نقد و بررسی
نقد مومیاییِ هو-تپ (Bubba Ho-tep) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامحتمل، اجرایی جدی «Bubba Ho-tep» فیلمی است که عنوان و طرحش چنان نامعقولاند که بهسادگی میشد آن را به هجویهای پرهیاهو و زودگذر فروکاست: الویس پریسلیِ سالخورده و جان اف. کندی در آسایشگاهی در تگزاس، در برابر مومیاییای باستانی. اما دون کاسکارلی، نویسنده و کارگردان فیلم، بهجای آنکه صرفاً به شوخیِ مرکزی تکیه کند، آن را با جدیتی غریب میسازد؛ جدیتی که نه از خندهداری ایده میکاهد و نه تلخی نهفته در آن را پنهان میکند.
فیلم از داستان کوتاه جو آر. لنسدیل اقتباس شده و نیروی اصلیاش از همین برخورد ناموزون میان افسانه، وحشت و واقعیت جسمانی پیری میآید. آسایشگاه؛ صحنهای برای روزهای واپسین خانهٔ سالمندان فیلم صرفاً پسزمینهٔ ماجراجویی نیست؛ جهانی بسته و فرسوده است که ساکنانش در آن بهآرامی از حافظه و توجه دیگران بیرون رانده میشوند.
راهروهای خاموش، اتاقهای کمجان و روزمرگیهای تکرارشونده، حسی از انتظار میسازند: انتظار برای ملاقات، برای خبری تازه، یا برای پایان. این فضا به فیلم اجازه میدهد موضوعاتی چون تنهایی، وابستگی جسمانی و بیاعتنایی اجتماعی را در دل یک قصهٔ هیولایی جا دهد. در چنین محیطی، قهرمانبودن شکلی نامتعارف پیدا میکند.
« کندی در آسایشگاهی در تگزاس، در برابر مومیاییای باستانی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
الویس و همراهش نه جواناند، نه چابک و نه برخوردار از نیرویی افسانهای. بدنهایشان محدودیتهای خود را آشکار میکنند و همین محدودیتها فاصلهای طنزآمیز میان اسطورهٔ قهرمان و واقعیت تنِ فرسوده میسازند. اما فیلم این فاصله را به تمسخر صرف بدل نمیکند؛ پیری را نه فقط منبع شوخی، بلکه تجربهای دشوار و انسانی میبیند.
بروس کمپبل و اسطورهٔ فرسوده بروس کمپبل نقش الویسی را بازی میکند که ادعا دارد هویت واقعیاش را در گذشته از دست داده و اکنون در آسایشگاهی دورافتاده روزگار میگذراند. اجرای او بر تقلید صِرف از چهره و لحن یک ستاره بنا نشده است. کمپبل میان شکوه بهیادماندهٔ «پادشاه» و مردی که با ضعف، حسرت و تنهایی روبهروست، رفتوآمد میکند.
گاهی ردّی از اعتمادبهنفس صحنهای الویس دیده میشود و گاهی مردی که از خویشتن و از فرصتهای ازدسترفتهاش میپرسد. همین دوگانگی به شخصیت جان میدهد. ادعای او دربارهٔ گذشته میتواند در نگاه نخست شوخیای بزرگ باشد، اما بازی کمپبل آن را چنان صادقانه پیش میبرد که تماشاگر بهجای توقف بر ناممکنبودنش، به تنهایی و نیاز او به باورپذیرفتهشدن توجه میکند.
« الویس و همراهش نه جواناند، نه چابک و نه برخوردار از نیرویی افسانهای. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، هویت الویس در فیلم فقط یک ترفند کمدی نیست؛ پرسشی است دربارهٔ اینکه انسان پس از خاموششدن شهرت و نقشهای اجتماعیاش، چه چیزی از خود باقی میبیند. آزی دیویس و رفاقت نامتعارف آزی دیویس در نقش جک، مردی که خود را جان اف. کندی میداند، نقطهٔ تعادل مهمی برای انرژی کمپبل است. حضور آرامتر و متینتر او با لحن پرتحرک و گاه خودنمایانهٔ الویس تضاد دارد؛ تضادی که هم سرچشمهٔ طنز است و هم به شکلگیری رابطهای باورپذیر کمک میکند.
هریک از این دو شخصیت با روایتی ناممکن از گذشتهٔ خود زندگی میکند، اما فیلم بیش از آنکه بخواهد ادعاهایشان را داوری کند، به پیوندی میپردازد که میان دو آدم طردشده شکل میگیرد. بخش مهمی از جذابیت فیلم در صحنههای مشترک آنهاست. بازیگران دیالوگهای عجیب و گاه بیپروا را با چنان اطمینانی ادا میکنند که شوخیها از حالت چشمکزدن به تماشاگر بیرون میآیند و در جهان فیلم جا میگیرند.
طنز از همین پذیرش بیتردیدِ موقعیت برمیخیزد: شخصیتها در دل وضعیتی مضحک، زندگی خود را جدی میگیرند. پیوندشان نیز به ماجراجویی معنا میدهد؛ نجات دیگران برای آنها راهی است تا در روزگاری که گمان میکنند دیگر کسی به حسابشان نمیآورد، بار دیگر عاملیت پیدا کنند. طنز سیاه؛ میان خنده و اندوه «Bubba Ho-tep» از شوخیهای زمخت، بدنی و نامتعارف پرهیز نمیکند.
