نقد و بررسی
نقد Brooklyn's Finest | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی چندپاره، مسئلهای مشترک فیلم «Brooklyn's Finest» ساختهٔ Antoine Fuqua، در ظاهر داستان سه مأمور پلیس در یک محلهٔ پرتنش نیویورک است؛ اما علاقهٔ اصلیاش نه به تعقیب مجرمان، بلکه به لحظههایی است که قانون، وظیفه و نیاز شخصی در برابر هم قرار میگیرند. روایت، زندگی سه مأمور را در مسیرهایی جداگانه دنبال میکند و بهتدریج آنها را در فضای مشترک براونزویل و حوزهٔ شصتوپنجم به هم نزدیک میسازد.
این شیوه از همان ابتدا وعدهٔ تقاطع و برخورد میدهد؛ وعدهای که هم موتور تعلیق فیلم است و هم سرچشمهٔ بخشی از دشواریهای آن. هر یک از این سه مرد با موقعیتی متفاوت روبهروست: یکی در آستانهٔ بازنشستگی فرسوده و بیانگیزه شده، دیگری در پوشش مأمور مخفی میان وظیفهٔ حرفهای و رابطهای انسانی گیر افتاده، و سومی زیر فشار سنگین زندگی خانوادگی به انتخابهایی خطرناک نزدیک میشود.
فیلم از این تفاوتها برای ساختن تصویری چندوجهی از پلیس استفاده میکند، هرچند در همهٔ لحظات موفق نمیشود میان خطوط روایی خود تعادل برقرار کند. شهر بهمثابه نیرویی فرساینده براونزویل در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای درگیریها نیست؛ محیطی است که بر رفتار و نگاه شخصیتها سایه میاندازد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خیابانها، راهروهای مجتمع مسکونی و فضاهای کمنور، حس محاصره و فرسودگی را تقویت میکنند. Fuqua شهر را نه با جلوهای تماشایی و دلپذیر، بلکه با بافتی خشن و ناآرام به تصویر میکشد؛ جایی که حضور پلیس لزوماً به معنای برقراری نظم نیست و امنیت، مفهومی شکننده و ناپایدار به نظر میرسد. این فضاسازی از نقاط قوت فیلم است.
محیط، بهجای آنکه فقط بر شدت صحنههای اکشن بیفزاید، حالوهوای اخلاقی اثر را هم شکل میدهد: شخصیتها در جهانی حرکت میکنند که در آن اعتماد دشوار است و تصمیمها اغلب در شرایطی گرفته میشوند که فرصت تأمل اندک است. بااینحال، نگاه فیلم به محله گاه بیش از اندازه به تصویر آشنای «شهر خطرناک» تکیه میکند.
خشونت و محرومیت در ساختن فضای اثر مؤثرند، اما گاهی جای پیچیدگی اجتماعی بیشتر را میگیرند و محله را به منظرهای تیره و تهدیدآمیز تقلیل میدهند. سه مأمور، سه شکل از فرسودگی یکی از انتخابهای حسابشدهٔ فیلم آن است که مأمورانش را قهرمانانی یکدست و بینقص نمیسازد. Eddie با بازی Richard Gere، تصویری از خستگی دیرپا و بیپناهی است؛ مردی که سالها در ساختار پلیس زیسته، اما این سابقه برایش نه افتخار روشن، بلکه نوعی تهیشدگی به همراه آورده است.
« خیابانها، راهروهای مجتمع مسکونی و فضاهای کمنور، حس محاصره و فرسودگی را تقویت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
بازی Gere بر مکث، سکوت و حالتهای فرونشسته تکیه دارد و به شخصیت کیفیتی درونگرا میبخشد. Tango با بازی Don Cheadle در موقعیتی متفاوت قرار میگیرد. کار undercover او را به دو جهان نزدیک کرده است: جهان وظیفه و جهان دوستی. کشمکش او فقط بر سر انتخابی اداری نیست، بلکه به این پرسش میرسد که آیا میتوان پس از سالها زیستن با هویتی پنهان، مرز میان نقش و خود را دوباره روشن کرد؟
Cheadle تنش را با ظرافتی کنترلشده منتقل میکند و به جای نمایش اغراقآمیز بحران، آن را در نگاهها و تردیدهای کوتاه شخصیت جای میدهد. Sal با بازی Ethan Hawke از سوی دیگر، نمایندهٔ فشار مادی و اضطراب خانوادگی است. نقشآفرینی Hawke پرتحرکتر و عصبیتر از دو بازی دیگر است؛ او شخصیتی را میسازد که هرچه بیشتر میکوشد اوضاع را مهار کند، بیشتر در سراشیبی تصمیمهای نادرست قرار میگیرد.
تفاوت این سه شیوهٔ بازی به فیلم انرژی میدهد، اما خود شخصیتها همیشه به همان اندازه که بازیگرانشان زندهاند، پرورده نمیشوند. بازیگری؛ ستون محکم فیلم گروه بازیگران مهمترین تکیهگاه اثر است. Gere، Cheadle و Hawke هرکدام لحن مستقلی برای نقش خود پیدا میکنند و از فروکاستن شخصیتها به تیپهای کاملاً تخت جلوگیری میکنند.
