نقد و بررسی
نقد درباره دیشب (About Last Night) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای آشنا با انرژی نابرابر «About Last Night» محصول ۲۰۱۴، کمدی رمانتیکی است که مصالح رواییاش را از آشناییهای پرشراره و آزمونهای روزمرهٔ رابطه میگیرد. فیلم دو زوج را در کنار هم قرار میدهد: دنی و دبی، که میکوشند از کشش اولیه به صمیمیتی پایدار برسند، و برنی و جوآن، که رابطهشان بیشتر با جدل، طعنه و آشتیهای پرهیاهو تعریف میشود.
این دو مسیر، در ظاهر دو سوی متفاوت عشق را نشان میدهند: یکی آرامتر و متعارفتر، دیگری پرتنش و نمایشی. بااینحال، فیلم بیش از آنکه بخواهد تصویری تازه از روابط عاطفی بسازد، بر گرمای بازیگران و سرگرمیِ موقعیتهایش تکیه دارد. چهار شخصیت، دو ریتم نقطهٔ قوت ساختاری فیلم، تقابل دو زوج است.
دنی و دبی هستهٔ عاطفی قصهاند؛ رابطهٔ آنان با لحنی صمیمیتر و واقعگرایانهتر پیش میرود و بخش مهمی از بار احساسی فیلم را بر دوش میکشد. برنی و جوآن، در سوی دیگر، با سرعت و صدای بیشتری وارد صحنه میشوند و موتور کمدی اثرند. حضور این زوج دوم به فیلم امکان میدهد از فضای عاشقانهٔ آرام فاصله بگیرد و به شوخی و جدل رو بیاورد.
« این دو مسیر، در ظاهر دو سوی متفاوت عشق را نشان میدهند: یکی آرامتر و متعارفتر، دیگری پرتنش و نمایشی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقسیم کار همیشه متوازن نیست. گاه شور و تحرک برنی و جوآن چنان بر روایت سایه میاندازد که قصهٔ دنی و دبی به حاشیه میرود؛ گاه نیز فیلم برای بازگرداندن توجه به زوج اصلی، از ریتم کمدیاش میکاهد. با وجود این نوسان، ایدهٔ کنار هم گذاشتن دو الگوی رابطه، به فیلم تنوعی میبخشد که داستان بهتنهایی از آن برخوردار نیست.
بازیها و شیمی میان بازیگران مایکل ایلی و جوی برای رابطهٔ دنی و دبی کیفیتی نرم و دلنشین فراهم میکنند. بازی آنها بر واکنشهای کوچک، نگاهها و مکثها استوار است و به همین دلیل، لحظات عاشقانهشان اغلب باورپذیرتر از بخشهایی است که فیلم میکوشد احساسات را با دیالوگ توضیح دهد. این دو، زوجی را میسازند که تماشاگر میتواند تغییرات تدریجی رابطهاش را دنبال کند، حتی اگر مسیر آن چندان غافلگیرکننده نباشد.
در سوی دیگر، کوین هارت و رجینا هال حضوری پرحرارت دارند. هارت با ضرباهنگ تند و واکنشهای اغراقآمیزش، لحظات بسیاری را به نفع خود میرباید؛ هال نیز صرفاً همراه او نیست و با جسارت و پاسخگویی سریع، تعادل کمدی این دوگانه را حفظ میکند. شیمی آنها در صحنههای مشترک محسوس است و بخش مهمی از انرژی فیلم را تأمین میکند.
« بازیها و شیمی میان بازیگران مایکل ایلی و جوی برای رابطهٔ دنی و دبی کیفیتی نرم و دلنشین فراهم میکنند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، هرجا شوخیها بیش از اندازه بر فریاد، تکرار یا اغراق متکی میشوند، همین انرژی به شلوغی نزدیک میشود. طنز؛ میان سرزندگی و زیادهروی کمدی فیلم از برخورد شخصیتها نیرو میگیرد: از تفاوت نگاهشان به تعهد، از سوءتفاهمها و از تلاششان برای پنهان کردن آسیبپذیری پشت شوخی. بهترین لحظهها زمانی شکل میگیرند که طنز از دل شخصیتپردازی بیرون میآید؛ شوخی نه وقفهای در قصه، بلکه واکنشی طبیعی به موقعیت است.
در چنین صحنههایی، فیلم بیتکلف و خوشتماشا میشود. اما همهٔ شوخیها به یک اندازه کارآمد نیستند. گاهی دیالوگها آنقدر بر تأکید و تندی بنا میشوند که از گفتوگوی طبیعی فاصله میگیرند. بعضی موقعیتها نیز به جای آنکه با ظرافت گسترش یابند، بیش از حد کش داده میشوند. این ناهمواری سبب میشود تماشاگر میان لحظههای شیرین و خندهدار، با بخشهایی روبهرو شود که بیشتر از آنکه بخندانند، توجه را به تصنع خود جلب میکنند.
