نقد و بررسی
نقد بد و دیوانه (Bad and Crazy) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: جدال میان مصلحت و وجدان «Bad and Crazy» سریالی کرهای از سال ۲۰۲۱ است که در دوازده قسمت، ژانر پلیسی و معمایی را با اکشن، کمدی و عناصری روانشناختی درمیآمیزد. محور روایت، ریو سویول، کارآگاهی کارآمد اما مصلحتجوست که برای بالا رفتن از نردبان ترقی، گاه چشم بر فساد و بیعدالتی میبندد.
ورود «کی»، چهرهای عدالتخواه و آشوبگر، این نظم سودمحور را به هم میزند و سویول را ناچار میکند با انتخابهایی روبهرو شود که پیشتر از آنها طفره میرفت. لی دونگووک و وی هاجون در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند و یو سوندونگ کارگردانی مجموعه را بر عهده داشته است. این طرح داستانی، در ظاهر وعدهی یک تعقیبوگریز پرهیجان را میدهد؛ اما جذابیت اصلی مجموعه در پرسشی اخلاقی نهفته است: آیا میتوان در ساختاری آلوده دوام آورد و همزمان خود را از آلودگی آن مصون دانست؟
سریال پاسخ را نه در قالب خطابه، بلکه از راه برخورد دو نیروی متضاد در زندگی سویول پی میگیرد؛ نیرویی که به سازش و منفعتطلبی خو گرفته و نیرویی که دیگر حاضر نیست در برابر بیعدالتی سکوت کند. شخصیتپردازی سویول و کی سویول در آغاز نه قهرمانی بینقص است و نه مأموری که صرفاً در دام یک سوءتفاهم افتاده باشد.
او باهوش، منعطف و از نظر حرفهای توانمند است، اما همین تواناییها را برای پیشبرد منفعت شخصی به کار میگیرد. ویژگی مهم شخصیت او، توجیهپذیر جلوه دادن سازش است: هر عقبنشینی اخلاقی را میتوان با این استدلال پوشاند که «فعلاً چارهای نیست» یا «این راه، در نهایت به موفقیت میرسد». سریال بهخوبی نشان میدهد که فساد فقط در رشوه و زدوبند خلاصه نمیشود؛ گاه از عادت به نادیده گرفتن خطا آغاز میشود.
« لی دونگووک و وی هاجون در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند و یو سوندونگ کارگردانی مجموعه را بر عهده داشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر او، کی نیرویی بیقرار و بیپرده است. او حرفی را که سویول در ذهن پس میزند، آشکار میکند و بهجای محاسبهی هزینهی عدالت، بیواسطه به سوی آن میدود. همین تضاد، منبع بخش بزرگی از شوخیها و درگیریهای مجموعه است؛ اما کارکردش صرفاً سرگرمکننده نیست. کی همچون آینهای عمل میکند که تصویری ناخوشایند از انتخابهای سویول را پیش چشم او میگذارد.
رابطهی این دو، بهتدریج از کشمکشی طنزآمیز به بازنمایی یک بحران درونی بدل میشود؛ بحرانی که دربارهی پذیرش مسئولیت و بازگشت به وجدان است، نه فقط پیروزی در یک پرونده. بازیگری و هماهنگی دو بازیگر اصلی لی دونگووک و وی هاجون مهمترین سرمایهی نمایشی سریالاند. لی دونگووک در نقش سویول میان آرامش حسابگرانه، اضطراب و آشفتگی حرکت میکند و تلاش دارد شخصیت را از یک مأمور فرصتطلب تکبعدی فراتر ببرد.
وی هاجون نیز با انرژی بدنی و بازی پرتحرک خود، کی را به نیرویی زنده و غیرقابلمهار تبدیل میکند. تفاوت در ریتم و حالت بازی این دو، حتی پیش از آنکه داستان دربارهی نسبتشان توضیح بیشتری بدهد، به مخاطب کمک میکند تقابلشان را حس کند. هماهنگی میان این دو بازیگر از آن رو اثرگذار است که سریال بارها از برخورد، تعقیب و جدال آنان برای پیشبرد صحنهها استفاده میکند.
