نقد و بررسی
نقد مسابقات بسکتبال المپیک 2024 (Paris 2024 Olympic Opening Ceremony) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آیینی در اندازهٔ شهر مراسم افتتاحیهٔ بازیهای المپیک پاریس ۲۰۲۴ بیش از آنکه نمایشی در یک ورزشگاه باشد، کوششی برای تبدیل شهر به صحنهای واحد بود. در ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، کاروان ورزشکاران با قایق از مسیر رود سن گذشت و برنامه در امتداد بناها و نشانههای شهری پاریس گسترش یافت. این انتخاب، قرارداد آشنای مراسمهای افتتاحیه را کنار زد: تماشاگر دیگر از یک جایگاه ثابت به رویدادی محصور نمینگریست، بلکه شهر خود به بخشی از قاب بدل میشد.
مراسم به کارگردانی Thomas Jolly شکل گرفت و برنامهٔ هنری آن در دوازده بخش، تاریخ و فرهنگ فرانسه را با جشن گردهمایی ورزشکاران جهان پیوند میداد. رود سن؛ صحنهای زنده و پیشبینیناپذیر بزرگترین دستاورد ایدهٔ مرکزی مراسم، استفاده از رود سن بهعنوان راهرویی نمایشی بود. قایقها حامل ورزشکاران بودند و در عین حال، حرکت آنها ریتمی پیوسته برای روایت میساخت؛ حرکت از نقطهای به نقطهٔ دیگر، تماشاگر را در جغرافیای شهر شریک میکرد.
پاریس در این اجرا پسزمینهای تزئینی نبود: پلها، نماهای تاریخی و امتداد رودخانه، مادهٔ خام نمایش به شمار میرفتند. چنین انتخابی به مراسم هویتی میبخشید که در یک استادیوم، هرقدر هم باشکوه، بهدستآمدنی نبود. اما همین گستردگی، هزینهای اجرایی داشت. فاصلهها و پراکندگی صحنهها تمرکز را دشوار میکرد و برخی لحظهها از دیدِ تماشاگران حاضر در قایقها یا دوربینهای تلویزیونی بهخوبی دیده نمیشدند.
« چنین انتخابی به مراسم هویتی میبخشید که در یک استادیوم، هرقدر هم باشکوه، بهدستآمدنی نبود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرچه قاب بزرگتر میشود، کنترل توجه مخاطب دشوارتر است: معماری و چشمانداز شهری گاه بر خود اجرا غلبه میکردند، و گاه کنش هنری در پهنهٔ رود و میان نقاط متعدد کمرنگ میشد. روایت موزاییکی از فرانسه برنامه هنری کوشید هویت فرانسه را نه در قالب یک درس تاریخی پیوسته، بلکه از راه مجموعهای از تصویرها، صداها و ارجاعات فرهنگی بازنمایی کند.
بخشهای گوناگون، از نشانههای تاریخی و ادبی تا موسیقی و اجراهای معاصر، در کنار هم قرار گرفتند. این شیوه به مراسم انرژی و تنوع میداد و از یکنواختشدن آن جلوگیری میکرد؛ اما در عوض، روایت واحد و روشنی که همهٔ قطعهها را به هم بدوزد همیشه شکل نمیگرفت. حاصل، بیشتر موزاییکی پرتحرک بود تا داستانی خطی.
این پراکندگی را میتوان هم نقطهضعف دانست و هم انتخابی آگاهانه. فرانسه در این بازنمایی، مجموعهای یکدست و بیتعارض نبود؛ سنت و معاصر، شکوه رسمی و بازیگوشی، هنر والا و فرهنگ عامه در کنار هم مینشستند. همین ناهمگونی به اثر نوعی زندهبودن میداد، هرچند تماشاگرانی که انتظار روایتی سرراست داشتند ممکن بود در رفتوآمد میان بخشها رشتهٔ معنا را گم کنند.
« بخشهای گوناگون، از نشانههای تاریخی و ادبی تا موسیقی و اجراهای معاصر، در کنار هم قرار گرفتند. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی و نیروی اجرا موسیقی یکی از ابزارهای اصلی مراسم برای حفظ شور و تغییر حالوهوا بود. حضور هنرمندان فرانسوی و بینالمللی، دامنهٔ صوتی برنامه را وسیع کرد و به آن امکان داد میان لحنهای متفاوت حرکت کند. اجراهایی با انرژی صحنهای بالا، از جمله حضور Gojira، و لحظههای آوازی آرامتر، مانند اجرای پایانی Céline Dion، نشان میدادند که موسیقی در اینجا صرفاً وقفهای میان بخشهای تشریفاتی نیست؛ بخشی از زبان نمایشی اثر است.
بااینحال، تنوع موسیقایی همیشه به وحدت نمیانجامید. تغییر سریع سبک و لحن گاه پیوند میان بخشها را سست میکرد و بعضی اجراها بیش از آنکه در دل یک مسیر روایی جای بگیرند، چون قطعههایی مستقل به نظر میرسیدند. در قالبی چنین بلند و پراکنده، موسیقی هم نیروی محرک بود و هم گاهی پوششی برای دشواری حفظ ریتم کلی.
شکوه بصری و محدودیت پخش نور غروب، انعکاسها و رنگهای شهر، امکان تصویری ویژهای فراهم کردند؛ تصویری که با گذشت زمان و تغییر روشنایی، حالوهوای مراسم را نیز دگرگون میکرد. پاریس در قابهای گوناگون، گاه باشکوه و رسمی و گاه پرجنبوجوش و مردمی جلوه میکرد. این تغییر طبیعی نور، ویژگیای بود که صحنهٔ شهری را از دکور ثابت جدا میکرد و حسِ رخدادی زنده و یگانه به آن میداد.
