نقد و بررسی
نقد Timecop | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از همان آغاز وعده میدهد «Timecop» محصول ۱۹۹۴، از آن فیلمهایی است که هستهٔ داستانیشان پیش از شروع تماشا ذهن را به حرکت درمیآورد: اگر سفر به گذشته ممکن شود، چه کسی حق دارد از آن بهره ببرد و چه نهادی میتواند جلوی دستکاری تاریخ را بگیرد؟ فیلم جهانی را تصویر میکند که در آن سازمانی دولتی برای مقابله با جرایم زمانی شکل گرفته است؛ جهانی با فرصتهایی فراوان برای تعقیبوگریز، معما و بازی با پیامدهای تغییر گذشته.
همین ایده، جذابترین دارایی فیلم است و از همان دقایق نخست ظرفیت یک ماجرای علمیتخیلی پرماجرا را به رخ میکشد. با این حال، «Timecop» بیش از آنکه بخواهد تأملی گسترده دربارهٔ تاریخ، اختیار و پیامدهای مداخله در گذشته باشد، از ایدهٔ خود بهعنوان موتور یک تریلر اکشن استفاده میکند. داستان بهتدریج بر مأموریت مکس واکر و درگیری او با سیاستمداری قدرتمند متمرکز میشود؛ درگیریای که با گذشتهٔ شخصی واکر نیز پیوند دارد.
این انتخاب، قصه را برای مخاطبی که به قهرمان و انگیزههای عاطفی او اهمیت میدهد قابلدنبالکردن میکند، اما همزمان بخشی از گسترهٔ شگفتانگیز مفهوم سفر در زمان را محدود میسازد. سفر در زمان؛ جذابیت و آشفتگی فیلم در آغاز، سازوکار سفر در زمان را بهاندازهای روشن معرفی میکند که تماشاگر بتواند قواعد کلی ماجرا را بفهمد و با مأموریتهای واکر همراه شود.
اما هرچه روایت جلوتر میرود، این قواعد بیش از آنکه به چارچوبی دقیق برای ساختن تنش تبدیل شوند، گاه به ابزارهایی انعطافپذیر برای پیشبردن قصه شباهت پیدا میکنند. پرسشهایی دربارهٔ پیامدهای تغییر گذشته، امکانهای سفر و سازگاری اتفاقها با یکدیگر بیپاسخ میمانند یا پاسخهایی میگیرند که چندان محکم به نظر نمیرسند.
« همین ایده، جذابترین دارایی فیلم است و از همان دقایق نخست ظرفیت یک ماجرای علمیتخیلی پرماجرا را به رخ میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این حفرهها برای مخاطبی که میخواهد رابطهٔ علت و معلولی داستان را موشکافانه دنبال کند، میتوانند آزاردهنده باشند. فیلم گاهی از تماشاگر میخواهد قواعدی را جدی بگیرد که خودش در موقعیتهای دیگر چندان پایبندشان نمیماند. بااینهمه، این آشفتگی همهٔ لذت تماشا را از میان نمیبرد؛ زیرا «Timecop» در درجهٔ نخست یک ماجرای پرتحرک و سرگرمکننده است، نه یک آزمایش فکری منظم.
تماشاگر اگر بهجای سنجیدن هر تناقض، همراهی با ریتم حادثهها را برگزیند، آسانتر با جهان فیلم کنار میآید. قصهای شخصی در سایهٔ جهانی بزرگتر یکی از فرصتهای ازدسترفتهٔ فیلم، استفادهٔ محدود از ظرفیت تاریخی ایدهٔ اصلی آن است. عنوان و طرح اولیه انتظار میآفرینند که مأموریتهای گوناگون در دورههای مختلف تاریخی، هرکدام ماجرایی مستقل و تماشایی بسازند؛ یا دستکم نشان دهند که تغییرهای کوچک در گذشته چگونه میتوانند زندگی و سیاست امروز را دگرگون کنند.
فیلم در بخشهایی چنین نویدی میدهد، اما خیلی زود مسیر خود را به سوی توطئهای متمرکزتر و شخصیتر میبرد. این تمرکز الزاماً تصمیم نادرستی نیست. پیوند دادن خطرهای سیاسی با زخمهای شخصی قهرمان، به داستان وزن عاطفی میبخشد و باعث میشود مسئلهٔ سفر در زمان فقط بازی با ابزارهای آیندهنگرانه نباشد.
مشکل آنجاست که این خط شخصی گاهی چنان بر ماجرا سایه میاندازد که سازوکار جذاب «پلیس زمان» در پسزمینه قرار میگیرد. فیلم از جهانی که میتوانست سرشار از دورهها، معماها و پیامدهای تاریخی باشد، بیشتر برای پیشبرد یک تعقیبوگریز متعارف استفاده میکند. وندم؛ بدن در مقام ابزار روایت ژانکلود وندم در نقش مکس واکر بیش از هر چیز با حضور جسمانیاش فیلم را پیش میبرد.
« فیلم گاهی از تماشاگر میخواهد قواعدی را جدی بگیرد که خودش در موقعیتهای دیگر چندان پایبندشان نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
تواناییهای رزمی، سرعت حرکات و انعطافپذیری او با منطق سینمای اکشن آن دوره سازگار است و در صحنههای درگیری، به قهرمان نوعی باورپذیری فیزیکی میبخشد. وندم لازم نیست در هر لحظه شخصیت را با لایههای پیچیدهٔ روانشناختی بسازد؛ کافی است در قاب ظاهر شود تا تماشاگر بداند با قهرمانی روبهرو است که میتواند از پس درگیریهای سخت برآید.
