نقد و بررسی
نقد نبرد در جزیره (Le Combat dans l'île) | 1962
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درامی سیاسی در پوشش مثلثی عاطفی «Le Combat dans l'île» ساختهٔ آلن کاوالیه، فیلمی است که از همان ابتدا میان دو قلمرو رفتوآمد میکند: خشونت سازمانیافتهٔ سیاست و خشونت پنهان روابط خصوصی. کلمنت، مردی از خانوادهای مرفه و صاحبنفوذ، درگیر سازمانی راستگرای افراطی است؛ اما فیلم بهجای آنکه صرفاً ماجرای تعقیبوگریز یا توطئهای سیاسی بسازد، پیامدهای این انتخاب را در زندگی نزدیکترین آدمهای او میکاود.
پس از ناکامی در یک سوءقصد، کلمنت و همسرش آن به خانهٔ روستایی پل، دوست قدیمی کلمنت و مردی صلحطلب، پناه میبرند. همین جابهجایی از شهر به روستا، زمینه را برای دگرگونی لحن و روابط فراهم میکند. فیلم محصول ۱۹۶۲ و نخستین فیلم بلند مهم کاوالیه است؛ با بازی رومی اشنایدر، ژانلویی ترنتینیان و آنری سر.
سیاستی که به حریم خانه نفوذ میکند یکی از جذابیتهای اصلی فیلم در این است که سیاست را به موضوعی دور و انتزاعی محدود نمیکند. عضویت کلمنت در گروه افراطی، فقط یک راز هیجانانگیز برای پیشبرد داستان نیست؛ نشانهای است از جهانبینیای که در رفتار روزمرهاش نیز رسوخ کرده است. سلطهجویی، بدگمانی و میل به کنترل، در خانه و رابطهٔ زناشویی او همان منطقی را بازتاب میدهد که در کنش سیاسیاش دیده میشود: ارادهٔ فردی باید بر دیگران تحمیل شود، و مخالفت نه گفتوگو، بلکه تهدید میطلبد.
« همین جابهجایی از شهر به روستا، زمینه را برای دگرگونی لحن و روابط فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این نظر، پیوند میان خشونت سیاسی و خشونت عاطفی، از مضمونهای پربار فیلم است. معرفیهای فیلم نیز بر همنشینی تروریسم راستگرا، رابطهٔ زناشویی و کشمکش بر سر آن تأکید دارند. بااینحال، فیلم همهٔ ظرفیت سیاسی خود را به کار نمیگیرد. سازمان افراطی و زمینهٔ سیاسی زمانه، نیروی محرکهٔ آغاز داستاناند، اما بهتدریج از مرکز توجه کنار میروند و درام بیشتر به روابط سه شخصیت اصلی وابسته میشود.
این تغییر لزوماً ضعف نیست؛ تمرکز بر زندگی خصوصی میتواند نشان دهد سیاست چگونه از طریق ترس، وفاداری و خشونت وارد خانه میشود. بااینهمه، اگر فیلم ساختار و منطق آن سازمان را بیشتر میکاوید، تنش سیاسیاش احتمالاً عمق و استمرار بیشتری مییافت. در شکل کنونی، سیاست گاه همچون دری است که داستان را به فضای عاطفیتر میگشاید، اما پس از آن نیمهباز میماند.
سه شخصیت و سه برداشت از قدرت کلمنت، آن و پل صرفاً سه ضلع یک مثلث عاشقانه نیستند؛ هر یک نمایندهٔ نوعی مواجهه با قدرتاند. کلمنت جذابیت ظاهری و جایگاه اجتماعی دارد، اما این امتیازها را با اعتمادبهنفس سالم اشتباه نمیگیرد. او بهجای صمیمیت، مالکیت میطلبد و بهجای گفتوگو، فرمان میدهد.
« از این نظر، پیوند میان خشونت سیاسی و خشونت عاطفی، از مضمونهای پربار فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم او را به هیولایی بیچهره تبدیل نمیکند؛ همین که جذابیت و脆ندگی احتمالیاش در کنار رفتار آزارگرانهاش قرار میگیرد، شخصیت را ناآرامکنندهتر میسازد. تماشاگر ناچار است فاصلهٔ میان ظاهر دلربا و منش سلطهگر را مدام بسنجد. آن نیز در آغاز تنها همسر مردی خطرناک نیست که ناگهان به پناهگاه روستایی منتقل شده باشد.
او شخصیتی است که باید میان وابستگی، ترس و میل به داشتن زندگی مستقل راهی پیدا کند. حضور پل برای او فقط امکان یک دلبستگی تازه نیست؛ در برابر جهان بستهٔ کلمنت، فضایی برای تصور رابطهای متفاوت میگشاید. پل، در مقابل، با صلحطلبی و پیشهٔ چاپگریاش تصویری از زندگیای میسازد که بر مراقبت و کار روزمره استوار است، نه بر زور.
البته فیلم او را نیز به نمادی بینقص بدل نمیکند؛ تضاد میان دو مرد زمانی نمایشیتر میشود که هر دو در برابر انتخابهای دشوار قرار میگیرند. بازیگری؛ نیروی اصلی درام سه بازیگر محوری، از مهمترین دلایلیاند که فیلم حتی در بخشهای کمشتابتر زنده میماند. ژانلویی ترنتینیان در نقش کلمنت، سردی و تهدید را بدون نمایش اغراقآمیز منتقل میکند.
