نقد و بررسی
نقد Suzanne | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از زندگی در برشهای ناپیوسته فیلم «Suzanne» ساختهٔ Katell Quillévéré، زندگی زنی را نه به شکل روایتی پیوسته و همهچیزدان، بلکه در گذرهایی فشرده و گسسته دنبال میکند. کانون قصه خانوادهای است که فقدان، مسئولیت و دلبستگیهای متغیر، پیوند میان اعضایش را شکل میدهد؛ در مرکز آن نیز سوزان قرار دارد، زنی که شور عشق بارها مسیر زندگیاش را از خانواده جدا میکند.
فیلم از همان آغاز میکوشد بهجای توضیح دادن همهچیز، تماشاگر را در فاصلههای میان رویدادها بنشاند: سالها میگذرند، آدمها تغییر میکنند و بسیاری از پیامدها پیش از آنکه فرصت کنیم با آنها خو بگیریم، از راه میرسند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ تازگی اثر است و هم محدودیت آن. حذف بخشهایی از زندگی سوزان میتواند حس گذر بیاعتنا و شتابان زمان را منتقل کند؛ اما وقتی روایت چندین رابطه و مرحلهٔ زندگی را در زمانی محدود میگنجاند، بعضی تغییرها ناگهانی به نظر میرسند.
فیلم بهجای شرح کامل علتها، بیشتر اثر تصمیمها را نشان میدهد؛ روشی که گاهی به ابهام هنری میانجامد و گاهی حس میشود بخشی از درام هنوز مجال شکلگرفتن نیافته است. خانواده؛ پناهگاه و میدانِ زخم رابطهٔ سوزان با پدر و خواهرش ماریا، عاطفیترین پایهٔ فیلم است. در پیوند دو خواهر، محبت و صمیمیتی دیده میشود که از همان ابتدا برای سرنوشت خانواده اهمیت دارد.
این رابطه صرفاً پسزمینهای برای انتخابهای سوزان نیست؛ معیاری است که فاصلهٔ میان آنچه او دوست دارد و آنچه عملاً انجام میدهد، روشنتر میکند. هر بار که مسیرش از خانواده دور میشود، غیبت او تنها یک جابهجایی مکانی نیست؛ خلأیی عاطفی در زندگی کسانی است که دوستش دارند. پدر نیز حضوری کمادعا اما تعیینکننده دارد.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ تازگی اثر است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او نه قهرمانی بینقص است و نه داوری بیرون از ماجرا؛ آدمی است که در محدودهٔ توان خود میکوشد خانواده را نگه دارد. فیلم از همین راه، مراقبت را نه در سخنرانیهای بزرگ، بلکه در استمرار حضور و پذیرش مسئولیت نشان میدهد. در برابر، انتخابهای سوزان گاه این پرسش را پیش میکشند که آیا عشق بهتنهایی میتواند توجیهکنندهٔ رها کردن پیوندهای دیگر باشد؟
اثر پاسخ سادهای نمیدهد و همین پرسش را در تنش میان شخصیتها زنده نگه میدارد. سوزان؛ شخصیتی دشوار برای فهمیدن سوزان قهرمانی نیست که همواره با انگیزههایی روشن و رفتاری همدلانه پیش برود. او با نیروی عاطفه حرکت میکند و در برابر کشش عشق، گاه چنان شتابزده تصمیم میگیرد که عزیزانش را پشت سر میگذارد.
چنین رفتاری میتواند خشم و درماندگی تماشاگر را برانگیزد؛ بهخصوص وقتی فاصلهٔ میان اهمیت خانواده در زندگی او و انتخابهایی که به جدایی میانجامند، پررنگ میشود. بااینحال، دشواری فهم سوزان را نباید فقط به ضعف شخصیتپردازی فروکاست. فیلم عامدانه او را از توضیحهای مرتب و روانشناختی محروم میکند و میگذارد تناقضهایش باقی بمانند: ممکن است کسی عمیقاً دوست بدارد و همزمان در وفاداری به دیگران ناتوان باشد؛ ممکن است انتخابهایش پیامدهای سنگین داشته باشند، بیآنکه بتوان آنها را به یک علت مشخص تقلیل داد.
