نقد و بررسی
نقد متلاشیشده (Shattered) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری آشنا با وعدهای پرزرقوبرق «Shattered» ساختهٔ لوئیس پریتو، تریلری روانشناختی است که از همان آغاز نشانههایش را بیپرده عرضه میکند: مردی ثروتمند و تنها، زنی جذاب و رازآلود، خانهای مجهز به فناوریهای امنیتی و رابطهای که بهسرعت از کشش به سوءظن میرسد. کریس دکر، کارآفرینی تازهطلاقگرفته، در برخوردی اتفاقی با اسکای آشنا میشود؛ برخوردی که در فضای فیلم بیش از آنکه تصادفی به نظر برسد، همچون نخستین قطعهٔ نقشهای حسابشده عمل میکند.
زخمیشدن کریس و آمدن اسکای به خانهاش، زمینهٔ اصلی تعلیق را فراهم میآورد. فیلم میکوشد تریلر خانگی را با حالوهوای آثار شهوانی و پرتنش دهههای گذشته پیوند بزند. این انتخاب، دستکم از نظر لحن، به اثر هویتی مشخص میدهد: «Shattered» نه یک درام واقعگرایانه دربارهٔ تنهایی و بحران زناشویی است و نه تریلری کاملاً جدی که بخواهد همهچیز را بر منطق روزمره بنا کند.
بیشتر به فیلمی عامهپسند و نمایشی نزدیک است که میخواهد با جذابیت، خطر و چند چرخش داستانی مخاطب را تا انتها همراه نگه دارد. مشکل آنجاست که وعدهٔ سرگرمی، همیشه با اجرای مؤثر همراه نمیشود. تنهایی کریس و آسیبپذیری آسانباورانه کریس در ظاهر همهچیز دارد: ثروت، خانهای چشمگیر و فناوریای که میتواند از آن محافظت کند.
اما فیلم او را در وضعیتی عاطفی آسیبپذیر نشان میدهد؛ مردی که رابطهاش با همسر سابقش به بنبست رسیده و از زندگی خانوادگی فاصله گرفته است. خانهٔ بزرگ و هوشمندش، بهجای آنکه آسایش را تداعی کند، بر انزوای او میافزاید. این تضاد ظرفیت دراماتیک خوبی دارد: شخصی که برای کنترل محیط خود ابزارهای فراوان ساخته، در برابر آدمها و انگیزههایشان چندان سنجیده عمل نمیکند.
« زخمیشدن کریس و آمدن اسکای به خانهاش، زمینهٔ اصلی تعلیق را فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، فیلم برای ساختن رابطهٔ کریس و اسکای شتاب میکند. نزدیکی میان آن دو پیش از آنکه از جزئیات رفتاری یا شناخت متقابل جان بگیرد، به موقعیتهایی متکی میشود که باید برای تماشاگر نشانهٔ هشدار باشند. در نتیجه، تصمیمهای کریس گاهی کمتر حاصل شخصیتی باورپذیر و بیشتر وسیلهای برای جلو بردن طرح به نظر میرسند.
فیلم میخواهد مخاطب هم کشش اولیهٔ او را بفهمد و هم خطر آن را پیشبینی کند، اما میان این دو هدف تعادل محکمی برقرار نمیکند. اسکای؛ نیروی محرک و نقطهٔ ضعف اسکای قرار است مرکز راز و تهدید فیلم باشد. حضور او صحنهها را به حرکت درمیآورد و تغییر تدریجی فضای رابطه را ممکن میکند؛ اما شخصیتپردازیاش عمدتاً بر رمزآلودگی و رفتارهای نامتعارف تکیه دارد.
رازآلودبودن بهتنهایی عمق نمیآفریند: وقتی انگیزهها و لایههای شخصیتی بهاندازهٔ کافی شکل نگیرند، شخصیت بیشتر به ابزاری برای غافلگیری بدل میشود تا انسانی پیچیده که تماشاگر از کشف او لذت ببرد. بازی لیلی کروگ نیز به این مسئله دامن میزند. اسکای در لحظاتی باید جذاب و اطمینانبخش باشد و در لحظاتی دیگر هراسانگیز و سلطهگر؛ اما این دگرگونیها همیشه طبیعی و دقیق از کار درنمیآیند.
