نقد و بررسی
نقد عملیات غیررسمی (Ransomed) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان مأموریت نجات و نمایش سرگرمکننده فیلم «گروگانگرفتهشده» ساختهٔ Kim Seong-hun، ماجرای دیپلماتی را دستمایه قرار میدهد که در میانهٔ جنگ داخلی لبنان ربوده شده و پس از مدتی طولانی، خبر زندهبودنش به کرهٔ جنوبی میرسد. مأموریت نجات به دوش مینجون، دیپلماتی جوان و بلندپرواز، میافتد؛ مردی که با کیسهای پول به بیروت میرود و خیلی زود درمییابد که برنامهٔ رسمی و حسابشدهاش در برابر واقعیت خشن شهر چندان اعتباری ندارد.
از این نقطه، همراهی او با پانسو، رانندهٔ تاکسی کرهای، موتور اصلی فیلم میشود: دو شخصیتی با خصلتها و انگیزههای متفاوت که ناچارند برای رسیدن به هدفی مشترک کنار هم بمانند. فیلم از همان ابتدا میان دو مسیر حرکت میکند. از یک سو، با موضوعی جدی و تاریخی روبهرو هستیم: جنگ، ربایش و سرنوشت انسانی که در پیچوخم مصلحتهای سیاسی فراموش شده است.
از سوی دیگر، اثر به الگوی ماجراجویی دونفره نزدیک میشود؛ الگویی که بر جدل، سوءتفاهم، همکاری ناخواسته و شوخیهای میان دو قهرمان تکیه دارد. این ترکیب، جذابیت اصلی فیلم است، اما همزمان منشأ برخی ناهماهنگیهای آن نیز به شمار میآید. داستان، با تکیه بر واقعهای واقعی، به جهان سرگرمی سینمایی وارد میشود و در این مسیر بخشی از پیچیدگی تاریخی و سیاسی را به سود تحرک و هیجان کنار میگذارد.
روایت فیلم از حادثهٔ تاریخی، آزادانه و داستانپردازانه است؛ بنابراین بهتر است آن را بازآفرینی سینمایی دانست، نه بازگویی مستند رخدادها. دو شخصیت، یک نیروی محرک موفقیت فیلم بیش از آنکه از تازگی طرح داستانی ناشی شود، به رابطهٔ میان مینجون و پانسو وابسته است. مینجون در آغاز نمایندهٔ نظم اداری و خوشبینی حرفهای است: گمان میکند اگر مأموریت را درست طراحی کند، میتواند آن را پیش ببرد.
« فیلم از همان ابتدا میان دو مسیر حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پانسو، در مقابل، به قواعد مکتوب اعتماد چندانی ندارد و در محیط بیثبات بیروت، راه خود را با بداههکاری و فرصتطلبی پیدا میکند. تضاد این دو، زمینهٔ شوخی و تنش را فراهم میآورد، بیآنکه فیلم برای توضیح تفاوتهایشان به گفتوگوهای طولانی و تصنعی نیاز داشته باشد. Ha Jung-woo در نقش مینجون، ترکیبی از جدیت و دستپاچگی را به شخصیت میدهد.
او قهرمانی شکستناپذیر نیست؛ اشتباه میکند، از موقعیتهای پیشبینینشده جا میخورد و گاهی ناچار است از غرور حرفهای خود دست بکشد. Ju Ji-hoon نیز پانسو را با حضوری پرجنبوجوش و بازیگوشانه جان میبخشد. توانایی او در تغییر حالوهوا، از شوخی و طفرهرفتن تا لحظههای اضطراب، به شخصیت انرژی میدهد.
هماهنگی این دو بازیگر، فیلم را از تبدیل شدن به مجموعهای از تعقیبوگریزهای بیروح نجات میدهد؛ حتی زمانی که روایت به سوی آشنایی و پیشبینیپذیری میرود، تماشای کشمکش میان آنها همچنان لذتبخش است. بااینحال، رابطهٔ این دو گاه بیش از اندازه به نقشهای آشنای «مرد منظم» و «همراه بیقاعده» محدود میماند.
شخصیتها بهتدریج به یکدیگر نزدیک میشوند، اما فیلم همیشه فرصت کافی برای آشکار کردن لایههای درونیترشان پیدا نمیکند. پیوند میان آنها بیشتر از دل موقعیتهای خطرناک و واکنشهای متقابل شکل میگیرد تا از تجربهای عمیق و روشنشده از گذشته، ترسها یا باورهایشان. همین امر سبب میشود رابطه جذاب باشد، اما در همهٔ لحظات به عمقی که موضوع اصلی فیلم نوید میدهد دست نیابد.
