نقد و بررسی
نقد سلفی (Selfiee) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک با ظرفیت اجتماعی «Selfiee» ساختهٔ راج مهتا، بازسازی هندی فیلم مالایالمی «Driving Licence» است؛ اما ایدهاش بهسادگی از اختلاف بر سر یک مجوز فراتر میرود. اُم پراکاش، مأمور ادارهٔ حملونقل و از شیفتگان ویجی کومار، ستارهٔ سینما، به فرصتی برای دیدار با قهرمان محبوبش میرسد.
خواستهٔ او ساده است: عکسی یادگاری. بااینحال، پاسخ سرد ویجی جرقهٔ برخوردی میشود که پای غرور، شهرت و نگاه عمومی را به میان میکشد. فیلم از همین موقعیت برای آزمودن رابطهٔ نابرابر میان ستاره و طرفدار بهره میگیرد؛ رابطهای که در آن یک نفر عادت کرده دیده شود و دیگری آرزو دارد دیده شود.
عنوان فیلم نیز هوشمندانه انتخاب شده است. سلفی در ظاهر ثبت لحظهای صمیمی و شخصی است، اما اینجا به نشانهای از منزلت بدل میشود: تصویری که میتواند خواستهٔ طرفدار را برآورده کند یا امتناع ستاره را به نمایش بگذارد. فیلم در آغاز، این ظرفیت را بهخوبی تشخیص میدهد؛ اما هرچه ماجرا جلوتر میرود، از ظرافت این ایده فاصله میگیرد و بیش از آنکه دربارهٔ شهرت و نیاز به تأیید حرف بزند، به تشدید دعوایی سرگرمکننده و گاه پرهیاهو بسنده میکند.
دو مرد و دو نوع غرور در مرکز فیلم، تقابل ویجی و اُم قرار دارد؛ تقابلی که قرار است از برخورد ستارهای مغرور با طرفداری رنجیده فراتر برود. ویجی در جهان عمومی، چهرهای پرآوازه و برخوردار از قدرت است؛ کسی که رفتار و حتی سکوتش میتواند به خبر و جنجال تبدیل شود. اُم، در سوی دیگر، آدمی معمولی است که شغل و زندگی خانوادگیاش او را در چارچوبی روزمره نگه میدارد، اما عشق پرشورش به بازیگر، هویتی ویژه به او میبخشد.
« بااینحال، پاسخ سرد ویجی جرقهٔ برخوردی میشود که پای غرور، شهرت و نگاه عمومی را به میان میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اختلاف آن دو از همین ناهمترازی نیرو میگیرد: یکی میتواند با ردکردن یک درخواست، دیگری را زخمی کند؛ اما طرفدار نیز بهواسطهٔ رنجش خود قادر است موقعیتی را که ستاره کنترل میکرد، از دست او خارج سازد. فیلم در این بخش پرسشی جذاب پیش میکشد: آیا ستاره بهراستی مدیون طرفدارانش است، و آیا علاقهٔ طرفدار به او حق مطالبهٔ توجه ایجاد میکند؟
پاسخ روشن و یکسویهای در کار نیست؛ امتیاز فیلم این است که هر دو شخصیت را در موقعیت خطا و آسیبپذیری قرار میدهد. بااینحال، شخصیتپردازی همیشه به اندازهٔ این پرسشها پیچیده نمیشود. بعضی واکنشها بیش از آنکه از تحول درونی شخصیتها برآیند، برای پیشبردن کشمکش طراحی شدهاند؛ در نتیجه، گاهی نزاع از یک سوءتفاهم باورپذیر به رشتهای از تشدیدهای داستانی تبدیل میشود.
بازیها و نیروی ستارهای اکشی کومار با بازی در نقش ویجی، مهمترین منبع انرژی فیلم است. او بهخوبی میداند چگونه هم شکوه و اعتمادبهنفس یک ستارهٔ مشهور را به نمایش بگذارد و هم ترکهایی را که زیر این تصویر پنهان شدهاند آشکار کند. کاریزمای او متناسب با نقش است: ویجی باید باورپذیر باشد، نهفقط بهعنوان بازیگری محبوب، بلکه بهعنوان کسی که حضورش فضای پیرامون را تغییر میدهد.
