نقد و بررسی
نقد کلاه سیاه (Blackhat) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری در مرز دو جهان «Blackhat» ساختهٔ مایکل مان، تریلری جنایی است که میکوشد قلمرو نامرئی شبکهها و دادهها را به جغرافیایی ملموس بدل کند؛ جهانی که در آن حملهای دیجیتال میتواند به خاموشی، آشوب اقتصادی و تهدید جان انسانها بینجامد. نیکلاس هاتاوی، هکری زندانی که برای همکاری در تعقیب مجرمان سایبری آزاد میشود، همراه با گروهی از مأموران و متخصصان آمریکایی و چینی سرنخها را از شیکاگو تا هنگکنگ و جاکارتا دنبال میکند.
حمله به نیروگاه هستهای، نقطهٔ آغاز بحرانی بزرگتر است و هرچه تعقیب پیش میرود، مرز میان مأموریت حرفهای و انگیزههای شخصی کمرنگتر میشود. اهمیت فیلم تنها در موضوع روزآمدش نیست. مان میکوشد نشان دهد چگونه فناوری، جهان فیزیکی را تسخیر میکند: شبکهها دیگر ابزارهایی جدا از زندگی روزمره نیستند، بلکه زیرساختهاییاند که شهرها، بازارها و امنیت عمومی به آنها وابستهاند.
بااینحال، فیلم میان ساختن یک تریلر پرشتاب و تأمل دربارهٔ جهان دیجیتال در نوسان است؛ نوسانی که گاه به آن شخصیت میدهد و گاه انسجامش را میکاهد. روایت؛ تعقیبی پرکشش با پیوندهای سست داستان از نظر طرح کلی ظرفیت زیادی دارد: مهاجمی ناشناس، شبکهای فراملی، همکاری نهادهای چند کشور و قهرمانی که گذشتهاش او را به پرونده پیوند میدهد.
مسیر جغرافیایی گسترده، حس تعقیبی جهانی میسازد و فیلم در بهترین لحظات، کشف سرنخ و حرکت میان مکانها را به بخشی از هیجان تبدیل میکند. وقتی روایت از تحلیل دادهها به خیابان و از فضای کاری به خطر مستقیم میرسد، فیلم ضرباهنگی مؤثر پیدا میکند. بااینهمه، رشتهٔ روایی همیشه استوار نیست.
« وقتی روایت از تحلیل دادهها به خیابان و از فضای کاری به خطر مستقیم میرسد، فیلم ضرباهنگی مؤثر پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخی بخشها بیش از آنکه از دل تصمیمهای شخصیتها برآیند، شبیه ایستگاههایی در مسیر تعقیب به نظر میرسند. انگیزهها و پیوندهای میان رویدادها گاه با شتاب معرفی میشوند و سپس پیش از آنکه عمق بگیرند، جای خود را به حادثهٔ بعدی میدهند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است سازوکار کلی خطر را بفهمد، اما برای همهٔ تحولهای داستانی همان اندازه زمینهٔ عاطفی یا علّی دریافت نکند.
این پراکندگی، بهویژه در بخشهایی که فیلم میخواهد همزمان داستانی جنایی، عاشقانه و سیاسی باشد، آشکارتر میشود. هاتاوی؛ قهرمانی جذاب اما کمباور نیکلاس هاتاوی از آن قهرمانانی است که فیلم او را واجد مجموعهای چشمگیر از تواناییها میسازد: هوش فنی، آمادگی جسمانی، خونسردی در بحران و مهارت در مواجههٔ رو در رو با خطر.
کریس همسورث برای نقش حضوری گیرا دارد و با اطمینان، مردی را تصویر میکند که زندان نتوانسته ارادهاش را از میان ببرد. اما همین مجموعهٔ قابلیتها گاهی به بهای باورپذیری شخصیت تمام میشود. هاتاوی بیشتر به الگویی از قهرمان اکشن شباهت مییابد تا انسانی با تناقضها، محدودیتها و واکنشهایی که از زندگی گذشتهاش برآمده باشند.
