نقد و بررسی
نقد اوشی نو کو (【OSHI NO KO】) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ستارهای در ویترین، انسانی پشت نقاب «【OSHI NO KO】» با تصویری آشنا آغاز میشود: ستارهای محبوب، لبخندی درخشان، هوادارانی شیفته و جهانی که بهظاهر از موسیقی و رؤیا ساخته شده است. اما سریال خیلی زود نشان میدهد که این درخشش، سطحی صیقلی بر واقعیتی پیچیدهتر است؛ واقعیتی که در آن شهرت نه فقط آرزوها را محقق میکند، بلکه آنها را به کالا بدل میسازد.
داستان از پیوند پزشکی جوان با ستارهای نوجوان و رازی سرنوشتساز شکل میگیرد و سپس راه خود را به سوی جهان پرزرقوبرق و پرمخاطرهٔ سرگرمی باز میکند. بدون آنکه به افشای نقاط عطف داستان نیاز داشته باشد، همین مقدمه برای روشن شدن یکی از پرسشهای محوری سریال کافی است: چه چیزی از «خودِ واقعی» یک انسان باقی میماند، وقتی همه از او تصویری تماشایی میخواهند؟
آغاز پرقدرت و تغییر مسیر روایت قسمت آغازین، با زمان طولانیتر و ساختاری نزدیک به یک فیلم مستقل، از مهمترین برگهای برندهٔ اثر است. سریال در این بخش فرصت مییابد شخصیتها و فضای داستان را آرامآرام بنا کند، سپس با تغییر لحن و جابهجایی زاویهٔ دید، انتظارهای تماشاگر را به چالش بکشد.
این تغییر، صرفاً ترفندی برای غافلگیری نیست؛ اعلام میکند که با اثری روبهرو هستیم که ظاهر پرزرقوبرق سرگرمی را بهعنوان پوششی برای پرسشهایی جدیتر به کار میگیرد. قدرت این شروع در آن است که میان شوخی، اندوه و تعلیق رفتوآمد میکند و هر کدام را به بخشی از تجربهٔ شخصیتها پیوند میزند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین تغییرهای تند در ادامه گاه به نقطهضعف تبدیل میشوند. پس از آنکه قسمت نخست معیار بسیار بالایی برای شدت عاطفی و کشش داستانی تعیین میکند، بخشهایی از روایت ناگزیر آرامتر و کمتأثیرتر به نظر میرسند. این افت نسبی، لزوماً به معنای بیجاذبه شدن سریال نیست؛ بیشتر نشان میدهد که آغاز آن چنان پرقدرت است که سنجش ادامه را دشوار میکند.
شهرت بهمثابه صنعت سریال در پرداخت جهان سرگرمی، صرفاً به نمایش تمرین، اجرا و رقابت بسنده نمیکند. به سازوکارهایی میپردازد که پشت چهرهٔ عمومی هنرمندان قرار دارند: انتخاب نقش، تولید برنامه، شکلگیری تصویر رسانهای و فشار برای جلب توجه مخاطب. این جهان، آمیزهای از فرصت و بهرهکشی است؛ مسیری که میتواند به افراد امکان دیدهشدن بدهد، اما در همان حال آنان را وادار کند مطابق خواست بازار و نگاه عمومی شکل بگیرند.
نگاه اثر به این صنعت نه کاملاً بدبینانه است و نه سادهانگارانه. رؤیاها و اشتیاق هنرمندان را جدی میگیرد، اما از نشان دادن هزینههای روانی و اجتماعی آنها نیز پرهیز نمیکند. هر شخصیت در این فضا باید به شکلی میان خواستهٔ شخصی و نقشی که از او انتظار میرود، تعادل برقرار کند. همین کشمکش، بحث سریال را از نقد کلیشهای «شهرت بد است» فراتر میبرد و به پرسشی ظریفتر میرساند: آیا میتوان در صنعتی مبتنی بر تصویر، بیآنکه خود را به تصویری مصرفپذیر فروکاست، به رؤیا رسید؟
شخصیتها و عاطفهٔ روایت از نقاط قوت مهم «【OSHI NO KO】» توجه آن به تفاوت انگیزهها و زخمهای شخصیتهاست. آنان صرفاً مهرههایی برای پیشبرد معما یا نمایش چهرههای گوناگون صنعت نیستند؛ گذشته، جاهطلبی، ترس و نیازهای متفاوتی دارند. این تفاوتها به روابط میانشان وزن میبخشد و سبب میشود رقابت و همکاری، هر دو، از دل شخصیتها برآیند؛ نه آنکه فقط برای ایجاد هیجان به داستان افزوده شوند.
« بااینحال، همین تغییرهای تند در ادامه گاه به نقطهضعف تبدیل میشوند. »
شخصیتها و اجرا
وجه عاطفی سریال نیز هنگامی مؤثرتر است که به جای اتکا به اندوه آشکار، از فاصلهٔ میان احساس درونی و رفتار بیرونی بهره میگیرد. لبخند ممکن است بخشی از حرفه باشد و سکوت، گاه بیش از یک اعتراف صریح معنا داشته باشد. این تضاد با فضای شهرت تناسبی ویژه دارد: تماشاگران با چهرهای عمومی روبهرو هستند، درحالیکه انسان پشت آن چهره الزاماً همان کسی نیست که دیده میشود.
بااینحال، همهٔ لحظههای احساسی به یک اندازه ظریف نیستند؛ بعضی صحنهها با تأکید ملودراماتیک، معنایی را که پیشتر منتقل شده دوباره برجسته میکنند. ریتم، ژانر و تعادل ناپایدار ساختار سریال از معما، درام، کمدی و عناصر مربوط به جهان سرگرمی بهره میگیرد. این تنوع، روایت را زنده نگه میدارد و اجازه نمیدهد اثر به یک مسیر واحد محدود شود.
