نقد و بررسی
نقد ولگردها (Strays) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که قلاده را باز میکند «Strays» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست در قلمرو فیلمهای خانوادگیِ شیرین درباره رفاقت انسان و سگ باقی بماند. این کمدیِ بیپرده، جهان را از زاویه دید چند سگ روایت میکند، اما بهجای آنکه بر لطافت آشنای این گونه داستانها تکیه کند، زبان تند، شوخیهای جنسی و موقعیتهای عامدانه زننده را به مرکز تجربهاش میآورد.
حاصل، فیلمی است که همزمان میخواهد سرگرمکننده، هجوآمیز و تا حدی عاطفی باشد؛ ترکیبی که گاهی بهخوبی جواب میدهد و گاهی از کنترل خارج میشود. داستان با رِجی آغاز میشود؛ سگی خوشقلب و سادهدل که پس از رهاشدن در خیابان، همچنان تصور میکند صاحبش او را دوست دارد و جداییشان حتماً سوءتفاهمی گذراست.
آشنایی با باگ، سگ ولگردی که آزادی را بر زندگیِ وابسته ترجیح میدهد، این باور را به چالش میکشد. در کنار آنها، مگی و هانتر نیز به گروه میپیوندند و سفرشان به فرصتی برای شناختن زندگی بیرون از خانه و بازنگری در رابطههای گذشته بدل میشود. فیلم مسیر کلی خود را پنهان نمیکند؛ جذابیتش بیشتر در تقابل شخصیتها و ماجراهای پرازدحامی است که در راه پیش میآیند.
طنز عامدانه رکیک و مخاطب محدود مهمترین انتخاب «Strays» در لحن آن نهفته است: تضاد میان ظاهر دوستداشتنی سگها و محتوای بیپروای شوخیها. فیلم بارها از همین فاصله برای ساختن طنز استفاده میکند؛ از یک سو، حیواناتی میبینیم که با رفتار و چهرهشان یادآور فیلمهای کودکانهاند و از سوی دیگر، گفتوگوها و موقعیتهایی که آشکارا برای مخاطب بزرگسال طراحی شدهاند.
« آشنایی با باگ، سگ ولگردی که آزادی را بر زندگیِ وابسته ترجیح میدهد، این باور را به چالش میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد گاه خندهآور است، چون انتظارات ما را بر هم میزند، اما فیلم آنقدر به این ابزار تکیه میکند که تازگیاش کمکم کاهش مییابد. شوخیهای رکیک نه حاشیهای، بلکه بخشی از هویت اثرند. بنابراین، تماشاگرانی که با چنین کمدیای راحت نیستند، احتمالاً نمیتوانند از زیر سایه آن بیرون بیایند.
برخی لطیفهها بهسرعت از ذهن میگذرند و برخی دیگر بیش از آنکه خلاق باشند، بر غافلگیری و بیپروایی تکیه دارند. فیلم در بهترین لحظههایش از همین جسارت برای شکستن کلیشههای فیلمهای حیوانمحور استفاده میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، صرفاً شدت شوخی را جایگزین ظرافت آن میسازد. سفر رِجی؛ از سادهدلی تا شناخت خود در زیر ظاهر پرهیاهوی اثر، قصهای درباره وابستگی و دیدن واقعیت رابطهها قرار دارد.
رِجی در آغاز، تصویری آرمانی از صاحبش در ذهن دارد و نشانههای بدرفتاری را به سود همان تصویر نادیده میگیرد. مواجهه او با جهان بیرون، این تصور را آرامآرام میفرساید. سفرش فقط جابهجایی از یک مکان به مکان دیگر نیست؛ مسیری است برای اینکه بفهمد وفاداری، اگر یکطرفه و همراه با تحقیر باشد، لزوماً نشانه عشق نیست.
