نقد و بررسی
نقد An Awfully Big Adventure | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تئاتر بهمثابه جهانی کوچک «An Awfully Big Adventure» ساختهٔ Mike Newell، در ظاهر داستان دختر نوجوانی است که به گروهی تئاتری در لیورپولِ پس از جنگ میپیوندد؛ اما تئاتر در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای ماجرای او نیست. صحنه و پشتصحنه، دو قلمروِ بههمپیوستهاند: یکی جای نمایشِ قصههاست و دیگری محل آشکارشدنِ نقشهایی که آدمها در زندگی واقعی برای خود برمیگزینند.
گروه نمایشی فیلم نه جمعی از هنرمندان باشکوه، بلکه مجموعهای از آدمهای خسته، خودفریب، جاهطلب و گاه مضحک است. همین فاصله میان خیالِ پرزرقوبرقِ تئاتر و واقعیت فرسودهٔ آن، به اثر کیفیتی خاص میبخشد. فیلم با حالوهوای یک کمدیِ پشتصحنه آغاز میشود، اما بهتدریج نشان میدهد که قرار نیست تماشاگر را به دنیایی گرم و خیالانگیز ببرد.
اینجا هنر نه درمانی برای تلخی زندگی است و نه تضمینی برای بزرگواری آدمها. گاهی فقط پردهای است که زیر آن میل، حسادت، تنهایی و سوءاستفاده پنهان میماند. این نگاه، جهان فیلم را از روایتهای نوستالژیک دربارهٔ تئاتر دور میکند و به آن رنگی تلخ و ناآرام میدهد. استلا و رؤیای بلوغ استلا با شوقی سادهدلانه وارد این محیط میشود.
« گروه نمایشی فیلم نه جمعی از هنرمندان باشکوه، بلکه مجموعهای از آدمهای خسته، خودفریب، جاهطلب و گاه مضحک است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او مجذوب بازیگری و آدمهای صحنه است و بهنظر میرسد تئاتر برایش دریچهای به زندگی بزرگتر و پرماجراتر باشد. اما آشنایی او با گروه، نه ورود به قصهای قهرمانانه، بلکه آغازِ روبهروشدن با تناقضهای بزرگسالان است. فیلم بلوغ را بهصورت کشفِ ناگهانیِ حقیقتی روشن و آرامشبخش تصویر نمیکند؛ رشد استلا بیشتر شبیه فروریختنِ تدریجیِ تصورات اوست.
نکتهٔ مهم آن است که فیلم، سادهدلی استلا را با حماقت یکی نمیگیرد. او در جهانِ پیچیدهای قرار گرفته که قواعدش را نمیشناسد و آدمهای پیرامونش نیز الزاماً راهنمای قابلاعتمادی نیستند. نگاه نوجوانانهٔ او به عشق و شهرت، در برخورد با مناسبات قدرت و میل، بارها آزمایش میشود. تماشاگر ممکن است از بعضی انتخابهای او فاصله بگیرد یا از کندیِ درک موقعیتها کلافه شود، اما همین محدودیتِ دید، بخشی از طراحی شخصیت است: ما نیز مانند استلا همیشه نمیدانیم پشت رفتارهای ظاهراً عادی چه چیزی پنهان است.
پیتر پن و سایهٔ بزرگشدن اجرای «پیتر پن» در مرکز معنایی فیلم قرار میگیرد. انتخاب این نمایش، فقط تمهیدی برای گردآوردن گروه در یک فضای مشترک نیست؛ داستانِ کودکی که نمیخواهد بزرگ شود، در کنار تجربهٔ استلا معنایی کنایهآمیز پیدا میکند. پشت صحنه، بزرگسالانی حضور دارند که از بلوغ عاطفی گریختهاند یا در برابر آن درماندهاند؛ در سوی دیگر، استلا ناگزیر با واقعیتی مواجه میشود که تصویر رؤیایی او از جهان را تغییر میدهد.
« او مجذوب بازیگری و آدمهای صحنه است و بهنظر میرسد تئاتر برایش دریچهای به زندگی بزرگتر و پرماجراتر باشد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این تقابل، استعارهای تلخ میسازد، بیآنکه آن را بیش از اندازه توضیح دهد. خشکیِ سالن، لباسها، تمرینها و آشفتگیِ کار روزمره، با خیالِ پرواز و سرزمین جادوییِ نمایش فاصله دارد. همین تضاد، گاه طنز میآفریند و گاه حسِ اندوه. اما استعاره همیشه به یکپارچگی نمیرسد؛ بعضی نشانهها و موقعیتها چنان در فضای عجیب فیلم شناور میمانند که ممکن است پیوندشان با مسیر اصلی داستان روشن نباشد.
بازیها و جاذبهٔ شخصیتهای ناسازگار Alan Rickman در نقش P. L. O’Hara از برجستهترین نیروهای فیلم است. او شخصیتی را میسازد که جذابیتش از جنس اعتمادپذیری نیست؛ زیر وقار و مهارت نمایشیاش، خستگی و آشفتگی عمیقی حس میشود. ریکمن بهجای آنکه شخصیت را به مجموعهای از اداهای نمایشی تقلیل دهد، میان شوخطبعی خشک، اندوه و خودویرانگری رفتوآمد میکند.
حضورش در قاب اغلب به صحنهها وزن میدهد و حتی زمانی که روایت پراکنده میشود، تماشاگر را دوباره متوجه خود میسازد. Hugh Grant نیز از تصویری که معمولاً با نقشهای دلنشین و عاشقانه از او به یاد میآید فاصله میگیرد. Meredith Potter با غرور، تندی و رفتارهای حسابشدهاش میتواند هم خندهدار باشد و هم آزاردهنده.
