نقد و بررسی
نقد Bullhead | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان جنایت و زخم «Bullhead» ساختهٔ Michaël R. Roskam، در ظاهر از دل یک پروندهٔ جنایی سر برمیآورد: دامدار جوانی درگیر معاملهای غیرقانونی میشود که به شبکهٔ قاچاق هورمونهای رشد در صنعت گوشت پیوند دارد. اما فیلم خیلی زود روشن میکند که این ماجرا تنها سطح بیرونی روایت است. زیر پوست تعقیبوگریزها، معاملهها و قتل، داستان مردی جریان دارد که گذشتهاش همچون نیرویی خاموش، هر تصمیم و واکنشش را شکل میدهد.
همین جابهجایی کانون توجه است که فیلم را از یک تریلر جنایی معمولی دور میکند و به مطالعهای تلخ دربارهٔ بدن، مردانگی و آسیب بدل میسازد. Jacky، شخصیت محوری فیلم، در فضایی زندگی میکند که خشونت در آن نه استثنا، بلکه بخشی از منطق روزمره به نظر میرسد. دامداری و بازار گوشت، با زبان سود و سلطه، جهانی را میسازند که در آن بدنها به ابزار تولید و معامله تقلیل مییابند.
جکی نیز از این قاعده بیرون نیست؛ او هم خود را همچون چیزی میبیند که باید تقویت، مهار یا اصلاح شود. فیلم بیآنکه این استعاره را به توضیحی صریح و ساده فروبکاهد، میان خشونت اقتصادی بیرون و خشونت عاطفی درون شخصیت پیوند برقرار میکند. بدن بهمثابه میدان نبرد یکی از هوشمندانهترین انتخابهای فیلم، قرار دادن بدن جکی در مرکز معناست.
تنومندی او در نگاه نخست میتواند نشانهٔ قدرت باشد؛ حضوری سنگین که گویی میتواند دیگران را عقب براند. اما هرچه بیشتر با او همراه میشویم، روشنتر میشود که این ظاهر محکم، لزوماً از تسلط بر خویشتن خبر نمیدهد. بدن او همزمان سپر، قفس و یادآور زخمی قدیمی است؛ چیزی که باید نمایش داده شود، اما از آن نمیتوان گریخت.
« میان جنایت و زخم «Bullhead» ساختهٔ Michaël R. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Matthias Schoenaerts این تناقض را با بازیای کمحرف و بسیار جسمانی به تصویر میکشد. او بهجای آنکه رنج شخصیت را مدام به زبان بیاورد، آن را در مکثها، نگاههای ناآرام، انقباض عضلات و دشواری ارتباط با دیگران مینشاند. خشم جکی فقط فوران نمیکند؛ گاه در سکوت او تهنشین میشود و همین سکوت، تهدیدآمیزتر از خشونت آشکار جلوه میکند.
بازیگر موفق میشود مردی را نشان دهد که ظاهر مسلطش با تنهایی و آسیبپذیری عمیقی در تضاد است. این نقشآفرینی چنان حضوری دارد که حتی صحنههای آرام را نیز از تنش خالی نمیگذارد. گذشتهای که در اکنون نفس میکشد فیلم اطلاعات مربوط به گذشتهٔ جکی را یکباره در اختیار تماشاگر نمیگذارد. روایت میان اکنون و خاطره رفتوآمد میکند و بهتدریج اجازه میدهد قطعاتی از زندگی او کنار هم قرار گیرند.
این شیوه در بهترین لحظههایش، تجربهٔ ذهنی شخصیتی را بازتاب میدهد که گذشته برایش به خاطرهای مرتب و بسته تبدیل نشده است؛ گذشته همچنان حاضر است و از میان رفتارهای روزمره سر برمیآورد. ساختار غیرخطی همچنین از تبدیل رنج جکی به یک توضیح سرراست جلوگیری میکند. تماشاگر باید میان آنچه میبیند و آنچه هنوز نمیداند، فاصلهای را تحمل کند؛ فاصلهای که بخشی از تعلیق و بخشی از تجربهٔ عاطفی فیلم است.
بااینحال، همین انتخاب گاهی ضرباهنگ را کند میکند. در برخی رفتوآمدهای زمانی، مکث و ابهام بیش از آنکه به پیچیدگی شخصیت بیفزاید، جریان روایت را متوقف میکند. فیلم از تماشاگر صبر میخواهد، اما همهٔ مکثهایش به یک اندازه پربار نیستند. جنایت در سایهٔ صنعت شبکهٔ قاچاق هورمونها بستری واقعی و ملموس برای داستان فراهم میکند.
« Matthias Schoenaerts این تناقض را با بازیای کمحرف و بسیار جسمانی به تصویر میکشد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از جهانی حرف میزند که در آن سود، قدرت و پیوندهای فاسد، قواعدی پنهان برای تجارت گوشت میسازند. این جنبه تنها پسزمینهای تزئینی نیست: مناسبات صنعت، همان منطق بهرهکشی از بدن را در مقیاسی گستردهتر بازتاب میدهد؛ حیوان و انسان، هر دو، زیر فشار سازوکاری قرار میگیرند که ارزششان را با سود و کارکرد میسنجد.
