نقد و بررسی
نقد مردی از رم (The Man from Rome) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان قدس و تردید «مردی از رم» با ایدهای از همان آغاز وسوسهانگیز پا به میدان میگذارد: نفوذی ناشناس به سامانههای واتیکان، پیامی برای پاپ، کشیشی که مأمور تحقیق است و کلیسایی در سویا که گویی برای دفاع از خود دست به خشونت میزند. فیلم در نگاه نخست وعده میدهد که معمایی جنایی را با رمزوراز مذهبی و سیاست درون کلیسا درآمیزد؛ ترکیبی که میتواند هم تعلیق بسازد و هم پرسشهایی درباره ایمان، قدرت و مسئولیت اخلاقی پیش بکشد.
اما اثر، با وجود مصالح غنی، کمتر از آنچه نوید میدهد به کشف و هیجان میرسد. فیلم از رمان «پوست طبل» اثر آرتورو پرز-رورته اقتباس شده و درونمایههایش را بر محور کشمکش میان حفظ کلیسایی تاریخی و منافع اقتصادی پیرامون آن سامان میدهد. پدر کوارت، مأمور اطلاعاتی واتیکان، به سویا میرود تا سرنخهای پیام را دنبال کند و با مرگهای مشکوک، منافع متضاد و رازهایی روبهرو شود که بهآسانی از مرزهای یک پرونده معمولی فراتر میروند.
کلیسایی که از قصه جلو میزند مهمترین دستاورد فیلم، ساختن فضایی است که در آن خودِ مکان به نیرویی داستانی تبدیل میشود. کلیسای فرسوده و باروک، با شکوه ازدسترفته و نشانههای زوال، چیزی بیش از پسزمینهای زیباست: گویی گذشتهای سنگین را در خود نگه داشته و هر شخصیت بخشی از خواسته یا ترس خود را بر دیوارهایش فرافکنی میکند.
« اما اثر، با وجود مصالح غنی، کمتر از آنچه نوید میدهد به کشف و هیجان میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بنا هم جای عبادت است، هم موضوع منازعه، هم معمایی که آدمها میکوشند آن را به سود خویش تفسیر کنند. فیلم در اینجا به ظرفیت استعاری جذابی دست مییابد. کلیسا میتواند نماد ایمان باشد، اما همزمان بنایی مادی است که مالکیت، نگهداری و ارزش اقتصادیاش محل نزاع است. این دوگانه، بهترین بستر را برای پرسشهای اخلاقی فراهم میآورد: آیا پاسداری از یک مکان مقدس، به هر وسیلهای موجه است؟
چه کسی حق دارد به نام ایمان درباره سرنوشت آن تصمیم بگیرد؟ با این حال، فیلم بیشتر از آنکه این پرسشها را بکاود، به آنها اشاره میکند و سپس به مسیر پرپیچوخم پرونده بازمیگردد. سویا؛ حضوری فراتر از منظره تصاویر سویا از نقاط قوت روشن اثرند. معماری شهر، میدانها و بافت تاریخی آن، به فیلم هویتی بصری میدهد که با فضای مذهبی و رازآلود داستان تناسب دارد.
شهر صرفاً مکانی برای وقوع ماجرا نیست؛ تضاد میان زیبایی باشکوه بناها و فرسودگی کلیسای مرکزی، بخشی از حالوهوای اثر را میسازد. دوربین گاه با مکث بر فضاها، حس قدمزدن در شهری را منتقل میکند که گذشته در آن هنوز حاضر است. اما این توجه بصری همیشه به سود ریتم نیست. مکثهای طولانی و نماهای تأملی، اگر در خدمت افزایش اضطراب یا شناخت شخصیتها باشند، میتوانند اثرگذار شوند؛ اینجا گاهی به توقفی در جریان روایت بدل میشوند.
« این بنا هم جای عبادت است، هم موضوع منازعه، هم معمایی که آدمها میکوشند آن را به سود خویش تفسیر کنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم ظاهراً میخواهد از زیبایی شهر برای ساختن اتمسفر بهره بگیرد، ولی بارها نماها را پیش از آنکه معنای تازهای بیفزایند، ادامه میدهد. حاصل، کیفیتی دوگانه است: چشماندازها دلنشیناند، اما تماشای آنها بهتنهایی نمیتواند جای تنش دراماتیک را بگیرد. پدر کوارت و بازی ریچارد آرمیتاژ ریچارد آرمیتاژ در نقش کوارت، مرکز ثقل فیلم است.
حضور سرد و کنترلشده او با شخصیتی که میان وظیفه سازمانی و داوری شخصی گرفتار شده، تناسب دارد. کوارت قرار نیست قهرمانی پرهیاهو باشد؛ جذابیت بالقوهاش از تضاد درونی میآید: مردی که به نهادی مذهبی خدمت میکند، اما باید با پرسشهایی روبهرو شود که پاسخهای رسمی برایشان کافی نیستند. آرمیتاژ در لحظات آرام، توانایی ایجاد وقار و تمرکز را دارد و همین امر به شخصیت وزن میبخشد.
با این همه، بازی او بهندرت به تحولی پرقدرت میرسد. سکون و خویشتنداری، که در ابتدا میتوانند ویژگی شخصیت باشند، در بخشهایی به یکنواختی نزدیک میشوند. شخصیتهای پیرامونی نیز گاه بیش از آنکه انسانهایی با انگیزههای روشن باشند، حاملان سرنخ یا طرفهای یک کشمکشاند. در نتیجه، روابط میان کوارت و دیگران—از جمله ماکارنا برونر و چهرههای واتیکان—همیشه فرصت نمییابد به تعارضی عاطفی و قانعکننده بدل شود.
