نقد و بررسی
نقد آخرین ماجراجویی (The Last Adventure) | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای آزادی و دوستی «ماجراجویان» ساختهٔ روبر انریکو، که با عنوان انگلیسی «The Last Adventure» شناخته میشود، در ظاهر دربارهٔ جستوجوی گنجی مدفون در آبهای دوردست است؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در معمای گنج، بلکه در پیوند سه آدمی نهفته است که زندگی متعارف برایشان کافی نیست. رولان، مانو و لتیسیا هر یک بهگونهای از شکست یا سرخوردگی آمدهاند، اما بهجای تسلیمشدن، رؤیا را بهانهای برای حرکت میکنند.
فیلم از همان آغاز، ماجراجویی را نه صرفاً گریز از روزمرگی، بلکه شیوهای برای زیستن معرفی میکند: زیستن با خطر، رفاقت و امیدی که شاید از نظر دیگران نامعقول باشد. قصه با پیامدهای یک شوخی تلخ آغاز میشود؛ شوخیای که موقعیت حرفهای مانو را برهم میزند و او و رولان را به سوی سفری تازه سوق میدهد.
خبر هواپیمای غرقشده و گنج احتمالیاش، مسیر روایت را به سوی کنگو میکشاند، اما فیلم از ابتدا نشانه میدهد که مقصد جغرافیایی، همهٔ ماجرا نیست. این سفر بیش از آنکه نقشهای برای ثروتمندشدن باشد، آزمونی برای شخصیتها و رابطهٔ میان آنهاست. فیلم در عین حفظ رازآلودگی و پرهیز از آشکارکردن سرانجام، از ابتدا نوعی اندوه آرام را در دل ماجراجوییاش میپرورد؛ گویی این آزادی پرشور، هر لحظه میتواند در برابر واقعیت سخت جهان آسیبپذیر شود.
سه شخصیت، یک خانوادهٔ نامتعارف رابطهٔ رولان و مانو قلب عاطفی فیلم است. آنها صرفاً دو دوست همراه نیستند؛ هر یک رؤیاهای دیگری را جدی میگیرد و شکست او را شکست مشترک خود میداند. رولان، با ذهن فنی و دستهای سازندهاش، به امکان ساختن و آزمودن دل بسته است؛ مانو با جسارت و میل به پرواز، آزادی را در حرکت بیمحابا میجوید.
« این سفر بیش از آنکه نقشهای برای ثروتمندشدن باشد، آزمونی برای شخصیتها و رابطهٔ میان آنهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت روحیههایشان به جای آنکه شکافی میانشان بسازد، نوعی تعادل پدید میآورد. فیلم با جزئیات روزمره و رفتارهای کوچک، صمیمیتی را میسازد که نیازی به اعترافهای پرآبوتاب ندارد. ورود لتیسیا این پیوند را پیچیدهتر و غنیتر میکند. او صرفاً همراهی برای افزودن رنگ عاشقانه به داستان نیست؛ نگاه هنرمندانهاش به اشیا و مکانها، جهان فیلم را از سطح ماجراجویی بیرونی فراتر میبرد.
لتیسیا در میان این دو مرد جایگاهی مستقل دارد و رابطهاش با آنان را نمیتوان بهسادگی در قالب رقابت عاشقانه خلاصه کرد. سه شخصیت، خانوادهای خودساخته و نامتعارف تشکیل میدهند؛ خانوادهای که اعضایش بیش از آنکه بر مالکیت یا وعدههای آینده تکیه کنند، به حضور و همراهی یکدیگر دل بستهاند.
همین کیفیت است که خطرهای بعدی را از نظر عاطفی معنادار میکند. بازیگری و شیمی میان بازیگران آلن دلون در نقش مانو، جذابیتی آمیخته با بیقراری دارد. او شخصیت را به قهرمانی بینقص بدل نمیکند؛ در پشت اعتمادبهنفس و شجاعتش، نوعی آسیبپذیری و نیاز به حرکت پیوسته دیده میشود. دلون با کمترین اغراق، تصویری از مردی میسازد که گویی ایستادن برایش دشوارتر از خطرکردن است.
حضور او در قاب، انرژی و سبکی خاصی به فیلم میدهد، اما این انرژی هرگز رابطهٔ او با رولان را تحتالشعاع قرار نمیدهد. لینو ونتورا در نقش رولان، نقطهٔ مقابل سنجیده و زمینی مانو است. بازی او به شخصیت وقار و استواری میبخشد، بیآنکه او را خشک یا یکبعدی کند. میان ونتورا و دلون نوعی هماهنگی شکل میگیرد که بخش بزرگی از جذابیت فیلم به آن وابسته است: یکی شتاب میدهد و دیگری وزن و جهت؛ یکی افق را میجوید و دیگری امکان ساختن را.
« تفاوت روحیههایشان به جای آنکه شکافی میانشان بسازد، نوعی تعادل پدید میآورد. »
شخصیتها و اجرا
جوآنا شیمکوس نیز لتیسیا را با ظرافت و خویشتنداری بازی میکند. او شخصیت را به رمزآلودگی صرف تقلیل نمیدهد و در عوض، خیالپردازی و استقلال او را در رفتارهای کوچک و نگاهش به محیط آشکار میسازد. در کنار هم، این سه بازیگر رابطهای باورپذیر میآفرینند که از خود ماجرای گنج ماندگارتر است.