این مضمون بالقوه جدی، به فیلم عمقی بیش از یک رشته شوخی پراکنده میدهد. بااینحال، «Strays» آن را با ظرافت روانشناختی چندانی نمیکاود. دگرگونی رِجی بیشتر از دل برخورد با موقعیتهای کمیک و معاشرت با همراهانش شکل میگیرد تا از تحلیل دقیق تجربه عاطفی او. در نتیجه، خط داستانی گاهی ساده و سرراست میشود؛ اما همین سادگی اجازه میدهد فیلم بار سنگینتر و جدیتری بر دوش خود نگذارد و در قالب کمدیِ ماجراجویانه باقی بماند.
« شوخیهای رکیک نه حاشیهای، بلکه بخشی از هویت اثرند. »
شخصیتها و اجرا
گروهی از شخصیتها و شیمی بازیگران رِجی و باگ دو نیروی متضاد فیلماند. رِجی با خوشبینی و اعتماد سادهاش نماینده نگاهی است که هنوز به مهربانی امید دارد؛ باگ با بدبینی و زبان تندش، استقلال را راه دفاع از خود میداند. کشمکش میان این دو، موتور اصلی بسیاری از صحنههای خندهدار است. حضور مگی و هانتر نیز به گروه تنوع میدهد: هرکدام گرفتاری و زاویه دید متفاوتی دارند و همین تفاوت، سفر را از همراهیِ صرف دو شخصیت فراتر میبرد.
صداپیشگی بازیگران در جاندادن به این شخصیتها نقش مهمی دارد. ویل فرل برای رِجی لحنی صمیمی و سادهدلانه برمیگزیند و جیمی فاکس با انرژی و طعنه، باگ را به شخصیتی پرجنبوجوش تبدیل میکند. آیسلا فیشر و رندل پارک نیز به مگی و هانتر رنگی مستقل میبخشند. تضاد میان بیان بازیگران، منش سگها و موقعیتهای اغراقآمیز، بارها به صحنهها نیروی کمیک میدهد.
بااینهمه، تکیه فیلم بر اجراها گاهی آشکارتر از پرداخت خود شخصیتهاست؛ گویی حضور بازیگران قرار است خلأ شوخیهایی را پر کند که بهتنهایی بهاندازه کافی جان ندارند. ریتم و ساختار: سرگرمیِ پرشتاب، اما نامنظم «Strays» وقت زیادی برای مقدمهچینی صرف نمیکند. داستان زود به حرکت میافتد و با مجموعهای از ماجراها و موقعیتهای تازه پیش میرود.
این ریتم پرجنبوجوش، از طولانیشدن بیمورد فیلم جلوگیری میکند و برای تماشاگرانی که به دنبال سرگرمی سبک و سریعاند، امتیازی مهم است. صحنهها غالباً با هدف ایجاد موقعیتی کمیک یا پیشبردن جمع به سوی ماجرای بعدی شکل میگیرند. اما همین ساختار اپیزودیک، گاهی پیوستگی داستان را سست میکند.
« گروهی از شخصیتها و شیمی بازیگران رِجی و باگ دو نیروی متضاد فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی لحظهها بیشتر شبیه نمایش مستقل یک لطیفه یا موقعیت عجیباند تا بخشهایی ضروری از مسیر شخصیتها. فیلم میکوشد شوخیهای پیدرپی را با رشد رابطه میان سگها و تحول رِجی پیوند دهد، ولی این پیوند همیشه به یک اندازه محکم نیست. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است لحظههایی را به یاد بیاورد که واقعاً خندیده است، اما تصویر کلیِ داستان را پراکندهتر از آن بیابد که انتظار داشته.
تصویر، سگها و خیالپردازی فیلم بخش بزرگی از جذابیت بصری فیلم از کنار هم قرارگرفتن رفتارهای واقعی سگها و دنیای خیالیِ پرگفتوگوی آنها میآید. چهرهها و حرکات حیوانات، حتی در موقعیتهای بسیار اغراقشده، نوعی شیرینی طبیعی دارند که با خشونت زبانی فیلم در تضاد است. این تناقض بهخودیخود یک ابزار کمیک است: تصویر لطیف، محتوایی نامنتظر را حمل میکند.
