نقد و بررسی
نقد Snails in the Rain | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نامههایی که آرامش را مختل میکنند «حلزونها در باران» با موقعیتی ساده اما پُرظرفیت آغاز میشود: بوعز، دانشجوی زبانشناسی در تلآویوِ تابستان ۱۹۸۹، نامههایی عاشقانه و بینام از مردی ناشناس دریافت میکند. نامهها فقط یک معما نیستند؛ نیروییاند که شکافهای پنهان زندگی او را آشکار میکنند و رابطهاش با نوآ را از تعادل بیرون میبرند.
فیلم بهجای آنکه پرسش هویت را در قالب گفتوگوهای توضیحی پیش ببرد، آن را در اضطراب، رفتارهای روزمره و نگاههای بوعز مینشاند. همین انتخاب، دستمایهای مناسب برای درامی دربارهٔ میل سرکوبشده و دشواریِ نامگذاری خویشتن فراهم میآورد. معمایی مؤثر، روایتی نابرابر نامههای ناشناس موتور تعلیق فیلماند.
پرسش از نویسندهٔ آنها، تماشاگر را به جستوجوی نشانهها وادار میکند و همزمان ذهن بوعز را درگیر حدس و سوءظن نگه میدارد. اما فیلم بیش از آنکه معما را به روایتی پرشتاب بدل کند، از آن برای گسترش فضای تردید و خودکاوی بهره میگیرد. این رویکرد در لحظاتی کارآمد است: نامهها معنایی فراتر از محتوای خود پیدا میکنند و به آینهای بدل میشوند که بوعز در برابرش با کششها و ترسهایش روبهرو میشود.
« همین انتخاب، دستمایهای مناسب برای درامی دربارهٔ میل سرکوبشده و دشواریِ نامگذاری خویشتن فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینحال، میان ظرفیت ایده و پرداخت داستانی فاصلهای محسوس باقی میماند. بعضی موقعیتها چنان تکرار میشوند که کشش اولیهٔ معما فروکش میکند، بیآنکه در برابرش لایهای تازه و به همان اندازه پرقدرت پدید آید. بوعز؛ تناقض میان جاذبه و همدلی بوعز شخصیتی است که فیلم بر محور او میچرخد، اما جذابیت ظاهریاش بهتنهایی برای ایجاد همدلی کافی نیست.
او در برابر میلهای خودش گرفتار ترس و انکار است؛ بااینحال، این رنج در رفتار او با دیگران نیز بازتاب مییابد و گاه به خشونت و تحقیر میانجامد. این جنبه، مهمترین مانع عاطفی فیلم است: تماشاگر میتواند سردرگمی و فشار روانی او را بفهمد، اما فهمیدن الزاماً به معنای همراهی نیست. فیلم میکوشد میان آسیبپذیری و آزارگریِ بوعز تنشی اخلاقی برقرار کند، ولی همیشه در روشنکردن نسبت این دو کامیاب نمیشود.
در نتیجه، گاه بهنظر میرسد رنج درونی شخصیت بیش از پیامد رفتارهایش اهمیت یافته است. نوآ و هزینهٔ سرکوب رابطهٔ بوعز و نوآ، آزمونی برای سنجش کیفیت پرداخت عاطفی فیلم است. نوآ صرفاً حضوری در کنار قهرمان نیست: آرامش ظاهری رابطهٔ آن دو، تضاد میان زندگی پذیرفتهشده و پرسشهای ناگفته را آشکار میکند.
« با اینحال، میان ظرفیت ایده و پرداخت داستانی فاصلهای محسوس باقی میماند. »
شخصیتها و اجرا
اما هرچه بحران بوعز شدت میگیرد، سهم نوآ از روایت محدودتر میشود و تجربهٔ او گاهی در حاشیهٔ کشمکش مردانهٔ فیلم قرار میگیرد. این محدودیت، از آنجا که رفتار بوعز با او زخمزننده است، پررنگتر به چشم میآید. فیلم میتوانست با ماندن بیشتر در نگاه نوآ، نشان دهد سرکوب یک حقیقت شخصی چگونه به آسیبدیدن دیگری میانجامد؛ اما در بخشهایی، بیشتر به آشفتگی بوعز وفادار میماند تا پیامدهای آن برای شریک زندگیاش.
بازیها و زبان تصویر بازیها عموماً رواناند و تنش را بدون اغراق منتقل میکنند. Yoav Reuveni در نقش بوعز بر سکون و کنترل بیرونی تکیه دارد؛ تناقض میان ظاهر آرام شخصیت و آشوبی که در او شکل میگیرد، به حضور او کیفیتی دیداری میبخشد. Moran Rosenblatt نیز در نقش نوآ میتواند نگرانی و فاصلهگرفتن تدریجی را در واکنشهای کوچک و مکثها بازتاب دهد.