« تماشاگر ناچار است فاصلهٔ میان ظاهر دلربا و منش سلطهگر را مدام بسنجد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او میتواند در لحظهای آرام به نظر برسد و در لحظهای دیگر، همان آرامش را به نشانهای از خطر بدل کند. این کیفیت، شخصیت را پیشبینیناپذیر نگه میدارد و از تبدیلشدنش به شروری یکبعدی جلوگیری میکند. رومی اشنایدر در نقش آن حضوری بسیار نافذ دارد. نیروی بازیاش فقط در زیبایی چهره یا گیرایی قاب نیست؛ او تغییرات ظریف میان احتیاط، رنج، خشم و توجه را با دقتی قابلباور نشان میدهد.
در مقابل، آنری سر برای پل گرمایی آرام و انسانی میآفریند که با خشونت کلمنت تضاد روشنی دارد، بیآنکه این تضاد را به جدالی ساده میان «بد» و «خوب» تقلیل دهد. مثلث بازیگری فیلم، توازن لازم را میان تعلیق، کشش عاطفی و تأمل اخلاقی فراهم میکند. سیاهوسفید و جغرافیای دوگانهٔ فیلم تصویر سیاهوسفید فیلم بخشی از هویت دراماتیک آن است، نه صرفاً انتخابی تزئینی.
قاببندیها و نورپردازی، بهویژه در فضاهای داخلی و محیطهای شهری، حسی از انضباط، سردی و مراقبت دائمی ایجاد میکنند. شهر در این فیلم فقط پسزمینه نیست؛ فضایی است که آدمها در آن زیر نگاه دیگراناند و رازها در دل رفتوآمدهای عادی پنهان میشوند. فیلمبرداری پیر لوم، که نامش با سینمای فرانسوی آن دوره پیوند خورده، در ساختن این جهان بصری نقش مهمی دارد.
« او میتواند در لحظهای آرام به نظر برسد و در لحظهای دیگر، همان آرامش را به نشانهای از خطر بدل کند. »
قوتها و کاستیها
در بخش روستایی، منظره و سکون ظاهری محیط، تضادی معنادار با زندگی شهری میسازند. بااینحال، پناهگاه روستایی به فضای امنی بیدغدغه تبدیل نمیشود. طبیعت و خلوت، تنش را از میان نمیبرند؛ فقط آن را از صحنهٔ عمومی به روابط نزدیک منتقل میکنند. این تقابل از نقاط قوت بصری فیلم است: چشماندازهای باز در برابر عواطفی که هرچه پیش میروند، محدودتر و خفهکنندهتر میشوند.
اما تغییر مکان، همزمان با تغییر ریتم همراه است و ممکن است برای بخشی از مخاطبان، افتی در کشش ایجاد کند. ریتم، تعلیق و مرزهای روایت فیلم در نیمهٔ آغازین با افشاگریها و جابهجاییهای داستانی، تماشاگر را کنجکاو نگه میدارد. اطلاعات بهتدریج عرضه میشوند و رابطهٔ میان شخصیتها مدام معنای تازهای پیدا میکند؛ ازاینرو، داستان در قالب یک ژانر واحد باقی نمیماند.
«Le Combat dans l'île» همزمان رگههایی از تریلر سیاسی، درام عاشقانه و مطالعهای روانشناختی دارد. این آمیختگی برای فیلم هویت خاصی میآفریند، اما گاهی نیز باعث میشود هیچیک از مسیرها به اندازهٔ کافی بسط پیدا نکند. کندی برخی بخشها، بهویژه پس از انتقال روایت به روستا، ممکن است از فشار تعلیق بکاهد.
« در بخش روستایی، منظره و سکون ظاهری محیط، تضادی معنادار با زندگی شهری میسازند. »
جمعبندی
فیلم بهجای آنکه همواره با رخدادهای پیدرپی پیش برود، به مکثها و تغییر تدریجی عاطفه اعتماد میکند؛ انتخابی که در صحنههای خوب، فضای اضطرابآلود میسازد، اما در جاهایی احساس کشآمدن دارد. همچنین، پایانبندی از حیث اثر عاطفی و تنش روایی قابلتوجه است، هرچند مسیر رسیدن به آن اندکی طولانیتر از نیاز به نظر میرسد.
این نقد بدون ورود به جزئیات پایانی میتواند بگوید که فیلم در واپسین بخش، بار عاطفی و نمادین خود را پررنگتر میکند. جمعبندی «Le Combat dans l'île» فیلمی شیک، پرتنش و بازیگرمحور است که از دل یک موقعیت سیاسی، به بررسی سلطه، ترس و میل به رهایی در روابط انسانی میرسد. مهمترین امتیازش، حضور قدرتمند سه بازیگر اصلی، تصویر سیاهوسفید خوشساخت و تواناییاش در برهمزدن انتظار تماشاگر است.
در مقابل، بخش سیاسی داستان پس از شروعی نویدبخش به حاشیه میرود و تغییر ریتم، بهخصوص در فضای روستایی، میتواند از تمرکز مخاطب بکاهد. فیلمی کاملاً بینقص نیست؛ اما همین ناهمواریها نیز بخشی از سیمای اثر را میسازند: درامی که میان تریلر و مثلث عاشقانه معلق میماند و بیش از آنکه پاسخهای قطعی بدهد، تنش میان سیاست و زندگی خصوصی را در ذهن تماشاگر باقی میگذارد.



ثبت دیدگاه