نقد و بررسی
نقد Surf's Up | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با قالبی نامعمول «Surf’s Up» در ظاهر از مصالح آشنای انیمیشنهای ورزشی و قصههای بلوغ ساخته شده است: قهرمانی جوان، مسابقهای بزرگ، رویایی که باید به آن رسید و الگویی اسطورهای که نگاه شخصیت اصلی را شکل داده است. کودی ماوریک، پنگوئنی از قطب جنوب، راهی جزیرهای گرمسیری میشود تا در مسابقه موجسواری شرکت کند و سرانجام جدی گرفته شود.
این مسیر، بهتنهایی وعده غافلگیری داستانی نمیدهد؛ آنچه فیلم را از همقطارانش متمایز میکند، شیوه روایت و نگاه شوخطبعانهاش به همین الگوی آشناست. فیلم خود را نه صرفاً ماجرای قهرمانی یک پنگوئن، بلکه مستندی همراه با دوربین و گروه فیلمبرداری جا میزند. از همینجا شوخی مرکزی و سازوکار روایی آن شکل میگیرد: گویی دوربین در پی ثبت پشتصحنه یک رقابت ورزشی است و شخصیتها در برابر آن زندگی میکنند، نه آنکه تنها برای تماشاگر صحنهآرایی شده باشند.
این انتخاب به داستانی ساده، هویتی روشن میدهد و موجب میشود «Surf’s Up» حتی در لحظههایی که از مسیر قابلپیشبینی خود فاصله نمیگیرد، دستکم در شیوه بیان سرزنده بماند. دوربین، شخصیت پنهان فیلم قالب مستندنما صرفاً آرایهای ظاهری نیست. حرکت دوربین، حس حضور گروه تصویربرداری و لحظههایی که قاب عمداً ناتمام یا ناپایدار به نظر میرسد، فضای فیلم را از صیقلیبودنِ معمول بسیاری از انیمیشنهای خانوادگی دور میکند.
تماشاگر حس میکند به جهان مسابقات نزدیک شده و در کنار شخصیتها، رویدادها را دنبال میکند. همین حسِ بیواسطه، به شوخیها هم فرصت طبیعیتری میدهد: گاه خنده نه از یک جمله بامزه، بلکه از مکث، واکنش یا حضور ناگهانی دوربین در موقعیتی نامناسب پدید میآید. این قالب همچنین فیلم را به هجوی ملایم از مستندهای ورزشی و تصویرسازی قهرمانانه تبدیل میکند.
« فیلم خود را نه صرفاً ماجرای قهرمانی یک پنگوئن، بلکه مستندی همراه با دوربین و گروه فیلمبرداری جا میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رقابت، شهرت و ساختن چهرهای عمومی، با لحنی بازیگوشانه دیده میشوند؛ انگار فیلم میپرسد دوربین تا چه اندازه از واقعیت پرده برمیدارد و تا چه اندازه خودش بخشی از نمایش است. البته این ایده در تمام مدت به یک اندازه تازه و مؤثر نمیماند. هرجا داستان به صحنههای متعارفترِ تمرین، رقابت و کشمکش بازمیگردد، امتیاز قالب مستندگونه نیز کمرنگتر میشود.
بااینهمه، این فرم از نخستین ویژگیهایی است که فیلم را در ذهن نگه میدارد. کودی و رؤیای دیدهشدن کودی قهرمانی دوستداشتنی، اما نه کاملاً تازهپرداخته است. او آرزویی بزرگ دارد و میخواهد از راهی که برای خود برگزیده، احترام و توجه دیگران را به دست آورد. شوقش برای موجسواری گاهی از توانایی واقعیاش جلو میزند و همین فاصله، بخشی از طنز و بخشی از آسیبپذیری او را میسازد.
فیلم بهخوبی نشان میدهد که اشتیاق به قهرمانشدن همیشه از عشق ناب به خودِ کار سرچشمه نمیگیرد؛ گاه میل به تحسینشدن و اثبات خویش نیز در آن سهم دارد. بااینحال، تحول کودی از پیش قابلحدس است. مسیر او بهتدریج از تقلید و چشمدوختن به تصویری آرمانی، به بازاندیشی درباره موفقیت و ارزش شخصی میرسد.
