نقد و بررسی
نقد Pyaar Ka Punchnama 2 | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «Pyaar Ka Punchnama 2» ساختهٔ Luv Ranjan، دنبالهای مستقل بر فیلمی همنام از سال ۲۰۱۱ است؛ اثری کمدیـرمانتیک که بار دیگر زندگی سه دوست و همخانه را در برابر پیچیدگیهای رابطههای عاشقانه قرار میدهد. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست داستانی آرام و واقعگرا دربارهٔ شکلگیری عشق روایت کند؛ بلکه میخواهد از برخورد خواستهها، سوءتفاهمها و اختلافهای روزمره موقعیتهای کمیک بسازد.
این انتخاب، هم منشأ انرژی فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهای آن: هرچه موقعیتها برای خنداندن تماشاگر بزرگتر و پررنگتر میشوند، فاصلهٔ اثر از واقعیت روابط انسانی نیز بیشتر میشود. فیلم از فرمول آشنای بخش نخست بهره میگیرد، اما بهجای آنکه آن را به مسیری تازه ببرد، عمدتاً همان الگوی «دوستی، عشق و دردسر» را با چهرهها و موقعیتهای تازه بازسازی میکند.
این تکرار برای بینندهای که از فضای قسمت نخست لذت برده، میتواند حس آشنایی و راحتی داشته باشد؛ اما برای کسی که انتظار تحول یا ظرافت بیشتری دارد، احتمالاً نشانهٔ کمبود جسارت روایی است. مسئله صرفاً شباهت دو فیلم نیست؛ پرسش این است که آیا اثر تازه چیزی به دریافت ما از شخصیتها و رابطهها میافزاید یا فقط همان شوخیها را در بستهبندی دیگری عرضه میکند.
روایت و ریتم ساختار روایت بر سه مسیر عاشقانه استوار است که هرکدام نوعی ناسازگاری را پیش میکشند. فیلم از این تفاوتها برای تنوعبخشیدن به موقعیتهای طنز استفاده میکند: یک رابطه ممکن است از مرزهای مبهم صمیمیت و اعتماد نیرو بگیرد، دیگری از دشواریِ آشکارکردن رابطه در برابر خانواده، و سومی از اختلاف بر سر پول و توقعات روزمره.
« روایت و ریتم ساختار روایت بر سه مسیر عاشقانه استوار است که هرکدام نوعی ناسازگاری را پیش میکشند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تنوع در سطح طرح، به فیلم امکان میدهد از تکرار یک شوخی واحد بگریزد و رابطهها را از چند زاویهٔ متفاوت ببیند. با این حال، چون زاویهٔ دید اصلی تقریباً همیشه به سود مردان تثبیت میشود، تفاوت موقعیتها سرانجام به نتیجهای کمابیش مشابه میرسد: مردان گرفتارند و زنان عامل گرفتاری. روایت در بخشهایی خوشریتم است و از جابهجایی میان سه رابطه، حرکت میگیرد؛ اما طولانیشدن بعضی موقعیتها، ضرباهنگ را فرسوده میکند.
شوخیای که در برخورد نخست غافلگیرکننده است، اگر بارها تکرار شود یا بیش از اندازه توضیح داده شود، نیروی خود را از دست میدهد. فیلم گاه بهجای آنکه از موقعیت کمیک عبور کند و لایهٔ تازهای از شخصیتها را آشکار سازد، همان تقابل را با صدای بلندتر ادامه میدهد. از همین رو، تماشاگر ممکن است در یک صحنه با خنده همراه شود و در صحنهای دیگر احساس کند فیلم هنوز از شوخی پیشین دست نکشیده است.