بااینهمه، فیلم گاه چنان به جذابیت بصری قهرمان تکیه میکند که این زیبایی از ویژگی شخصیتپردازی پیشی میگیرد. تصویر بوعز در قاب حضوری برجسته دارد، اما برجستگیِ دیداری همیشه به پیچیدگی روانیِ همسنگ نمیانجامد؛ همین ناهمترازی ممکن است نگاه مخاطب را از مضمون به ظاهر منحرف کند. تلآویوِ ۱۹۸۹؛ فضایی برای سکوت و نگاه بازسازی تلآویو در اواخر دههٔ هشتاد، به فیلم هویتی ملموس میدهد.
« این محدودیت، از آنجا که رفتار بوعز با او زخمزننده است، پررنگتر به چشم میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جزئیات روزمره و نشانههای فرهنگی آن دوره، جهانی را میسازند که در آن نامهٔ کاغذی هنوز میتواند حامل راز و انتظار باشد؛ ابزار ارتباطیای که فاصله را حفظ میکند و تخیل را به کار میاندازد. شهر نیز فقط پسزمینه نیست: خیابانها و فضاهای عمومی به میدانهایی برای دیدهشدن، نگاهکردن و احساس زیر نظر بودن بدل میشوند.
این کیفیت با وضعیت روانی بوعز پیوند دارد، هرچند فیلم همیشه از فضای شهری برای پیشبرد درام استفاده نمیکند. گاهی حالوهوا از کنش داستانی پیشی میگیرد و تصویر، بهجای آنکه لایهای تازه بسازد، صرفاً مکثی طولانی بر همان اضطراب پیشین میشود. مضمون هویت و ابهام اخلاقی یکی از ظرفیتهای اثر، پرهیز از سادهسازی کشش جنسی در قالب دوگانهای کاملاً روشن و بیتنش است.
بوعز ناچار است با امیالی روبهرو شود که پیشتر برای خود تعریف نکرده یا نخواسته ببیند؛ فیلم از این مواجهه برای طرح پرسشهایی دربارهٔ مردانگی، شرم و ترس از قضاوت بهره میبرد. اما ابهام در ترسیم هویت، گاه با ابهام در موضع اخلاقی فیلم درهم میآمیزد. تماشاگر ممکن است مطمئن نباشد فیلم خشونت و خودبیزاری بوعز را بهعنوان نقدی بر سرکوب نشان میدهد یا ناخواسته آنها را به بخشی از جذابیت تراژیک او تبدیل میکند.
« این کیفیت با وضعیت روانی بوعز پیوند دارد، هرچند فیلم همیشه از فضای شهری برای پیشبرد درام استفاده نمیکند. »
قوتها و کاستیها
این دوگانگی میتواند بحثبرانگیز باشد، اما چون بهاندازهٔ کافی بسط نمییابد، گاهی بیشتر سردرگمکننده است تا روشنگر. ریتم و فرجام روایت ریتم فیلم آرام و مکثمحور است؛ انتخابی که با نامهها، سکوتها و اضطراب پنهان شخصیت تناسب دارد، اما در همهٔ بخشها به تنش نمیانجامد. برخی لحظات کش میآیند و روایت پس از طرح پرسشهای جذابش، در نگهداشتن نیروی پیشبرندهٔ آنها دچار افت میشود.
در نهایت، پایانبندی نیز ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناامیدکننده باشد؛ نه بهسبب آنکه پاسخ همهٔ پرسشها را نمیدهد، بلکه چون جمعبندی عاطفی و معناییِ آن به اندازهٔ زمینهچینی فیلم قانعکننده احساس نمیشود. ابهام میتوانست انتخابی سنجیده و پرطنین باشد، اما اینجا گاه به ناتمامی نزدیک میشود.
اشاره به این ضعف، بدون آشکارکردن جزئیات پایان، خودِ تجربهٔ تماشای آن را محفوظ میگذارد. جمعبندی «حلزونها در باران» فیلمی استوار بر ایدهای جذاب و فضایی بهیادماندنی: نامههای ناشناس، پرسش از میل و هویت را به معمایی شخصی بدل میکنند و تلآویوی دههٔ هشتاد به این کشمکش رنگوبویی خاص میدهد.
« برخی لحظات کش میآیند و روایت پس از طرح پرسشهای جذابش، در نگهداشتن نیروی پیشبرندهٔ آنها دچار افت میشود. »
جمعبندی
بازیهای باورپذیر و لحظات پرتنش، اثر را از بیمایگی کامل دور میکنند؛ اما شخصیتپردازی نامتوازن، رفتار آزارگرانهٔ بوعز، افتوخیز ریتم و فرجامی کماقناع، مانع از آن میشوند که ظرفیت اولیهٔ فیلم به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. حاصل، اثری نابرابر است: گاه نافذ و پرسشبرانگیز، گاه فرساینده و از نظر اخلاقی مبهم.
ارزش آن بیش از آنکه در پاسخهای قطعی باشد، در طرح کشمکشی است که پس از پایان نیز دربارهٔ سرکوب، مسئولیت و امکان پذیرفتن خویشتن ادامه مییابد.
« حاصل، اثری نابرابر است: گاه نافذ و پرسشبرانگیز، گاه فرساینده و از نظر اخلاقی مبهم. »
ثبت دیدگاه