فیلم این دگرگونی را با لطافت پیش میبرد، اما کمتر به پیچیدگیهای درونی آن مکث میکند. برخی از لحظههای مهم رشد شخصیت، بیش از آنکه از کشمکشهای ظریف و تدریجی برآیند، در امتداد قواعد آشنای قصههای ورزشی قرار میگیرند. بنابراین تماشاگر معمولاً زودتر از کودی میتواند حدس بزند که این ماجراجویی قرار است چه درس عاطفیای برای او داشته باشد.
« البته این ایده در تمام مدت به یک اندازه تازه و مؤثر نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
بیگ زی و معنای قهرمانبودن حضور بیگ زی در قصه، تنها بهانهای برای دنبالکردن یک چهره مشهور نیست؛ او مرکز پرسشی است که فیلم درباره اسطورهسازی مطرح میکند. کودی قهرمانش را از فاصلهای دور و با تصویری آرمانی میشناسد، اما مواجهه نزدیکتر با او امکان دیدن تفاوت میان شهرت و انسانبودن را فراهم میآورد.
رابطه این دو، یکی از بخشهای عاطفی اثر است و به قصه وزن بیشتری از یک رقابت ساده میدهد. فیلم در پرداخت این رابطه شتابزده نیست، اما پیچیدگی آن نیز محدود میماند. پیوند میان نسلها، یادگیری و کنارگذاشتن تصورهای مطلق درباره قهرمان، در چارچوبی روشن و خانوادگی بیان میشود. در نتیجه، رابطه کودی و بیگ زی بیش از آنکه به درامی پرابهام بدل شود، نیرویی آرام و دلنشین در دل ماجراست.
همین سادگی، به فیلم کمک میکند پیامش را بدون تلخی و سنگینی منتقل کند؛ هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار کشمکشی عمیقتر دارد، کافی نباشد. جوجهجو؛ نیروی سبکبال کمدی جوجهجو از آن شخصیتهایی است که با کمترین ادعا بیشترین حضور را به دست میآورند. آرامش عجیب او در برابر هیاهوی رقابت و بلندپروازی کودی، تضادی کمیک میسازد که به فیلم انرژی میدهد.
شوخیهایش از جنس زیرکی پرطمطراق نیستند؛ جذابیت او بیشتر در بیتکلفی، جدینگرفتن موقعیتها و فاصلهای است که با اضطراب دیگران دارد. همین ویژگی باعث میشود حضورش حتی در صحنههایی که روایت کند میشود، توجهبرانگیز بماند. شوخیهای فیلم نیز یکدست نیستند. بعضی از آنها برای کودکان روشن و مستقیماند و برخی دیگر با اشارهها و بازیهای کلامی، بزرگسالان را هم مخاطب قرار میدهند.
« رابطه این دو، یکی از بخشهای عاطفی اثر است و به قصه وزن بیشتری از یک رقابت ساده میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صداپیشگی به این تفاوت لحن جان میبخشد و کمک میکند شخصیتها در گفتوگوها طبیعیتر به نظر برسند. بااینحال، شماری از شوخیها بیش از آنکه از موقعیت یا شخصیت برخیزند، به ضربهای کوتاه برای گرفتن خنده متکیاند. در مجموع، جوجهجو یکی از مؤثرترین دستاوردهای فیلم است؛ حضوری که طنز را از قالب شوخیهای صرفاً دیداری بیرون میآورد و به آن چهرهای ماندگار میدهد.
موج، رنگ و حرکت دریا در «Surf’s Up» پسزمینهای بیجان برای مسابقه نیست، بلکه بخش مهمی از تجربه تماشای فیلم است. موجها، نور و گستره ساحل به ماجرا شکوه بصری میدهند و حرکت شخصیتها روی آب، شور ورزشی قصه را منتقل میکند. کیفیت تصویرپردازی در صحنههای موجسواری، بهویژه هنگامی که دوربین همراه موج میلغزد، با قالب مستندنما هماهنگ است: منظرهها نه فقط چشمنواز، بلکه شبیه تصاویری هستند که یک گروه فیلمبرداری در دل رویداد ثبت کرده باشد.
