نقد و بررسی
نقد دور از اجتماع خشمگین (Far from the Madding Crowd) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روستا بهمثابه جهان «Far from the Madding Crowd» ساختهٔ توماس وینتربرگ، اقتباسی از رمان توماس هاردی است که در انگلستان روستاییِ دوران ویکتوریا میگذرد. فیلم از همان آغاز، فضای زندگی در مزرعه را نه صرفاً پسزمینهای زیبا، بلکه جهانی با مناسبات، کار روزانه و قواعد اجتماعی خاص خود میسازد.
زمین و دام و تغییر فصلها حضوری پیوسته دارند و زندگی شخصیتها را به چرخهای ملموس از کار، تصمیم و پیامد پیوند میزنند. این انتخاب فضایی، به عاشقانهٔ مرکزی فیلم وزن و بافت میبخشد. روابط در خلأ شکل نمیگیرند؛ جایگاه اقتصادی، مالکیت زمین و نگاه جامعه بر آنها سایه میاندازد. در نتیجه، قصهٔ خواستگاران بتشیبا تنها پرسشی دربارهٔ انتخاب عاطفی نیست، بلکه با آزادی، استقلال و امکان زیستنِ متفاوت در جامعهای مردسالار گره میخورد.
بتشیبا و دشواری استقلال کری مولیگان در نقش بتشیبا اوردین، نیروی اصلی فیلم است. او شخصیتی را میآفریند که در پی آن است سرنوشت خود را به دست بگیرد؛ زنی که نمیخواهد صرفاً بر اساس انتظارهای رایج دربارهٔ ازدواج و زنانگی تعریف شود. بتشیبا در ادارهٔ مزرعه جسارت دارد و در حضور مردان نیز میکوشد جایگاه خود را حفظ کند.
« این انتخاب فضایی، به عاشقانهٔ مرکزی فیلم وزن و بافت میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کاریزمای مولیگان از آنجا میآید که استقلال شخصیت را به شعاری بیرونی تقلیل نمیدهد: در بازی او هم اعتمادبهنفس دیده میشود و هم تردید، غرور و آسیبپذیری. بااینحال، فیلم همیشه میان آرمان استقلال و منطق تصمیمهای بتشیبا پیوندی روشن برقرار نمیکند. برخی انتخابهای او ممکن است برای تماشاگر شتابزده یا ناسازگار با تصویری به نظر برسند که پیشتر از شخصیت ساخته شده است.
این فاصله گاه بخشی از پیچیدگی انسانی اوست؛ آدمها همیشه مطابق تصویری که از خود دارند رفتار نمیکنند. اما روایت در همهٔ لحظهها به اندازهٔ کافی مکث نمیکند تا انگیزههای متناقضش را بگشاید. از همین رو، بعضی تصمیمها بهجای آنکه معماهایی جذاب دربارهٔ منش او باشند، صرفاً آزاردهنده یا دشوارفهم جلوه میکنند.
سه خواستگار، سه امکان زندگی سه مردی که به بتشیبا دل میبندند، فقط رقیبانی در یک داستان عاشقانه نیستند؛ هر یک تصویری متفاوت از پیوند و آینده عرضه میکنند. گابریل اوک، با بازی ماتیاس اسخونارتس، مردی سختکوش و وفادار است که بیش از آنکه احساسش را با کلام بیان کند، آن را در رفتار نشان میدهد.
« بااینحال، فیلم همیشه میان آرمان استقلال و منطق تصمیمهای بتشیبا پیوندی روشن برقرار نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
سکوت و خویشتنداری او با لحن آرام فیلم هماهنگ است، اما گاهی این کمگویی به سردی نزدیک میشود. تماشاگرانی که انتظار گرمای عاطفی آشکارتری دارند، ممکن است در برابر شخصیت او فاصله احساس کنند. ویلیام بولدوود، با بازی مایکل شین، نمایندهٔ نوع دیگری از خواستگاری است: پختگی و آسودگی مالی در کنار تنهایی و نیاز به تعلق.
شین با جزئیات رفتاری، از او شخصیتی بیش از یک رقیب ساده میسازد و تغییرهای عاطفیاش را در نگاه و مکثها نمایان میکند. فرانک تروی نیز با جذابیت نمایشی و بیپروایی خود، کیفیتی متفاوت به این مجموعه میافزاید. اما حضور او و شتاب برخی دگرگونیهای رابطه، گاه حس میدهد که فیلم برای رساندن قصه به ایستگاه بعدی، از فرصت پرداخت عمیقتر چشمپوشی میکند.
عشق، انتخاب و نابرابری قدرت هستهٔ دراماتیک فیلم در تقابل میان میل شخصی و فشارهای اجتماعی شکل میگیرد. بتشیبا میخواهد انتخاب کند، اما انتخاب او در جهان فیلم پیامدهایی فراتر از احساس خصوصی دارد؛ ثروت، اعتبار و جنسیت تعیین میکنند که هر رابطه چه معنایی پیدا کند و چه انتظاری بر دوش طرفین بگذارد.