بااینحال، فیلم از این ظرفیت بصری همیشه بهرهای تازه نمیگیرد. گاهی سگها بیش از آنکه شخصیتهایی با زندگی و منطق خاص خود باشند، به ظرفی برای شوخیهای انسانی تبدیل میشوند. دنیای بیرون نیز عمدتاً بهعنوان مسیر عبور از یک موقعیت کمدی به موقعیت بعدی عمل میکند، نه جهانی که مستقلاً کشف شود.
هنگامی که فیلم رفتارهای معمول سگها را به جزئی از ماجرا بدل میکند، نگاهش تازهتر و بازیگوشتر میشود؛ هرجا که تنها به بیپروایی تکیه دارد، تصویر و شوخی از هم فاصله میگیرند. عاطفهای کمادعا زیر هیاهو در میان فحشها و شوخیهای بزرگسالانه، فیلم لحظههایی از رفاقت و همدلی نیز دارد.
« بعضی لحظهها بیشتر شبیه نمایش مستقل یک لطیفه یا موقعیت عجیباند تا بخشهایی ضروری از مسیر شخصیتها. »
قوتها و کاستیها
رابطه میان اعضای گروه بهتدریج از همسفریِ اتفاقی فراتر میرود و هرکدام چیزی به دیگری میآموزد. این لحظههای آرامتر، به «Strays» فرصتی میدهند تا از یک کمدی متکی بر شوک فاصله بگیرد و یادآوری کند که آزادی، اعتماد و پذیرفتهشدن میتوانند موضوعاتی عاطفی باشند. با این حال، عاطفه در این فیلم بیش از آنکه نتیجه پرداختی ژرف باشد، حاصل تضاد با لحن خشن آن است.
چون فضای کلی پیوسته به سمت اغراق و شوخی میرود، لحظههای احساسی گاه ناگهانی به نظر میرسند. گاهی این تضاد اثرگذار است و به قصه گرما میدهد؛ گاهی نیز تغییر لحن چنان سریع رخ میدهد که فرصت نمییابیم احساس را بهطور کامل تجربه کنیم. فیلم از دلگرمی بهره میبرد، اما آن را به اندازه کمدیاش بسط نمیدهد.
جمعبندی «Strays» کمدیای پرانرژی، بیپروا و نامتوازن است که جذابیت اصلیاش را از تضاد میان سگهای دوستداشتنی و شوخیهای کاملاً بزرگسالانه میگیرد. بازیهای صوتیِ پرطراوت، رابطه میان رِجی و باگ و ریتم تند، آن را به سرگرمیای مناسب برای مخاطبِ آماده پذیرش طنز رکیک تبدیل میکنند. در سوی دیگر، تکرار بعضی شوخیها، پراکندگی ساختار و ناهماهنگی لحن اجازه نمیدهند فیلم از ایده اولیهاش فراتر برود.
تماشاگرانی که به کمدیهای مؤدبانه و شوخیهای ظریف علاقه دارند، احتمالاً با بخش بزرگی از فیلم کنار نخواهند آمد؛ اما کسانی که از طنز بیپرده و اجراهای پرشور استقبال میکنند، ممکن است در میان لحظههای نابرابرش به اندازه کافی سرگرمی پیدا کنند. «Strays» نه میکوشد تجربهای عمیق و ماندگار بسازد و نه در همه شوخیهایش موفق است؛ بااینحال، در بهترین لحظههایش، ترکیب بیقیدی و گرمای عاطفیاش به آن شخصیتی خاص میبخشد.
« رابطه میان اعضای گروه بهتدریج از همسفریِ اتفاقی فراتر میرود و هرکدام چیزی به دیگری میآموزد. »



ثبت دیدگاه