نقد و بررسی
نقد شکارچی بیگانه (Alien Predator) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا، با وعدهای پرهیجان «Alien Predator» محصول سال ۲۰۱۸، به کارگردانی Jared Cohn، از همان طرحی بهره میگیرد که در سینمای علمیتخیلی و وحشت بارها آزموده شده است: نیرویی انسانی وارد قلمرویی ناشناخته میشود، نشانههایی نامأنوس مییابد و سرانجام درمییابد که دیگر شکارچی نیست، بلکه شکار است.
گروهی از نیروهای عملیات ویژه برای بررسی سقوط هواگردی مرموز اعزام میشوند. بقایای عجیب و نشانههایی که فقط با دوربین فروسرخ دیده میشوند، مأموریت را از جستوجویی نظامی به مواجههای با تهدیدی بیگانه بدل میکنند. این خلاصه، فیلم را در مسیر آشنای شکار و بقا قرار میدهد؛ مسیری که ظرفیت تعلیق دارد، اما برای اثرگذاری به فضاسازی دقیق، شخصیتپردازی و نظمی روایی نیازمند است.
فیلم در بهترین لحظاتش میکوشد از همین آشنایی به سود خود استفاده کند. تماشاگر میداند که خطر، بیش از آنکه در میدان دید باشد، در حاشیه تصویر و میان نشانههای مبهم حضور دارد. دوربین فروسرخ نیز امکان مناسبی فراهم میکند تا دیدهشدن و ندیدهماندن به بخشی از تجربه تعلیق تبدیل شود. بااینحال، ایده بهتنهایی کافی نیست: هر بار که روایت به جای پرورش حس تهدید، صرفاً از رویدادی به رویداد دیگر میجهد، ظرفیت رازآلود موقعیت کاهش مییابد.
« گروهی از نیروهای عملیات ویژه برای بررسی سقوط هواگردی مرموز اعزام میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضاسازی و منطق تعلیق مواجهه با ردپاهایی که با چشم عادی آشکار نیستند، نقطه قوت بالقوه فیلم است. این جزئیات، محیط را به صحنهای برای خواندن نشانهها تبدیل میکنند؛ جایی که هر لکه، بقایا یا حرکت نامشخص میتواند خبر از حضوری خطرناک بدهد. در یک فیلم شکارمحور، تماشاگر باید همراه شخصیتها به محیط اعتماد نکند و از اطلاعات ناقص، احتمال تهدید بسازد.
«Alien Predator» از این امکان بهره میگیرد، اما پیوستگی فضاسازی همیشه حفظ نمیشود. در نتیجه، تعلیق گاه بیش از آنکه از انتظار و ابهام شکل بگیرد، به انفجار ناگهانی کنش وابسته میشود. چنین رویکردی برای افزایش ضرباهنگ مفید است، ولی اگر صحنههای آرام به اندازه کافی مجال نیابند، خطر بیگانه از حضوری هولناک به محرکی برای شروع درگیری بعدی تقلیل مییابد.
فیلم بهجای آنکه همواره حس کند موجودی هوشمندانه در حال تعقیب گروه است، در بخشهایی بیشتر شبیه رشتهای از برخوردها و گریزها پیش میرود. گروه شخصیتها و نیروی شوخی مهمترین منبع سرزندگی فیلم، گروه ناهمگون شخصیتهای انسانی و واکنشهای متفاوت آنان به بحران است. اختلاف خلقوخو و شیوه گفتوگو، رابطهها را از یکنواختی دور میکند و برای فیلمی که بخش بزرگی از زمانش را در تعقیب و خطر میگذراند، لحظاتی سبکتر میسازد.
« فضاسازی و منطق تعلیق مواجهه با ردپاهایی که با چشم عادی آشکار نیستند، نقطه قوت بالقوه فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
شوخیها بهویژه هنگامی کارآمدند که از برخورد شخصیتها با یکدیگر برمیخیزند، نه آنگاه که صرفاً برای شکستن فضای جدی در میان صحنهای پرتنش قرار میگیرند. بااینهمه، فیلم از ظرفیت گروه خود بهطور کامل استفاده نمیکند. تفاوت شخصیتها میتواند زمینهای برای نمایش ترس، اختلاف در تصمیمگیری و شکلگیری اعتماد باشد؛ اما اگر این ویژگیها بیشتر در حد تمایزهای گفتاری باقی بمانند، گروه به مجموعهای از تیپها نزدیک میشود، نه افرادی با مسیر درونی مستقل.
طنز، وقتی بر چنین پایهای سوار شود، سرگرمکننده است، اما نمیتواند جای شخصیتپردازی یا تحول عاطفی را بگیرد. برخورد کمدی و وحشت دوگانگی لحن از چالشهای اصلی اثر است. شوخی و وحشت ذاتاً ناسازگار نیستند؛ حتی تضاد میان خنده و خطر میتواند اضطراب را تشدید کند. مسئله زمانی پدید میآید که جابهجایی میان این دو حالت بهجای آنکه حاصل منطق صحنه و شخصیت باشد، ناگهانی و بیمقدمه رخ دهد.