« آزی دیویس و رفاقت نامتعارف آزی دیویس در نقش جک، مردی که خود را جان اف. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی از آنها عمداً از مرز ذوق متعارف عبور میکنند و همین ویژگی میتواند برای تماشاگرانی که با طنز بیپروا همراه نیستند، خستهکننده یا تکراری شود. فیلم گاهی چنان بر لحن عجیب خود پافشاری میکند که شوخیای که بار نخست اثرگذار بوده، در تکرار تازگیاش را از دست میدهد. بااینحال، همین بیپروایی بخشی از هویت اثر است و آن را از کمدیهای مؤدب و قابلپیشبینی جدا میکند.
لایهٔ مؤثرتر فیلم در جایی پدیدار میشود که خنده آرامآرام با اندوه درمیآمیزد. قصه به شکلی غیرمنتظره از گذر عمر، خاطره و ناتوانی در بازگرداندن گذشته سخن میگوید. قهرمانانی که زمانی در تخیل عمومی جایگاهی بزرگ داشتهاند، اکنون با محدودیتهای روزمره و خاطرات خود تنها ماندهاند. فیلم از این تضاد برای ایجاد احساساتی واقعی بهره میگیرد، بیآنکه لحن سرگرمکنندهاش را کنار بگذارد.
این آمیزه، مهمترین دستاورد عاطفی اثر است. مومیایی و محدودیتهای قصه مومیایی تهدید اصلی داستان و موتور حرکت بخش وحشتآمیز آن است، اما حضور نسبتاً محدودش باعث میشود فیلم در ساخت تعلیق همیشه به اندازهٔ ایدهاش موفق نباشد. خطر گاه در حاشیه میماند و توجه تماشاگر دوباره به دو شخصیت اصلی و زندگی روزمرهٔ آسایشگاه برمیگردد.
« بااینحال، همین بیپروایی بخشی از هویت اثر است و آن را از کمدیهای مؤدب و قابلپیشبینی جدا میکند. »
قوتها و کاستیها
از یک سو، این انتخاب به فیلم فرصت میدهد رابطهها و فضای فرسودهاش را پرورش دهد؛ از سوی دیگر، کسانی که انتظار رویارویی پرتحرکتر و حضور پیوستهتر هیولا را دارند، ممکن است احساس کنند قصه از ظرفیت ژانری خود کمتر بهره میگیرد. روایت نیز همیشه از ایدهٔ مرکزی فراتر نمیرود. طرح بهیادماندنی و بازیهای اصلی بار زیادی را بر دوش میکشند و در بخشهایی، داستان بیشتر بهانهای برای تماشای موقعیتها و گفتوگوهای نامتعارف است تا ساختاری پیوسته و رو به گسترش.
این ضعف بهویژه زمانی آشکار میشود که هیجان آغازین ایده فروکش میکند. بااینهمه، فیلم نیازی ندارد به داستانی پرپیچوخم بدل شود تا هویت خود را حفظ کند؛ قوتش عمدتاً در برخورد شخصیتها و حالوهوای خاص آنهاست. سبک و جهان فیلم کارگردانی کاسکارلی بهجای صیقلدادن بیش از اندازهٔ جهان اثر، با فضای کهنه و کمرمق آن همراه میشود.
این انتخاب، آسایشگاه را از محیطی خنثی به مکانی بدل میکند که خود حامل معنای داستان است: جایی دور از مرکز توجه، با ساکنانی که جهان بیرون بهسادگی فراموششان میکند. فیلم از تقابل میان این رخوت و حضور هیولایی افسانهای بهره میبرد و از دل آن هم موقعیتهای کمیک میسازد و هم حس تهدید.
« روایت نیز همیشه از ایدهٔ مرکزی فراتر نمیرود. »
جمعبندی
در عین حال، این اثر بیش از آنکه بر جلوههای پرشکوه تکیه کند، به لحن، چهرهها و گفتوگوهایش متکی است. همین اتکا به شخصیتها، آن را صمیمی و متمایز میکند، اما گاهی نیز محدودیتهای داستان را پررنگتر نشان میدهد. تماشاگرانی که برای تماشای هیولایی پرحضور و صحنههای وحشت پیاپی آمدهاند، احتمالاً فیلم را کمتحرکتر از انتظار خواهند یافت؛ کسانی که به کمدی سیاه و شخصیتمحور علاقه دارند، بیشتر از همین خلوت و غرابت آن بهره میبرند.
جمعبندی «Bubba Ho-tep» فیلمی نامتعارف است که جذابیتش به همان اندازه که از ایدهٔ عجیب خود میآید، از جدیتی میآید که پشت آن پنهان کرده است. بروس کمپبل و آزی دیویس با بازیهایی دقیق و بیتکلف، شوخیهای نامعمول را به رابطهای انسانی پیوند میزنند؛ رابطهای که در سایهٔ پیری و فراموششدن معنا پیدا میکند.
حضور کمرنگ مومیایی، افتوخیز روایت و تکرار برخی شوخیها از کاستیهای واقعی فیلماند، اما لحن یکه و اندوه آرامی که زیر سطح خنده جریان دارد، اثر را در ذهن نگه میدارد. حاصل، نه وحشتی تمامعیار است و نه کمدیای هموار، بلکه قصهای دربارهٔ دو مرد سالخورده است که در جهانی آمادهٔ نادیدهگرفتنشان، برای دیگران و برای معنای زندگیشان میایستند.
« در عین حال، این اثر بیش از آنکه بر جلوههای پرشکوه تکیه کند، به لحن، چهرهها و گفتوگوهایش متکی است. »



ثبت دیدگاه