نقد و بررسی
نقد کلانتر 2024 (Sheriff) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تعلیق جنایی و پرسش از عدالت «Sheriff» یا «Sheriff: Narko Integriti» یک تریلر جنایی مالزیایی به کارگردانی Syafiq Yusof است که در ۲۰۲۴ اکران شد. فیلم از دل یک پروندهٔ مواد مخدر آغاز میکند، اما خیلی زود دامنهٔ ماجرا را به درون دستگاه پلیس میکشاند: شریف، افسر بخش سلامت و یکپارچگی پلیس، مأمور کشف هویت «قاتل شیشه» است؛ قاتلی که با شبکهٔ تونی، قاچاقچی بیرحم، پیوند دارد.
ورود نظری، افسر جوان ادارهٔ مبارزه با مواد مخدر، پرونده را به شراکتی پرتنش میان دو مأمور با جایگاه و نگاه متفاوت بدل میکند. فیلم همزمان میخواهد معمایی برای حلکردن و تصویری از نهادی گرفتار فساد و بیاعتمادی ارائه دهد. شروعی قاطع و فضایی آکنده از سوءظن بزرگترین امتیاز فیلم، ساختن فضایی است که در آن هیچ رابطهای کاملاً امن به نظر نمیرسد.
خطر فقط در خیابان و میان افراد باند نیست؛ در ادارهها، اتاقهای بازجویی و گفتوگوهای ظاهراً رسمی نیز حضور دارد. همین جابهجاییِ میدان تهدید، به قصه انرژی میدهد: هر سرنخ میتواند راهگشا باشد، اما ممکن است به دام تازهای هم منتهی شود. تماشاگر نهفقط دربارهٔ هویت قاتل، بلکه دربارهٔ انگیزهها و میزان صداقت آدمها نیز پرسش میکند.
فیلم این تعلیق را با اطلاعاتدادن تدریجی پیش میبرد و از آشکارکردن همهچیز در همان آغاز پرهیز میکند. نتیجه، کششی است که بهویژه در بخشهای نخست خوب عمل میکند. «Sheriff» برای ایجاد هیجان، صرفاً به تعقیبوگریز متکی نیست؛ سوءظن و تردید را نیز به ابزارهای روایی خود تبدیل میکند. بااینحال، انباشت رازها و نشانهها گاهی چنان فشرده میشود که فرصت مکث و سنجیدن آنها از مخاطب گرفته میشود.
« فیلم همزمان میخواهد معمایی برای حلکردن و تصویری از نهادی گرفتار فساد و بیاعتمادی ارائه دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شریف و نظری؛ دو جایگاه در یک پرونده شریف با خونسردی و دقتی که از مأموریتش انتظار میرود، محور عقلانی داستان است؛ کسی که باید در میان روایتهای متناقض، حقیقت را از ظواهر جدا کند. نظری در سوی دیگر، نیروی جوانتر و آرمانگراتری است که رابطهاش با پرونده رنگ شخصیتری دارد. تقابل این دو فقط تفاوت سنی یا شغلی نیست؛ برخورد دو شیوهٔ مواجهه با قانون و فساد است: یکی بر سازوکار تحقیق و احتیاط تکیه دارد و دیگری بهسوی داوری اخلاقی و واکنش عاطفی کشیده میشود.
این تضاد، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، هرچند پرداخت شخصیتها همیشه به یک اندازه عمیق نیست. فیلم گاه آنقدر سرگرم پیشبرد معماست که برای نشاندادن تحول درونی آدمها زمان کافی نمیگذارد. در نتیجه، برخی تصمیمها بیشتر در خدمت چرخش بعدی داستان قرار میگیرند تا آنکه از مسیر روانشناختی کاملاً طبیعی شخصیتها برآیند.
با این وجود، رابطهٔ کاری شریف و نظری ستون مهمی برای روایت فراهم میکند و به داستان اجازه میدهد پرونده را از چند زاویه ببیند. بازیها و حضور بازیگران بازیها از عناصر مؤثر فیلماند؛ بازیگران اصلی شخصیتها را در فضای پرتنش قصه باورپذیر نگه میدارند و از تبدیلشدن آنها به مهرههایی صرفاً داستانی جلوگیری میکنند.
Zul Ariffin در نقش شریف، حضوری مقتصد و متکی به کنترل دارد؛ شیوهای که با شخصیتی دقیق و مراقب تناسب دارد. Syafiq Kyle نیز در نقش نظری، بیقراری و فشار عاطفی را به نقش میآورد و در لحظاتی که پرونده به انتخابی اخلاقی نزدیک میشود، وزن بیشتری به صحنه میدهد. Aaron Aziz در نقش تونی، تهدیدی مستقیم و ملموس میسازد و Elizabeth Tan و دیگر بازیگران گروه نیز به گسترش فضای پرمظنون داستان کمک میکنند.
« نظری در سوی دیگر، نیروی جوانتر و آرمانگراتری است که رابطهاش با پرونده رنگ شخصیتری دارد. »
شخصیتها و اجرا
البته چند صحنه بهسبب اغراق در واکنشها یا لحن، از یکپارچگی بازیها فاصله میگیرند. شوخیهای میانپرده و برخی لحظات بازجویی گاه چنان برجسته میشوند که با تیرگی فضای کلی سازگار نیستند. این ناهماهنگی هم به اجراها مربوط است و هم به شیوهٔ اتصال صحنهها: فیلم گاهی از جدیت جنایی به لحنی نمایشیتر میپرد، بیآنکه گذار کاملاً نرم و اقناعکننده باشد.
