نقد و بررسی
نقد Star Trek: Lower Decks | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازتعریف قهرمانی در راهروهای سرریتوس «استار ترک: طبقات پایین» از زاویهای نامتعارف به جهانِ آشنای استارترک مینگرد: نه از جایگاه کاپیتانانی که سرنوشت تمدنها را رقم میزنند، بلکه از منظر کارکنان جوانی که باید تجهیزات را تعمیر کنند، گزارش بنویسند، مأموریتهای فرعی را پیش ببرند و در همان حال برای دوستی، عشق و آیندهٔ شغلیشان جایی باز کنند.
در سال ۲۳۸۰، سرریتوس یکی از ناوهای کماهمیت ناوگان ستارهای است و همین جایگاه ظاهراً حاشیهای، به مجموعه امکان میدهد شکاف میان آرمانهای بزرگ این جهان و کارهای روزمرهٔ سازمانی را به موضوع کمدی بدل کند. این تغییر زاویه صرفاً ترفندی برای شوخی نیست. سریال از ما میخواهد بپرسیم در جهانی که تاریخ رسمیاش را قهرمانان برجسته میسازند، کسانی که کارهای کوچک و ضروری را انجام میدهند چه سهمی از آن روایت دارند؟
پاسخ اثر، ترکیبی از مهر و هجو است: مأموریتهای بزرگ همچنان اهمیت دارند، اما در کنار آنها، خستگی، رقابت همکاران و دغدغهٔ دیدهشدن نیز بخشی واقعی از زندگی فضایی است. طنزی آگاه از میراث استارترک مهمترین سرمایهٔ کمدی مجموعه، شناخت دقیقش از قواعد و کلیشههای استارترک است. «طبقات پایین» با منطق مأموریتهای علمیتخیلی، تشریفات ناوگان، دستگاههای عجیب و بحرانهایی شوخی میکند که در سریالهای دیگر با لحنی جدی عرضه میشوند.
بااینحال، تمسخرش از بیرونِ جهان داستان نمیآید؛ شخصیتها همچنان در همان جهانی زندگی میکنند که اکتشاف، همکاری و کنجکاوی در آن ارزشاند. این فاصلهٔ ظریف میان شوخی با قراردادها و وفاداری به روح آنها، سبب میشود مجموعه بیش از یک نقیضهٔ ساده باشد. طنز سریال خودآگاه است، اما کمتر به این بسنده میکند که مخاطب را با اشارهای آشنا متوجه زیرکی نویسندگان سازد.
« این تغییر زاویه صرفاً ترفندی برای شوخی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بهترین شوخیها از برخورد شخصیتها با سازوکارهای روزمرهٔ ناوگان پدید میآیند: قهرمانان جوان در میانهٔ رویدادی عجیب و پرمخاطره میکوشند وظیفهشان را انجام دهند، بیآنکه تشریفات اداری یا روابط همکارانه از ذهنشان بیرون برود. همین همنشینیِ امر حماسی و پیشپاافتاده، لحن خاص اثر را شکل میدهد.
گروهی چهار نفره، چهار شیوهٔ زیستن چهار شخصیت محوری، هرکدام نمایندهٔ نوعی واکنش به محیط کاری و آرمانهای ناوگاناند. مارینر جسور، بیقرار و سرشار از اعتمادبهنفس است؛ بوایملر میکوشد با رعایت قواعد و برنامهریزی راه پیشرفت را هموار کند؛ رادرفورد به تجربههای فنی و هویتی خود دل میبندد؛ و تندی با کنجکاوی و شور اجتماعیاش به گروه گرما میبخشد.
ترکیب این خلقوخوها موتور بخش بزرگی از موقعیتهای کمیک است، اما اهمیتشان فقط در کارکرد شوخی خلاصه نمیشود. رابطهٔ میان آنها به سریال امکان میدهد دربارهٔ رقابت، رفاقت و فشارِ ساختن هویت شخصی در یک نهاد بزرگ حرف بزند. مارینر برجستهترین و در عین حال دوپهلوترین چهرهٔ این گروه است.
انرژی و مهارتش به بسیاری از صحنهها جان میدهد، اما بیپروایی او گاه به خودخواهی و بیملاحظگی نزدیک میشود. اگر رفتار او را همیشه نشانهٔ استقلال یا زیرکی بدانیم، بخشی از آسیبهایی را که به اطرافیان میزند نادیده گرفتهایم. این ویژگی میتواند تماشاگر را از او دور کند؛ بااینحال، همین عیب مانع از آن میشود که شخصیت به الگوی بینقصِ قهرمان بدل شود.