« سکوت و خویشتنداری او با لحن آرام فیلم هماهنگ است، اما گاهی این کمگویی به سردی نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اینجا عشق نه نیرویی کاملاً رهاییبخش است و نه احساسی که بتوان آن را از اقتصاد و موقعیت اجتماعی جدا کرد. فیلم گاهی این لایهها را بهخوبی در رفتارهای روزمره و مناسبات مزرعه جا میدهد، اما در بخشهایی نیز تمایل دارد بحرانهای عاطفی را با سرعتی بیش از حد پیش ببرد. بعضی رابطهها پیش از آنکه فرصت کافی برای شکلگیری تدریجی پیدا کنند، وارد مرحلهای تازه میشوند.
نتیجه آن است که کشمکش میان شخصیتها، با وجود ظرفیت چشمگیرش، همیشه به ژرفای تراژدی و پیچیدگی اخلاقی اثر ادبی نمیرسد. علاقهمندان به روایت عاشقانهٔ آرام ممکن است این شتاب را بپذیرند؛ کسانی که انتظار درامی تلختر و چندلایهتر دارند، احتمالاً جای خالی مکث و پیامد را حس میکنند. تصویر، لباس و موسیقی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن فضایی دیداری دلنشین است.
دشتهای باز، تپههای سبز، جنگلهای مهآلود و مزرعههایی که نور بر آنها مینشیند، به تصاویر فیلم کیفیتی شاعرانه میبخشند. طبیعت در اینجا تنها جلوهای تزیینی نیست: وسعت چشمانداز در برابر محدودیتهای اجتماعی قرار میگیرد و گاه آزادیای را تداعی میکند که شخصیتها در روابط خود بهسادگی نمییابند.
« اینجا عشق نه نیرویی کاملاً رهاییبخش است و نه احساسی که بتوان آن را از اقتصاد و موقعیت اجتماعی جدا کرد. »
قوتها و کاستیها
طراحی لباس نیز با دقت به جهان تاریخی اثر خدمت میکند. پوششها نه فقط زیبا، بلکه بخشی از بیان جایگاه و شخصیتاند؛ تفاوت میان فضای کار و موقعیتهای رسمی، در رنگ و شکل لباسها بازتاب دارد. موسیقی نیز به نرمی فضای روستایی را تقویت میکند و به لحظههای عاطفی لطافت میدهد، بیآنکه همواره بر احساسات تأکیدی اغراقآمیز تحمیل کند.
بااینهمه، زیبایی بصری در بعضی لحظهها چنان چشمگیر است که ممکن است توجه را از کمبودهای روایی منحرف کند: تصویر دلانگیز بهتنهایی نمیتواند خلأ پرداخت یا شتاب دراماتیک را جبران کند. ریتم و شیوهٔ روایت وینتربرگ در روایت، بیشتر به خویشتنداری و مشاهده تکیه دارد تا فورانهای احساسی. این رویکرد با فضای اجتماعی قصه سازگار است؛ احساسات در جهانی که آداب و آبرو اهمیت دارند، اغلب در نگاه، سکوت یا حرکت کوچک پنهان میشوند.
بازیها نیز در بسیاری از لحظهها از همین ظرافت بهره میبرند و فیلم را از ملودرامی پرهیاهو دور نگه میدارند. اما کمگویی و آرامش همیشه به معنای عمق نیست. در بخشهایی، ریتم کند میشود بیآنکه مکثها اطلاعات تازه یا تحول عاطفی معناداری به همراه آورند. از سوی دیگر، برخی نقاط عطف چنان سریع از راه میرسند که توازن میان کندی و شتاب بههم میخورد.
« طراحی لباس نیز با دقت به جهان تاریخی اثر خدمت میکند. »
جمعبندی
همین ناهمواری سبب میشود فیلم گاهی کشدار و گاهی عجول به نظر برسد؛ دو حسی که در کنار هم تجربهٔ تماشای آن را نابرابر میکنند. جمعبندی «Far from the Madding Crowd» فیلمی خوشساخت و خوشمنظر است که بیش از هر چیز با بازی کاریزماتیک کری مولیگان، جهان روستایی چشمنواز و فضای عاشقانهٔ آرامش در خاطر میماند.
رابطهٔ بتشیبا با استقلال و خواستگارانش ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد و فیلم در بهترین لحظهها، تنش میان خواستهٔ فردی و محدودیتهای اجتماعی را با ظرافت نشان میدهد. بااینحال، روایت در پرداخت بعضی تصمیمها و دگرگونیهای رابطه به اندازهٔ کافی مکث نمیکند؛ همین امر همدلی با شخصیتها را دشوار میسازد و از پیچیدگی بالقوهٔ داستان میکاهد.
پایان نیز برای برخی تماشاگران ممکن است بیش از اندازه فشرده احساس شود، هرچند جزئیات سرنوشت شخصیتها در اینجا بازگو نمیشود. حاصل، اثری است دلنشین و چشمنواز، اما نه کاملاً ماندگار: فیلمی که لحظهها و تصاویر زیبایی دارد، ولی گاه فرصت تبدیل آن زیبایی به درامی ژرفتر را از دست میدهد.



ثبت دیدگاه