گاه شدت بازی از ظرافتی که برای تریلر روانشناختی لازم است پیشی میگیرد و رفتار شخصیت را بیشتر آزاردهنده میکند تا واقعاً دلهرهآور. بدینترتیب، مخاطب ممکن است زودتر از آنکه نگران پیامدهای حضور اسکای شود، از اغراق و تکرار نشانههای رفتاری او خسته شود. خانهٔ هوشمند؛ تمهیدی مناسب، بهرهبرداری محدود خانهٔ کریس یکی از عناصر بالقوهٔ جذاب فیلم است.
« با این حال، فیلم برای ساختن رابطهٔ کریس و اسکای شتاب میکند. »
شخصیتها و اجرا
سامانهٔ امنیتی و کنترل هوشمند آن میتوانست بهتدریج از مزیت به تهدید بدل شود: فناوریای که قرار بود صاحب خانه را در امان نگه دارد، در شرایط بحرانی ممکن است علیه او به کار رود یا کنترل فضا را از دستش خارج کند. این ایده با شخصیت کریس نیز تناسب دارد؛ او به سامانهای اعتماد کرده که خودش ساخته، اما کنترل فنی لزوماً به معنای فهمیدن آدمها نیست.
فیلم از این ظرفیت برای ایجاد لحظاتی از تعلیق استفاده میکند، ولی خانه را به عنصری کاملاً زنده و تعیینکننده تبدیل نمیسازد. امکانات آن گاهی به شکل ابزارهایی برای پیشبرد موقعیتهای هیجانانگیز ظاهر میشوند، بیآنکه قواعدشان همیشه به اندازهٔ کافی بسط یابد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر منطق خانه و محدودیتهایش شود، منتظر بماند ببیند فیلم در لحظهٔ بعد کدام امکان را به کار میگیرد.
مکان، با آنکه چشمنواز و مناسب ژانر است، سرانجام به اندازهٔ ظرفیت اولیهاش درام نمیسازد. تعلیق، ریتم و منطق روایی نقطهٔ قوت «Shattered» این است که طرحی ساده و قابلفهم را بهسرعت وارد فضای سوءظن میکند. نشانههای کوچک، رفتارهای مشکوک و تغییر تدریجی قدرت در رابطه، برای ساختن پرسشهای تعلیقی کفایت میکنند.
فیلم همچنین در بخشهایی که خطر آشکارتر میشود، انرژی بیشتری پیدا میکند و از حالت گفتوگوهای کمرمق فاصله میگیرد. به همین دلیل، ممکن است برای مخاطبی که یک تریلر پرحادثه و بیتکلف میخواهد، لحظاتی سرگرمکننده داشته باشد. اما روایت به جای آنکه از تعلیق برای کاوش در شخصیتها بهره ببرد، بارها به فرمولهای آشنا تکیه میکند.
« مکان، با آنکه چشمنواز و مناسب ژانر است، سرانجام به اندازهٔ ظرفیت اولیهاش درام نمیسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی چرخشها بیش از آنکه نتیجهٔ طبیعی انتخابها و اطلاعات قبلی باشند، برای ایجاد شوک یا تغییر مسیر وارد میشوند. این مسئله نهفقط پیشبینیپذیری را افزایش میدهد، بلکه وقتی اتفاقی خلاف انتظار رخ میدهد، باورپذیری آن را هم کاهش میدهد. فیلم میان منطق واقعگرایانه و اغراقِ عامدانهٔ تریلرهای پرهیجان سرگردان است: نه آنقدر واقعگرا میماند که رفتارها متقاعدکننده باشند، نه آنقدر جسورانه اغراق میکند که بیمنطقیها به لذت نمایشی بدل شوند.
بازیگران مکمل و فرصتهای نیمهتمام حضور کامرون موناگن و فرانک گریلو از جذابیتهای اولیهٔ فیلم است. موناگن نقش مردی را بازی میکند که باید هم ثروت و اعتمادبهنفس داشته باشد و هم در موقعیت قربانیشدن، درماندگیاش باورپذیر باشد. او در بخشهایی که تنش بالا میگیرد، مؤثرتر ظاهر میشود؛ بااینحال، فیلمنامه مجال چندانی برای ساختن ابعاد پیچیدهتر شخصیتش فراهم نمیکند.