« فیلم از این تقابل، استعارهای تلخ میسازد، بیآنکه آن را بیش از اندازه توضیح دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گرانت در اجرای این دوگانگی موفق است: لحظهای با ظرافتی کمیک توجه را جلب میکند و لحظهای بعد، همان جذابیت به ابزاری برای نشاندادن خودخواهی و سنگدلی شخصیت بدل میشود. Georgina Cates نیز استلا را با نوعی دستپاچگی و بیپیرایگی بازی میکند که به آسیبپذیری او معنا میدهد. بازیگران مکمل، فضای گروهی و ناهمگونِ تئاتر را باورپذیر میکنند، هرچند تعدد شخصیتها گاهی به زیان تمرکز روایت تمام میشود.
کمدیِ تلخ و فضای معذبکننده طنز فیلم از جنس شوخیهای سبک و پیوسته نیست. بسیاری از لحظههای بامزه از خودپسندی، ناکامی و شکاف میان ادعای شخصیتها و واقعیت زندگیشان سرچشمه میگیرد. حضور گرانت در برخی صحنهها به این وجه کمیک قوت میبخشد، اما خنده بهندرت آسوده میماند؛ اغلب با اندکی ناراحتی یا شرمندگی همراه است.
فیلم از تماشاگر میخواهد به آدمهایش بخندد، اما همزمان یادآوری میکند که این آدمها در موقعیتهایی آسیبپذیر و گاه رقتانگیز گرفتارند. در کنار این طنز، فضای تاریک و معذبکنندهٔ اثر اهمیت دارد. مناسبات پشتصحنه همیشه بیخطر یا سرگرمکننده نیستند و نگاه فیلم به روابط میان شخصیتها میتواند ناخوشایند باشد.
« Georgina Cates نیز استلا را با نوعی دستپاچگی و بیپیرایگی بازی میکند که به آسیبپذیری او معنا میدهد. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، به اثر صراحتی تلخ میدهد، اما برای هر تماشاگری دلپذیر نخواهد بود. بعضی موقعیتها تعمداً ناآرامکنندهاند، ولی فیلم همیشه نمیتواند میان افشای واقعیتهای تلخ و بهرهگیریِ دراماتیک از آنها تعادل کاملی برقرار کند. روایت پراکنده و ریتم نابرابر مهمترین ضعف فیلم در سازماندهی روایت آشکار میشود.
داستان گاه از یک موقعیت به موقعیت دیگر میلغزد، بیآنکه گذار میان آنها بهاندازهٔ کافی پرداخت شود. این پراکندگی در فیلمی که میخواهد تصویری جمعی از گروهی تئاتری ارائه دهد، تا حدی قابلفهم است؛ بااینحال، برخی صحنهها بیشتر شبیه قطعاتی جداگانهاند تا اجزای زنجیرهای پیوسته. در نتیجه، پیگیری مسیر عاطفی استلا و سنجیدن اهمیت هر رابطه گاهی دشوار میشود.
ریتم نیز یکدست نیست. لحظاتی که بر مشاهدهٔ روزمرگیِ گروه یا مکث بر رفتار شخصیتها تکیه دارند، میتوانند به فضای فیلم غنا ببخشند؛ اما وقتی این مکثها به پیشرفت معنایی یا عاطفی روشنی منتهی نمیشوند، کندی به رخوت تبدیل میشود. از سوی دیگر، بعضی تحولات چنان فشرده یا ناگهانی پیش میآیند که مجال کافی برای نشستن در ذهن تماشاگر ندارند.
« این انتخاب، به اثر صراحتی تلخ میدهد، اما برای هر تماشاگری دلپذیر نخواهد بود. »
جمعبندی
این نابرابری، بهویژه در اثری که میخواهد هم کمدی باشد، هم درامِ بلوغ و هم تصویری تیره از مناسبات انسانی، محسوس است. جمعبندی «An Awfully Big Adventure» فیلمی نامتعارف و عمداً ناخوشایند است؛ اثری که رؤیای تئاتر را با واقعیتِ فرسودهٔ آدمهای پشت صحنه روبهرو میکند و داستان بلوغ را از مسیرِ مواجهه با تناقضها پیش میبرد.
آلن ریکمن حضوری نافذ و چندلایه دارد و هیو گرانت با بازی متفاوت و لحظههای کمیکِ نیشدار، به فیلم رنگی متمایز میدهد. فضای تئاتری و تقابل آن با «پیتر پن» نیز ایدههایی بهیادماندنی فراهم میآورد. بااینحال، روایت پراکنده، ریتم نابرابر و گذارهای نهچندان محکم مانع میشوند که این ایدهها همیشه به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند.
فضای تیره و بعضاً معذبکننده نیز ممکن است برای کسانی که انتظار درامی سرراست یا کمدیای دلنشین دارند، غافلگیرکننده باشد. ارزش فیلم بیش از آنکه در صیقل رواییاش باشد، در حالوهوای خاص، بازیهای قدرتمند و تصویری است که از فاصلهٔ تلخ میان خیالِ نوجوانی و واقعیتِ جهان بزرگسالان میسازد.
« فضای تئاتری و تقابل آن با «پیتر پن» نیز ایدههایی بهیادماندنی فراهم میآورد. »
ثبت دیدگاه