نقد و بررسی
نقد Planes: Fire & Rescue | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی آشنا، مأموریتی تازه «هواپیماها: آتش و نجات» دنبالهای است که قهرمانش را از جهان پرزرقوبرق مسابقه به قلمرویی میبرد که سرعت و پیروزی بهتنهایی ارزشی ندارند. داستی، هواپیمای مسابقهای نامدار، با آسیبدیدن موتور خود ناچار میشود احتمال پایان حرفهاش را بپذیرد. ورود او به گروه آتشنشانی هوایی پارک ملی پیستون پیک، تغییر صحنهای ساده نیست؛ فیلم میکوشد معنای موفقیت را از برندهشدن به خدمتکردن و مراقبت از دیگران منتقل کند.
این جابهجایی، مهمترین تصمیم داستانی فیلم است. فضای مسابقه جای خود را به موقعیتهای اضطراری میدهد و هیجان رقابت با فشار زمان، خطر آتش و ضرورت هماهنگی جمعی جایگزین میشود. با این همه، استخوانبندی روایت چندان از الگوی آشنای داستانهای قهرمانانه فاصله نمیگیرد: قهرمانی که با بحرانی شخصی روبهروست، وارد محیطی تازه میشود، از راه آموزش و آزمون تواناییهایش را بازمیشناسد و در میانهٔ خطر درمییابد که مسئولیتش از خواستهٔ فردی او فراتر میرود.
قهرمانی در گرو همکاری پیام مرکزی اثر روشن و برای مخاطب خانوادگی مناسب است: شجاعت به معنای بیباکی محض نیست؛ گاهی در پذیرفتن محدودیت، اعتماد به گروه و انجام وظیفهای دشوار معنا پیدا میکند. داستی در آغاز بیش از آنکه به نقش تازهاش خو گرفته باشد، با تصویر پیشین خود از خویشتن درگیر است.
او عادت دارد ارزشش را با توانایی پرواز و پیروزی بسنجد، اما محیط آتشنشانی چنین معیار سادهای را کافی نمیداند. در اینجا، هر عضو گروه باید کار خود را درست انجام دهد و خطای یک نفر میتواند دیگران را نیز در معرض خطر بگذارد. این ایده به فیلم امکان میدهد از ستایش خودباوری فراتر برود و به اهمیت انضباط و همکاری برسد.
« داستی، هواپیمای مسابقهای نامدار، با آسیبدیدن موتور خود ناچار میشود احتمال پایان حرفهاش را بپذیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کمککردن، شنیدن دستور و شناخت مرز تواناییهای خود، در کنار جسارت قرار میگیرند. با این حال، پیام گاه بیش از حد آشکار بیان میشود و فیلم چندان به پیامدهای پیچیدهتر آن نمیپردازد. تحول داستی قابلفهم است، اما بیشتر در چارچوبی آشنا و سرراست پیش میرود تا به کاوشی عمیق در بحران هویت یا دشواری تغییر مسیر بدل شود.
داستی و بالید رنجر رابطهٔ داستی با بالید رنجر، مربی کهنهکار گروه، ستون عاطفی مهمی برای بخشهای آموزشی داستان است. بالید شخصیتی سختگیر و محتاط دارد و از همان ابتدا با شور و شهرت تازهواردها چندان همراه نیست. تضاد میان انگیزهٔ داستی برای اثبات خود و بدبینی حرفهای بالید، کشمکشی آشنا میسازد: جوانتر باید یاد بگیرد که مهارت نمایشی با آمادگی برای خدمت یکی نیست، و مربی نیز ناگزیر است تواناییها و انگیزههای شاگردش را دوباره ارزیابی کند.
این رابطه ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، اما پرداخت شخصیتها محدود میماند. بالید بهواسطهٔ گذشته و جدیتش جذابیت خاصی پیدا میکند، بااینحال فیلم تنها بخشی از امکانهای او را به کار میگیرد. دیگر اعضای گروه نیز اغلب با یک ویژگی یا نقش مشخص معرفی میشوند؛ حضورشان به تنوع صحنهها و طنز کمک میکند، ولی کمتر فرصت مییابند به شخصیتهایی با مسیر مستقل بدل شوند.
از همین رو، گروه در مقام یک نیروی جمعی موفقتر از مجموعهای از شخصیتهای جداگانه عمل میکند. هیجان بصری و طراحی جهان مهمترین دستاورد فیلم در صحنههای پرواز و مواجهه با آتش آشکار میشود. حرکت هواپیماها، بالگردها و خودروهای امدادی در فضایی گسترده، به روایت نیرویی دیداری میدهد که گفتوگوها بهتنهایی فراهم نمیکنند.
« کمککردن، شنیدن دستور و شناخت مرز تواناییهای خود، در کنار جسارت قرار میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
شعلهها و دود فقط پسزمینهای تزئینی نیستند؛ در بسیاری از لحظات، خود به عاملی تعیینکننده برای مسیر حرکت، دید شخصیتها و شدت خطر بدل میشوند. پارک ملی نیز با جنگلها و چشماندازهای پهناورش فضایی مناسب برای ماجراجویی و تهدید فراهم میآورد. فیلم در نمایش عملیات گروهی، از تفاوت تواناییها و تجهیزات شخصیتها بهره میگیرد.
هر وسیلهٔ پرنده یا زمینی کارکردی ویژه دارد و این تنوع، صحنههای نجات را خوانا و پرتحرک نگه میدارد. البته جلوهٔ تماشایی گاهی بر ظرافت روایی غلبه میکند: خطرها معمولاً برای برانگیختن هیجان طراحی شدهاند و کمتر به تجربهای واقعگرایانه یا تأملبرانگیز میرسند. با وجود این، برای فیلمی خانوادگی، ترکیب رنگ، حرکت و مقیاس خطر مؤثر است و به دنباله هویتی بصری متمایز از فضای مسابقهای قسمت پیشین میبخشد.