مشکل آنجاست که این ابهام همیشه به پیچیدگی ثمربخش تبدیل نمیشود. گاهی تماشاگر بهجای آنکه شخصیت را رازآمیز بیابد، احساس میکند انگیزههایی که میتوانست تصمیمهای او را ملموستر کند، از روایت جا ماندهاند. بازیها و حضور آدل هانل بازیها از نقاط قوت اصلی «Suzanne» هستند. Sara Forestier نقش سوزان را با نوعی بیقراری و آسیبپذیری اجرا میکند؛ حضوری که شخصیت را نه به الگویی ساده از قربانی یا مقصر، بلکه به انسانی ناپایدار و دشوار برای داوری بدل میسازد.
« فیلم از همین راه، مراقبت را نه در سخنرانیهای بزرگ، بلکه در استمرار حضور و پذیرش مسئولیت نشان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
او در لحظههای پرتنش، هیجان را آشکار میکند، اما بازیاش به نمایش اغراقآمیز رنج فروکاسته نمیشود. همین خویشتنداری با لحن واقعگرایانهٔ فیلم تناسب دارد. Adèle Haenel در نقش ماریا نیز حضوری چشمگیر دارد. او با جزئیات ظریف، هم مهر خواهرانه و هم رنجِ کسی را منتقل میکند که باید با پیامدهای تصمیمهای دیگری زندگی کند.
نقش ماریا شاید از نظر زمان حضور، مرکز فیلم نباشد، اما بازی هانل به رابطهٔ دو خواهر وزن میدهد و لحظههای مشترکشان را در حافظه نگه میدارد. François Damiens نیز در نقش پدر، استواری و خستگی را بیتکلف کنار هم مینشاند. بازیها در مجموع کمک میکنند فیلم، با وجود فشردگی روایت، از آدمهایش تصویری سرد و صرفاً داستانی نسازد.
[,2"] عشق، انتخاب و پیامد عشق در این فیلم نیرویی آرامکننده یا نجاتبخش نیست؛ بیشتر همچون کششی است که میتواند مرزهای پیشین را از جا بکند. رابطهٔ سوزان با معشوقش بهسرعت در برابر تعهدهای خانوادگی قرار میگیرد و او را به تصمیمهایی سوق میدهد که اثرشان تنها به زندگی خودش محدود نمیماند.
فیلم در این زمینه از داوری شتابزده پرهیز میکند، اما پیامدها را نیز پنهان نمیسازد: انتخاب فردی، هرقدر از نظر او فوری و ضروری باشد، در شبکهای از رابطهها رخ میدهد و دیگران را هم درگیر میکند. همین تنش یکی از سرچشمههای اثرگذاری درام است. تماشاگر میتواند هم کشش و شدت عاطفهٔ سوزان را درک کند و هم از خسارتی که انتخابهایش به اطرافیان میزنند، آزرده شود.
« او در لحظههای پرتنش، هیجان را آشکار میکند، اما بازیاش به نمایش اغراقآمیز رنج فروکاسته نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، انباشتهشدن مصیبتها گاهی از پیچیدگی اخلاقی فیلم میکاهد. وقتی بدبیاریها پیدرپی از راه میرسند، در بعضی بخشها زندگی سوزان بیشتر همچون زنجیرهای از ضربهها جلوه میکند تا فرایندی که هر مرحلهاش بهقدر کافی فرصت مکث و معنا یافتن داشته باشد. فشردگی روایت و ریتم ساختار فیلم بر گذر زمان و پرش میان مقاطع زندگی استوار است.
این شتاب میتواند حسِ ازدسترفتن فرصتها را تقویت کند: سالها به عقب بازنمیگردند و تصمیمهای گذشته در شکل تازهای از زندگی دوباره حضور مییابند. اما فشردگی روایت بهایی دارد. شخصیتهای متعدد و روابط گوناگون، در کنار تحولهای بزرگ، گاهی در فضایی ظاهر میشوند که برای گسترش عاطفیشان کافی نیست.