« همین همنشینیِ امر حماسی و پیشپاافتاده، لحن خاص اثر را شکل میدهد. »
شخصیتها و اجرا
سریال در بهترین لحظاتش تفاوت میان شجاعت و بیاعتنایی به دیگران را آشکار میکند، هرچند همیشه این تعارض را با عمق یک درام جدی نمیپروراند. ریتم تند و تراکم شوخیها «طبقات پایین» بهسرعت حرکت میکند. دیالوگها پشتسرهم میآیند، حوادث علمیتخیلی با سرعتی چشمگیر تعویض میشوند و شوخیهای دیداری و کلامی گاه در یک صحنه روی هم انباشتهاند.
این شتاب برای تماشاگرانی که از کمدی پرتحرک و پرارجاع لذت میبرند، منبعی دائمی از انرژی است؛ حتی جزئیات پسزمینه هم ممکن است حامل شوخی یا اشارهای پنهان باشند. انیمیشن نیز با تغییر سریع قابها و اغراق در واکنشها، این ضرباهنگ را تقویت میکند. اما همین ویژگی میتواند به نقطهضعف تبدیل شود.
وقتی شخصیتها فرصت مکث پیدا نمیکنند، بعضی احساسات یا پیامدهای رفتاریشان نیز پیش از آنکه بهدرستی جا بیفتد کنار میرود. گاهی بهجای آنکه یک شوخی موقعیتی مجال اثرگذاری پیدا کند، شوخی بعدی از راه میرسد و توجه را میرباید. برای برخی مخاطبان، این تراکم لذتبخش است؛ برای برخی دیگر، به سروصدایی خستهکننده بدل میشود.
از همین رو، مجموعه ممکن است در تماشای سبک و پراکنده خوشنشین باشد، اما اگر کسی در پی کمدی آرامتر یا مکثهای دراماتیک طولانیتر باشد، احتمالاً با ریتم آن کنار نخواهد آمد. ارجاعها؛ پاداشی برای طرفداران قدیمی پیوند مجموعه با تاریخ استارترک در ارجاعهای مستقیم و غیرمستقیمش آشکار است.
« ریتم تند و تراکم شوخیها «طبقات پایین» بهسرعت حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نامها، موجودات، فناوریها و شیوههای آشنای روایت، گاه در حاشیهٔ تصویر و گاه در مرکز ماجرا ظاهر میشوند. این اشارات برای بینندهٔ قدیمی حکم پاداش دارند: آنها نشان میدهند نویسندگان نهتنها با دانشنامهٔ جهان داستان آشنایند، بلکه از امکان بازیگوشانهٔ آن نیز لذت میبرند. شوخی با قراردادهای قدیمی، در اینجا نوعی گفتوگو با حافظهٔ مجموعه است.
بااینهمه، وابستگی به این حافظه گاهی مرزی میان مخاطب آشنا و ناآشنا میسازد. بینندهای که بسیاری از مجموعههای پیشین را ندیده باشد، ممکن است معنای بخشی از شوخیها را از دست بدهد یا اهمیت جزئیاتی را که برای طرفداران قدیمی هیجانانگیز است درنیابد. البته اثر کاملاً به دانش قبلی وابسته نیست: داستانهای روزمرهٔ چهار شخصیت و آشفتگی مأموریتها میتوانند بهتنهایی سرگرمکننده باشند.
اما تجربهٔ کاملتر و لذتِ کشف لایههای پنهان، طبیعتاً نصیب کسی میشود که با تاریخ استارترک آشنایی بیشتری دارد. وفاداری به حالوهوای جهان دستاورد مهم سریال آن است که با وجود لحن کمدی، جهان استارترک را به مجموعهای از شوخیهای بیاعتنا و بیپیامد تقلیل نمیدهد. در پسِ آشوب، همچنان ایدهٔ همکاری میان گونهها، کنجکاوی در برابر ناشناختهها و مسئولیتپذیری جمعی حضور دارد.
