نقد و بررسی
نقد زنها در دردسر (Women in Trouble) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از رازهایی که به هم میرسند «Women in Trouble» کمدیـدرامی گروهی از Sebastian Gutierrez است که چند زن را در لسآنجلس، میان بحرانهای شخصی، رازهای خانوادگی و موقعیتهایی نامنتظر کنار هم قرار میدهد. مکسین، درمانگری که زندگی زناشوییاش ناگهان ترک برمیدارد، با ماجرای ادی و دختر نوجوانش شارلوت نیز پیوند میخورد.
در سوی دیگر، هالی و بمبی با عاطفهای ناگفته دستوپنجه نرم میکنند و الکترا، بازیگر فیلمهای بزرگسالان، در برابر واقعیتی تازه و احساسی پنهان قرار میگیرد. آسانسور ازکارافتاده، تصادف جادهای و تلاطم یک پرواز، رشتههایی میشوند که این جهانهای پراکنده را به هم نزدیک میکنند، بیآنکه فیلم از همان ابتدا ادعا کند همهچیز را میتوان با نظمی بینقص در هم تنید.
ساختار فیلم به روایتهای موازی و برخوردهای اتفاقی تکیه دارد؛ الگویی که میتواند انرژی و غافلگیری بسازد، اما در اینجا همزمان بزرگترین نقطه قوت و ضعف اثر است. هر شخصیت با مسئلهای عاطفی یا خانوادگی وارد داستان میشود و قصهها بهتدریج از مسیر تصادف، گفتوگو و افشای رازها به یکدیگر نزدیک میشوند.
ایده جذاب است، اما اجرای آن همیشه از پراکندگی رها نمیشود: بعضی خطها فرصت مییابند شخصیتهایشان را بپرورانند، برخی دیگر بیشتر به نشانههایی برای اتصال بخشهای مختلف فیلم بدل میشوند. حاصل، روایتی پرجنبوجوش اما نابرابر است. ensemble بازیگران و مرکز ثقل فیلم در میان گروه بازیگران، Carla Gugino بهعنوان الکترا حضوری پرانرژی و مسلط دارد.
« حاصل، روایتی پرجنبوجوش اما نابرابر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او به شخصیتی که میتوانست صرفاً به مجموعهای از شوخیهای موقعیتی تقلیل یابد، سرزندگی و نوعی بازیگوشی میبخشد؛ همین توانایی است که کمک میکند فیلم، با وجود آشفتگی ساختاری، بارها دوباره جان بگیرد. Gugino میان اعتمادبهنفس بیرونی و آسیبپذیری پنهان شخصیت تعادل برقرار میکند و به الکترا کیفیتی میدهد که فراتر از موقعیت شغلی یا وضعیت عاطفیاش است.
دیگر بازیگران نیز به شکلهای متفاوت در فضای آشفته فیلم مشارکت میکنند. Sarah Clarke در نقش مکسین، واکنشی زمینیتر و کمنمایشتر به بحران نشان میدهد و Connie Britton به داستان خانوادگی وزنی جدیتر میدهد. Adrianne Palicki و Emmanuelle Chriqui نیز در رابطه پیچیده هالی و بمبی، عاطفهای را نمایندگی میکنند که زیر لایهای از شوخی و پنهانکاری باقی مانده است.
بااینحال، فیلم گاهی بهجای آنکه از توانایی گروه بازیگری برای خلق شخصیتهایی متمایز بهره ببرد، آنها را در خدمت موقعیتهای عجیبوغریب خود قرار میدهد. بازیها اغلب از مصالح نابرابر فیلم بهترند، اما همیشه نمیتوانند به همه شخصیتها عمق یکسانی ببخشند. زنان، پنهانکاری و دشواری گفتن حقیقت موضوع مشترک قصهها صرفاً بحران نیست، بلکه فاصله میان چیزی است که شخصیتها احساس میکنند و چیزی که به زبان میآورند.
مکسین با خیانتی روبهرو میشود که هم زندگی شخصیاش را متزلزل میکند و هم جایگاه حرفهایاش را در برابر مراجعانش پیچیده میسازد. در داستان ادی، دوریس و شارلوت، حقیقت خانوادگی چیزی بیش از یک راز است: سکوت بزرگسالان درباره گذشته، بر رابطه آنها با دختر نوجوان سایه انداخته است. در خط داستانی هالی و بمبی نیز ناگفتهها نه از جنس اطلاعات، بلکه از جنس میل و ترس از آشکارشدن احساساند.
« دیگر بازیگران نیز به شکلهای متفاوت در فضای آشفته فیلم مشارکت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم این موقعیتها را در قالبی کمیک و پرتحرک عرضه میکند، اما گاه بیش از آنکه پیامدهای عاطفی سکوت را بررسی کند، به خودِ راز بهعنوان موتور حرکت داستان علاقه نشان میدهد. بااینحال، در لحظههایی که شخصیتها ناچار میشوند حرف بزنند، ایده محوری اثر روشنتر میشود: گرفتاری بیرونی میتواند فرصتی برای مواجهه با آن چیزی باشد که فرد مدام از بیانش طفره رفته است.
این نگاه زمانی اثرگذار است که از دل شخصیتها برآید؛ زمانی که صرفاً به تصادف و تصنع متکی باشد، به شعار یا تمهیدی برای پیشبرد قصه نزدیک میشود. کمدی نامتعارف و مرز میان جسارت و اغراق «Women in Trouble» از لحن خلوچل و اغراقآمیز خود آگاه است. شخصیتها در موقعیتهایی گرفتار میشوند که گاهی واقعگرایی را کنار میگذارند و به سمت کمدی تصادف، سوءتفاهم و برخوردهای نامحتمل میروند.