شوخیها زمانی بهتر مینشینند که واکنش خونسرد یا درماندهی سویول در برابر بیپروایی کی قرار میگیرد. در صحنههای اکشن نیز حضور پرانرژی وی هاجون به مجموعه شتاب میدهد، در حالی که لی دونگووک وجهی متزلزلتر و انسانیتر به ماجرا میبخشد. با این همه، گاهی شدت و فراوانی کنش بدنی چنان بالا میرود که باورپذیری صحنهها زیر فشار نمایش هیجان قرار میگیرد.
« در برابر او، کی نیرویی بیقرار و بیپرده است. »
شخصیتها و اجرا
روایت پلیسی و مضمون فساد پروندههای جنایی در «Bad and Crazy» تنها وسیلهای برای ایجاد معما نیستند؛ آنها پنجرهای به مناسبات قدرت، پنهانکاری و تبانی در محیط پلیس میگشایند. سویول در مقام مأمور، هم بخشی از دستگاهی است که باید با فساد مقابله کند و هم از امتیازهای آن بهره میبرد. همین دوگانگی، داستان را از الگوی سادهی «پلیس خوب در برابر تبهکار بد» دور میکند.
مسئله فقط یافتن مجرم نیست؛ این است که مأموران تا کجا در برابر همکاران، مقامهای بانفوذ و منافع شخصی خود ایستادگی میکنند. از این منظر، مسیر سویول شکلی از دگرگونی اخلاقی است. او قرار نیست یکشبه به قهرمانی بیخطا بدل شود؛ جذابیت داستان در آن است که تغییر را همچون فرایندی پرهزینه و همراه با مقاومت نشان میدهد.
بااینحال، ساختار پروندهمحور گاهی به سود گسترش دسیسهها عمل میکند و به زیان پرداخت دقیق برخی از آنها. در نتیجه، بخشی از رازها و رویاروییها بیش از آنکه از دل شخصیتها بجوشند، به نظر میرسند برای حفظ تعلیق و رساندن روایت به مرحلهی بعد طراحی شدهاند. اکشن و طنز: جاذبه و نوسان یکی از امتیازهای سریال، آمیزش اکشن و طنز است.
برخوردهای فیزیکی، تعقیبوگریزها و رفتار اغراقآمیز کی میتوانند ریتمی سرزنده بسازند و فضای تلخ فساد را از یکنواختی برهانند. کمدی نیز بیشتر از تضاد میان دو شخصیت اصلی نیرو میگیرد: سویولی که میخواهد اوضاع را مهار کند و کی که هر بار آن را از کنترل خارج میسازد. این رابطه در بهترین لحظاتش هم خنده میآفریند و هم تفاوت بنیادین نگاه آن دو را روشن میکند.
« سویول در مقام مأمور، هم بخشی از دستگاهی است که باید با فساد مقابله کند و هم از امتیازهای آن بهره میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین ترکیب، گاهی به بیثباتی لحن میانجامد. سریال ممکن است از موقعیتی نسبتاً جدی به صحنهای پرتحرک و کمیک بجهد، بیآنکه همیشه میان دو حالوهوا پلی قانعکننده بسازد. اکشن فراوان نیز در مقاطعی جای پیشرفت معما را میگیرد و بهجای افزایش تنش، از اثرگذاری آن میکاهد. هنگامی که خشونت به راهحل تکراری صحنهها تبدیل میشود، ضرباهنگ پرشتاب دیگر لزوماً به معنای پیشروی روایی نیست.
ریتم، پیچشها و انسجام داستان نیمهی نخست با معرفی تضاد مرکزی و ایجاد کنجکاوی دربارهی کی، نیروی محرک روشنی دارد. مخاطب میخواهد بداند این حضور چگونه زندگی سویول را دگرگون میکند و پروندههای پلیسی چه نسبتی با بحران شخصی او پیدا خواهند کرد. در نیمهی دوم، تمرکز روایت و حالوهوای آن تغییر میکند؛ مجموعه برای گسترش لایههای معمایی و عاطفی خود مسیرهایی تازه میگشاید، اما این تغییر همیشه به شکلی هموار انجام نمیشود.