البته همین اتکا به توانایی بدنی، محدودیتهایی هم دارد. در لحظاتی که فیلم به بازی عاطفی یا گفتوگوهای جدیتر نیاز پیدا میکند، اجرای وندم گاهی به اندازهٔ مبارزههایش متقاعدکننده نیست و شخصیت او از عمقی که موقعیتهای داستانی وعده میدهند بهرهمند نمیشود. در سوی دیگر، ران سیلور با حضوری حسابشده به شخصیت سیاستمدار فاسد فیلم وجهی سرد و خودبینانه میدهد.
او در مقام ضدقهرمان، تهدید را بیشتر از راه قدرت و اعتمادبهنفس منتقل میکند تا نیروی بدنی؛ تقابلی که به کشمکش میان دو شخصیت رنگی مناسب میبخشد. اکشن و چهرهٔ دههٔ نودی فیلم صحنههای اکشن از استوارترین بخشهای «Timecop» هستند. ضرباهنگ مبارزهها معمولاً روشن و قابلپیگیری است و فیلم میکوشد بهجای پنهانکردن حرکتها پشت تدوینی آشفته، مهارت بدنی قهرمان را در معرض دید بگذارد.
درگیریها، تعقیبها و لحظههای ناگهانیِ نمایش تواناییهای وندم، همان وعدهای را محقق میکنند که مخاطب از یک اکشن علمیتخیلی دههٔ نودی انتظار دارد: قهرمانی پرتحرک، موقعیتهای پرخطر و لحظههایی که برای اثرگذاری به ظرافت پیچیده نیاز ندارند. طراحی آیندهٔ نزدیک فیلم نیز امروز بیش از آنکه تصویری دقیق از آینده باشد، سندی از تخیل بصری دههٔ نود به نظر میرسد.
« البته همین اتکا به توانایی بدنی، محدودیتهایی هم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لباسها، فضاهای اداری و جلوههای ویژه ممکن است برای تماشاگر امروزی ساده یا کمی کهنه جلوه کنند، اما همین ظاهر بخشی از هویت فیلم است. «Timecop» آیندهای را ترسیم میکند که هنوز نشانههای زمان تولیدش در آن پیداست؛ آیندهای پر از فناوریهای چشمگیر، اما نهچندان دور از سلیقهٔ بصری همان دوره.
این ناهماهنگی گاه خندهدار میشود، اما غالباً به فیلم جذابیتی نوستالژیک میبخشد. ریتم، بازیها و نابرابری در اجرا ریتم فیلم همیشه یکدست نیست. بخشهایی با شتاب پیش میروند و با حادثهای تازه توجه تماشاگر را حفظ میکنند، اما میان این لحظهها گاهی مکثهایی طولانی یا گفتوگوهایی قرار میگیرند که انرژی صحنه را کاهش میدهند.
مسئله فقط کندی نیست؛ گاهی فیلم پس از طرح یک ایدهٔ جذاب، بهجای پرورش آن، به توضیح یا جابهجایی روایی روی میآورد و همین باعث میشود فرصتِ کنجکاوی و غافلگیری از دست برود. بازیها نیز از همین نابرابری تأثیر میگیرند. بعضی نقشها بهواسطهٔ حضور پرقدرت بازیگر یا کارکرد روشنشان در قصه در ذهن میمانند، اما برخی اجراها و دیالوگها تصنعی به نظر میرسند.
لحن فیلم میان هیجان جدی، درام شخصی و اکشن سرگرمکننده رفتوآمد میکند و همیشه نمیتواند این وجهها را به هماهنگی برساند. بااینحال، این خامی بخشی از بافت فیلم است؛ اثری که گاهی بیش از اندازه جدی میشود و گاهی، بیآنکه کاملاً قصد شوخی داشته باشد، لحظههایی ناخواسته خندهآور میآفریند.
« این ناهماهنگی گاه خندهدار میشود، اما غالباً به فیلم جذابیتی نوستالژیک میبخشد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Timecop» فیلمی استوار بر ایدهای درخشان، اما نه به همان اندازه منضبط در پرداخت آن. جهان پلیس زمان و سفر به دورههای تاریخی، وعدهٔ ماجراجوییای گستردهتر از آنچه فیلم در نهایت عرضه میکند میدهد؛ بااینحال، اکشنهای خوشساخت، حضور تماشایی وندم و حالوهوای مشخص دههٔ نودی، تماشای آن را همچنان سرگرمکننده میسازند.
ضعف منطق زمانی، تمرکز محدود بر قصهای شخصی و افتوخیز ریتم را نمیتوان نادیده گرفت، اما لازم نیست این کاستیها هر لحظه تجربهٔ فیلم را متوقف کنند. این اثر برای مخاطبی مناسب است که از اکشنهای پرتحرک و علمیتخیلیهای سادهگیرانه لذت میبرد و انتظار ندارد هر قاعدهٔ داستانی همچون معمایی دقیق حلوفصل شود.
«Timecop» بیش از آنکه اثری ژرف دربارهٔ زمان باشد، یادگاری سرگرمکننده از دورانی است که ایدههای بزرگ علمیتخیلی را با مشت، لگد و قهرمانی سرسخت به پرده میآورد.
« جمعبندی «Timecop» فیلمی استوار بر ایدهای درخشان، اما نه به همان اندازه منضبط در پرداخت آن. »
ثبت دیدگاه