فیلم به ایدهٔ مهمی دست میزند: آدمی که آزادیاش را از دست داده، چگونه میکوشد اختیار زندگی خود را حفظ کند؟ این مضمون میتوانست ستون عاطفی نیرومندی برای داستان باشد. بااینحال، پرداخت شخصیت فرصت کافی برای بسط این کشمکش نمییابد. گذشتهٔ هاتاوی بیشتر بهصورت اطلاعاتی دربارهٔ او حاضر است تا تجربهای که در رفتار و انتخابهایش رسوب کرده باشد.
« برخی بخشها بیش از آنکه از دل تصمیمهای شخصیتها برآیند، شبیه ایستگاههایی در مسیر تعقیب به نظر میرسند. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین، هرچند قهرمان در مرکز ماجرا قرار دارد، رابطهٔ تماشاگر با او گاهی بیشتر بر جذابیت بازیگر تکیه میکند تا بر شناختی عمیق از شخصیت. گروه بازیگران و شخصیتهای پیرامونی ویولا دیویس در نقش کارول برت حضوری سنجیده و مؤثر دارد. بازی او به شخصیتی که میتوانست صرفاً یکی از مأموران گروه باشد، وزن و اقتدار میبخشد؛ نگاهها و مکثهایش گاه بیش از گفتوگوها اطلاعات منتقل میکنند.
این اجرای متعهدانه یکی از نقاط قوت فیلم است، هرچند نقش او نیز در مقاطعی از کمبود پرداخت رنج میبرد. بازیگرانی چون تانگ وی و وانگ لیهوم نیز به فضای بینالمللی داستان رنگ میدهند و حضورشان مانع از آن میشود که همکاری میان گروهها صرفاً تمهیدی داستانی به نظر برسد. اما شخصیتهای پیرامونی غالباً پیش از آنکه بهطور کامل شکل بگیرند، در خدمت پیشبرد پرونده قرار میگیرند.
روابط شخصی و حرفهای در فیلم گاه با نشانههایی فشرده معرفی میشوند و سپس فیلم انتظار دارد تماشاگر تأثیر عاطفی آنها را بپذیرد. این شیوه در بعضی لحظات به ایجاز کمک میکند، اما در جاهایی نیز حس میشود که شخصیتها به جای آنکه زندگی مستقل داشته باشند، برای همراهی با قهرمان یا انتقال اطلاعات به صحنه آمدهاند.
تصویر و جغرافیای شهری از برجستهترین دستاوردهای «Blackhat» تصویرپردازی آن است. شهرها در فیلم پسزمینهای خنثی نیستند: فضاهای صنعتی، خیابانهای پرتراکم، ساختمانهای شیشهای و چشماندازهای شبانه بخشی از لحن اثر را شکل میدهند. مایکل مان با تأکید بر معماری و فاصله، شهر مدرن را هم باشکوه و هم بیاعتنا نشان میدهد؛ محیطی که آدمها در آن حرکت میکنند، اما هرگز بر آن مسلط نیستند.
« گروه بازیگران و شخصیتهای پیرامونی ویولا دیویس در نقش کارول برت حضوری سنجیده و مؤثر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نگاه بصری در تقابل جالبی با موضوع سایبری فیلم قرار میگیرد. درحالیکه بخش مهمی از تعقیب در فضای نامرئی دادهها رخ میدهد، دوربین پیوسته به بدنها، راهروها، جادهها و جمعیت بازمیگردد. بدینترتیب، خطر دیجیتال از انتزاع بیرون میآید و در جهان مادی جای میگیرد. فضاسازی چشمنواز فیلم، همراه با حالوهوای سرد و الکترونیکی آن، «Blackhat» را از تریلری معمولی دربارهٔ هکرها متمایز میکند؛ حتی اگر همهٔ ایدههای تصویریاش به یک تجربهٔ روایی یکپارچه نینجامند.