به همین دلیل، احساس میشود داستان برای مدتی میان چند محور پراکنده شده است. برخی پیچشها نیز بهسبب نشانهگذاری آشکار یا الگوهای آشنای روایت جنایی، زودتر از موعد قابل حدساند. این مسئله الزاماً تعلیق را از میان نمیبرد، اما بخشی از غافلگیری مورد انتظار را کاهش میدهد. افزون بر آن، چند گسست در پیوستگی و توضیح ناکافی بعضی رخدادها باعث میشود مخاطب گاهی بیش از آنکه درگیر پیامدهای عاطفی ماجرا باشد، سرگرم جور کردن منطق اتفاقها شود.
پایانبندی هم در جمعکردن رشتههای روایی شتاب دارد و مجال کافی برای نشستن برخی پیامدها فراهم نمیکند. جهان داستان و ملاحظات اجرایی سریال از ایدهی یک بحران درونی برای ساختن درامی دربارهی وجدان و مسئولیت بهره میگیرد؛ این ایده از نظر نمایشی ظرفیت بالایی دارد، زیرا امکان میدهد کشمکش اخلاقی شخصیت در قالب رابطهای ملموس و پرتنش جلوه کند.
« اما همین ترکیب، گاهی به بیثباتی لحن میانجامد. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، استفادهی داستانی از مفاهیم روانشناختی نیازمند ظرافت است. هرگاه توضیح یا پرداخت کافی جای خود را به تعلیق و نمایش بدهد، مرز میان استعارهی نمایشی و تصویر دقیق یک وضعیت روانی مبهم میشود. در این مجموعه، جنبهی نمادین و سرگرمکنندهی ایده معمولاً بر ظرافت واقعگرایانهی آن میچربد.
این انتخاب با جهان اغراقآمیز سریال سازگار است، اما هزینهای هم دارد: بعضی لحظات از نظر احساسی تأثیرگذارند، در حالی که سازوکارشان از نظر روایی کاملاً روشن نیست. اگر مخاطب مجموعه را بیش از همه بهمنزلهی یک سرگرمی جنایی ببیند، این ناپیوستگیها آسانتر پذیرفته میشوند؛ اما انتظار درامی روانشناختی با منطق دقیقتر، احتمالاً رضایت کمتری به همراه خواهد داشت.
جمعبندی «Bad and Crazy» اثری سرگرمکننده و پرانرژی است که بهترین لحظاتش را از تقابل سویول و کی، بازیهای هماهنگ لی دونگووک و وی هاجون و پیوند طنز با اکشن به دست میآورد. مضمون اصلی آن نیز جذاب است: سازش اخلاقی میتواند آرامآرام به بخشی از شخصیت بدل شود، اما وجدانِ سرکوبشده همچنان راهی برای بازگشت میجوید.
همین ایده به داستانی جنایی عمق بیشتری میدهد و مسیر تغییر قهرمان را از حد یک اصلاح ساده فراتر میبرد. بااینحال، نوسان ریتم، تفاوت محسوس میان دو نیمه، پیچشهای گاه قابلپیشبینی، ضعفهایی در پیوستگی و جمعبندی شتابزده مانع از آن میشوند که مجموعه در همهی بخشها به یک اندازه استوار بماند.
« در عین حال، استفادهی داستانی از مفاهیم روانشناختی نیازمند ظرافت است. »
جمعبندی
حاصل، سریالی است که بیش از آنکه در پرداخت بینقص معماها بدرخشد، با انرژی بازیگران و جذابیت ایدهی مرکزی خود تماشاگر را همراه میکند؛ اثری نامتوازن، اما در بخشهای پرجنبوجوشش بهراستی تماشایی.



ثبت دیدگاه