در این فیلم، شوخطبعی گروه از یک سو به فضای سرگرمکننده کمک میکند و از سوی دیگر، گاهی از جدیتی میکاهد که برای باورپذیرشدن تهدید ضروری است. وقتی شخصیتها بلافاصله پس از لحظهای مرگبار به گفتوگویی سبک رو میآورند، اثر ممکن است فرصت عاطفی صحنه را از دست بدهد. تماشاگر برای احساس خطر باید پیامدهای آن را در رفتار آدمها ببیند؛ ترس، مکث، آشفتگی یا اختلاف.
« بااینهمه، فیلم از ظرفیت گروه خود بهطور کامل استفاده نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر شوخی پیش از آنکه این واکنشها شکل بگیرند وارد شود، تعلیق خنثی میشود. بنابراین مسئله اصلی وجود کمدی نیست، بلکه میزان و زمانبندی آن است: فیلم نمیتواند همیشه تصمیم بگیرد که میخواهد ترس بیافریند یا سرگرمی بیوقفه عرضه کند. اکشن، طراحی تهدید و تماشاییبودن صحنههای اکشن به فیلم نیروی حرکتی میدهند و حضور شکارچی بیگانه نیز عامل مهمی در حفظ جذابیت دیداری است.
موجودی که گروه را دنبال میکند، باید هم از نظر توانایی و هم از نظر ناشناختگی ترسآور باشد؛ تهدیدش نه فقط در قدرت بدنی، بلکه در این تصور نهفته است که قواعد معمول بقا در برابر او کارایی ندارند. فیلم از این الگو برای ساختن موقعیتهای پرتحرک بهره میگیرد و در بخشهایی، شدت درگیریها تماشایی است.
اما اکشن پرجنبوجوش بهتنهایی جایگزین انسجام نمیشود. اگر مسیر جغرافیایی صحنهها یا رابطه علت و معلولی رخدادها بهروشنی دنبال نشود، سرعت به آشفتگی نزدیک میشود. تماشاگر باید بداند شخصیتها چه میخواهند، چه چیزی مانع آنان است و خطر چگونه تغییر میکند. در لحظاتی که این پیوندها کمرنگ میشوند، حتی مواجههای پرتحرک نیز اثر عاطفی کمتری دارد؛ زیرا مخاطب بهجای نگرانی درباره سرنوشت گروه، سرگرم بازسازی چگونگی اتصال صحنهها میشود.
« اگر شوخی پیش از آنکه این واکنشها شکل بگیرند وارد شود، تعلیق خنثی میشود. »
قوتها و کاستیها
تدوین و ریتم روایی ریتم فیلم همواره متوازن نیست. برخی بخشها شتابزده به نظر میرسند و گذار میان موقعیتها، بهجای آنکه مرحلهبهمرحله شکل بگیرد، گسسته جلوه میکند. در فیلمی که بر کشف نشانهها و تشدید تدریجی خطر بنا شده، تدوین نقش ویژهای دارد: باید اطلاعات را به اندازه کافی آشکار کند تا داستان پیش برود، اما نه آنقدر که راز و تعلیق زود از میان برود.
همچنین باید برای واکنش شخصیتها فرصت ایجاد کند تا هر حادثه پیامدی ملموس داشته باشد. نامنظمی ریتم بهخصوص در پیوند میان بخشهای آرام، گفتوگوهای طنزآمیز و لحظههای اکشن محسوس است. هرکدام از این عناصر میتوانند بهتنهایی کارکرد داشته باشند، اما کنار هم به گذارهایی سنجیده نیاز دارند.
وقتی پیوندشان ضعیف باشد، فیلم بیشتر مجموعهای از قطعات با حالوهوای متفاوت جلوه میکند تا روایتی که تنش آن بهتدریج بالا میرود. جمعبندی «Alien Predator» بر طرحی آشنا تکیه میکند و از گروهی نامتجانس، شوخیهای موقعیتی و صحنههای اکشن برای حفظ جذابیت خود بهره میبرد. شکارچی بیگانه و نشانههای نامرئی نیز زمینهای دارند که میتواند به تعلیقی مؤثر بینجامد.
« تدوین و ریتم روایی ریتم فیلم همواره متوازن نیست. »
جمعبندی
بااینحال، برخورد ناپایدار کمدی و وحشت، تدوین و ریتم نامنظم و دشواری فیلم در یکپارچهکردن خطهای داستانی، از تأثیر نهایی آن میکاهد. پایانبندیِ اغراقآمیز نیز بهجای آنکه الزاماً پراکندگیهای پیشین را سامان دهد، میتواند حس آشفتگی روایت را بیشتر کند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه به پالایش ایدههایش بپردازد، بر حرکت و هیجان تکیه میکند.
برای تماشاگرانی که از اکشن علمیتخیلی سبک و لحظات طنزآمیز در میان تعقیبوگریز لذت میبرند، اثر میتواند سرگرمی مقطعی فراهم آورد؛ اما کسانی که در جستوجوی وحشتی پیوسته، شخصیتهایی پرورشیافته و ساختاری منسجماند، احتمالاً فاصله میان ظرفیت طرح و کیفیت اجرای آن را محسوس خواهند یافت.
« حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه به پالایش ایدههایش بپردازد، بر حرکت و هیجان تکیه میکند. »



ثبت دیدگاه