آسانسور، جاده و هواپیما نه فقط مکانهایی برای وقوع حادثه، بلکه ابزارهایی برای فشردهکردن آدمها در کنار یکدیگرند. این طراحی میتواند لحظههای بامزهای بسازد، بهویژه هنگامی که جدیت شخصیتها با بیمنطقی شرایط اطرافشان تضاد پیدا میکند. اما فیلم همیشه در کنترل این لحن موفق نیست. بعضی موقعیتها آنقدر بر اتفاقات عجیب تکیه دارند که پیوندشان با تجربه عاطفی شخصیتها سست میشود.
شوخیهای جنسی نیز در بخشهایی از فیلم بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت زاده شوند، حالتی تحمیلی پیدا میکنند. در نتیجه، مرز میان شوخی بیپروا و شوخی صرفاً تحریکآمیز همیشه روشن نیست. این ناهمواری برای تماشاگرانی که با کمدی نامتعارف و بازیگوشانه همراه میشوند احتمالاً بخشی از جذابیت اثر است؛ برای دیگران ممکن است نشانهای از ناپختگی در انتخاب لحن باشد.
« کمدی نامتعارف و مرز میان جسارت و اغراق «Women in Trouble» از لحن خلوچل و اغراقآمیز خود آگاه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، پیوند داستانها و محدودیتهای روایت فیلم با رفتوآمد میان قصههای متعدد میکوشد ریتمی تند و زنده بسازد. این جابهجاییها در بهترین لحظات حس شهری آکنده از برخوردهای پیشبینیناپذیر ایجاد میکنند؛ گویی بحران یک شخصیت، بیآنکه او بداند، به مسیر زندگی دیگری گره خورده است. همین ایده ظرفیت سرگرمکنندهای دارد و اجازه میدهد اثر از یک درام خانوادگی واحد فراتر رود و تصویری چندوجهی از تنهایی، میل، خجالت و نیاز به صمیمیت ارائه کند.
بااینحال، اتصال داستانها گاه بیشتر مکانیکی است تا ارگانیک. شخصیتها به هم میرسند، اما هر برخورد الزاماً به تحول یا فهم تازهای نمیانجامد. برخی خطها در حاشیه میمانند یا پیش از آنکه به اندازه کافی شکل بگیرند، جای خود را به قصهای دیگر میدهند. این گسست باعث میشود پایانبندی عاطفی همه مسیرها به یک اندازه قانعکننده نباشد؛ نه به این معنا که فیلم از مسیر خود خارج میشود، بلکه چون جمعبندی چندین رابطه و مسئله در زمانی محدود، مجال پرداخت کافی نمییابد.
در نتیجه، شلختگی روایی بخشی از بهای انتخاب ساختار گروهی فیلم است. فضای بصری و جهان مستقل فیلم فیلم جهانی کوچک و نسبتاً فشرده میسازد که در آن مکانهای روزمره به صحنههایی برای گرفتاری و افشاگری تبدیل میشوند. این سادگی به روایت کمک میکند سریع حرکت کند و تمرکز را بر بازیگران و برخوردهای کلامی نگه دارد.
از سوی دیگر، فضای لسآنجلس در این اثر بیش از آنکه تصویری جامع از شهر باشد، پسزمینهای برای زندگی آدمهایی است که در فاصلهای کوتاه از یکدیگر، درگیر بحرانهایی بسیار متفاوتاند. موضوع فیلم و حضور شخصیتهای فعال در صنعت سرگرمی بزرگسالان میتوانست زمینهای برای واکاوی نگاه جامعه به بدن، شهرت و صمیمیت فراهم کند.
« ریتم، پیوند داستانها و محدودیتهای روایت فیلم با رفتوآمد میان قصههای متعدد میکوشد ریتمی تند و زنده بسازد. »
قوتها و کاستیها
اثر گهگاه به این قلمرو نزدیک میشود، اما در مجموع بیشتر به انرژی ظاهری و موقعیتهای کمیک آن متکی است تا کاوشی عمیق و منسجم. همین امر سبب میشود تصویر زنان گاهی میان شخصیتپردازی و استفاده نمایشی از جذابیت ظاهری معلق بماند. این دوگانگی، هم بخشی از هویت جسورانه فیلم است و هم یکی از مواردی که ممکن است در تماشاگر احساس نارضایتی ایجاد کند.
جمعبندی «Women in Trouble» فیلمی نامنظم اما زنده است؛ اثری که ایده پیوند چند قصه را با بازیگرانی توانا و لحظههایی واقعاً سرگرمکننده همراه میکند، ولی همیشه نمیتواند اجزای پراکندهاش را به کلیتی استوار تبدیل کند. Carla Gugino به فیلم انرژی میبخشد و لحن بازیگوشانه آن گاه به کمدیای دلپذیر و غیرمتعارف میرسد.
در مقابل، برخی موقعیتها بیش از اندازه نامحتملاند، شوخیهای جنسی گاهی توی ذوق میزنند و چند خط داستانی از پرداخت کافی محروم میمانند. ارزش تماشای فیلم در همین ترکیب ناپایدار نهفته است: برای علاقهمندان به روایتهای گروهی، بازیگران پرشمار و کمدیهای مستقلِ بیپروا، تجربهای پرافتوخیز اما گاه مفرح فراهم میکند.
این اثر را بهتر است نه بهعنوان طرحی بینقص درباره راز و اعتراف، بلکه بهمثابه مجموعهای از برخوردهای عجیب، شخصیتهای گرفتار و لحظههایی دید که گاه از دل آشفتگیاش جرقه میزنند.
« همین امر سبب میشود تصویر زنان گاهی میان شخصیتپردازی و استفاده نمایشی از جذابیت ظاهری معلق بماند. »



ثبت دیدگاه