نقد و بررسی
نقد Creation | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ اندیشه و فقدان «Creation» بهجای آنکه زندگی چارلز داروین را به شکل زندگینامهای خطی و آموزشی بازگو کند، به دورهای محدود اما تعیینکننده از زندگی او نزدیک میشود: زمانی که اندیشهٔ علمیاش در حال شکلگرفتن است، اما سوگ خانوادگی، بیماری و اختلافی عمیق بر سر ایمان، توان ادامهدادن را از او میگیرند.
فیلم به کارگردانی Jon Amiel و با بازی Paul Bettany و Jennifer Connelly، پرترهای صمیمی و اندوهبار میسازد؛ پرترهای که بهجای تمرکز بر لحظهٔ کشف علمی، به بهای عاطفی و شخصیِ اندیشیدن میپردازد. روایتی میان گذشته و اکنون ساختار فیلم میان زمانهای مختلف رفتوآمد میکند و خاطره را در کنار زندگی روزمرهٔ داروین مینشاند.
این رفتوبرگشتها صرفاً شیوهای برای افزودن اطلاعات نیستند؛ گذشته در اینجا همچون حضوری زنده در ذهن شخصیت اصلی ادامه دارد و بر رابطهٔ او با خانواده، کار و جهان پیرامونش سایه میاندازد. در بهترین لحظهها، این ساختار حسی از ذهنی آشفته و گرفتار میآفریند؛ ذهنی که نمیتواند تجربههای دردناک را پشت سر بگذارد و آنها را از اندیشهٔ علمی خود جدا کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، جابهجاییهای زمانی همیشه به یک اندازه روان و ثمربخش نیستند. گاه تکرار حالوهوای سوگ و تأمل، پیشروی روایت را کند میکند و فیلم، بهجای آنکه هر بازگشت به گذشته لایهای تازه بر شخصیتها بیفزاید، در فضای عاطفی مشابهی مکث میکند. این کندی برای تماشاگرانی که به درامهای دروننگر خو دارند میتواند بخشی از لحن اثر باشد؛ برای دیگران، ممکن است به یکنواختی بینجامد.
داروین؛ دانشمند در برابر خودش داروینِ فیلم نه قهرمانی آسودهخاطر است و نه نابغهای که پاسخ همهٔ پرسشها را از پیش میداند. او مردی حساس، بیمار و مردد است که نظریهاش را نه از بیرونِ زندگی، بلکه در میانهٔ بحرانهای شخصی و فکری دنبال میکند. پرسش فیلم فقط این نیست که او چگونه به ایدهای علمی میرسد؛ پرسش دشوارتر آن است که چگونه میتواند با پیامدهای فکری و اخلاقی آن ایده زندگی کند.
این انتخاب، تصویری انسانی از دانشمند ارائه میدهد و از تبدیل او به مجسمهای تاریخی جلوگیری میکند. در عین حال، فیلم گاهی چنان به شکنندگی و رنج او نزدیک میشود که سویهٔ پژوهشگرانهاش کمرنگ میماند. تماشاگر بیش از آنکه روند مشاهده، استدلال و شکلگیری نظریه را دنبال کند، درگیر اضطراب و اندوه داروین میشود.
« با این همه، جابهجاییهای زمانی همیشه به یک اندازه روان و ثمربخش نیستند. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین «Creation» را باید بیش از آنکه شرحی سینمایی از زیستشناسی تکاملی بدانیم، درامی دربارهٔ ذهن و عاطفهٔ مردی دانست که در آستانهٔ انتشار اندیشهای دگرگونکننده قرار دارد. علم و ایمان، بدون پاسخ آسان تقابل علم و ایمان در فیلم از راه بحثهای نظریِ طولانی پیش نمیرود؛ در خانه و در رابطهٔ زناشویی داروین و Emma شکل میگیرد.
Emma باور دینی خود را جدی میگیرد، درحالیکه اندیشههای همسرش نگاه سنتی به آفرینش را به پرسش میکشد. اختلاف آنها به جدلی ساده میان «علم درست» و «ایمان نادرست» فروکاسته نمیشود. هر دو شخصیت با عشق و نگرانی به دیگری مینگرند، اما در برابر پرسشهایی ایستادهاند که پاسخشان برای هر یک هزینهای عاطفی دارد.
این پیچیدگی از نقاط قوت فیلم است. اثر نمیکوشد با حکمی قاطع، کشمکش را حل کند یا یکی از دو شخصیت را به نمایندهٔ یک موضع فکری تبدیل سازد. بااینحال، چون بخش بزرگی از زمان فیلم صرف رنج شخصی و سوگ میشود، زمینهٔ علمی و تاریخی بحث کمتر از ظرفیتش بسط مییابد. برای مخاطبی که انتظار دارد فیلم دربارهٔ سازوکار نظریهٔ تکامل یا جدالهای فکری آن دوران بیشتر توضیح دهد، این کمرنگی محسوس خواهد بود.
