نقد و بررسی
نقد زودرس (Premature) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف برای یک روز سرنوشتساز «Premature» کمدی نوجوانانهای است که یک موقعیت آشنا را با قاعدهای بهظاهر نامتعارف پیوند میزند: راب کرب، دانشآموز سال آخر دبیرستان، در روزی که قرار است مصاحبهای مهم برای ورود به دانشگاه داشته باشد، بارها به نقطهٔ آغاز همان روز بازمیگردد.
بازگشتها با موقعیتی خصوصی و خجالتآور گره خوردهاند؛ موقعیتی که فیلم از آن هم برای ساختن شوخی استفاده میکند و هم برای شکلدادن به سازوکار حلقهٔ زمانی. حاصل، روایتی است که از همان ابتدا تکلیف خود را روشن میکند: قرار نیست با اثری عمیق و پیچیده روبهرو باشیم، بلکه با کمدیای سبک طرفیم که میکوشد از برخورد اضطراب نوجوانی و تکرار روز، موقعیتهای تازه بسازد.
【,2"> تکرار روز؛ موتور روایت و محدودیت آن ایدهٔ تکرار یک روز، به فیلم امکان میدهد هر بار بخشی از شخصیت راب را در موقعیتی مشابه اما با انتخابی متفاوت نشان دهد. او ابتدا با آشفتگی و ناباوری به وضع خود واکنش نشان میدهد؛ سپس میکوشد از تکرار برای آزمودن رفتارهای گوناگون استفاده کند.
همین تغییرهای کوچک، موتور روایی فیلماند: تماشاگر میداند روز دوباره آغاز خواهد شد، اما کنجکاو میماند که راب اینبار چه میکند و کدام جزئیات آشنا به شکل تازهای از کار درمیآیند. بااینحال، این تمهید در «Premature» بیشتر ابزار تولید موقعیت کمیک است تا وسیلهای برای کندوکاو جدی در زمان، انتخاب یا پیامدهای اخلاقی.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حلقهٔ زمانی بهندرت به پرسشهایی فراتر از گرفتاری روزمرهٔ قهرمان میرسد. بنابراین فیلم از ظرفیت فکری ایدهاش تنها به اندازهای بهره میگیرد که روایت حرکت کند و شوخیهای تازهای فراهم شود. این تصمیم با حالوهوای سبک اثر سازگار است، اما برای مخاطبی که از ساختار تکرار انتظار لایههای عمیقتر دارد، محدودکننده خواهد بود.
کمدی نوجوانانه و شوخیهای ناهموار لحن فیلم بر شرمندگیهای بلوغ، دستپاچگی اجتماعی و شوخیهای بدنی استوار است؛ عناصری که از سنت کمدیهای دبیرستانی میآیند و در اینجا با الگوی روزِ تکرارشونده ترکیب میشوند. گاهی این ترکیب جواب میدهد: تماشای تلاش راب برای عبور از روزی که هر بار به شکل دیگری از کنترل خارج میشود، موقعیتهایی میآفریند که از تضاد میان اعتمادبهنفس ادعایی و درماندگی واقعی او نیرو میگیرند.
بهترین لحظات کمدی زمانی پدید میآیند که فیلم بهجای تکیه بر شوخیهای صریح، از واکنش شخصیتها، مکثها و بدفهمیهای اجتماعی بهره میبرد. اما کیفیت شوخیها یکدست نیست. بعضی موقعیتها بهسرعت فرسوده میشوند و برخی دیگر آنقدر بر خامی یا تکرار یک نکته تکیه میکنند که اثر کمیکشان پیش از پایان صحنه از میان میرود.
فیلم در لحظاتی واقعاً خندهدار است، ولی فاصلهٔ میان این لحظات گاه طولانی میشود. این ناهمواری با واکنشهای متفاوت مخاطبان نیز همخوان است: برای بعضی، چند شوخی موفق و فضای راحت فیلم کافی است؛ برای برخی دیگر، شوخیهای ناموفق و لحن کودکانه بر تجربه غلبه میکنند. دبیرستانی آشنا، جهانی کمتازگی محیط دبیرستان در فیلم با مجموعهای از تیپهای آشنا شکل میگیرد: دوست صمیمی، همکلاسیهایی که رابطه با آنان پیچیدگی دارد، چهرههای اقتدار مدرسه و فشارهای مربوط به آینده.
« حلقهٔ زمانی بهندرت به پرسشهایی فراتر از گرفتاری روزمرهٔ قهرمان میرسد. »
شخصیتها و اجرا
مصاحبهٔ دانشگاهی نیز یادآور میشود که راب فقط با دغدغههای عاطفی و اجتماعی روبهرو نیست؛ آیندهٔ تحصیلی و توقع خانواده هم در همان روز بر او سنگینی میکنند. بااینحال، فیلم این فشارها را عمدتاً در حد زمینهای برای آشوب نگه میدارد و بهندرت فرصت میدهد که به تعارضهای جدیتر تبدیل شوند.
از همین رو، فضای دبیرستانی اثر بیش از آنکه تصویری تازه از نوجوانی ارائه کند، به چارچوبی آشنا برای شوخیهایش بدل میشود. تماشاگرانی که با کمدیهای بلوغ و مدرسهای ارتباط دارند، احتمالاً با شخصیتها و قواعد این جهان بیگانه نخواهند بود؛ اما همان آشنایی میتواند احساس تازگی را کاهش دهد.