گریلو حضوری کوتاهتر اما پررنگ دارد و به فیلم نوعی انرژی خشن و خودنمایانه میبخشد. کنار هم دیدن او و موناگن جذاب است، هرچند رابطهٔ میان شخصیتها و جایگاه گریلو در کلیت روایت آنچنان بسط نمییابد که این جذابیت به نقطهٔ قوتی اساسی تبدیل شود. جان مالکوویچ نیز در نقش صاحب مسافرخانه، با لحنی نامتعارف و حضور صحنهای ویژه، از یکنواختی برخی بخشها میکاهد.
با این همه، هیچیک از این بازیگران نمیتوانند ضعفهای ساختاری فیلمنامه را بهتنهایی جبران کنند. جنسیت، خشونت و میراث تریلرهای قدیمی فیلم آشکارا به سنت تریلرهای شهوانی علاقه دارد: جذابیت جنسی را با خطر درهم میآمیزد و از بدن، نگاه و میل برای ساختن فضای تهدید استفاده میکند. این ویژگی میتواند برای مخاطبی که از چنین لحن اغراقآمیزی استقبال میکند، بخشی از سرگرمی باشد.
« بازیگران مکمل و فرصتهای نیمهتمام حضور کامرون موناگن و فرانک گریلو از جذابیتهای اولیهٔ فیلم است. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، میزان تأکید بر صحنههای جنسی گاه بیش از آن است که به شخصیتپردازی یا تعلیق کمک کند. در لحظاتی، این صحنهها بهجای آنکه در بافت روایت معنا پیدا کنند، همچون نشانههایی از تعلق فیلم به ژانری خاص به نظر میرسند. همین مسئله دربارهٔ خشونت نیز صدق میکند. خشونت به فیلم شدت میدهد و در بخشهایی ضرباهنگ را بالا میبرد، اما همواره از دل روابط و شخصیتها برنمیآید.
فیلم به آثار شناختهشدهٔ تریلر روانشناختی پهلو میزند، ولی بیشتر به یادآوری حالوهوا و الگوهای آن آثار بسنده میکند. الهامگرفتن زمانی نتیجهبخش است که به بازآفرینی یا وارونهکردن الگوها بینجامد؛ در اینجا، شباهتها بیشتر از آنکه به گفتوگویی خلاقانه با گذشته تبدیل شوند، حس تکرار را تقویت میکنند.
جمعبندی «Shattered» فیلمی است با پیشفرضی آشنا، خانهای مناسب برای بازیهای تعلیقی و گروهی از بازیگران که حضورشان در ابتدا کنجکاویبرانگیز است. فضای رازآلود و رگههای تریلر شهوانی قدیمی به آن هویتی سرگرمکننده میدهند و هرجا روایت به خطر و تقابل نزدیک میشود، فیلم جان بیشتری میگیرد.
اما شخصیتپردازی کمعمق، بازی ناهماهنگ در نقش محوری و تکیه بر پیچشها و موقعیتهای تکراری مانع از آن میشود که اثر از محدودهٔ سرگرمی زودگذر فراتر برود. این فیلم بیش از آنکه تریلری دقیق و ماندگار باشد، تجربهای گذرا برای علاقهمندان به قصههای فریب، تهدید و خانههای گرفتار بحران است.
« بااینحال، میزان تأکید بر صحنههای جنسی گاه بیش از آن است که به شخصیتپردازی یا تعلیق کمک کند. »
جمعبندی
اگر انتظار نوآوری، منطق روایی محکم یا شخصیتهایی چندلایه وجود داشته باشد، نتیجه ناامیدکننده خواهد بود؛ اما اگر مقصود تماشای اثری پرزرقوبرق و آگاهانه آشنا باشد، «Shattered» گاه لحظاتی از هیجان فراهم میکند، هرچند در مجموع زیر بار فرمولهای کهنه و اجرای نابرابر خود میماند.



ثبت دیدگاه