« Ha Jung-woo در نقش مینجون، ترکیبی از جدیت و دستپاچگی را به شخصیت میدهد. »
شخصیتها و اجرا
بیروت؛ شهرِ خطر و پسزمینه بیروت در فیلم فقط مکانی برای وقوع ماجرا نیست؛ شهری است که منطق حرکت و تصمیمگیری شخصیتها را تغییر میدهد. خیابانها، ایستهای بازرسی و فضای بیاعتمادی، احساس ناامنی را به صحنهها تزریق میکنند. قهرمانان نمیتوانند فرض کنند هر مسیر باز است یا هر کسی که به آنها نزدیک میشود قصد کمک دارد.
این بیثباتی، به ماجرا حس خطر میبخشد و اجازه میدهد مأموریتی که روی کاغذ ساده به نظر میرسد، به زنجیرهای از انتخابهای دشوار و مخاطرهآمیز تبدیل شود. طراحی صحنهها و قاببندیها میکوشند شهر را هم تهدیدآمیز و هم زنده نشان دهند. تعقیبوگریزها از آن رو اثرگذارند که محیط را بخشی از کنش میکنند؛ حرکت خودروها، تنگی مسیرها و آشفتگی پیرامون، تنها تزئینی برای صحنه نیستند.
فیلم در بخشهایی موفق میشود این حس را بسازد که خطر ممکن است از هر جهت سر برسد و شخصیتها برای دوام آوردن باید سریع واکنش نشان دهند. بااینهمه، بیروت بیشتر از چشم مسافران و قهرمانان کرهای دیده میشود تا از منظر ساکنانش. در نتیجه، زمینهٔ محلی و زندگی مردم در متن اصلی ماجرا حضور کامل پیدا نمیکند و شهر گاهی به صحنهای پرتنش برای حرکت قهرمانان فروکاسته میشود.
ریتم اکشن و کمدی «گروگانگرفتهشده» در سازماندهی ماجرا از سازوکارهای آشنای فیلمهای نجات گروگان بهره میگیرد: مأموریتی که از کنترل خارج میشود، همراهی که نمیتوان کاملاً به او اعتماد کرد، موانعی که پیدرپی سر راه قهرمانان قرار میگیرند و فرصتی برای آزمودن شجاعت و وفاداری. این عناصر بهخودیخود تازه نیستند، اما فیلم میداند چگونه آنها را به حرکت و سرگرمی تبدیل کند.
« خیابانها، ایستهای بازرسی و فضای بیاعتمادی، احساس ناامنی را به صحنهها تزریق میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت بهندرت برای مدتی طولانی از ضرباهنگ میافتد و پس از شکلگیری همکاری دو شخصیت اصلی، صحنههای اکشن و موقعیتهای کمیک پشت سر هم میآیند. مشکل، نه حضور ژانرهای متفاوت، بلکه گاه تغییر ناگهانی وزن آنهاست. شوخی میتواند فشار موقعیت را بشکند و شخصیتها را انسانیتر کند؛ اما اگر درست در لحظهای قرار بگیرد که فیلم میخواهد خطر را جدی جلوه دهد، از اثر تعلیق میکاهد.
از سوی دیگر، گذار از کمدی به درام احساسی نیز همیشه به اندازهٔ کافی نرم نیست. بعضی صحنهها ظاهراً از فیلمی سبکتر وارد جهان یک بحران تاریخی شدهاند، بیآنکه پیوند میان این دو لحن کاملاً قانعکننده باشد. حاصل، تجربهای پرتحرک است که گاهی در یکپارچگی عاطفی خود لغزش دارد. سیاست در حاشیهٔ ماجرا موضوع فیلم ظرفیت آن را دارد که فراتر از نجات یک گروگان برود و به رابطهٔ میان فرد، دولت و مصلحت سیاسی بپردازد.
فراموششدن گروگان، بیمیلی مقامها به پذیرش هزینهٔ سیاسی و دشواری پیشبرد مأموریتی غیررسمی، به داستان بُعدی تلختر میدهد. در این چارچوب، تلاش مینجون فقط آزمونی برای شجاعت فردی نیست؛ رویارویی با دستگاهی نیز هست که گاه حفظ ظاهر و منافع خود را بر سرنوشت یک انسان مقدم میداند. اما این بُعد سیاسی بیشتر نقش زمینهساز دارد تا موضوعی که فیلم با دقت و پیوستگی واکاوی کند.