فساد، انتقام و معنای عدالت در لایهٔ زیرین ماجرای تعقیب یک باند قاچاق، فیلم به رابطهٔ قانون و عدالت میپردازد. حضور مأموران فاسد و مسئلهٔ پاسخگویی درون پلیس، پرسشی ناخوشایند اما دراماتیک ایجاد میکند: وقتی نهادی که باید از مردم محافظت کند خود محل سوءاستفاده باشد، چه کسی میتواند حقیقت را پیگیری کند؟
«Sheriff» این پرسش را با تقابل میان سازوکار رسمی و خشونت خودسرانه گره میزند، بیآنکه روایت را به بحثی انتزاعی تبدیل کند. بااینحال، فیلم گاهی مرز میان عدالتخواهی و انتقام را با شتاب طی میکند. شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که پیامد اخلاقی اعمالشان مهم است، اما فرصت کافی برای ماندن در تردید و بررسی آن پیامدها همیشه فراهم نمیشود.
اثر از نظر مضمون بلندپروازانه است، ولی در برخی لحظات، هیجان و شوک روایی بر مکث اخلاقی غلبه میکند. همین امر باعث میشود مضمون فساد پلیس گاه بیشتر زمینهای برای تعلیق باشد تا موضوعی که با تمام پیچیدگیهایش کاویده شود. ریتم، پیچشها و منطق روایت ساختار فیلم بر سرنخها، مظنونان و تغییر مداوم برداشت تماشاگر بنا شده است.
« البته چند صحنه بهسبب اغراق در واکنشها یا لحن، از یکپارچگی بازیها فاصله میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه در بخش عمدهٔ مسیر سرگرمکننده است و روایت را از سکون دور نگه میدارد. اما هرچه پیچشها بیشتر میشوند، احتمال کمرنگشدن منطق درونی نیز بالا میرود. بعضی جزئیات پروندهها به روشنی لازم پاسخ نمیگیرند و برخی رخدادها چنان به هم فشرده شدهاند که مخاطب ممکن است بهجای همراهی با استدلال شخصیتها، صرفاً منتظر افشای بعدی بماند.
مدت نسبتاً طولانی فیلم نیز دو اثر متضاد دارد. از یک سو، به داستان مجال میدهد چند مسیر و چند شخصیت را دنبال کند؛ از سوی دیگر، تعدادی از درگیریها و رویاروییها بیش از ظرفیت دراماتیکشان امتداد مییابند. ریتم در قسمتهایی پرشتاب و مؤثر است، اما میان آنها صحنههایی دیده میشود که با حذف یا کوتاهشدنشان، انسجام روایت آسیب نمیدید.
فیلم از نظر حرکت و انرژی کمبود ندارد؛ مسئله بیشتر چگونگی توزیع این انرژی در طول اثر است. طراحی فضا و صحنههای اکشن «Sheriff» در قالب تریلری پلیسی، از فضاهای اداری و شهری برای تقویت حس فشار استفاده میکند. محیطهای بسته، گفتوگوهای رودررو و رفتوآمد میان محل تحقیق و میدان عملیات، جهان فیلم را به مکانی بدل میکنند که در آن کنترل اوضاع دائماً در معرض فروپاشی است.
صحنههای اکشن نیز به اثر نیروی بصری میدهند و در نقاطی که داستان از کشف سرنخ به مواجههٔ مستقیم میرسد، هیجان را بالا میبرند. اما نمایش خشونت همواره با ظرافت روایی همراه نیست. گاهی شدت صحنه جای پرداخت پیامدهای عاطفی آن را میگیرد و گاهی اغراق اجرایی، جدیت موقعیت را کاهش میدهد. این مسئله بهویژه زمانی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان تلخ، پرهیجان و سرگرمکننده باشد.
« این شیوه در بخش عمدهٔ مسیر سرگرمکننده است و روایت را از سکون دور نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
حاصل، اثری است که در لحظات پرتحرک جذابیت دارد، اما از نظر لحن همیشه به تعادل کامل نمیرسد. جمعبندی «Sheriff» تریلری جنایی پرکشش است که با فضای رازآلود، بازیهای مؤثر و طرحی دربارهٔ فساد درون پلیس، تماشاگر را بهخوبی درگیر میکند. نقطهٔ قوت اصلی آن، پیوندزدن یک پروندهٔ مواد مخدر با پرسشهایی دربارهٔ اعتماد، مسئولیت و عدالت است؛ همچنین حضور شریف و نظری، روایت را صاحب یک محور انسانی و تقابلی میکند.
در سوی دیگر، ازدحام پیچشها، روشننشدن بعضی جزئیات، شوخیها و بازجوییهای گاه ناهماهنگ و کشآمدن برخی درگیریها از انسجام آن میکاهد. فیلم در بهترین لحظاتش، تریلری تند و پرتنش است که تماشاگر را وادار میکند به انگیزههای شخصیتها بدگمان بماند. در لحظات ضعیفتر، شتاب برای غافلگیری بر منطق و عمق روانی پیشی میگیرد.
با وجود این کاستیها، «Sheriff» تجربهای سرگرمکننده و جدی در ژانر جنایی است؛ اثری که بیش از آنکه با پاسخهای بینقص ماندگار شود، با فضای پراضطراب و پرسشهایش دربارهٔ امکان اجرای عدالت در ساختاری آلوده در ذهن میماند.
« حاصل، اثری است که در لحظات پرتحرک جذابیت دارد، اما از نظر لحن همیشه به تعادل کامل نمیرسد. »
ثبت دیدگاه