ریتم، طنز و موسیقی ریتم تند فیلم کمک میکند فاصلهٔ میان آموزش، شوخی و عملیات اضطراری طولانی نشود. صحنهها پیوسته به سوی خطر بزرگتری حرکت میکنند و داستان بهندرت درنگی طولانی دارد. همین شتاب برای مخاطب کمسنوسال جذاب است، هرچند گاهی مجال کافی برای جاافتادن لحظههای عاطفی یا شناخت بیشتر اعضای گروه باقی نمیگذارد.
طنز فیلم بیشتر از تفاوت منشها، سوءتفاهمها و ویژگیهای اغراقآمیز شخصیتها سرچشمه میگیرد. این شوخیها معمولاً سبک و بیخطرند و فضای پرتنش را تعدیل میکنند، اما کمتر به طنزی ماندگار یا چندلایه میرسند. موسیقی نیز وظیفهٔ همراهی با حرکت و تشدید هیجان را انجام میدهد، بیآنکه به عنصری مستقل و بهیادماندنی تبدیل شود.
« پارک ملی نیز با جنگلها و چشماندازهای پهناورش فضایی مناسب برای ماجراجویی و تهدید فراهم میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، سرگرمی فیلم بیشتر بر موقعیتهای پرتحرک و جذابیت جهان تصویری آن تکیه دارد تا بر شوخیهای درخشان یا موسیقیای که پس از پایان در ذهن بماند. قوتها و محدودیتها «هواپیماها: آتش و نجات» از انتخاب موضوعی تازه برای دنباله سود میبرد. انتقال تمرکز از رقابت به امداد و نجات، امکان میدهد ارزشهایی مانند فداکاری، اعتماد و مسئولیت به شکلی طبیعی وارد ماجرا شوند.
صحنههای آتشسوزی و پرواز، انرژی بصری فیلم را بالا میبرند و ریتم سرگرمکنندهاش آن را برای تماشای خانوادگی مناسب میکنند. همچنین، قرارگرفتن داستی در موقعیتی که دیگر نمیتواند تنها با معیارهای قدیمی خود را بسنجد، زمینهای قابلدرک برای رشد شخصیت فراهم میآورد. در سوی دیگر، مسیر داستان و مقصد اخلاقی آن از ابتدا چندان دور از انتظار نیست.
الگوی قهرمانِ تازهوارد، مربی سختگیر و گروهی که باید هنگام بحران به یکدیگر اعتماد کنند، آشناست و فیلم آن را با پیچیدگی اندکی دنبال میکند. شخصیتهای فرعی نیز فرصت محدودی برای گسترش مییابند و به همین سبب، بخش مهمی از ظرفیت عاطفی داستان بالفعل نمیشود. فیلم بهجای آنکه از روابط گروهی یا بحران حرفهای داستی پرسشهای دشوارتری بسازد، ترجیح میدهد در محدودهٔ ماجرایی ساده و مطمئن باقی بماند.
جایگاه فیلم در مجموعه این دنباله بیش از آنکه صرفاً ماجرای دیگری از داستی باشد، تلاشی برای تغییر لحن و نوع حادثه است. جهان داستان از فضای مسابقه به تجربهای نزدیکتر به فیلمهای نجات و فاجعه میرود؛ تغییر ژانریای که برای ایجاد تازگی مفید است، اما بهتنهایی نمیتواند کلیشههای روایت را از میان ببرد.
« قوتها و محدودیتها «هواپیماها: آتش و نجات» از انتخاب موضوعی تازه برای دنباله سود میبرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین لحظات، انرژی بصری و ایدهٔ تغییر تعریف قهرمانی را در کنار هم قرار میدهد؛ در لحظات کماثرتر، به فرمولی آشنا تکیه میکند که نتیجهاش از پیش قابل حدس است. برای مخاطب کودک، این سادگی الزاماً نقطهضعف تعیینکنندهای نیست. ماجرا روشن است، خطرها بهسرعت فهمیده میشوند و پیام همکاری بیابهام باقی میماند.
مخاطب بزرگسال احتمالاً بیش از هر چیز از طراحی عملیات و کیفیت صحنههای پرواز بهره میبرد، اما ممکن است کمعمقی شخصیتها و تکرار الگوهای روایی را نیز زودتر تشخیص دهد. جمعبندی «هواپیماها: آتش و نجات» اثری پرجنبوجوش و خوشساخت در سطح سرگرمی است که با دورکردن داستی از جهان مسابقه، داستانی دربارهٔ پذیرفتن محدودیتها و یافتن معنایی تازه برای قهرمانی روایت میکند.
صحنههای پرواز و آتشسوزی از جذابترین بخشهای آناند و تأکید بر همکاری، فداکاری و انضباط به فیلم گرمایی خانوادگی میبخشد. در مقابل، پیشبینیپذیری داستان، شخصیتهای کمپرداخت و طنز و موسیقی نهچندان ماندگار مانع از آن میشوند که اثر از محدودهٔ یک دنبالهٔ سرگرمکننده فراتر برود. حاصل کار فیلمی است که بیش از آنکه به سبب تازگی روایت در خاطر بماند، با تحرک دیداری و پیام ساده و قابلفهمش کار میکند: قهرمانبودن همیشه به معنای پیشتازی نیست؛ گاه در پیوستن به دیگران و انجام درست سهم خود معنا پیدا میکند.
« برای مخاطب کودک، این سادگی الزاماً نقطهضعف تعیینکنندهای نیست. »
ثبت دیدگاه