نقد و بررسی
نقد زنان مافیا ۲ (Women of Mafia 2) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان زیرزمینی «زنان مافیا ۲» ساختهٔ پاتریک وگا، ادامهای پرآشوب بر فیلم پیشین است؛ اثری که جهان جناییاش را نه با ظرافت و خویشتنداری، بلکه با اغراق، خشونت و شتابی بیوقفه پیش میبرد. داستان در پی تسلط گروه نانی بر پایتخت شکل میگیرد؛ گروهی که برای بزرگترین عملیات قاچاق در تاریخ لهستان آماده میشود.
ورود آیدا، زنی از کلمبیا که در پی حلوفصل بحرانی مرتبط با معاملهای بزرگ به لهستان میآید، ماجرا را به شبکهای از رقابتها، تهدیدها و حسابکشیها گره میزند. این چارچوب، وعدهٔ یک تریلر جنایی پرتنش را میدهد؛ فیلمی که میخواهد هم صحنهای برای نمایش قدرت و خشونت باشد و هم چندین روایت موازی را در دل یک جهان واحد جای دهد.
فیلم بهجای آنکه برای ساختن تعلیق آرام بگیرد، از همان آغاز به استقبال انبوهی از رخدادها میرود. شخصیتها و موقعیتها با سرعت وارد میدان میشوند و تماشاگر را میان معاملههای خلافکارانه، روابط خانوادگی، انتقامجویی و مسیرهای فرعی جابهجا میکنند. همین انتخاب، به اثر انرژی میبخشد، اما همزمان زمینهٔ اصلی دشواری آن را نیز فراهم میکند: «زنان مافیا ۲» گاهی چنان مشتاق افزودن داستان تازه است که فرصت نمیکند داستانهای پیشین را به اندازهٔ کافی بپروراند.
خشونت بهمثابه زبان فیلم خشونت در این فیلم صرفاً ابزاری برای افزایش خطر یا پیشبرد روایت نیست؛ بخشی از زبان بصری و لحن آن است. برخوردها صریح و بیپردهاند و فیلم در نمایش زخم، تهدید و شکنجه چندان به عقب نمینشیند. حاصل، فضایی خشن و پرتنش است که از تریلرهای جنایی متعارف فاصله میگیرد و به اثری عامدانه افراطی نزدیک میشود.
« فیلم بهجای آنکه برای ساختن تعلیق آرام بگیرد، از همان آغاز به استقبال انبوهی از رخدادها میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد برای مخاطبی که دنبال تجربهای آرام و واقعگرایانه است احتمالاً طاقتفرسا خواهد بود، اما برای تماشاگر علاقهمند به سینمای جنایی پرهیاهو، نوعی انرژی تند و متمایز پدید میآورد. بااینحال، شدت خشونت همیشه به معنای عمق دراماتیک نیست. گاهی تصویر خشن چنان در مرکز توجه قرار میگیرد که پیامد انسانی آن به حاشیه میرود.
فیلم کمتر مکث میکند تا ترس، آسیب یا اثر اخلاقی اعمال شخصیتها را با تأمل دنبال کند؛ در نتیجه، بعضی صحنهها بیش از آنکه معنایی تازه به روایت بیفزایند، برای شوکآفرینی یا حفظ ضرباهنگ به کار میروند. این فاصله میان خشونتِ پررنگ و واکنش انسانیِ کمپرداخته، یکی از محدودیتهای مهم اثر است.
طنز تلخ و ضرباهنگ نامتعارف یکی از ویژگیهای جذاب فیلم، آمیزش لحظههای طنزآمیز با موقعیتهای تلخ و خشن است. شوخیها اغلب از رفتارهای نامنتظر، تضاد شخصیتها یا پوچی موقعیتهایی بیرون میآیند که در شرایطی دیگر کاملاً هولناک به نظر میرسند. این جابهجایی لحن، فیلم را از یک تریلر جدی و یکنواخت دور میکند و به آن حالوهوایی آشفته و گاه غافلگیرکننده میدهد.
تماشاگر ممکن است لحظهای با یک موقعیت مضحک روبهرو باشد و اندکی بعد در برابر خشونتی ناگهانی قرار گیرد؛ همین نوسان، حس بیثباتی جهان فیلم را تقویت میکند. اما این ترکیب همیشه به یک اندازه موفق نیست. طنز گاه بهجای آنکه از دل شخصیتپردازی یا مشاهدهٔ دقیق رفتارها بجوشد، صرفاً کنار خشونت قرار میگیرد.
« بااینحال، شدت خشونت همیشه به معنای عمق دراماتیک نیست. »
شخصیتها و اجرا
در چنین لحظههایی، تغییر حالوهوا نه پیچیدگی میآفریند و نه معنای صحنه را غنیتر میکند؛ تنها نشانهای از بیقراری روایی فیلم است. بااینهمه، همین بیقاعدگی میتواند برای مخاطبی که از روایتهای کاملاً پیشبینیپذیر خسته شده، بخشی از جذابیت اثر باشد. روایتی با شاخههای بسیار مهمترین ضعف ساختاری فیلم، تعدد خطهای روایی و پیوند سست میان آنهاست.
داستان آیدا و بحران قاچاق، ماجرای گروه نانی، مسیر شخصیتهای زن دیگر و رخدادهایی که در نقاط متفاوت جهان شکل میگیرند، همگی برای جلب توجه رقابت میکنند. بهجای آنکه این خطوط بهتدریج در یک مسیر روشن به هم برسند، گاه چنان جدا از یکدیگر پیش میروند که فیلم به مجموعهای از اپیزودهای ناهمگون شباهت پیدا میکند.