روایت بر حرکت قهرمانان و خطرهای پیش روی آنها متمرکز میشود و در نتیجه، پرسشهای مربوط به مسئولیت دولت و هزینهٔ انسانیِ سیاست به حاشیه میروند. این انتخاب الزاماً نقصی مطلق نیست؛ فیلم آشکارا بهدنبال ساختن ماجراجویی عامهپسند است. بااینحال، هرچه داستان بیشتر بر واقعیت تاریخی تکیه میکند، انتظار برای مواجههای جدیتر با زمینهٔ سیاسی نیز افزایش مییابد.
« مشکل، نه حضور ژانرهای متفاوت، بلکه گاه تغییر ناگهانی وزن آنهاست. »
قوتها و کاستیها
فیلم گاهی این انتظار را برمیانگیزد، اما به همان اندازه پی نمیگیرد. پایانبندی و موازنهٔ احساس در بخش پایانی، فیلم میخواهد هم نتیجهٔ یک مأموریت پرخطر را به سرانجام برساند و هم بر ارزش همبستگی و وفاداری تأکید کند. این گرایش به جمعبندی عاطفی با مسیر دو شخصیت اصلی سازگار است، اما شدت بیان آن همیشه به اندازهٔ کافی مهار نمیشود.
برخی لحظهها چنان بر احساس تأکید میکنند که طبیعی بودن واکنشها کمرنگ میشود؛ گویی فیلم به جای اعتماد به اثر انباشتهٔ تجربههای پیشین، میخواهد معنای احساسی خود را با نشانههایی روشن و مکرر به تماشاگر منتقل کند. طولانی شدن این بخش نیز از ایجاز روایت میکاهد و ممکن است از نیروی تأثیرگذارترین لحظهها کم کند.
این نقد به معنای نادیده گرفتن دستاورد عاطفی فیلم نیست. پیوندی که در طول مسیر میان دو شخصیت شکل میگیرد، به داستان نیرویی انسانی میدهد و باعث میشود نتیجهٔ مأموریت صرفاً حل یک معمای عملیاتی نباشد. مسئله آن است که فیلم گاه در بیان همین احساس، بیش از اندازه بر تأکید تکیه میکند؛ درحالیکه بخشهای موفقترش نشان دادهاند کنش و رفتار شخصیتها بهتنهایی میتواند معنا را منتقل کند.
جمعبندی «گروگانگرفتهشده» فیلمی خوشساخت و سرگرمکننده است که با اتکا به شیمی بازیگران اصلی، فضای پرخطر بیروت و ترکیب اکشن با شوخی، مخاطب را در مسیر ماجرا نگه میدارد. Kim Seong-hun از موقعیت تاریخی روایتی پرتحرک میسازد و در صحنههای تعقیبوگریز و موقعیتهای بحرانی، تواناییاش را در حفظ ضرباهنگ نشان میدهد.
« فیلم گاهی این انتظار را برمیانگیزد، اما به همان اندازه پی نمیگیرد. »
جمعبندی
بااینحال، آشنایی طرح، کمعمقی نسبی برخی شخصیتها، نوسان میان لحنهای متفاوت و پایانبندی احساساتی، مانع میشوند فیلم به اثری کاملاً منسجم و ماندگار تبدیل شود. ارزش فیلم در تازگیِ داستان نیست، بلکه در چگونگی زنده کردن رابطهٔ دو قهرمان و تبدیل یک مأموریت دیپلماتیک به ماجرایی پرحادثه است.
تماشاگرانی که از فیلمهای دونفرهٔ ماجراجویانه با اکشن، شوخی و عاطفه استقبال میکنند، احتمالاً از آن لذت خواهند برد؛ بهشرط آنکه از فیلم انتظار بازسازی دقیق تاریخ یا تحلیل سیاسی ژرف نداشته باشند. «گروگانگرفتهشده» در بهترین لحظههایش سرگرمیِ پرانرژی و خوشاجراست و در ضعیفترین لحظههایش یادآور میشود که مهارت در حرکت دادن داستان، همیشه به معنای دستیابی به عمق و انسجام بیشتر نیست.
ثبت دیدگاه