بعضی اتفاقها بهسرعت رخ میدهند و پیامدهایشان پیش از آنکه در ذهن تماشاگر تهنشین شوند، جای خود را به رویدادی دیگر میدهند. ریتم نیز همیشه یکدست نیست. بخشهایی از فیلم بهعمد آرام و کمحادثهاند و از تماشاگر میخواهند در سکوت و روزمرگی شخصیتها بماند؛ اما این مکثها در همهجا به تأمل نمیانجامند و گاهی به کندی بدل میشوند.
از سوی دیگر، گذارهای سریع میان دورههای زندگی ممکن است حس شتابزدگی ایجاد کنند. میان این دو قطب—کندی در بعضی لحظهها و فشردگی در برخی دیگر—تعادل فیلم کامل نیست. بااینهمه، همین ناهمواری بخشی از تجربهٔ اثری است که میخواهد زندگی را نه به صورت روایتی منظم، بلکه همچون مجموعهای از لحظههای نابرابر ثبت کند.
« بااینحال، انباشتهشدن مصیبتها گاهی از پیچیدگی اخلاقی فیلم میکاهد. »
قوتها و کاستیها
[,4"] فضاسازی و نگاه کارگردان فضای «Suzanne» به سینمای اجتماعی فرانسه نزدیک است، اما از آنچه معمولاً به ملودرامی پرزرقوبرق میانجامد فاصله میگیرد. دوربین و روایت بیشتر به مشاهده گرایش دارند تا توضیح؛ انگار شخصیتها در برابر زندگی روزمره قرار گرفتهاند و فیلمساز میکوشد از تحمیل معنایی قطعی بر رفتارشان پرهیز کند.
نتیجه، حالوهوایی تأملبرانگیز و گاه سرد است: اتفاقهای مهم الزاماً با تأکیدهای نمایشی همراه نمیشوند و احساسات در سکوت، نگاهها و فاصلههای میان آدمها رسوب میکنند. این رویکرد با بازیهای کماغراق سازگار است و به فیلم هویتی مشخص میدهد. در عین حال، مشاهدهگریِ آرام همیشه به معنای ژرفنگری نیست؛ اگر رویدادی فشرده روایت شود و توضیح عاطفی اندکی داشته باشد، تماشاگر ممکن است نه درگیر راز شخصیت، بلکه از او دور بماند.
قوت اثر در این است که به زندگی آدمهای معمولی با احترام نگاه میکند؛ محدودیتش نیز آنجاست که گاهی از همین فاصلهٔ روایی، برای نزدیکشدن بیشتر به درون سوزان بهره نمیگیرد. جمعبندی «Suzanne» درامی خانوادگی و عاطفی است که شور عشق را در برابر وفاداری، مراقبت و پیامدهای انتخاب فردی قرار میدهد.
بازیهای باورپذیر، بهویژه حضور پرحس Adèle Haenel و اجرای پیچیدهٔ Sara Forestier، به شخصیتها جان میبخشند و فضای واقعگرایانهٔ فیلم را استوار میکنند. رابطهٔ خواهران و تلاش پدر برای حفظ خانواده، ستون عاطفی اثری است که از داوری ساده دربارهٔ آدمهایش میگریزد. در سوی دیگر، فشردگی روایت، کمبود فرصت برای پرداخت برخی رخدادها و تصمیمهایی که انگیزهشان همیشه روشن نمیشود، مانع از آن است که درام در همهٔ بخشها به عمق دلخواه برسد.
« این رویکرد با بازیهای کماغراق سازگار است و به فیلم هویتی مشخص میدهد. »
جمعبندی
کندی مقطعی و انباشت تلخی نیز ممکن است تجربهٔ تماشاگر را دشوار کند. بااینحال، فیلم در ثبتِ ناپایداری زندگی و فاصلهٔ میان عشق و مسئولیت صادق و ماندگار است: اثری که بیش از آنکه پاسخ بدهد، تماشاگر را با پرسشی دربارهٔ بهای انتخابها و شکنندگی پیوندهای خانوادگی تنها میگذارد.
« کندی مقطعی و انباشت تلخی نیز ممکن است تجربهٔ تماشاگر را دشوار کند. »
ثبت دیدگاه