فیلم در لحظاتی که این وجه از نقش را به کار میگیرد، از قدرت واقعی چهرهٔ اصلی خود بهره میبرد. عمران هاشمی در نقش اُم، نقطهٔ مقابل مناسبی برای کومار است. او شخصیت را به مردی صرفاً مضحک یا هیجانزده فرو نمیکاهد و در موقعیتهای جدیتر، رنجِ نادیدهگرفتهشدن و غرور جریحهدارشده را به بازی میآورد.
« بااینحال، شخصیتپردازی همیشه به اندازهٔ این پرسشها پیچیده نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
تضاد میان خویشتنداری نسبی او و پرزرقوبرقی ویجی، به رویاروییشان کیفیتی دیدنی میبخشد. بازیگران مکمل نیز در مجموع فضایی دلنشین میسازند، هرچند کمتر فرصتی مییابند که از محدودهٔ نقشهای پشتیبان فراتر بروند. نقطهٔ قوت گروه بازیگری، هماهنگی در لحظات سرگرمکننده است؛ اما گاهی خودِ بازیها نمیتوانند ضعف پیوند میان کمدی و درام را جبران کنند.
کمدی میان مشاهده و اغراق «Selfiee» در بهترین لحظاتش از موقعیتهای ساده و از ناسازگاری میان تصور اُم از ستارهاش و واقعیت رفتاری ویجی کمدی میسازد. شوخیهایی دربارهٔ سازوکار شهرت و نگاه عمومی به بازیگران نیز هنگامی اثرگذارند که از دل همین شخصیتها بیرون میآیند. فیلم در این لحظات به صنعت سرگرمی و مناسبات پیرامون چهرههای مشهور چشمکی میزند، بیآنکه برای هر نکته توضیحی طولانی فراهم کند.
تعدادی از شوخیها واقعاً میگیرند و به کشمکش اصلی رنگوبویی سبکتر میبخشند. اما این موفقیت پایدار نیست. برخی شوخیها بیش از اندازه برای خنداندن فشار میآورند و تکرار واکنشها، جلوههای نمایشی و موقعیتهای اغراقآمیز، بهجای آنکه خنده را بیشتر کنند، از تازگی آن میکاهند. مسئلهٔ مهمتر، فاصلهٔ میان لحن کمدی و وزن عاطفی داستان است.
فیلم گاهی از مخاطب میخواهد درگیری را جدی بگیرد و پیامدهای آن را احساسی دنبال کند، اما بلافاصله با اغراق یا شوخی، همان فضا را تضعیف میکند. این نوسان باعث میشود درام به عمق لازم نرسد و کمدی نیز نتواند تمام ظرفیت خود را حفظ کند. روایت کشدار و فرصتهای ازدسترفته طرح اولیه برای فیلمی جمعوجور و پرتنش مناسب است: درخواست کوچکی رد میشود و اختلافی خصوصی، زیر فشار رسانهها و طرفداران، به رخدادی عمومی تبدیل میگردد.
« تضاد میان خویشتنداری نسبی او و پرزرقوبرقی ویجی، به رویاروییشان کیفیتی دیدنی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین ساختاری میتوانست با هر مرحله، نکتهای تازه دربارهٔ قدرت، آبرو یا مرزهای صمیمیت آشکار کند. بااینحال، روایت در بخشهایی بیش از اندازه دور خود میچرخد. کشمکش چند بار با صورتهایی مشابه از نو برپا میشود و پیشروی داستان، بهجای افزودن لایهای تازه، گاه صرفاً بر بلندی صدا و ابعاد جنجال میافزاید.
این کشآمدن در ریتم فیلم نیز محسوس است. آغاز ماجرا کنجکاویبرانگیز است و رویارویی دو شخصیت، مخاطب را به دنبالکردن نتیجه ترغیب میکند؛ اما انرژی نیمهٔ نخست همیشه به بخشهای بعدی منتقل نمیشود. بعضی صحنهها میتوانستند کوتاهتر یا دقیقتر باشند، بیآنکه از کشمکش اصلی چیزی کم شود. افزون بر این، باورپذیری ماجرا در نقاطی آسیب میبیند؛ نه لزوماً چون جهان فیلم واقعگراست، بلکه چون برخی رخدادها بیشتر به نیازهای ملودرام وابستهاند تا به منطق شخصیتها و زمینهٔ داستان.
