نقد و بررسی
نقد قتل های باکینگهام 2024 (The Buckingham Murders) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سوگ و معما «The Buckingham Murders» در ظاهر با یکی از الگوهای آشنای سینمای جنایی آغاز میشود: کودکی ناپدید شده، خانوادهای گرفتار رازهای پنهان است و کارآگاهی باید از میان روایتهای متناقض به حقیقت برسد. اما فیلم از همان ابتدا میکوشد پرونده را از یک معمای صرف فراتر ببرد. جاسمیت «جاس» بهامرا، مأمور پلیسی که بهتازگی فرزندش را از دست داده، با پذیرفتن مأموریت تازه در هایویکام ناچار میشود همزمان با دو نوع غیبت روبهرو شود: کودکی که ناپدید شده و فرزندی که دیگر بازنمیگردد.
این تقارن، محور عاطفی اثر را میسازد و به جستوجوی پلیسی آن وزن شخصی میبخشد. هانسال مهتا فیلم را نه همچون معمایی پرشتاب و مبتنی بر غافلگیریهای پیدرپی، بلکه بهصورت درامی جنایی با ضرباهنگی سنجیده پیش میبرد. نتیجه اثری است که توجه خود را میان کشف سرنخها و مشاهده ذهن فرسوده و سوگوار جاس تقسیم میکند؛ انتخابی که گاه به عمق فیلم میافزاید و گاه از نیروی معما میکاهد.
روایت درباره خانواده، مهاجرت، تعلق و رنج نیز اشاراتی دارد، اما مرکز ثقل آن رابطه میان کارآگاه و اندوه حلنشدهاش باقی میماند. جاس، کارآگاهی که نمیتواند فاصله بگیرد مهمترین دستاورد فیلم، شخصیت جاس است؛ نه به این دلیل که او کارآگاهی بینقص یا چیرهدستتر از دیگران است، بلکه چون مهتا اجازه میدهد فقدان در رفتارهای کوچک و سکوتهای او حضور داشته باشد.
جاس زنی است که حرفهاش از او میخواهد خونسرد بماند، پرسشهای درست بپرسد و از خانوادهای گرفتار بحران فاصله بگیرد؛ اما پرونده هر بار او را به زخمی بازمیگرداند که هنوز مجال ترمیم نیافته است. تعارض میان وظیفه و تجربه شخصی، شخصیت را از قالب کلیشهای «پلیس سرسخت» بیرون میآورد. کریمنا کاپور در این نقش از نمایش پررنگ احساسات پرهیز میکند و همین خویشتنداری به بازیاش قدرت میبخشد.
« اما فیلم از همان ابتدا میکوشد پرونده را از یک معمای صرف فراتر ببرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اندوه جاس با فورانهای نمایشی تعریف نمیشود؛ در نگاههای سنگین، واکنشهای کوتاه و دشواری او در حضور کنار دیگران شکل میگیرد. بازیگر، بهجای آنکه شخصیت را به نمادی از سوگ تبدیل کند، تناقضهایش را زنده نگه میدارد: جاس هم مأموری پیگیر است و هم مادری که نمیتواند از گذشته جدا شود. این حضور آرام، ستون اصلی فیلم است و در بخشهایی که پیرنگ جنایی سستی نشان میدهد، توجه تماشاگر را همچنان حفظ میکند.
سوگ؛ لایهای فراتر از پیرنگ جنایی فیلم زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که سوگ را نه موضوعی برای توضیح دادن، بلکه نیرویی حاضر در زندگی روزمره نشان میدهد. جاس برای ادامه کار به شهری دیگر میرود، اما تغییر مکان به معنای فرار از فقدان نیست. پرونده تازه همچون بازتابی ناآرام از تجربه شخصی او عمل میکند: هر سرنخ ممکن است دریچهای به سوی همدلی بگشاید، اما همان همدلی میتواند مرز میان قضاوت حرفهای و نیاز شخصی را مخدوش کند.
این پیوند، به داستان جنایی عمق عاطفی میدهد؛ زیرا جستوجوی حقیقت تنها راهی برای حل پرونده نیست، بلکه با میل به یافتن معنا در دل رخدادی هولناک نیز گره میخورد. بااینحال، فیلم همیشه در پرداخت این مضمون به یک اندازه دقیق نیست. برخی لحظهها بیش از آنکه از دل موقعیت بجوشند، به نظر میرسد برای برجستهکردن موازیبودن پرونده و زندگی جاس طراحی شدهاند.
در چنین بخشهایی، مضمون از شخصیت جلو میزند و عاطفه کمی تصریحشده به نظر میرسد. با وجود این، خویشتنداری بازی کاپور مانع از آن میشود که فیلم به احساساتیگری کامل بلغزد. فضاسازی و ریتم؛ سرمایی که راز میسازد هایویکام در فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا یا مکانی برای وقوع جرم نیست. فضای سرد و کمهیاهوی شهر به حس انزوا و بیاعتمادی داستان کمک میکند.
« جاس برای ادامه کار به شهری دیگر میرود، اما تغییر مکان به معنای فرار از فقدان نیست. »
شخصیتها و اجرا
خانهها و فضاهای عمومی، با فاصلهای که میان آدمها میسازند، محیطی متناسب با جهانی به نظر میرسند که در آن هیچکس همه حقیقت را در اختیار ندارد. مهتا از همین سردی بصری برای حفظ تنش بهره میگیرد؛ تنشی کمصدا که بهجای اتکا به تعقیبوگریز یا موسیقی پرهیجان، از مکث، سکوت و گفتوگوهای محتاطانه شکل میگیرد.
