نقد و بررسی
نقد Patema Inverted | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که جهتش را گم کرده است «Patema Inverted» از آن دسته فیلمهایی است که پیش از آنکه داستانش آغاز شود، با یک پرسش تصویری ذهن تماشاگر را درگیر میکند: اگر جهتِ پایین برای دو انسان یکسان نباشد، جهان مشترکشان چگونه خواهد بود؟ فیلم، ساخته و نوشتهٔ Yasuhiro Yoshiura، ما را با پاتما، دختری از جامعهای زیرزمینی، همراه میکند؛ او در جریان کاوشهایش به جهانی میرسد که قواعد فیزیکیاش با تجربهٔ او سازگار نیست.
آنچه در ابتدا ماجرایی برای گریختن و بازگشتن به خانه به نظر میرسد، بهتدریج بستری میشود برای مواجههٔ دو شیوهٔ زیستن و دو تصور متفاوت از واقعیت. ارزش اصلی این مقدمه در آن است که «وارونگی» را صرفاً به ترفندی برای ساختن صحنههای هیجانانگیز محدود نمیکند. تفاوت جاذبه به مسئلهای ملموس بدل میشود: چیزی که برای یک شخصیت زمین است، برای دیگری میتواند پرتگاهی بیانتها باشد.
همین اختلاف ساده، به موقعیتهای پرتنش و گاه بازیگوشانه جان میدهد و تماشاگر را وامیدارد به جایگاه شخصیتها در قاب، فاصلهشان از زمین و خطرهای پیرامونشان با دقت بیشتری نگاه کند. جاذبه بهمثابه زبان سینمایی فیلم در بهترین لحظههایش از ایدهٔ مرکزی خود نه فقط برای پیشبرد ماجرا، بلکه برای شکلدادن به زبان تصویر بهره میبرد.
حرکت بدنها در فضا، نگاه به آسمان و زمین، و حتی معنای «سقوط» در این جهان دیگر بدیهی نیست. این دگرگونی باعث میشود تصویرهای آشنا ناگهان غریب شوند و تماشاگر، مانند شخصیتها، ناچار شود جای خود را در محیط بازتعریف کند. حس سرگیجه و بیثباتی، گاه بهخوبی به تعلیق بدل میشود؛ لحظههایی که فاصلهٔ میان دو شخصیت را به مسئلهای فیزیکی و فوری تبدیل میکنند.
« ارزش اصلی این مقدمه در آن است که «وارونگی» را صرفاً به ترفندی برای ساختن صحنههای هیجانانگیز محدود نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، ظرفیت این ایده از آنچه فیلم در تمام مدت به کار میگیرد گستردهتر به نظر میرسد. گاهی جلوهٔ بصریِ وارونگی از حد یک موقعیت جذاب فراتر نمیرود و پیامدهای جسمانی، اجتماعی و عاطفی آن با همان دقتی که مقدمه نوید میدهد، کاویده نمیشوند. فیلم جهانی ساخته که میتوانست قواعدش را در جزئیات روزمره نیز بسط دهد، اما بعضی از این امکانها بیشتر همچون دریچههایی نیمهباز باقی میمانند تا اجزای کاملاً پروردهٔ یک نظام روایی.
دو تمدن و سایهٔ ترس تقابل جهان زیرزمینی پاتما با جامعهای که ایجی در آن زندگی میکند، تنها تفاوتی جغرافیایی نیست. دو گروه، مرزهای متفاوتی برای امر امن و خطرناک تعریف کردهاند و هر یک از دریچهٔ تجربهٔ خود به دیگری مینگرد. فیلم از همین فاصله برای طرح موضوعاتی چون ترس از ناشناخته، قدرتِ روایتهای رسمی و دشواریِ اعتماد میان جوامع استفاده میکند.
در این چارچوب، «وارونه» بودن میتواند معنایی فراتر از جهت بدنها پیدا کند: شاید آنچه طبیعی یا درست پنداشته میشود، به جایگاه ناظر بستگی داشته باشد. این لایهٔ تماتیک از نظر مفهومی جذاب است، اما گاه فیلم بهجای آنکه اجازه دهد تناقضها و سوءتفاهمها در دل کنشها شکل بگیرند، آنها را با توضیحهای نسبتاً مستقیم پیش میبرد.