طنز، بهویژه در موقعیتهایی که شخصیتها با فاصلهای انتقادی به حرفه و تصویر عمومی خود نگاه میکنند، میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم روشنگر. اما پیوند این لحنها همیشه بینقص نیست. گاهی شوخی درست در همسایگی موقعیتی جدی قرار میگیرد و از شدت آن میکاهد؛ گویی سریال هنوز میان میل به سرگرمکردن و نیاز به مکث عاطفی تصمیم قطعی نگرفته است.
ریتم نیز در طول فصل یکنواخت نمیماند. برخی بخشها با تمرکز بر شخصیتها و سازوکارهای پشتصحنه، آرامتر پیش میروند و ممکن است برای تماشاگرانی که در انتظار تعلیق پیوستهاند، کمکشش جلوه کنند. در عوض، همین مکثها امکان میدهند جهان داستان از یک رشته اتفاقهای پرهیجان فراتر برود و جزئیات بیشتری از حرفهها، روابط و فشارهای آن آشکار شود.
« لبخند ممکن است بخشی از حرفه باشد و سکوت، گاه بیش از یک اعتراف صریح معنا داشته باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله آن است که همهٔ این بخشها به یک اندازه دراماتیک یا تازه نیستند و گاه روایت میان پیشبرد معما و گسترش جهان خود نوسان میکند. تصویر، موسیقی و زبان بصری اجرای تصویری سریال با تضاد میان جلوهٔ عمومی و واقعیت پنهان هماهنگی دارد. نورهای صحنه، رنگهای زنده و قابهای پرتحرک، انرژی جهان اجرا و رسانه را منتقل میکنند؛ در مقابل، لحظات درونیتر با تغییر رنگ، ترکیببندی و شدت نور، احساسی متفاوت مییابند.
چشمها و حالت چهرهها در این زبان بصری اهمیت ویژه دارند: نگاه میتواند هم ابزار اجرا باشد و هم دریچهای به احساساتی که شخصیت میکوشد پنهان کند. این توجه به تصویر به موسیقی نیز گسترش مییابد. قطعات پرانرژی، جهان پرهیاهوی شهرت را بازتاب میدهند، اما اثر فقط به جذابیت شنیداری آنها تکیه نمیکند؛ موسیقی گاه در کنار تصویر، تناقض میان شور بیرونی و فشار درونی را برجسته میسازد.
طراحی بصری و صوتی در مجموع به سریال هویتی روشن میبخشد، هرچند گاهی تأکیدهای پررنگ و نمایشی آن میتواند احساسات را بیش از اندازه هدایت کند و فضای تفسیر آزاد را محدود سازد. تعلیق و محدودیتهای درام هستهٔ رازآلود داستان به روایت نیروی پیشبرنده میدهد و پیوند میان گذشته، شهرت و انگیزههای شخصیتها را در کانون توجه نگه میدارد.
سریال معمولاً اطلاعات را چنان توزیع میکند که کنجکاوی تماشاگر حفظ شود، بیآنکه هر پرسش فوراً پاسخ بگیرد. همین روش، حسِ ناآرامی و جستوجو را تقویت میکند و با مضمون اصلی اثر، یعنی فاصلهٔ میان آنچه دیده میشود و آنچه پنهان مانده، همخوان است. بااینحال، برخی پیچشها به اندازهٔ بهترین لحظات آغازین، غافلگیرکننده نیستند.
« تصویر، موسیقی و زبان بصری اجرای تصویری سریال با تضاد میان جلوهٔ عمومی و واقعیت پنهان هماهنگی دارد. »
قوتها و کاستیها
گاه مسیر دراماتیک چنان به سوی تأکید آشکار بر یک احساس یا پیام پیش میرود که تماشاگر میتواند جهت حرکت آن را حدس بزند. این انتخاب ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از حد نمایشی جلوه کند، بهویژه هنگامی که روایت به جای اعتماد به سکوت و جزئیات، بر شدت واکنشها تکیه میکند. در نتیجه، سریال در لحظات آرام و مشاهدهگرانه گاه پیچیدهتر و رساتر از لحظات پرهیاهوی خود است.
جمعبندی «【OSHI NO KO】» اثری جذاب دربارهٔ شهرت، اجرا و بهای دیدهشدن است؛ سریالی که پشت درخشش صحنه، سازوکارهای انسانی و تجاری آن را میجوید و در بهترین لحظات، به تصویری تأملبرانگیز از هویت در عصر نمایش میرسد. آغاز پرکشش، شخصیتهای چندلایه، فضاسازی چشمنواز و پیوند معما با نقد اجتماعی، آن را از یک درام معمولی دربارهٔ هنرمندان جوان متمایز میکند.
در برابر این امتیازها، نوسان لحن، افت نسبی کشش پس از شروعی خیرهکننده و برخی لحظات ملودراماتیکِ بیش از حد آشکار قرار میگیرند. بااینهمه، سریال در مجموع بهواسطهٔ پرسشهایی که طرح میکند و شخصیتهایی که در پی یافتن جایگاه خود میان زندگی خصوصی و تصویر عمومیاند، اثری قابلتوجه باقی میماند.
تماشای آن نه فقط برای دنبالکردن یک راز، بلکه برای دیدن آن چیزی ارزش دارد که پشت لبخندهای بینقص و نورهای صحنه پنهان میماند.
« در نتیجه، سریال در لحظات آرام و مشاهدهگرانه گاه پیچیدهتر و رساتر از لحظات پرهیاهوی خود است. »



ثبت دیدگاه