نقد و بررسی
نقد ترا فورمارس (Terra Formars) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای غریب با ظرفیتهای فراوان «Terra Formars» از همان طرح داستانی آغازین، خود را در قلمرو علمیتخیلی نامتعارف و اغراقشده قرار میدهد: انسانها برای آمادهسازی مریخ، جلبک و سوسک به آن سیاره میفرستند، اما چند سده بعد با پیامدهایی روبهرو میشوند که هیچ شباهتی به یک مأموریت ساده ندارد.
گروهی از انسانها راهی مریخ میشوند و در آنجا با موجوداتی عظیم، نیرومند و انساننما مواجه میگردند. این ایده، بهتنهایی، آمیزهای از وحشت، ماجراجویی فضایی و کنایهای تاریک درباره غرور بشر در برابر طبیعت فراهم میکند. فیلم در سال ۲۰۱۶ به کارگردانی Takashi Miike ساخته شد و اقتباسی زنده از مانگایی به همین نام است.
جذابیت فرض مرکزی فیلم در دوگانگی آن نهفته است: از یکسو مأموریت، با زبان علمی و هدفی تمدنساز توجیه میشود؛ از سوی دیگر، با ورود به قلمرو موجوداتی که انسان خود زمینه پیدایششان را فراهم کرده، نظم مألوف بهسرعت فرو میریزد. مریخ در اینجا صرفاً پسزمینهای سرخ و دوردست نیست؛ صحنهای است برای آزمودن این پرسش که انسان تا چه اندازه میتواند با پیامدهای تصمیمهایش روبهرو شود.
بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه این پرسش را بپرورد، از آن بهعنوان سکوی پرتابی برای نبردهای پیاپی استفاده میکند. جهانسازی میان شکوه و آشفتگی جهان فیلم ترکیبی چشمگیر از آیندهگرایی، فناوری نظامی و خیالپردازی زیستی است. طراحی لباسها و تجهیزات، سفینه و محیطهای مریخی میکوشند فضایی سرد و بیگانه بسازند؛ در مقابل، جهشهای انسانی و تواناییهای گوناگون اعضای گروه، حالوهوایی نزدیک به ابرقهرمانی و داستانهای مصور به اثر میدهند.
« گروهی از انسانها راهی مریخ میشوند و در آنجا با موجوداتی عظیم، نیرومند و انساننما مواجه میگردند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد میتوانست به هویت بصری منحصربهفردی برسد، بهویژه آنکه خودِ ایدهی تبدیل انسانها به موجوداتی با ویژگیهای حشرهای، امکان فراوانی برای خلق تصویرهای تازه دارد. اما جهانسازی فیلم پیوستگی کافی پیدا نمیکند. گاه اثر میخواهد سازوکار مأموریت و منطق علمی آن را جدی جلوه دهد و گاه بیدرنگ به نمایشی کمیک و اغراقآمیز روی میآورد.
مشکل اصلی، وجود تخیل نامتعارف نیست؛ بلکه نبود چارچوبی روشن برای آن است. اگر فیلم از ابتدا با لحنی آشکارا هجوآمیز یا فانتزی پیش میرفت، اغراقها میتوانستند به امضای جذاب آن بدل شوند. اگر هم بر علمیتخیلی جدی تکیه میکرد، به توضیح دقیقتر قواعد جهانش نیاز داشت. اثر میان این دو مسیر معلق میماند.
ریتم پرشتاب و روایت کمنفس ساختار روایت، بیش از آنکه بر تحول تدریجی موقعیتها بنا شود، به رشتهای از برخوردها و نبردها شباهت دارد. پس از معرفی مأموریت و آشکارشدن تهدید، فیلم با سرعتی زیاد پیش میرود و فرصت اندکی برای مکث، فهم دقیق خطر یا شکلگیری روابط میان شخصیتها باقی میگذارد.
این شتاب در لحظاتی به سود فیلم است: مخاطب را در وضعیتی اضطراری نگه میدارد و حس میکند گروه همواره از یک بحران به بحران بعدی رانده میشود. ولی هنگامی که هر رویارویی جای رویارویی پیشین را میگیرد، تنش بهتدریج یکنواخت میشود. روایت همچنین بار زیادی بر دوش اطلاعات پسزمینه و افشاگریهای مربوط به مأموریت میگذارد، بیآنکه همیشه برای آمادهسازی آنها زمان کافی صرف کند.
« اما جهانسازی فیلم پیوستگی کافی پیدا نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، داستانی است که هم میخواهد رازآلود باشد و هم ناچار است پیوسته حرکت کند؛ ازاینرو بعضی بخشها بهجای آنکه کشف شوند، صرفاً اعلام میشوند. فیلم در این زمینه نشانی از دشواری اقتباس اثری گسترده در قالب یک فیلم بلند دارد: عناصر فراوانی وارد قاب میشوند، اما همه به یک اندازه فرصت نمییابند که دراماتیک و معنادار شوند.
شخصیتها؛ حضور پرشمار، اثرگذاری محدود گروه اعزامی از شخصیتهایی با گذشتهها و انگیزههای متفاوت تشکیل شده است. همین ترکیب در آغاز نوید کشمکشهای انسانی جذابی میدهد: افرادی که ظاهراً برای هدفی مشترک گرد هم آمدهاند، اما لزوماً به یکدیگر اعتماد ندارند یا برداشت واحدی از مأموریت ندارند.