رفاقت؛ تکیهگاه عاطفی فیلم با وجود نابرابریهای روایی، رابطهٔ سه دوست مهمترین نقطهٔ قوت فیلم است. پیوند میان Gogo، Thakur و Chauka تنها راهی برای ایجاد شوخیهای جمعی نیست؛ به اثر مرکز عاطفی میدهد و باعث میشود شخصیتها در بیرون از رابطههای عاشقانه نیز هویت داشته باشند. همراهی روزمره، گفتوگوهای بیتکلف و واکنشهایشان به گرفتاریهای یکدیگر، حس صمیمیتی ایجاد میکند که بخشهایی از فیلم را گرم و تماشایی نگه میدارد.
در این لحظهها، کمدی فقط بر سرزنش یا مبالغه بنا نشده، بلکه از شناخت متقابل و عادتهای مشترک دوستان سرچشمه میگیرد. این رفاقت همچنین به فیلم اجازه میدهد از الگوی معمول کمدی عاشقانه فاصله بگیرد. دورهمیهای سهنفره و کشمکش بر سر اینکه چه کسی در رابطهاش حق دارد، بهاندازهٔ خود ماجراهای عاشقانه اهمیت پیدا میکنند.
« رفاقت؛ تکیهگاه عاطفی فیلم با وجود نابرابریهای روایی، رابطهٔ سه دوست مهمترین نقطهٔ قوت فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
گاه بهترین لحظات فیلم زمانی شکل میگیرند که شخصیتها در کنار هماند، نه هنگامی که داستان میکوشد از یک اختلاف عاطفی نتیجهای قطعی بگیرد. همین بخشها سبب میشوند اثر، با وجود تکرارهایش، همچنان برای تماشاگرانی که به کمدیهای رفاقتی علاقه دارند سرگرمکننده باشد. بازیها و شخصیتپردازی Kartik Aaryan، Omkar Kapoor و Sunny Singh سه شخصیت را با تفاوتهایی قابل تشخیص از هم اجرا میکنند و ترکیب بازیهایشان، به گفتوگوهای گروهی جان میدهد.
Aaryan در لحظههای طنز از بیان و واکنشهای سریع خود بهره میگیرد؛ Kapoor و Singh نیز با قرارگرفتن در نقشهایی متفاوت، به حفظ تعادل میان سه خط داستانی کمک میکنند. حضور Nushrat Bharucha، Ishita Raj Sharma و Sonnalli Seygall هم به شکلگیری تقابلهای اصلی داستان یاری میرساند. با این همه، پرداخت شخصیتهای زن بهاندازهٔ شخصیتهای مرد گسترده نیست و اغلب بیشتر با نقششان در دردسرهای قهرمانان تعریف میشوند تا با جهان درونی مستقل خودشان.
این نابرابری در شخصیتپردازی به مسئلهای مهمتر وصل میشود: فیلم به مردان مجال میدهد که ضعفها، اشتباهها و درماندگیهایشان را در قالب کمدی نشان دهند، اما برای زنان کمتر چنین فضایی فراهم میکند. مردان ممکن است خام، خودخواه، سادهلوح یا متناقض باشند و فیلم این نقصها را بخشی از جذابیتشان بداند؛ در مقابل، زنان بیشتر به صورت سرچشمهٔ توقع، سوءتفاهم یا کنترل تصویر میشوند.
این شیوه ممکن است برای مخاطبی که صرفاً در پی شوخیهای تند است قابلتحمل باشد، اما در سطح دراماتیک، از پیچیدگی رابطهها میکاهد. طنز و نگاه فیلم به روابط طنز فیلم اغراقآمیز، پرصدا و گاه بیپرده است. در بهترین لحظهها، این اغراق به شناختی کمیک از رفتارهای کوچک روزمره میرسد: توقعهای ناگفته، حسادت، ناتوانی در گفتوگوی روشن و فاصلهٔ میان آنچه آدمها میخواهند و آنچه به زبان میآورند.