« موسیقی و نیروی اجرا موسیقی یکی از ابزارهای اصلی مراسم برای حفظ شور و تغییر حالوهوا بود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما چشمانداز وسیع، برای تلویزیون چالشی جدی بود. بیش از ۱۲۰ دوربین برای پوشش مراسم به کار رفتند، با این همه، کارگردان هنری Thomas Jolly پس از اجرا از پوشش تلویزیونی انتقاد کرد و گفت برخی لحظهها از دست رفتهاند. این ناهماهنگی میان مقیاس برنامه و تجربهٔ بیننده، تناقضی اساسی را آشکار میکرد: مراسم برای شهری واقعی طراحی شده بود، ولی مخاطبان فراوانی آن را از قابهای گزینششدهٔ پخش زنده تماشا میکردند.
در نتیجه، کیفیت تجربه به زاویهٔ دوربین و لحظهٔ انتخابشده وابسته میشد. آبوهوا و ریتم فرسوده بارندگی شدید، دشواریهای اجرایی و تماشایی را افزایش داد. خیسشدن مسیرها و لباسها و قرارگرفتن ورزشکاران و تماشاگران در فضای باز، از آسودگی آیینی مراسم کاست. باران میتوانست به تصویرها جلوهای دراماتیک ببخشد، اما در تجربهٔ انسانی، زیبایی بصری جای راحتی و آسایش را نمیگرفت.
اینجا طبیعت نه عنصری کاملاً مهارشده در طراحی، بلکه عاملی بود که محدودیتهای اجرای زنده در فضای باز را به رخ میکشید. طولانیبودن مراسم نیز مسئلهای جداگانه بود. حرکت کاروان در مسیری گسترده و قرارگرفتن اجراها در نقاط مختلف، مقیاسی چشمگیر میآفرید، اما پیوستگی را دشوار میکرد. بعضی لحظهها با مکثهای طولانی یا فاصلههای میان برنامهها همراه بودند و انرژیای که یک اجرا برمیانگیخت، پیش از رسیدن بخش بعدی فروکش میکرد.
« اما چشمانداز وسیع، برای تلویزیون چالشی جدی بود. »
قوتها و کاستیها
این ضعف، نتیجهٔ مستقیم همان جسارتی بود که مراسم را از قالب متعارف بیرون برده بود. همبستگی در کنار هویت ملی هر مراسم افتتاحیه ناگزیر میان دو خواسته حرکت میکند: معرفی میزبان و تأکید بر گردهمایی جهانی. پاریس ۲۰۲۴ این تنش را با کنار هم نشاندن نمادهای فرهنگی فرانسه و کاروانهای بینالمللی به نمایش گذاشت.
ورزشکاران در مسیر رودخانه، در دل شهری با هویتی تاریخی و آشکار، به یادآوری تصویریِ خصلت فراملی بازیها بدل شدند. پیام همبستگی در اینجا بیشتر از راه حضور و حرکت مشترک ساخته میشد تا از راه شعارهای توضیحی. در عین حال، جسارت هنری مراسم اجتنابناپذیرانه با تفاوت تفسیرها روبهرو شد. بعضی بخشها بهسبب نمادپردازی و لحن نمایشیشان واکنشهای متفاوتی برانگیختند.
این اختلاف برداشتها نشان میدهد که نمایش عمومی در مقیاس جهانی، نه معنایی یگانه دارد و نه میتواند همهٔ مخاطبان را با یک زبان بصری خطاب کند. چنین چندصداییای بخشی از مخاطرهٔ انتخابهای خلاقانه بود، هرچند گاهی حاشیهٔ تفسیر بر خودِ تجربهٔ هنری سایه انداخت. جمعبندی مراسم افتتاحیهٔ پاریس ۲۰۲۴ اثری جاهطلبانه و ناهموار است: جاهطلبانه، چون شهر را از پسزمینه به صحنه تبدیل میکند و از رود سن، نور غروب و بناهای پاریس برای ساخت تجربهای کمسابقه بهره میگیرد؛ ناهموار، چون گستردگی، طول زمان، باران و نابرابری پوشش تصویری، انسجام و آسودگی تماشا را بارها مختل میکنند.
« این ضعف، نتیجهٔ مستقیم همان جسارتی بود که مراسم را از قالب متعارف بیرون برده بود. »
جمعبندی
ارزش آن بیش از آنکه در اجرای بینقص هر بخش باشد، در تصور تازهای است که از مراسم افتتاحیه عرضه میکند: رویدادی که میخواهد ورزش، هنر و شهر را همزمان در قاب بگیرد. این تجربه همیشه به تعادل نمیرسد؛ گاه جلوهٔ بصری بر روایت میچربد و گاه تنوع اجراها انسجام را تضعیف میکند. بااینهمه، انتخاب رود سن بهعنوان محور حرکت، به مراسم شخصیتی ماندگار بخشید.
پاریس ۲۰۲۴ نه نمایشی بینقص، بلکه آزمایشی بزرگ و پرمخاطره بود؛ آزمایشی که جذابیتش از جسارت آن میآید و کاستیهایش نیز عمدتاً از همان جسارت سرچشمه میگیرند.
« این تجربه همیشه به تعادل نمیرسد؛ گاه جلوهٔ بصری بر روایت میچربد و گاه تنوع اجراها انسجام را تضعیف میکند. »



ثبت دیدگاه