نتیجه، لحظههایی است که جهان داستانی به موضوعی اندیشیدنی تبدیل میشود، اما کمتر مجال مییابد تا پیچیدگی اجتماعی خود را با مکث و ظرافت نشان دهد. مضمونها حاضرند، ولی عمق پرداختشان همواره با بلندپروازی ایده همسنگ نیست. پاتما و ایجی؛ پیوند در میانهٔ خطر رابطهٔ پاتما و ایجی نیروی عاطفی و انسانی فیلم است.
« بااینحال، ظرفیت این ایده از آنچه فیلم در تمام مدت به کار میگیرد گستردهتر به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
آشنایی این دو در موقعیتی ناآشنا و پرخطر شکل میگیرد؛ پس اعتماد میانشان نه از پیش مفروض، بلکه چیزی است که باید در عمل ساخته شود. هرکدام جهان دیگری را از زاویهای تازه میبیند و حضور دیگری، عادتهای ادراکیاش را به پرسش میکشد. همین تفاوت، رابطه را به بخشی از ایدهٔ اصلی فیلم تبدیل میکند، نه صرفاً خطی عاشقانه در کنار ماجراجویی.
لحظههای مشترکشان درخشانترین وجه عاطفی اثر را میسازند، بهویژه هنگامی که موقعیت فیزیکی آنها ناچارشان میکند به یکدیگر تکیه کنند. در چنین صحنههایی، نزدیکی معنایی کاملاً عینی مییابد: اعتماد، فقط احساس نیست؛ گاهی شرطِ زندهماندن است. بااینهمه، رابطه در بخشهایی از مسیر با سرعتی پیش میرود که فرصت چندانی برای رسوبکردن احساسات باقی نمیگذارد.
شخصیتها دوستداشتنیاند، اما گاه بیش از آنکه از خلال انتخابهای دشوار و جزئیات رفتاری شناخته شوند، در خدمت حرکت داستان قرار میگیرند. ریتم روایت و محدودیت شخصیتپردازی روایت فیلم آمیزهای از ماجراجویی، تعلیق و افشای تدریجی اطلاعات است. این ساختار به حفظ حس کشف کمک میکند: تماشاگر همراه پاتما و ایجی نشانهها را کنار هم میگذارد و میکوشد قواعد جهان را بفهمد.
فیلم از آغاز همهچیز را توضیح نمیدهد و همین ابهامِ کنترلشده، برای مدتی نیروی محرکهٔ خوبی فراهم میآورد. در عوض، هر بار که داستان به مرحلهای تازه وارد میشود، باید هم اطلاعات جهان را گسترش دهد و هم شخصیتها را در برابر پیامدهای آن قرار دهد. چالش اینجاست که حجم ایدهها گاه از فرصت پرداخت روایی پیشی میگیرد.
« هرکدام جهان دیگری را از زاویهای تازه میبیند و حضور دیگری، عادتهای ادراکیاش را به پرسش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه زندگی مستقل و انگیزههای چندوجهی داشته باشند، نقشهایی کارکردی در پیشبرد ماجرا ایفا میکنند. همچنین، بعضی واکنشها و تصمیمها به اندازهای که میتوانستند از تجربهٔ درونی شخصیتها برآیند، مجال شکلگیری نمییابند. این کمبود، کشش کلی فیلم را از میان نمیبرد، اما باعث میشود بارِ عاطفیِ موقعیتها همیشه به اندازهٔ ظرفیتشان اثرگذار نباشد.
تصویر، فضا و ناهمواریهای فنی فضاسازی انیمیشن از امتیازهای مهم اثر است. تونلها، سازههای صنعتی و چشماندازهای باز، هرکدام کیفیتی متفاوت دارند و در کنار هم حس سفر میان جهانهایی با قوانین نابرابر را تقویت میکنند. طراحی قابها، بهخصوص در صحنههایی که ارتفاع و سقوط اهمیت مییابد، به تماشاگر کمک میکند تا جهتها را نه فقط بفهمد، بلکه در تن خود احساس کند.