لحن روایی و مسئلهٔ ریتم انریکو روایت را با شتاب یک فیلم حادثهای پیش نمیبرد. فیلم برای ساختن فضای رفاقت و آشنایی با عادتها و رؤیاهای شخصیتها مکث میکند. این انتخاب در لحظاتی نتیجهبخش است: وقتی تماشاگر فرصت مییابد کنار شخصیتها بماند، تصمیمهایشان وزن عاطفی پیدا میکند و سفرشان تنها مجموعهای از نقاط روی نقشه نمیشود.
بااینحال، همین مکثها گاهی به کندی میانجامد. بعضی بخشها بیش از آنکه تنش تازهای بیفزایند، در حالوهوای خود متوقف میمانند و حرکت داستان را برای مدتی کمرمق میکنند. ساختار فیلم نیز همواره یکدست نیست. ماجرا از لحنی شوخ و سرزنده به سوی تجربهای عاشقانهتر و سپس فضایی پرتعلیق حرکت میکند.
این جابهجاییها با روحیهٔ بیقرار شخصیتها تناسب دارند، اما گاه گذار میان آنها ناگهانی احساس میشود. فیلم بیش از آنکه بر یک طرح علتومعلولی فشرده تکیه کند، به حضور شخصیتها و تأثیر موقعیتها بر روابطشان متکی است. از این رو، بینندهای که انتظار روایتی کاملاً منظم و پیوسته دارد، ممکن است در بخشهایی احساس کند داستان از مسیر اصلی فاصله گرفته است.
« جوآنا شیمکوس نیز لتیسیا را با ظرافت و خویشتنداری بازی میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، تماشاگر علاقهمند به سینمای شخصیتمحور میتواند همین سرگردانی را بخشی از تجربهٔ زیستن در جهان فیلم بداند. فضا، تصویر و موسیقی فضای فیلم میان محیطهای صنعتی و سفرهای دوردست در حرکت است. کارگاهها، ماشینها و هواپیماها در آغاز، جهانی از اختراع و جسارت میسازند؛ جهانی که آدمها در آن نه فقط دربارهٔ رؤیاهایشان حرف میزنند، بلکه دست به ساختن و آزمودن میزنند.
سپس سفر، چشمانداز روایت را گسترش میدهد و حس دورشدن از قواعد آشنا را تقویت میکند. فیلم در این جابهجایی، ماجراجویی را با جزئیات ملموس پیوند میزند: ابزارها، وسایل نقلیه و محیطهای واقعی، به رؤیاهای شخصیتها جسم میبخشند. موسیقی فرانسوا دو روبه به این فضا حالوهوایی متمایز میدهد.
ملودیها صرفاً همراه صحنههای حادثهای نیستند؛ گاه شور و سبکی سفر را برجسته میکنند و گاه اندوهی پنهان را زیر سطح ماجرا نگه میدارند. موسیقی به فیلم کمک میکند از لحن کاملاً واقعگرا فاصله بگیرد، بیآنکه به خیالپردازی بیقید بدل شود. در کنار آن، فیلمبرداری ژان بوفِتی به مکانها و حرکتها کیفیتی باز و سیال میدهد.
چشماندازها نه پسزمینهای تزئینی، بلکه بخشی از میل شخصیتها به رهاییاند. رؤیا، شکست و معنای گنج گنج در «ماجراجویان» بیش از آنکه هدفی اقتصادی باشد، محرکی برای حرکت است. شخصیتها به دنبال ثروتاند، اما پول بهتنهایی پاسخ پرسشهایشان نیست. هر کدام تصوری از زندگی دلخواه خود دارند و گنج را راهی برای نزدیکشدن به آن میبینند.
« فضا، تصویر و موسیقی فضای فیلم میان محیطهای صنعتی و سفرهای دوردست در حرکت است. »
قوتها و کاستیها
از همین رو، فیلم با ایدهٔ موفقیت برخوردی سادهانگارانه ندارد: داشتن فرصت یا ثروت لزوماً به معنای دستیابی به خوشبختی نیست، همانطور که شکست در یک مسیر، الزاماً پایان رؤیاها به شمار نمیآید. این نگاه، فیلم را از ماجرای معمول جستوجوی گنج دور میکند. در زیر سطح سرگرمکنندهٔ سفر، تأملی دربارهٔ ناپایداری آرزوها جریان دارد.
شخصیتها با شور و بیپروایی به سوی آینده میروند، اما جهان همیشه مطابق خیال آنان عمل نمیکند. فیلم این فاصله را با تلخی آشکار و موعظهگرانه توضیح نمیدهد؛ اجازه میدهد در رفتارها، سکوتها و تغییر فضای داستان احساس شود. همین لحن دوگانه—شادابی در ظاهر و اندوه در عمق—به اثر هویتی خاص میبخشد.
جمعبندی «ماجراجویان» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در دوستی و حضور مشترک شخصیتهایش مییابد، نه در پیچیدگی نقشهٔ ماجراجویانه. بازیهای پرجاذبهٔ آلن دلون، لینو ونتورا و جوآنا شیمکوس، موسیقی بهیادماندنی و فضاسازی سفر، به اثر نیرویی گرم و خیالانگیز میدهند. در برابر، ریتم نامتوازن، برخی مکثهای کشدار و جابهجاییهای گاه ناگهانی میان لحنها از انسجام آن میکاهند.
بااینهمه، این نارساییها جذابیت مرکزی فیلم را از میان نمیبرند: تصویری از آدمهایی که به جای پذیرفتن شکست بهعنوان پایان، در کنار یکدیگر راهی تازه میجویند. حاصل، ماجرایی است که زیر ظاهر جستوجوی گنج، دربارهٔ آزادی، رفاقت و شکنندگی رؤیاها سخن میگوید.
« این نگاه، فیلم را از ماجرای معمول جستوجوی گنج دور میکند. »



ثبت دیدگاه