بااینهمه، بخش جنایی فیلم همیشه به اندازهٔ محور روانشناختی آن جان نمیگیرد. معاملهها و مناسبات میان افراد گاه بیشتر نقش محرک را دارند تا موضوعی که خود بهطور کامل گسترش یافته باشد. بعضی پیوندهای داستانی ممکن است در نگاه نخست پراکنده یا کمشرح به نظر برسند و تماشاگر را از پیگیری منطق دنیای زیرزمینی بازدارند.
فیلم ظاهراً علاقهٔ بیشتری به اثر جنایت بر روح و جسم جکی دارد تا ترسیم دقیق سازوکار آن. این انتخاب از نظر موضوعی قابلفهم است، اما گاهی تعادل میان تریلر جنایی و درام شخصیتمحور را بر هم میزند. تصویر، صدا و جغرافیای تاریک فضای بصری فیلم به روایت حالوهوایی خشن و سنگین میبخشد. محیطهای روستایی، فضاهای کاری و مکانهای بسته، نه پناهگاهی آرام، بلکه امتداد همان جهانی هستند که جکی را در محاصره گرفته است.
قابها اغلب حس محدودیت و انزوا دارند؛ گویی شخصیت، حتی وقتی تنهاست، نمیتواند از فشار پیرامونش فاصله بگیرد. تصویربرداری Nicolas Karakatsanis از زیباسازی رنج پرهیز میکند و تیرگی فضا را به بخشی از زبان فیلم بدل میسازد. صدا و موسیقی نیز بهجای آنکه همیشه احساسات را برای تماشاگر ترجمه کنند، گاه بر تنش پنهان صحنهها میافزایند.
« فیلم از جهانی حرف میزند که در آن سود، قدرت و پیوندهای فاسد، قواعدی پنهان برای تجارت گوشت میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سکوتها و صداهای محیطی اهمیت دارند، زیرا جهان فیلم را ملموس و بیاعتنا جلوه میدهند؛ جهانی که در آن بحران شخصی جکی در برابر جریان عادی کار و تجارت ادامه مییابد. البته تیرگی دیداری و عاطفی فیلم بهقدری پیوسته است که فرصتی اندک برای تنفس باقی میگذارد. این انتخاب به انسجام فضا کمک میکند، اما ممکن است تجربه را فرساینده سازد؛ بهویژه برای تماشاگری که انتظار دارد تعلیق جنایی با لحظههایی از رهایی یا تغییر لحن همراه شود.
مردانگی، سکوت و ناتوانی در رهایی «Bullhead» به مردانگی نه بهعنوان حقیقتی طبیعی، بلکه همچون نقشی تحمیلشده و شکننده مینگرد. جکی میکوشد تصویر مردی نیرومند را حفظ کند، اما فیلم پیوسته فاصلهٔ میان این تصویر و حقیقت درونی او را آشکار میسازد. قدرت بدنی نمیتواند گذشته را پاک کند و خشم نیز راهی برای بیان کامل اندوه نیست.
شخصیت در محیطی رشد کرده که آسیبپذیری را بهسادگی به زبان نمیآورد؛ ازاینرو، احساساتی که مجال بیان نیافتهاند، در رفتار، خشونت و تنش جسمانی بروز میکنند. رابطهٔ جکی با دوست دوران کودکیاش نیز به این مضمون عمق میدهد. بازگشت این پیوند، صرفاً ابزاری برای پیشبرد معما نیست؛ گذشته را به روابط کنونی متصل میکند و نشان میدهد سکوت چگونه میتواند میان آدمها فاصله بسازد.
فیلم در این زمینه بیش از آنکه پاسخهای اخلاقی آماده عرضه کند، بر دشواری مواجهه با مسئولیت و خاطره تأکید دارد. بااینحال، پرداخت برخی شخصیتهای فرعی محدودتر از آن است که بتوانند همسنگ جکی به جهان فیلم عمق ببخشند. بعضی از آنان بیشتر در خدمت مسیر او قرار میگیرند تا آنکه زندگی مستقل و کاملی پیدا کنند.
« البته تیرگی دیداری و عاطفی فیلم بهقدری پیوسته است که فرصتی اندک برای تنفس باقی میگذارد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Bullhead» در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ یک شبکهٔ جنایی باشد، دربارهٔ مردی است که کوشیده است زخمهای گذشته را زیر لایهای از خشم و قدرت پنهان کند. فیلم با بازی برجستهٔ Matthias Schoenaerts، فضاسازی تیره و پیوند میان بدن، تجارت و خشونت، تصویری ماندگار از انزوای یک انسان میسازد.
در سوی دیگر، ضرباهنگ کند، رفتوآمدهای زمانی و پرداخت نهچندان گستردهٔ بخش جنایی میتوانند از روانی روایت بکاهند. ارزش اثر در آن است که جنایت را از رنج شخصی جدا نمیکند و رنج شخصی را نیز به توضیحی ساده برای همهچیز فرو نمیکاهد. فضای سنگین فیلم ممکن است برای برخی تماشاگران طاقتفرسا باشد، اما همین سنگینی با جهان اخلاقی و عاطفی آن سازگار است.
حاصل، درامی جنایی و روانشناختی است که پس از پایان نیز در ذهن میماند: نه بهسبب ارائهٔ راهحلی آسان، بلکه بهسبب نشاندادن اینکه بعضی زخمها چگونه در سکوت، در بدن و در روابط آدمها ادامه پیدا میکنند.
ثبت دیدگاه