فیلم از تضاد میان فضاهای بسته و پهنههای گشوده نیز بهره میبرد: یکی حس محدودیت و پناه را القا میکند و دیگری آزادی را با خطر درهم میآمیزد. در کنار این موفقیتها، برخی بخشهای گرافیک رایانهای از بافت کلی تصویر جدا میافتند. ناهماهنگی میان حرکت، نورپردازی یا ظاهر اجزای دیجیتال میتواند لحظهای توجه را از جهان داستان به شیوهٔ ساخت آن بکشاند.
این لغزشها پیوسته نیستند و توان تصویری فیلم را باطل نمیکنند، اما در اثری که تکیهٔ فراوانی بر حرکت در فضا و تجربهٔ بصری دارد، بیش از حد معمول به چشم میآیند. گویی تخیل فیلم گاهی از امکانات اجراییاش جلو میزند. خیالپردازی در برابر اجرا «Patema Inverted» نمونهای از آثاری است که جذابیت بنیادینشان از یک پرسش ساده اما پربار میآید.
« تصویر، فضا و ناهمواریهای فنی فضاسازی انیمیشن از امتیازهای مهم اثر است. »
قوتها و کاستیها
وارونگی جاذبه به فیلم اجازه میدهد هم موقعیتهای سرگرمکننده و پرتعلیق بسازد و هم دربارهٔ نسبیبودن ادراک، مرزهای فرهنگی و اعتماد میان انسانها بیندیشد. نکتهٔ مثبت آن است که ایده فقط در گفتوگوها مطرح نمیشود؛ در حرکت شخصیتها و چیدمان تصویر نیز حضور دارد. هرچند اثر در همهٔ لحظهها به ژرفای فلسفیِ بالقوهٔ خود نمیرسد، جهانش بهاندازهای متمایز هست که تماشاگر را با خود همراه کند.
در مقابل، همین گستردگی ایده، توقعی برای پرداخت بیشتر پدید میآورد. تماشاگر ممکن است انتظار داشته باشد دو تمدن، با آداب و مناسبات و دیدگاههایشان، بیش از آنچه در زمان فیلم فرصت مییابند کاویده شوند. یا بخواهد پیوند پاتما و ایجی آهستهتر و با لایههای روانی بیشتری شکل بگیرد. فیلم گاهی از این انتظارها فاصله میگیرد و به راهی سرراستتر میرود؛ انتخابی که روایت را روان نگه میدارد، اما بخشی از پیچیدگی و ماندگاری عاطفی را کاهش میدهد.
جمعبندی «Patema Inverted» ماجراجویی علمیتخیلیِ خوشتصور و چشمنوازی است که بهترین دستاوردش تبدیل یک ایدهٔ فیزیکی به تجربهای سینمایی و انسانی است. جهان وارونه، قابهای سرگیجهآور و پیوند میان پاتما و ایجی لحظههایی میسازند که هم سرگرمکنندهاند و هم به مضمونِ تفاوت و اعتماد خدمت میکنند.
در سوی دیگر، شتاب در پرداخت برخی شخصیتها، استفادهٔ نهچندان کامل از ظرفیت دو تمدن و ناهمواریهای محدود در تصویر رایانهای، مانع میشوند که فیلم تمام نیروی بالقوهٔ خود را محقق کند. بااینهمه، اثر بهسبب تخیل بصری و پرسشی که در مرکز خود قرار داده، در ذهن میماند: اگر جایگاه ما نسبت به جهان تغییر کند، آیا حقیقت نیز همان چیزی خواهد بود که پیشتر میپنداشتیم؟
« نکتهٔ مثبت آن است که ایده فقط در گفتوگوها مطرح نمیشود؛ در حرکت شخصیتها و چیدمان تصویر نیز حضور دارد. »
جمعبندی
پاسخ فیلم را باید در تماشای حرکت بدنها، فاصلهها و نگاههای شخصیتهایش جستوجو کرد؛ در جهانی که حتی نزدیکشدن به دیگری، مستلزم بازنگری در معنای زمین و آسمان است.
ثبت دیدگاه