بعضی جابهجاییها کنجکاویبرانگیزند، اما برخی دیگر تمرکز تماشاگر را از کشمکش اصلی دور میکنند. پیامد این پراکندگی فقط دشواری دنبالکردن داستان نیست؛ شخصیتها نیز بهای آن را میپردازند. هر خط روایی برای آنکه اثرگذار شود، به زمان، زمینه و تحول نیاز دارد. وقتی فیلم مدام میان موقعیتها میپرد، فرصت شناخت انگیزهها و تناقضهای درونی افراد کاهش مییابد.
روایتهای بالقوه جذاب، گاه پیش از آنکه به عمق برسند، کنار گذاشته میشوند تا شاخهٔ دیگری از ماجرا جای آنها را بگیرد. به همین دلیل، فیلم همزمان پرحادثه و کمتمرکز به نظر میرسد. شخصیتها و بازیها در میان شخصیتهای متعدد، آنا با بازی کاتارژینا وارنگه از بهیادماندنیترین چهرههای فیلم است.
« روایتی با شاخههای بسیار مهمترین ضعف ساختاری فیلم، تعدد خطهای روایی و پیوند سست میان آنهاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ویژگی برجستهٔ این نقش، تفاوت آن با فضای خشن و جدی پیرامونش است: آنا حضوری نامتعارف دارد و رفتارش میتواند هم خندهآور باشد و هم برای برخی تماشاگران آزارنده. وارنگه این تفاوت را با بازیای سرگرمکننده و پررنگ حفظ میکند؛ اجرایی که حتی وقتی فیلم به شاخهای دیگر میرود، رد خود را در ذهن باقی میگذارد.
روایت آنا نیز از نمونههایی است که نشان میدهد در این جهان داستانی ایدههای جذابی وجود دارد، هرچند فیلم در پرداخت همهٔ آنها به یک اندازه موفق نیست. آیدا، با بازی انجی سپدا، نیرویی جدی و تهدیدآمیز وارد داستان میکند. حضور او به خط اصلی ماجرا فوریت میبخشد و یادآور میشود که بحران قاچاق صرفاً یک معاملهٔ ناموفق نیست، بلکه شبکهای از قدرت و پیامدهای خطرناک را در بر میگیرد.
دaria نانی نیز در مرکز مناسبات گروهی قرار دارد که فیلم از دل آن، جاهطلبی و کشمکش بر سر اقتدار را بیرون میکشد. بااینحال، تعدد شخصیتها مجال نمیدهد همه به یک اندازه بسط پیدا کنند. برخی بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل؛ ویژگیای که در اثری با این حجم از ماجرا، محسوستر میشود.
تصویر زنان و مرزهای بازنمایی عنوان فیلم بر حضور زنان در جهان مافیا تأکید میکند و اثر نیز شخصیتهای زن را در جایگاههایی فعال، خطرناک و اثرگذار قرار میدهد. آنها تنها تماشاگر یا قربانی مناسبات مردانه نیستند؛ در تصمیمها، رقابتها و کنشهای خشونتآمیز نقش دارند. چنین حضوری میتوانست به تصویری چندلایه از قدرت و انتخاب در جهان زیرزمینی بینجامد، اما فیلم همیشه میان نمایش عاملیت زنان و استفادهٔ ابزاری از شوک و اغراق تعادل برقرار نمیکند.
« آیدا، با بازی انجی سپدا، نیرویی جدی و تهدیدآمیز وارد داستان میکند. »
قوتها و کاستیها
در کنار این مسئله، بخشی از برخوردهای فیلم با زنان و گروههای نژادی ممکن است برای مخاطب امروز توهینآمیز یا کلیشهای جلوه کند. لحن اثر گاه از مرز هجو عبور میکند، بیآنکه روشن کند دقیقاً چه چیزی را نقد میکند یا از تماشاگر چه واکنشی میخواهد. در نتیجه، بعضی شوخیها و موقعیتها نه به پیچیدگی شخصیتها میافزایند و نه نقد اجتماعی روشنی میسازند؛ بیشتر به بازتولید تصویرهایی آشنا و سادهشده نزدیک میشوند.
این نکته برای فیلمی که میخواهد زنان را در مرکز جهان جنایی خود قرار دهد، تناقضی قابلتوجه است. جمعبندی «زنان مافیا ۲» فیلمی پرجنبوجوش، خشن و آشفته است که از انرژی و جسارت بیبهره نیست، اما برای مهار بلندپروازیهای روایی خود بهاندازهٔ کافی منسجم عمل نمیکند. طنز تلخ، خشونت بیپرده و بازی بهیادماندنی کاتارژینا وارنگه از عوامل جذابیت آناند؛ در مقابل، پراکندگی روایت، کمعمقماندن برخی شخصیتها و بازنماییهای کلیشهای از محدودیتهای جدیاش به شمار میروند.
تماشاگرانی که از سینمای جنایی پرهیاهو، تغییرهای ناگهانی لحن و شخصیتهای اغراقشده لذت میبرند، احتمالاً در این فیلم لحظههایی سرگرمکننده خواهند یافت. اما کسانی که پیوند روایی محکم، پرداخت روانشناختی سنجیده و خشونتی معنادار میخواهند، ممکن است از شتاب و پراکندگی آن فاصله بگیرند.
اثر بیش از آنکه در قالب یک درام جنایی منسجم بدرخشد، تجربهای پرآشوب از جهانی بیرحم و پرحادثه است؛ جهانی که جذابیتش در همان بیقراری نهفته است، و ضعفش نیز از همانجا سرچشمه میگیرد.
« این نکته برای فیلمی که میخواهد زنان را در مرکز جهان جنایی خود قرار دهد، تناقضی قابلتوجه است. »



ثبت دیدگاه