روایتی آشنا و کمغافلگیری فیلم بر الگویی شناختهشده بنا شده است: آشنایی، نزدیکی، اصطکاک و روبهرو شدن رابطه با واقعیت روزمره. این آشنایی بهخودیخود ایراد نیست؛ کمدی رمانتیک میتواند با مسیر قابلپیشبینی نیز موفق باشد، بهشرط آنکه شخصیتها، جزئیات یا نگاهش چیزی تازه به آن بیفزایند.
« بااینحال، هرجا شوخیها بیش از اندازه بر فریاد، تکرار یا اغراق متکی میشوند، همین انرژی به شلوغی نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«About Last Night» گاهی از عهدهٔ این کار برمیآید، بهویژه هنگامی که تفاوت میان رفتار نمایشی و نیاز واقعی شخصیتها را آشکار میکند. اما در مجموع، قصه کمتر از بازیگران ابتکار دارد و بهندرت از چارچوبهای آشنای ژانر فراتر میرود. در نتیجه، بخش مهمی از جذابیت فیلم نه در پرسش «چه اتفاقی خواهد افتاد؟»، بلکه در این است که شخصیتها چگونه با اتفاقهای قابلحدس روبهرو میشوند.
این انتخاب، تماشای اثر را آسان میکند، اما دامنهٔ تأثیرش را نیز محدود میسازد. ریتم و پرداخت روابط ریتم فیلم در آغاز از برخورد شخصیتها و تفاوت خلقوخویشان انرژی میگیرد. با پیشروی روایت، برخی موقعیتها طولانیتر از نیاز خود ادامه مییابند و تکرار کشمکشها از شتاب اثر میکاهد. بهخصوص در بخشهایی که فیلم میخواهد اختلاف نظرهای رابطه را با شوخیهای پیدرپی پیش ببرد، احساس میشود صحنهها میتوانستند فشردهتر و دقیقتر باشند.
بااینهمه، پرداخت دو رابطه به فیلم امکان میدهد پرسشی ساده اما قابلتأمل طرح کند: آیا شور آغازین برای دوام یک رابطه کافی است، یا باید در زندگی مشترک به تفاهم و مسئولیت نیز بدل شود؟ پاسخ فیلم پیچیده نیست، ولی تقابل دو زوج کمک میکند موضوع از قالب یک داستان عاشقانهٔ صرف بیرون بیاید.
« اما در مجموع، قصه کمتر از بازیگران ابتکار دارد و بهندرت از چارچوبهای آشنای ژانر فراتر میرود. »
قوتها و کاستیها
مشکل آن است که این تأملها گاهی زیر لایهٔ شوخیهای پرصدا و مسیر روایی آشنا گم میشوند. جایگاه فیلم در کمدی رمانتیک «About Last Night» بازخوانی معاصری از داستانی پیشین است که ریشه در نمایشنامهٔ دیوید مامت دارد. فیلم نسخهٔ سال ۲۰۱۴ با کارگردانی استیو پینک، بیش از آنکه بر تلخی و گزندگی منبع ادبیاش تکیه کند، به سمت کمدی رمانتیکِ دسترسپذیر و بازیگرمحور میرود.
همین رویکرد، اثر را برای تماشای سبک و بیدردسر مناسب میکند، اما همزمان بخشی از پیچیدگی و تندی بالقوهٔ مواد اولیه را کمرنگ میسازد. برای تماشاگرانی که در یک کمدی رمانتیک بیش از هر چیز به حضور بازیگران، لحظات بانمک و فضای گرم اهمیت میدهند، فیلم میتواند انتخابی خوشایند باشد. کسانی که به قصهای نوآورانه، دیالوگهای ظریف یا پرداخت عمیقتر روابط چشم دارند، احتمالاً با محدودیتهای آن روبهرو خواهند شد.
جمعبندی «About Last Night» فیلمی خوشقصد و سرگرمکننده است که بهترین داراییاش بازیگران و شیمی میان آنهاست. مایکل ایلی و جوی به بخش عاشقانه وقار و لطافت میبخشند؛ کوین هارت و رجینا هال نیز با حضور پرجنبوجوش خود، کمدی فیلم را زنده نگه میدارند. با این حال، قصه کلیشهای میماند، بعضی شوخیها از حد میگذرند و ریتم در بخشهایی کش میآید.
« مشکل آن است که این تأملها گاهی زیر لایهٔ شوخیهای پرصدا و مسیر روایی آشنا گم میشوند. »
جمعبندی
حاصل، اثری بیادعا برای شبی سبک است: فیلمی که چند لحظهٔ شیرین و خندهدار دارد، اما کمتر از آنکه در ذهن بماند، به لطف بازیگرانش خوش میگذرد.
ثبت دیدگاه