بااینهمه، تماشاییبودن صحنهها نمیتواند جای کمبود تازگی در قصه را پر کند. زیبایی بصری فیلم در بهترین لحظهها تماشاگر را در فضای ساحلی غرق میکند، اما در بخشهایی که روایت مکث میکند یا حرکت داستان کاهش مییابد، منظرهها نیز کمکم کارکرد تزئینی پیدا میکنند. موسیقی و صداگذاری به حفظ حالوهوای سرزنده اثر کمک میکنند، ولی نیروی اصلی این جهان همچنان تصویر آب و رابطه آن با حرکت شخصیتهاست.
ریتمی که در میانه فرو مینشیند شروع فیلم پرتحرک و خوشمعرفی است: شخصیت اصلی، رؤیای او و قالب مستندگونه بهسرعت کنار هم قرار میگیرند و تماشاگر را به جهان مسابقه میبرند. اما پس از این ورود موفق، ریتم گاهی افت میکند. بخش میانی بیش از اندازه در موقعیتهای مشابه میماند و بعضی کشمکشها را طولانیتر از ظرفیتشان دنبال میکند.
« صداپیشگی به این تفاوت لحن جان میبخشد و کمک میکند شخصیتها در گفتوگوها طبیعیتر به نظر برسند. »
قوتها و کاستیها
از آنجا که نتیجه عاطفی کلی مسیر تا حدی پیشبینیپذیر است، این مکثها میتوانند احساس کشآمدن را تشدید کنند. مشکل اصلی نه کندیِ مطلق، بلکه نوسان در میزان جذابیت است. هرگاه قالب مستندنما، شوخیهای جوجهجو یا رابطه کودی و بیگ زی در مرکز قرار میگیرد، فیلم دوباره جان میگیرد؛ اما بعضی گذرگاههای روایی میان این نقاط، کمرمقترند.
تدوین فشردهتر و تعارضهای متمایزتر میتوانستند به نیمه میانی ضرباهنگ بهتری بدهند. بااینحال، پایانبندیِ گرم و خوشحس، تجربه کلی را با لحنی مهربان جمع میکند و اجازه نمیدهد افت ریتم، تمام لذت فیلم را از میان ببرد. جمعبندی «Surf’s Up» انیمیشنی خوشقلب و خوشتماشا است که با قصهای آشنا، اما با شیوهای متفاوت به میدان میآید.
قالب مستندگونه، فضای موجسواری و شخصیتهایی چون جوجهجو به آن هویت میبخشند؛ تصویرهای دریا نیز از بهترین عناصر تجربه بصری فیلماند. پیوند کودی و بیگ زی، همراه با پرسش درباره قهرمانبودن و ارزش دیدهشدن، به ماجرا گرمایی عاطفی میدهد، بیآنکه آن را به درامی سنگین تبدیل کند. در سوی دیگر، روایت از تازگی و غافلگیری چندانی برخوردار نیست و افت ریتم در میانه، بخشی از انرژی آغازین را میگیرد.
این کاستیها مانع دوستداشتنیبودن فیلم نمیشوند، اما سقف اثرگذاری آن را پایین میآورند. در نهایت، «Surf’s Up» بیش از آنکه با طرح داستانیاش در خاطر بماند، با حالوهوای ساحلی، شوخیهای سبکبال و نگاه صمیمانهاش به رؤیا و قهرمانپرستی به یاد میآید؛ تجربهای سرگرمکننده که جذابیتش را از شخصیت و فرم میگیرد، نه از تازگی مسیر.
« از آنجا که نتیجه عاطفی کلی مسیر تا حدی پیشبینیپذیر است، این مکثها میتوانند احساس کشآمدن را تشدید کنند. »
ثبت دیدگاه