بازیگران شناختهشدهای چون Hideaki Itō، Emi Takei، Shun Oguri و Rinko Kikuchi نیز به گروه چهرهای پرستاره میبخشند. بااینهمه، شمار زیاد شخصیتها به نقطهضعف روایت بدل میشود. بسیاری از آنان بیشتر با یک ویژگی یا سابقهی کوتاه معرفی میشوند تا با مجموعهای از انتخابها و واکنشهایی که شخصیتی کامل بسازد.
فیلم گاهی به گذشتهی افراد سر میزند، اما این لحظهها بهندرت عمق کافی برای پیوند عاطفی ایجاد میکنند. هنگامی که جان شخصیتها در خطر قرار میگیرد، تماشاگر ممکن است از نظر تصویری با خشونت صحنه درگیر شود، اما لزوماً فقدان هر فرد را بهعنوان فقدانی انسانی تجربه نمیکند. مسئله فقط کمبود زمان نیست؛ اولویت فیلم نیز بیشتر بر نمایش تواناییها و تقابلهاست تا بر رابطهها.
« شخصیتها؛ حضور پرشمار، اثرگذاری محدود گروه اعزامی از شخصیتهایی با گذشتهها و انگیزههای متفاوت تشکیل شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نبردها، دگرگونیها و تصویر حشرات صحنههای نبرد، نیروی محرک اصلی فیلماند. تواناییهای ویژهی اعضای گروه، امکان تفاوتگذاری میان مبارزهها را فراهم میکند و دگرگونی بدنها به هر رویارویی وجهی نمایشی میدهد. این بخشها زمانی مؤثرترند که فیلم از خیال جسورانهی خود استقبال میکند و حرکت، طراحی بدن و ضرباهنگ تدوین را در خدمت سرگرمی میگذارد.
در چنین لحظاتی، اثر بهجای آنکه وانمود کند با علمیتخیلی واقعگرا روبهرو هستیم، به ذات داستان مصورگونهاش نزدیک میشود. در سوی دیگر، جلوههای رایانهای محدودیتهای آشکاری دارند. سوسکهای انساننمای مریخی باید هم هراسانگیز باشند و هم باورپذیر، اما گاه ظاهر دیجیتالیشان فاصلهای محسوس میان موجودات و فضای فیلم ایجاد میکند.
طراحی آنها از نظر ایده مؤثر است، ولی اجرای تصویری همیشه به همان اندازه قانعکننده نیست. این کاستی بهخصوص در صحنههایی به چشم میآید که فیلم میخواهد وزن، سرعت و قدرت بدنی موجودات را بهطور ملموس نشان دهد. نتیجه، گاه بیشتر یادآور نمایش فانتزی اغراقآمیز است تا تهدیدی زنده و حاضر.
لحن ناپایدار و جای خالی طنز آگاهانه یکی از دشوارترین مسائل فیلم، ناهماهنگی میان جدیت و اغراق است. مرگ، خیانت و خطر نابودی گروه، با لحنی سنگین عرضه میشوند؛ اما طراحیها و تواناییها گاه چنان افراطیاند که تماشاگر بهجای هراس، به سوی خنده یا شگفتی بازیگوشانه رانده میشود. این دو وجه ذاتاً ناسازگار نیستند و میتوانند در کنار هم کار کنند، اما فیلم برای پیوند دادنشان به دقت بیشتری نیاز دارد.
« نبردها، دگرگونیها و تصویر حشرات صحنههای نبرد، نیروی محرک اصلی فیلماند. »
قوتها و کاستیها
طنز، وقتی آشکار و خودآگاه باشد، میتواند اغراق را به امتیاز بدل کند؛ جدیت نیز وقتی با پرداخت شخصیتها پشتیبانی شود، میتواند به خشونت وزن عاطفی بدهد. «Terra Formars» میان این دو شیوه رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه تصمیم بگیرد کدامیک باید راهنمای تجربهی مخاطب باشد. به همین دلیل، برخی لحظات سرگرمکنندهاند، اما اثرگذاریشان گذراست.
فیلم گاهی به آشوب تصویری خود مجال میدهد تا آزادانه پیش برود و در آن لحظات انرژی خاصی پیدا میکند؛ اما بازگشت ناگهانی به لحن جدی، همان انرژی را تضعیف میکند. مشکل نه در عجیببودن فیلم، بلکه در ناتوانی آن از تبدیل عجیببودن به زبانی منسجم است. جمعبندی «Terra Formars» فیلمی است با طرح داستانی جسورانه، جهانی آیندهنگر و نبردهایی که میتوانند برای دوستداران علمیتخیلی اغراقآمیز و اقتباسهای مانگایی سرگرمکننده باشند.
ایدهی رویارویی انسان با موجوداتی که خود ناخواسته در پیدایششان سهم داشته، ظرفیت تماتیک و تصویری زیادی دارد؛ اما روایت شتابزده، شخصیتپردازی کمعمق، جلوههای رایانهای نابرابر و لحن ناپایدار مانع شکوفایی آن میشوند. تماشای فیلم زمانی لذتبخشتر است که از آن انتظار یک ماجرای پرتحرک و خیالپردازانه داشته باشیم، نه علمیتخیلی دقیق یا درامی شخصیتمحور.
اثر در بهترین لحظههایش از جسارت و آشوب خود نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظهها، همان عناصر پراکنده به نظر میرسند. حاصل، فیلمی است که ایدهاش از اجرای آن بهیادماندنیتر میماند و جهانش بیش از آنکه کامل ساخته شود، همچون طرحی جذاب برای اثری منسجمتر در ذهن باقی میماند.
« به همین دلیل، برخی لحظات سرگرمکنندهاند، اما اثرگذاریشان گذراست. »
ثبت دیدگاه