اکشن و ریتم صحنههای اکشن فیلم از جنس اغراق فانتزی نیستند؛ اغلب بر تنش، فضا و پیامد فیزیکی خشونت تکیه دارند. تعقیبوگریزها و درگیریها با نوعی خشونت ناگهانی و بیپیرایه اجرا میشوند و همین امر به آنها نیرویی واقعگرایانه میدهد. مان در ساختن لحظات انتظار نیز مهارت دارد: گاهی مکث پیش از حرکت یا نگاه شخصیتها به محیط، به اندازهٔ خود درگیری اضطراب میآفریند.
بااینحال، ریتم فیلم از آغاز تا پایان یکنواخت نیست. شروع نسبتاً کند، زمینهچینی گسترده و حرکت تدریجی داستان ممکن است برای مخاطبی که انتظار تریلری بیوقفه دارد، خستهکننده باشد. در ادامه، بخشهایی از تعقیب انرژی بیشتری پیدا میکنند، اما این شتاب همیشه از دل روایت برنمیخیزد؛ گاه فیلم از مکثهای طولانی به رخدادهای پرتحرک میجهد، بیآنکه میان آنها گذار کاملاً نرم و طبیعی بسازد.
این نوسان هم بخشی از منش شخصی فیلم است و هم یکی از موانع دسترسی آسانتر به آن. فناوری بهمثابه تهدید و تمثیل فیلم از هککردن صرفاً برای ساختن معما استفاده نمیکند. در نگاه آن، زیرساخت دیجیتال چهرهٔ دیگری از قدرت است: سامانههایی که زندگی روزانه بر آنها تکیه دارد، میتوانند در لحظه به ابزار آسیب بدل شوند.
« این نگاه بصری در تقابل جالبی با موضوع سایبری فیلم قرار میگیرد. »
قوتها و کاستیها
این ایده به فیلم امکان میدهد دربارهٔ شکنندگی نظم مدرن سخن بگوید؛ نظمی که ظاهرش کارآمد و دقیق است، اما وابستگی گستردهاش به شبکهها آن را آسیبپذیر میکند. البته پیچیدگی فنی گاهی بیش از آنکه روشنکننده باشد، به پوششی برای پیشبرد داستان بدل میشود. فیلم در ساختن حس خطر موفقتر است تا در توضیح همهٔ جزئیات سازوکار آن.
این انتخاب، از یک سو از تبدیلشدن اثر به درسگفتاری فنی جلوگیری میکند و از سوی دیگر ممکن است بخشی از منطق ماجرا را مبهم بگذارد. در نتیجه، «Blackhat» را بهتر است نه تصویری دقیق از کار روزمرهٔ امنیت سایبری، بلکه تریلری سینمایی دانست که از فناوری برای طرح پرسشهایی دربارهٔ قدرت، نظارت و ناامنی بهره میگیرد.
جمعبندی «Blackhat» فیلمی نامتوازن اما صاحبهویت است: تریلری با فضاسازی شهری چشمگیر، اکشنی پرتنش و نگاه بصری متمایز که در برابر ضعفهای روایی و کمپرداختی شخصیتها آسیبپذیر میماند. اجرای ویولا دیویس و حضور پرانرژی گروه بازیگران به فیلم جان میبخشد، اما نمیتواند همهٔ فاصلههای داستانی را پر کند.
هاتاوی نیز با وجود جذابیت ظاهری، به قهرمانی کاملاً باورپذیر بدل نمیشود. ارزش فیلم بیش از آنکه در استحکام پیرنگ باشد، در شیوهٔ نگاهکردنش به جهان نهفته است: جهانِ متصل و پرشتابی که در آن فضای مجازی پیوسته به خیابان، اقتصاد و زندگی انسانی راه مییابد. اگر تماشاگر با ریتم نامنظم و روایت گاه پراکنده کنار بیاید، با اثری روبهرو میشود که از قالب تریلر سایبری فراتر میرود و میکوشد اضطراب عصر دیجیتال را به تصویر بدل کند؛ تلاشی چشمگیر، هرچند نه کاملاً موفق.
« البته پیچیدگی فنی گاهی بیش از آنکه روشنکننده باشد، به پوششی برای پیشبرد داستان بدل میشود. »



ثبت دیدگاه