« بازی Gere بر مکث، سکوت و حالتهای فرونشسته تکیه دارد و به شخصیت کیفیتی درونگرا میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار آنان، Wesley Snipes در نقش Caz حضوری اثرگذار دارد؛ رابطهٔ او با Tango به فیلم امکان میدهد دربارهٔ وفاداری و اعتماد، بیآنکه صرفاً به گفتوگوهای توضیحی متکی شود، پرسشهایی طرح کند. اما کیفیت بازیگری همواره نمیتواند محدودیت متن را جبران کند. بعضی شخصیتها بیش از آنکه بهتدریج شکل بگیرند، از ابتدا با نشانههایی آشنا معرفی میشوند: مأمور خسته، پلیس گرفتار وسوسه و مأمور مخفی دوپاره.
این الگوها برای روایت ژانری قابلفهماند، ولی فیلم بهندرت آنها را چنان دگرگون میکند که تصویری کاملاً تازه از دلشان بیرون بیاید. در نتیجه، تماشاگر گاه پیش از آنکه به شخصیتها نزدیک شود، مسیر کلی گرفتاریشان را حدس میزند. اخلاق در منطقهٔ خاکستری مضمون محوری فیلم، لغزندگی مرز میان درست و نادرست است؛ اما «منطقهٔ خاکستری» در اینجا به معنای محو شدن تفاوت اخلاقی میان همهٔ انتخابها نیست.
فیلم بیشتر نشان میدهد که فشار، ترس و مسئولیت شخصی چگونه میتوانند فرد را به سوی توجیهکردن کاری بکشانند که در شرایط دیگر محکومش میکرد. گاهی شخصیتها به قانون وفادار میمانند، گاهی از آن عبور میکنند و گاهی برای خود دلیلی میسازند که این عبور را ناگزیر جلوه دهد. این نگاه زمانی مؤثر است که فیلم به رابطهٔ میان تصمیم و پیامد فرصت میدهد.
« اما کیفیت بازیگری همواره نمیتواند محدودیت متن را جبران کند. »
قوتها و کاستیها
هر انتخاب، فقط حادثهای برای پیش بردن داستان نیست؛ نشانی از فرسایش درونی شخصیت نیز هست. بااینحال، اثر در برخی لحظات به جای کاوش آرام در تناقضهای اخلاقی، بر شدت و خشونت صحنه تکیه میکند. در چنین لحظاتی، پرسش پیچیدهای که میتوانست در مرکز فیلم بماند، زیر فشار هیجان روایی کمرنگ میشود.
تعلیق، ریتم و پیوند خطها ساختار چندخطی فیلم بهتدریج زمینهٔ برخورد مسیرها را آماده میکند و همین انتظار، نیروی اصلی تعلیق است. مخاطب میداند که این جهانهای جدا از هم قرار است به نقطهای مشترک برسند، اما چگونگی و معنای این تلاقی در جریان فیلم بهتدریج روشن میشود. از این جهت، روایت توانایی حفظ کنجکاوی را دارد و گاه با جابهجایی میان شخصیتها، تنش را از یک خط داستانی به خط دیگر منتقل میکند.
در مقابل، تعدد خطها بهایی هم دارد. فیلم مدتی را صرف معرفی و گسترش وضعیت هر مأمور میکند، اما پیوند عاطفی میان بخشها همیشه به اندازهٔ پیوند روایی محکم نیست. گاه احساس میشود هر داستان به فیلمی مستقل تعلق دارد و اتصال آنها بیش از آنکه از رشد طبیعی رابطهها حاصل شود، به سازوکار طراحیشدهٔ فیلمنامه وابسته است.
« هر انتخاب، فقط حادثهای برای پیش بردن داستان نیست؛ نشانی از فرسایش درونی شخصیت نیز هست. »
جمعبندی
ریتم نیز در بخشهایی کند میشود؛ نه از آن نوع کندیِ تأملبرانگیز که لایههای تازهای از شخصیت را آشکار کند، بلکه گاه از تکرار فشارها و بنبستهایی که پیشتر شناختهایم. جمعبندی «Brooklyn's Finest» اثری تیره و بازیگرمحور است که بیش از هر چیز از فضای خشن، تنش اخلاقی و حضور قدرتمند بازیگرانش نیرو میگیرد.
فیلم تصویری از مأمورانی ارائه میدهد که میان وظیفه، معاش و وفاداری گرفتارند و میکوشند در جهانی فرساینده برای انتخابهایشان معنا پیدا کنند. این مضمون، بهویژه در برخورد با سه شخصیت اصلی، ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. بااینحال، فیلمنامه همیشه از این ظرفیت بهطور کامل بهره نمیبرد.
شخصیتپردازی گاه به الگوهای آشنا بازمیگردد، خطهای داستانی در برخی مقاطع پراکنده میشوند و ریتم کند، از شدت اثر میکاهد. فیلم همچنین در نحوهٔ کنار هم نشاندن مسیرهایش چنان بر انتظار مخاطب تکیه میکند که بخشی از نتیجهٔ دراماتیک آن زودتر از موعد قابل حدس میشود. با وجود این کاستیها، بازیهای پرقدرت و حالوهوای تلخ اثر آن را به درامی جنایی دیدنی بدل میکنند؛ فیلمی که لحظههای موفقش از پرسشهای اخلاقی برمیخیزند، نه فقط از خشونت و تعقیب.
« این مضمون، بهویژه در برخورد با سه شخصیت اصلی، ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. »
ثبت دیدگاه