« پدر کوارت و بازی ریچارد آرمیتاژ ریچارد آرمیتاژ در نقش کوارت، مرکز ثقل فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
معمایی پرگره، تعلیقی کمجان ساختار قصه بر لایهلایه شدن اطلاعات تکیه دارد. مرگهای مرموز، رقابت بر سر کلیسا و بازی منافع درون و بیرون واتیکان، مواد کافی برای یک تریلر پرتنش فراهم میکنند. اما پیچیدگی با تعلیق یکی نیست. فیلم جزئیات و گرههای متعددی پیش میکشد، بیآنکه همواره روشن کند کدامیک برای مخاطب اهمیت بیشتری دارد یا چگونه باید انتظار کشف بعدی را در او زنده نگه دارد.
در نتیجه، روایت بیشتر انباشته میشود تا فشرده. گفتوگوها و توضیحها گاهی بار اطلاعاتی زیادی حمل میکنند، اما نیروی صحنهها برای تبدیل این اطلاعات به کشش دراماتیک کافی نیست. بیننده ممکن است بخواهد بداند پشت ماجرا چیست، ولی این کنجکاوی الزاماً به اضطراب یا هیجان تبدیل نمیشود. فیلم از مصالح یک داستان معمایی برخوردار است، اما در پیوند دادن آنها به ضرباهنگی مؤثر لغزش دارد؛ گویی هر بار که امکان اوج گرفتن پیدا میکند، دوباره سرعتش را کم میکند.
ایمان، قدرت و منافع موضوعهای مذهبی فیلم بالقوه پیچیدهاند. اثر به شکلی مستقیم با پرسش از ایمان فردی و اقتدار نهادی روبهرو میشود و نشان میدهد که تصمیمهای کلیسایی همیشه در خلأ معنوی گرفته نمیشوند؛ قدرت، اعتبار، پول و مصلحت نیز در آنها دخیلاند. تقابل میان وظیفه کوارت و واقعیتهای پرونده میتوانست بستری برای بررسی این باشد که وفاداری به یک نهاد چه زمانی با وجدان فردی در تعارض قرار میگیرد.
« معمایی پرگره، تعلیقی کمجان ساختار قصه بر لایهلایه شدن اطلاعات تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
با این حال، فیلم این ظرفیت را بیشتر در سطح طرح نگه میدارد. شخصیتها گاه به موضعهایی روشن و قابل پیشبینی تقلیل مییابند و ابهام اخلاقی—که میتوانست نیروی اصلی داستان باشد—به اندازه کافی پرورش پیدا نمیکند. اثر میخواهد هم از رمزوراز مذهبی بهره ببرد، هم از قصه جاسوسی و هم از نزاع اقتصادی؛ اما میان این مسیرها تعادل کاملی نمییابد.
حاصل، فیلمی است که ایدههای متعدد دارد، ولی برای هرکدام مجال کافی نمیسازد. پایانِ کماقناعکننده بدون ورود به رویدادهای پایانی، میتوان گفت فرجام فیلم برای بخشی از مخاطبان احتمالاً رضایتبخش نخواهد بود. مسئله فقط انتخابی غیرمنتظره یا تلخ نیست؛ مهمتر آن است که روایت در برخی خطوط داستانی حس جمعبندی کامل ایجاد نمیکند.
وقتی فیلم زمان زیادی صرف انباشتن رازها و پیوند دادن شخصیتها میکند، انتظار میرود پایان دستکم روشن کند که این مسیرها چه معنایی پیدا کردهاند. اما پاسخ نهایی از نظر عاطفی و روایی ممکن است کمتر از انتظار بنشیند. این نارضایتی از همان ضعفهای پیشین تغذیه میشود: ریتمی که تنش را بهتدریج نمیسازد، شخصیتهایی که فرصت تحول کافی نمییابند و معمایی که گاه بیش از حد پیچیده و در عین حال کماثر جلوه میکند.
« با این حال، فیلم این ظرفیت را بیشتر در سطح طرح نگه میدارد. »
جمعبندی
اگر رابطه مخاطب با داستان عمیق نشده باشد، پایان نیز دشوارتر میتواند ضربه یا تأملی ماندگار ایجاد کند. جمعبندی «مردی از رم» فیلمی است با هستهای داستانی جذاب و فضایی دیدنی، اما میان وعده و دستاوردش فاصلهای محسوس وجود دارد. کلیسای باروک، منازعه بر سر حفظ یا تخریب آن، و مأمور واتیکانی که باید میان وفاداری و داوری اخلاقی راهی پیدا کند، همگی ظرفیت یک تریلر پرکشش را دارند.
سویا نیز به اثر چهرهای بصری و متمایز میبخشد و ریچارد آرمیتاژ حضوری جدی و گیرا در مرکز آن دارد. با این حال، روایت کند و گاه پراکنده پیش میرود؛ پیچیدگی داستان همیشه به تعلیق نمیانجامد و مضامین ایمان و قدرت بیش از آنکه به عمق برسند، در سطح طرح باقی میمانند. فیلم برای مخاطبی که از فضای مذهبی رازآلود و معماری تاریخی لذت میبرد، لحظاتی دیدنی دارد، اما اگر انتظار تریلری پرشتاب، بازیهای یکدست یا پایانی کاملاً اقناعکننده داشته باشد، احتمالاً با اثری روبهرو میشود که کمتر از ایده اولیهاش جان میگیرد.
« اگر رابطه مخاطب با داستان عمیق نشده باشد، پایان نیز دشوارتر میتواند ضربه یا تأملی ماندگار ایجاد کند. »



ثبت دیدگاه