« طنز و نگاه فیلم به روابط طنز فیلم اغراقآمیز، پرصدا و گاه بیپرده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین موقعیتهایی برای بسیاری از تماشاگران آشنا هستند و همین آشنایی، امکان خنده و همذاتپنداری را فراهم میکند. برخی دیالوگها نیز بهواسطهٔ صراحت و ریتم اجراییشان اثرگذارند، هرچند این تأثیر همیشه به معنای ظرافت در نوشتار نیست. اما مشکل زمانی پدیدار میشود که اغراق از ابزار طنز به منطق اصلی داوری تبدیل میشود.
فیلم بهجای آنکه رفتارهای آزارنده را در هر دو سوی رابطه بکاود، غالباً آنها را به شکلی نمایش میدهد که تماشاگر نتیجهای کلی دربارهٔ زنان بگیرد. از این منظر، نقد ضدزنبودن فیلم صرفاً واکنشی به چند شوخی منفرد نیست؛ به ساختار کلی زاویهٔ دید مربوط میشود. اثر به تجربهٔ مردان میدان فراخی میدهد، ولی برای فهم انگیزهها و آسیبپذیریهای زنانه کمتر مکث میکند.
بنابراین، حتی اگر چند صحنه خندهدار از کار درآید، یکطرفهبودن نگاه میتواند خنده را با ناراحتی یا دلزدگی همراه سازد. موسیقی و کیفیت اجرایی موسیقی به ایجاد حالوهوای سرزندهٔ فیلم کمک میکند و میان صحنههای پرتنش یا گفتوگوهای طولانی، وقفهای آهنگین پدید میآورد. قطعات فیلم برای مخاطبانی که از فضای موسیقایی سینمای عامهپسند هند انتظار رنگوبوی پرتحرک دارند، بخشی از جذابیت اثر به شمار میآیند.
حضور موسیقی همیشه به پیشبرد داستان نمیانجامد، اما در ساختن فضای سرگرمکننده و همراهکردن تماشاگر با ضرباهنگ فیلم نقشی مؤثر دارد. از نظر اجرایی، فیلم بیش از آنکه به تصویرپردازی چشمگیر یا میزانسنهای پیچیده تکیه کند، بر بازیگران، گفتوگوها و موقعیتهای کمدی متکی است. این رویکرد با ماهیت داستان سازگار است، ولی در عین حال بار زیادی بر دوش فیلمنامه میگذارد.
« اما مشکل زمانی پدیدار میشود که اغراق از ابزار طنز به منطق اصلی داوری تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
هرگاه شوخیها از حرکت بازمیمانند یا گفتوگوها بیش از اندازه کش پیدا میکنند، فیلم ابزارهای بصری و روایی چندانی برای تازهکردن تجربه در اختیار ندارد. در نتیجه، کیفیت تماشای اثر تا حدی به میزان همراهی بیننده با لحن پراغراق آن بستگی پیدا میکند. جمعبندی «Pyaar Ka Punchnama 2» کمدیای است که نیروی اصلیاش را از رفاقت سه شخصیت، چند موقعیت خندهدار و موسیقی خوشحالوهوا میگیرد.
فیلم در لحظههای موفق، سرگرمکننده و پرجنبوجوش است و برای تماشایی سبک و بیدغدغه میتواند انتخابی پذیرفتنی باشد. با این حال، تکرار الگوی قسمت پیشین، کشآمدن برخی شوخیها و مهمتر از همه، نگاه نامتوازن آن به زنان، مانع میشوند که کمدیاش به تصویری دقیقتر یا پختهتر از رابطهها بدل شود.
حاصل، اثری دوگانه است: برای مخاطبی که با طنز اغراقآمیز و شوخیهای گروهی همراه میشود، احتمالاً لحظات دلنشینی دارد؛ اما برای کسی که از کمدی رابطهمحور انتظار چندصدایی و انصاف بیشتری دارد، یکطرفهبودن آن بهسادگی از نظر دور نخواهد ماند.
« در نتیجه، کیفیت تماشای اثر تا حدی به میزان همراهی بیننده با لحن پراغراق آن بستگی پیدا میکند. »
ثبت دیدگاه