فیلم از عناصر شناختهشده فاصلهٔ زیادی نمیگیرد و نوآوری اصلیاش را به پیوند آنها با حلقهٔ زمانی محدود میکند. 【,3"> شخصیتها، رابطهها و نقطهٔ عاطفی اثر راب قهرمانی عامدانه کامل و پخته نیست. دستپاچگی، خودمحوری و میل به حلکردن مسئله با آزمونوخطا، بخشی از هویت اوست و با سنوسال و موقعیتش تناسب دارد.
بازی جان کارنا نیز بر همین ناهماهنگی میان آرزوهای بزرگ و مهارت اندک در مدیریت موقعیتها تکیه میکند. او شخصیت را به قهرمانی زیرک و مسلط تبدیل نمیکند؛ در عوض، بامعناترین بخش نقشآفرینیاش همان درماندگیای است که در برابر روزهای تکراری آشکار میشود. دوستی راب با گابریل برای فیلم اهمیت ویژه دارد، زیرا از میان آشفتگی کمدی، امکان شکلگیری رابطهای عاطفی را فراهم میکند.
« فیلم از عناصر شناختهشده فاصلهٔ زیادی نمیگیرد و نوآوری اصلیاش را به پیوند آنها با حلقهٔ زمانی محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رابطه به داستان گرمایی میبخشد که در شوخیهای بدنی و موقعیتهای شرمآور پیدا نمیشود. بااینهمه، پرداخت عاطفی آن نیز همواره به اندازهای نیست که از کلیشههای کمدی نوجوانانه جدا شود. فیلم مسیر رابطه را قابلفهم و دلپذیر میسازد، اما بیشتر به اشاره و لحظههای کوتاه متکی است تا به تحول عمیق و پیوستهٔ شخصیتها.
ریتم، شلوغی و اجرای فنی ساختار تکرار روز معمولاً خطر یکنواختی دارد؛ فیلم برای مقابله با آن، هر بار جزئیات تازهای به رویدادهای آشنا میافزاید و بخشهایی از تکرار را فشرده میکند. تدوین در گذار میان تکرارها نقش مهمی دارد و به روایت کمک میکند زمان خود را بیهوده صرف بازگویی کامل یک روز نکند.
در بهترین لحظات، همین بازگشتهای سریع حس بازیگوشی ایجاد میکنند و تماشاگر را در جریان آزمونهای راب نگه میدارند. در مقابل، انرژی بالای اجرا همیشه به سود فیلم نیست. شلوغی اتفاقها و اصرار بر حفظ لحن پرجنبوجوش، گاهی مجال مکث یا رشد تدریجی موقعیتها را میگیرد. بعضی صحنهها بیش از آنکه به پیشرفت شخصیت یا رابطهای معنادار کمک کنند، صرفاً برای افزودن یک شوخی یا آشوب دیگر به کار میروند.
نتیجه، ریتمی است که در بخشهایی روان و سرگرمکننده میماند و در بخشهایی دیگر پراکنده و کشدار به نظر میرسد. انتظاری که فیلم برآورده میکند «Premature» بیش از هر چیز به انتخاب مخاطب وابسته است. اگر کسی از کمدیهای نوجوانانه، شوخیهای خام و موقعیتهای شرمآور لذت ببرد، احتمال دارد چند صحنهٔ مؤثر و رابطهٔ عاطفی نسبتاً دلنشین فیلم برایش کافی باشد.
« این رابطه به داستان گرمایی میبخشد که در شوخیهای بدنی و موقعیتهای شرمآور پیدا نمیشود. »
قوتها و کاستیها
اگر انتظار خلاقیتی چشمگیر در داستان حلقهٔ زمانی، شوخیهای پیوسته و پرداخت دقیق شخصیتها را داشته باشد، احتمالاً با اثری روبهرو میشود که ظرفیت ایدهٔ مرکزی خود را کامل به کار نمیگیرد. نقطهٔ قوت فیلم نه تازگی بیسابقهٔ داستان است و نه انسجام کمیک بیوقفه؛ امتیازش در ترکیب ساده و قابلفهم دو قالب آشناست.
این ترکیب به فیلم هویت قابلتشخیصی میدهد، اما برای پوشاندن ضعفهایش کافی نیست. «Premature» در نهایت اثری است که میتواند برای یک تماشای سبک و بیتوقع مناسب باشد، ولی بعید است بهسبب عمق داستان یا پرداخت ماندگار شخصیتها در ذهن بماند. جمعبندی «Premature» از ایدهٔ تکرار روز برای ساختن کمدیای دربارهٔ اضطراب، شرمندگی و بلوغ بهره میگیرد؛ ایدهای که به روایت تحرک میدهد، اما بیشتر در خدمت موقعیتهای کمیک باقی میماند تا کاوشی جدی در شخصیتها.
فیلم چند لحظهٔ خندهدار، رابطهای عاطفی و اجرایی پرانرژی دارد، اما شوخیهای ناموفق، فضای دبیرستانی آشنا و لحن گاه بچگانه مانع از آن میشوند که تجربهای یکدست یا تازه بسازد. حاصل، کمدیای معمولی و گاه سرگرمکننده است: نه اثری که باید از آن انتظار زیادی داشت، نه فیلمی که برای تماشای سبک فاقد جذابیت باشد.
« این ترکیب به فیلم هویت قابلتشخیصی میدهد، اما برای پوشاندن ضعفهایش کافی نیست. »
ثبت دیدگاه