این انتخاب از نظر لحن با شخصیت جاس نیز هماهنگ است. فیلم میخواهد ما را در فضایی نگه دارد که هم از نظر بیرونی سرد است و هم از نظر عاطفی بسته. اما ریتم آرام همیشه به سود روایت عمل نمیکند. در نیمه میانی، حرکت پرونده گاهی کند میشود و اطلاعات تازه آنقدر نیروی دراماتیک ندارند که این مکث را به تعلیق بدل کنند.
صبر روایی هنگامی ثمربخش است که هر توقف، جزئیاتی درباره شخصیت یا پرونده آشکار کند؛ در اینجا برخی مکثها بیشتر احساس طولانیشدن مسیر را به وجود میآورند تا انباشتهشدن راز. معمایی آشنا با لغزشهایی در انسجام ساختار معمایی فیلم بر گفتوگو با اعضای خانواده، بررسی روابطشان و بازنگری در برداشتهای اولیه بنا شده است.
این مسیر امکان میدهد تماشاگر همراه جاس نشانهها را بسنجد و درباره انگیزهها قضاوت کند. در عین حال، فیلم از قراردادهای شناختهشده ژانر فاصله زیادی نمیگیرد: روابط خانوادگی پرتنش، اطلاعاتی که دیر آشکار میشوند و سرنخهایی که معنای تازهای پیدا میکنند. آشنایی با این الگوها بهخودیخود ایراد نیست، اما وقتی فیلم در بازچینی آنها غافلگیری کافی ندارد، شماری از حدسها زودتر از زمان مطلوب شکل میگیرند.
« این انتخاب از نظر لحن با شخصیت جاس نیز هماهنگ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضعف مهمتر به انسجام جزئیات مربوط است. در یک معمای کارآگاهی، تماشاگر باید بتواند پس از آشکارشدن اطلاعات تازه، مسیر استدلال را تا اندازهای در ذهن بازسازی کند. «The Buckingham Murders» در بعضی گرهها این پیوند را به روشنی لازم برقرار نمیکند. بعضی از سرنخها یا تصمیمها برای پیشبرد روایت به کار گرفته میشوند، بیآنکه زمینهشان به اندازه کافی محکم شده باشد.
ازاینرو پایانبندیِ پرونده ممکن است از نظر عاطفی تأثیرگذارتر از نظر منطقی قانعکننده باشد. این کاستی، فضای رازآلود فیلم را بهکلی از بین نمیبرد، اما دقت آن را بهعنوان یک معمای جنایی کاهش میدهد. گروه بازیگران و جهان چندفرهنگی حضور کاپور بهتنهایی بار دراماتیک فیلم را بر دوش نمیکشد؛ بازیگران دیگر نیز در ساختن فضای پرتنش خانواده و محیط پلیسی سهم دارند.
رانوییر برار در نقش دالجیت و پرابلین ساندو در نقش پریتی، رابطهای را تصویر میکنند که در آن نزدیکی خانوادگی لزوماً به اعتماد و صمیمیت نمیانجامد. شخصیتهای فرعی هرچند گاه به اندازه کافی بسط نمییابند، به این جهان حس اجتماعی میدهند: پرونده در خلأ اتفاق نمیافتد و از تاریخچه، فشارهای خانوادگی و جایگاه افراد در جامعه تأثیر میپذیرد.
فیلم همچنین از چندزبانگی و تجربه مهاجرت برای افزودن بافت به فضای داستان بهره میگیرد. این مؤلفهها میتوانستند در ساختن تصویری پیچیدهتر از هویت و تعلق نقش پررنگتری داشته باشند، اما گاهی در حد زمینه باقی میمانند و به ژرفای بالقوه خود نمیرسند. بااینهمه، ترکیب زبانها و حضور شخصیتهایی با پیشینههای گوناگون به فیلم کمک میکند از حالوهوای یک پرونده جنایی بیمکان فاصله بگیرد.
« The Buckingham Murders» در بعضی گرهها این پیوند را به روشنی لازم برقرار نمیکند. »
قوتها و کاستیها
«The Buckingham Murders» فیلمی هندی با بخش عمده گفتوگوهای انگلیسی است و این انتخاب در فضای چندفرهنگی قصه جای میگیرد، هرچند همیشه به عنصری تعیینکننده در روایت تبدیل نمیشود. جمعبندی «The Buckingham Murders» بیش از آنکه معمایی کاملاً صیقلی و بینقص باشد، مطالعهای جنایی درباره زنی است که میکوشد در میان اندوه شخصی و وظیفه حرفهای خود تعادل برقرار کند.
نقطه قوت اصلی فیلم، بازی کنترلشده و نافذ کریمنا کاپور و پیوند پرونده با تجربه سوگ است؛ فضاسازی سرد نیز به اثر لحنی منسجم و رازآلود میدهد. در سوی دیگر، افت کشش در میانه، پیشبینیپذیری برخی مسیرها و سستی چند پیوند داستانی مانع میشوند که فیلم به معمایی کاملاً رضایتبخش بدل شود. بااینحال، ارزش اثر تنها به پاسخ پرسش جناییاش وابسته نیست.
فیلم در لحظات موفق خود نشان میدهد که حلکردن یک پرونده با کنارآمدن با فقدان تفاوت دارد و حقیقت، حتی وقتی به دست میآید، الزاماً زخم را نمیبندد. برای تماشاگرانی که از درامهای جنایی آرام، شخصیتمحور و متمایل به اندوه استقبال میکنند، این اثر تجربهای قابلتأمل است؛ برای کسانی که در درجه نخست به معمایی پرشتاب و از نظر منطقی بینقص چشم دارند، کاستیهای رواییاش محسوستر خواهد بود.
« بااینحال، ارزش اثر تنها به پاسخ پرسش جناییاش وابسته نیست. »



ثبت دیدگاه