضایی مییابد که قواعدش را نمیشناسد و نمیتواند با معیارهای همیشگیاش آن را تفسیر کند. چنین وضعیتی هم امکان خنده میسازد و هم شخصیت را در معرض آزمون قرار میدهد.
گرمای فیلم از همینجا میآید: کمون، با همهٔ غرابتش، به میدان نبردی سرد تبدیل نمیشود و رابطهٔ مادر و دختر نیز در تلخی محض فرو نمیرود. بااینهمه، لحن خودآگاهانهٔ اثر گاهی بیش از اندازه بر نامتعارفبودن ایده تکیه میکند. بعضی موقعیتها چنان به چشمکزدن به تماشاگر نزدیک میشوند که باورپذیری دراماتیکشان کاهش مییابد.
« Josie Lawrence نیز در نقش آنیتا حضوری گرم و مطمئن دارد و با Peake-Jones تضادی دلپذیر میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم معمولاً میداند چه چیزی در صحنه خندهدار است، اما همیشه نمیتواند اطمینان دهد که آن لحظه از دل شخصیتها و شرایطشان بهطور طبیعی برآمده است. ایدهای جسورانه با پرداختی محدود انتخاب موضوع فیلم بیتردید جسورانه است. پیوند دادن یک بحران خانوادگی با کمونی مبتنی بر فلسفهای نامتعارف، فرصتی فراهم میکند تا مفاهیمی چون آزادی، میل، صمیمیت و سازش از زاویهای طنزآمیز بررسی شوند.
فیلم همچنین از این موقعیت بهره میبرد تا نشان دهد هیچ الگوی آمادهای نمیتواند جای شناخت آدمها را بگیرد؛ نه زندگی متعارف لزوماً رضایتبخش است و نه شورش علیه آن، بهخودیخود پاسخ همهٔ پرسشها. اما ایدهٔ مرکزی گاه از استحکام روایی لازم برخوردار نیست. برای آنکه این تقابل کاملاً باورپذیر شود، لازم است انگیزههای اعضای کمون و چگونگی شکلگیری روابطشان جزئیات بیشتری پیدا کند.
فیلم برخی از آنان را بیش از اندازه در حد نشانههایی از یک سبک زندگی نگه میدارد؛ در نتیجه، جمع بهجای آنکه مجموعهای از شخصیتهای مستقل و چندوجهی باشد، گاهی به وسیلهای برای پیشبرد بحث اصلی تبدیل میشود. این کمبود، هم از وزن موقعیتهای کمون میکاهد و هم باعث میشود جهان بیرونی فیلم گاه بیش از حد سادهشده به نظر برسد.
شخصیتهای فرعی و فرصتهای ازدسترفته نقطهضعف مهم اثر، پرداخت محدود نقشهای فرعی است. کمون از نظر مفهومی فضایی زنده و سرشار از امکان به نظر میرسد، اما همهٔ اعضایش به یک اندازه مجال پیدا نمیکنند تا با ترسها، تناقضها و خواستههای ویژهٔ خود شناخته شوند. وقتی شخصیتهای اطراف جودیت و لیلی عمدتاً کارکردی روایی پیدا میکنند، دشوارتر میتوان باور کرد که کمون جامعهای پیچیده با تاریخ و روابط درونی مستقل است.
« ایدهای جسورانه با پرداختی محدود انتخاب موضوع فیلم بیتردید جسورانه است. »
قوتها و کاستیها
این محدودیت به مسئلهٔ اصلی فیلم هم پیوند میخورد. اگر اعضای جمع عمق بیشتری مییافتند، فیلم میتوانست تنش میان آرمان و عمل را دقیقتر بسنجد: آیا شعارهای مشترک در موقعیتهای دشوار دوام میآورند؟ چه کسی حق دارد قواعد اجتماع را تعریف کند؟ و آزادی فردی در برابر نیازهای دیگران تا کجا پیش میرود؟
فیلم نشانههایی از این پرسشها را پیش میکشد، اما همیشه آنها را به درامی کامل بدل نمیکند. حاصل، اثری است با ایدهای بهیادماندنی که بخشی از ظرفیت تأملی خود را بهتمامی به کار نمیگیرد. جمعبندی «Bonobo» کمدیـدرامی گرم و نامتعارف دربارهٔ فاصلهٔ میان نسلی و دشواری دوستداشتن بدون سلطهجویی است.
جذابیت اصلی آن در تقابل جودیت با جهانی تازه و در بازیهای هماهنگ بازیگران، بهویژه Tessa Peake-Jones و Josie Lawrence، نهفته است. فیلم با طنزی ملایم و فضایی صمیمی، رابطهای خانوادگی را به بستری برای پرسش از استقلال، انتخاب و پذیرش تبدیل میکند. در مقابل، کمعمقی برخی نقشهای فرعی، خودآگاهی گاه بیش از اندازهٔ لحن و پرداخت نهچندان قانعکنندهٔ ایدهٔ مرکزی، مانع از آن میشوند که اثر به عمق کامل موضوعش برسد.
بااینحال، «Bonobo» بهسبب جسارت در انتخاب موقعیت و نگاه همدلانهاش به کشمکش مادر و دختر، تجربهای سرگرمکننده و قابلتأمل باقی میماند؛ فیلمی که بیش از آنکه پاسخهای قطعی عرضه کند، مخاطب را به بازاندیشی دربارهٔ مرز میان مراقبت و کنترل دعوت میکند.
« این محدودیت به مسئلهٔ اصلی فیلم هم پیوند میخورد. »



ثبت دیدگاه