« Emma باور دینی خود را جدی میگیرد، درحالیکه اندیشههای همسرش نگاه سنتی به آفرینش را به پرسش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سوگ، عشق و زندگی خانوادگی هستهٔ عاطفی «Creation» رابطهٔ داروین با دخترش و اثر ماندگار فقدان او بر زندگی خانوادگی است. فیلم سوگ را حادثهای گذرا نمیبیند که شخصیت پس از مدتی از آن عبور کند؛ آن را نیرویی میداند که شیوهٔ دیدن جهان را تغییر میدهد و حتی بر توانایی کارکردن اثر میگذارد.
این نگاه، اندوه را از احساسات نمایشی و ناگهانی دور میکند و به آن کیفیتی فرساینده و ماندگار میبخشد. رابطهٔ داروین و Emma نیز فقط پسزمینهای برای زندگینامهٔ دانشمند نیست. فاصلهٔ اعتقادی آنها، در کنار محبت و اندوه مشترکشان، به فیلم امکان میدهد عشق را نه بهصورت توافق همیشگی، بلکه بهعنوان کوششی دشوار برای زیستن با تفاوتها نشان دهد.
با وجود این، تعدادی از شخصیتهای فرعی و پیوندهای میان آنها فرصت کافی برای رشد پیدا نمیکنند. حضورشان گاه بیشتر در خدمت بازتاب وضعیت داروین است تا آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقلی بیابد. بازیگری و بیان تصویری Paul Bettany نقش داروین را با خویشتنداری و تمرکز بر جزئیات اجرا میکند. بازی او بر فورانهای بزرگ عاطفی تکیه ندارد؛ فرسودگی جسمی، آشفتگی ذهنی و تلاش برای حفظ ظاهر را در مکثها و واکنشهای کوچک جای میدهد.
« این نگاه، اندوه را از احساسات نمایشی و ناگهانی دور میکند و به آن کیفیتی فرساینده و ماندگار میبخشد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، شخصیتی است که آسیبپذیریاش باورپذیر مینماید، بیآنکه به چهرهای صرفاً درمانده تبدیل شود. Jennifer Connelly نیز در نقش Emma حضوری آرام اما پرقدرت دارد و از او زنی میسازد که ایمانش را نه از سر ناآگاهی، بلکه بهعنوان بخشی جدی از هویت و وجدان خود حفظ میکند. کارگردانی و فضای بصری اثر با این بازیهای کماغراق هماهنگاند.
خانه، طبیعت و فضاهای بسته، بیش از آنکه پسزمینهای تزئینی باشند، بازتابی از وضعیت روانی شخصیتها میشوند: طبیعت میتواند موضوع مشاهدهٔ علمی باشد، اما در عین حال به سرچشمهٔ پرسشهایی دربارهٔ مرگ و تغییر نیز بدل میشود. فیلم در این جنبهها ظریف است، هرچند تأکید مداوم بر لحن غمگین گاهی مجال تنوع عاطفی و ریتمی پرتحرکتر را محدود میکند.
ریتم و محدودیتهای درام بزرگترین ضعف فیلم در پیوند میان اندیشهٔ علمی و درام خانوادگی آشکار میشود. اثر میخواهد هم دربارهٔ شکلگیری نظریهای بنیادین باشد و هم داستانی عاشقانه و سوگوارانه روایت کند، اما وزن این دو مسیر همیشه برابر نیست. زندگی خصوصی داروین سهم بیشتری از توجه میگیرد و بخش علمی گاه بیشتر به نشانهای از کشمکش درونی او تبدیل میشود تا موضوعی که فیلم مستقلاً میکاود.
« نتیجه، شخصیتی است که آسیبپذیریاش باورپذیر مینماید، بیآنکه به چهرهای صرفاً درمانده تبدیل شود. »
جمعبندی
کندی روایت نیز از همین انتخاب سرچشمه میگیرد. مکثها و سکوتها با فضای تأملی فیلم تناسب دارند، اما وقتی مضمونهای مشابه بارها با تأکیدی نزدیک تکرار میشوند، تعلیق درونی کاهش مییابد. این ایراد، اثر را بیارزش نمیکند؛ بلکه نشان میدهد «Creation» بیش از آنکه به دنبال جامعیت تاریخی باشد، بر تجربهٔ عاطفی و ذهنی شخصیت مرکزی تمرکز کرده است.
جمعبندی «Creation» فیلمی آرام، اندوهبار و تأملبرانگیز است که چارلز داروین را نه فقط بهعنوان دانشمند، بلکه بهعنوان همسر، پدر و انسانی گرفتار پرسشهای بیپاسخ تصویر میکند. بازیهای سنجیدهٔ Bettany و Connelly، نگاه انسانی به تعارض ایمان و علم، و پیوند سوگ با کار فکری از مهمترین امتیازهای آن هستند.
در سوی دیگر، ریتم کند، پرداخت محدود برخی شخصیتهای فرعی و کمرنگماندن جزئیات علمی، دامنهٔ اثر را محدود میکند. حاصل، فیلمی است که برای تماشاگر خواهان زندگینامهای پرحادثه یا توضیحی مفصل از نظریهٔ تکامل ساخته نشده؛ اما برای علاقهمندان به درامهای شخصیتمحور، تصویری ماندگار از تنش میان اندیشه، عشق و فقدان فراهم میآورد.
« کندی روایت نیز از همین انتخاب سرچشمه میگیرد. »
ثبت دیدگاه