فیلم در نهایت فرصتی را که برای واکاوی شهرت و پرستش چهرهها به دست آورده، کامل به کار نمیگیرد. ایدهٔ مرکزی همچنان جذاب میماند، اما بارها با وقایع فرعی و تشدیدهای داستانی پوشانده میشود. از همین رو، پایانبندی بهجای آنکه احساسِ کاملشدن مسیری دقیق را ایجاد کند، میتواند این تصور را باقی بگذارد که فیلم ایدهای پرظرفیت را با شتاب و اغراق مصرف کرده است.
نسبت با فیلم اصلی و جایگاه بازسازی بازسازیبودن «Selfiee» نکتهای فرعی نیست، زیرا بخشی از داوری دربارهٔ آن به چگونگی انتقال ایده به فضای تازه وابسته است. فیلم، داستان تقابل مأمور و ستاره را در قالبی آشنا برای سینمای جریان اصلی هند عرضه میکند: چهرههای سرشناس، برخوردهای پرتنش، شوخیهای فراوان و دامنهای بزرگ از واکنشهای عمومی.
« چنین ساختاری میتوانست با هر مرحله، نکتهای تازه دربارهٔ قدرت، آبرو یا مرزهای صمیمیت آشکار کند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، فیلم را برای تماشاگرانی که به سرگرمی پرتحرک و حضور ستارهمحور علاقه دارند، قابلدسترس میکند؛ اما گاه به بهای ازدسترفتن خویشتنداری و ظرافت تمام میشود. کومار و هاشمی در مرکز این بازسازی، جذابیت تماشایی خود را به رقابت دو شخصیت پیوند میزنند. بااینهمه، حضور پررنگ ستاره و سازوکارهای سرگرمی گاهی بر مضمون سایه میاندازد.
فیلم میتوانست با مکث بیشتر بر تناقض میان ستارهٔ عمومی و انسان خصوصی، یا بر آسیبپذیری طرفداری که هویت خود را به محبوبش گره زده است، لایههای بیشتری پیدا کند. در عوض، بارها به شکل مستقیمتر و شلوغتری به سراغ رویارویی میرود. نتیجه نه بازسازیای کاملاً بیاثر است و نه اقتباسی که بتواند همهٔ ظرفیت بالقوهٔ داستان را محقق کند؛ بیشتر فیلمی است که لحظات سرگرمکننده دارد، اما انسجام و تداوم لازم را به دست نمیآورد.
جمعبندی «Selfiee» بر ایدهای روشن و قابلتأمل بنا شده است: برخورد میان ستارهای که به توجه عادت دارد و طرفداری که یک نشانهٔ کوچک از توجه او را طلب میکند. اکشی کومار با انرژی و کاریزمایش فیلم را پیش میبرد و عمران هاشمی در برابر او حضوری متناسب دارد؛ بازیهای خوشتماشا و چند شوخی موفق نیز به فیلم جاذبه میبخشند.
بااینحال، ناهماهنگی میان کمدی و درام، شوخیهای زورکی، قصهٔ کشدار و شخصیتهایی که همیشه از کلیشههای موقعیت فراتر نمیروند، مانع از آن میشود که اثر به تأملی ماندگار دربارهٔ شهرت و طرفداری تبدیل شود. حاصل، فیلمی است که برای تماشای گذرا لحظات سرگرمکنندهای فراهم میکند، اما بهندرت از ایدهٔ آغازین خود فراتر میرود.
« کومار و هاشمی در مرکز این بازسازی، جذابیت تماشایی خود را به رقابت دو شخصیت پیوند میزنند. »
جمعبندی
«Selfiee» بیش از آنکه شکست کامل باشد، نمونهٔ روشنی از فرصتی نیمهتمام است: فیلمی با دو بازیگر پرجاذبه و هستهای داستانی مناسب، که میان شوخی، احساس و ملودرام تعادل پایدار پیدا نمیکند.



ثبت دیدگاه