حتی وقتی شخصیتها از قواعد ناوگان شکایت میکنند، خودِ جهان داستان همچنان بر ارزش مأموریت و خدمت استوار است. این تعادل، «طبقات پایین» را از آثاری جدا میکند که برای خنداندن، موضوع خود را کاملاً بیاعتبار میسازند. البته وفاداری به حالوهوا همیشه به معنای موفقیت کامل در درام نیست. گاه ماجراها بیشتر بهانهای برای شوخی یا نمایش یک اشارهٔ آشنا هستند تا بستری برای تحول شخصیتها.
« نامها، موجودات، فناوریها و شیوههای آشنای روایت، گاه در حاشیهٔ تصویر و گاه در مرکز ماجرا ظاهر میشوند. »
قوتها و کاستیها
با این وجود، مجموعه در مجموع میفهمد که استارترک فقط مجموعهای از سفینهها و بحرانهای فضایی نیست؛ نوعی خوشبینی به امکان زیستن و کارکردن در کنار دیگری نیز در آن نهفته است. طنز سریال این خوشبینی را از بین نمیبرد، بلکه آن را از سطح خطابه پایین میآورد و در دل روابط کاری و دوستیهای کوچک مینشاند.
مخاطب مناسب و محدودیتهای تجربه این مجموعه برای بینندهای مناسبتر است که با کمدی سریع، دیالوگهای پرشتاب و شوخیهای ارجاعی همراه شود. طرفداران قدیمی استارترک از دیدن جهانی آشنا در قالبی تازه لذت خواهند برد؛ علاقهمندان به کمدی علمیتخیلی نیز احتمالاً با موقعیتهای عجیب و شخصیتهای پرجنبوجوش ارتباط میگیرند.
در عوض، کسی که از شوخیهای متراکم یا جدلهای پیدرپی خسته میشود، ممکن است احساس کند صداها و ایدهها فرصت تنفس نمییابند. همچنین مارینر برای همه شخصیتی دوستداشتنی نیست و واکنش مخاطب به او میتواند بر لذت کلی از سریال اثر بگذارد. با وجود این محدودیتها، اثر راهی آسان و بیتکلف برای ورود به بخشی از جهان استارترک فراهم میآورد.
لازم نیست هر مأموریت را همچون رخدادی تاریخی دنبال کرد؛ بسیاری از قسمتها را میتوان بهعنوان ماجراهایی مستقل دربارهٔ زندگی گروهی از کارکنان جوان تماشا کرد. در عین حال، علاقهمندان قدیمی از لایهٔ دومِ ارجاعها و بازی با تاریخ مجموعه بهره میبرند. این دو سطح، اگرچه همیشه به یک اندازه متوازن نیستند، به سریال امکان میدهد هم سرگرمکننده باشد و هم برای مخاطب پیگیرتر چیزی افزونتر عرضه کند.
« همچنین مارینر برای همه شخصیتی دوستداشتنی نیست و واکنش مخاطب به او میتواند بر لذت کلی از سریال اثر بگذارد. »
جمعبندی
جمعبندی «استار ترک: طبقات پایین» کمدیای پرانرژی و خودآگاه است که با قرار دادن کارکنان حاشیهای در مرکز روایت، منظری تازه به جهانی دیرپا میبخشد. طنز آن از شناخت قواعد استارترک نیرو میگیرد، اما در بهترین لحظاتش به تقلید یا تمسخر محدود نمیشود؛ شوخیها کنار همان ارزشهایی مینشینند که این جهان را دوستداشتنی کردهاند.
شخصیتها نیز با تفاوتهای روشنشان گروهی زنده میسازند، هرچند شتاب روایت گاه مجال پرداخت عمیقتر را از آنها میگیرد. ضعفهای اثر روشناند: ریتم فشرده ممکن است فرساینده شود، بعضی ارجاعها برای تازهواردان کماثر بمانند و رفتار مارینر گاهی بیش از آنکه جذاب باشد آزاردهنده جلوه کند.
بااینحال، مجموعه در تلفیق ماجراجویی علمیتخیلی، کمدی محل کار و دلبستگی به میراث استارترک هویتی متمایز پیدا میکند. حاصل، اثری بیادعا و سرگرمکننده است که نه برای همهٔ سلیقهها ساخته شده و نه میخواهد خود را جایگزین روایتهای حماسی این جهان کند؛ ارزشش در آن است که نشان میدهد حتی در طبقات پایین یک سفینه نیز میتوان ماجرایی بهیادماندنی یافت.
ثبت دیدگاه