نقد و بررسی
نقد We Are Many | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
لحظهای که جهان همصدا شد مستند «ما بسیاریم» ساختهٔ Amir Amirani به واقعهای بازمیگردد که هم از حیث گستره و هم از نظر بار نمادین، در حافظهٔ سیاسی معاصر جایگاهی کمنظیر دارد: تظاهرات سراسری ۱۵ فوریهٔ ۲۰۰۳ علیه جنگ قریبالوقوع عراق. فیلم با کنار هم نشاندن تصاویر آرشیوی و گفتوگو با کنشگران، سیاستمداران و شاهدان، میکوشد فراتر از ثبت یک روز تاریخی برود و معنای آن را برای جنبشهای اعتراضی بعدی پی بگیرد.
محور اصلی اثر، تناقضی دردناک است: چگونه صدای میلیونها نفر شنیده شد، اما نتوانست مانع تصمیمی شود که در برابر آن اعتراض کرده بودند؟ فیلم این پرسش را نه چون مسئلهای حلشده، بلکه همچون زخمی سیاسی و اخلاقی پیش روی مخاطب میگذارد. آرشیو بهمثابه نیروی دراماتیک یکی از مؤثرترین انتخابهای فیلم، تبدیل تصاویر آرشیوی به مادهای زنده و پرتحرک است.
خیابانهای شهرهای گوناگون، صفهای طولانی معترضان، پلاکاردها، شعارها و چهرههایی که میان جمعیت گم میشوند، صرفاً برای بازسازی گذشته به کار نمیروند؛ تدوین آنها حس همزمانی و پیوند میان نقاط دور از هم را پدید میآورد. تماشاگر با مجموعهای از تجمعهای مجزا روبهرو نیست، بلکه با موجی جهانی مواجه میشود که در مکانهای گوناگون، خواستی مشترک را به زبانهای متفاوت بیان میکند.
این گستردگی، بهویژه در بخشهایی که اعتراضها از شهری به شهر دیگر دنبال میشوند، به فیلم ضرباهنگی پرشتاب میبخشد. تصویرها گاه چنان انباشته و پیدرپیاند که مجال مکث و تأمل را محدود میکنند؛ اما همین تراکم، آشفتگی و فوران انرژی آن روز را نیز بازمیتاباند. فیلم در این لحظات بیش از آنکه استدلال کند، تجربهای حسی میسازد: تماشاگر در میان جمعیتی قرار میگیرد که هم خشمگین است و هم امیدوار، هم از خطر جنگ آگاه است و هم هنوز به امکان جلوگیری از آن باور دارد.
« فیلم این پرسش را نه چون مسئلهای حلشده، بلکه همچون زخمی سیاسی و اخلاقی پیش روی مخاطب میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت میان خیابان و قدرت ساختار مستند بر رفتوآمد میان دو سطح استوار است: از یکسو خیابان و کنش جمعی، و از سوی دیگر اتاقهای تصمیمگیری، نهادهای سیاسی و چهرههایی که در شکلگیری مسیر جنگ نقش داشتند. گفتوگوها به فیلم امکان میدهند تا اعتراض را تنها بهعنوان منظرهای پرشور نشان ندهد؛ صداهای متفاوت، انگیزههای سیاسی و برداشتهای گوناگون از آن روز را وارد روایت میکنند.
در کنار فعالان صلح، شهادتها و مواضع سیاسی، تصویری از فاصلهٔ میان افکار عمومی و تصمیمگیرندگان شکل میگیرد. این تقابل، نیروی دراماتیک فیلم را تأمین میکند. هرچه تصاویر جمعیت بزرگتر و پرشمارتر میشوند، پرسش دربارهٔ اثر واقعی آنها جدیتر میشود. مستند از نمایش صرفِ همبستگی فراتر میرود و به مسئلهای پیچیدهتر میرسد: آیا دیدهشدن یک جنبش، الزاماً به معنای اثرگذاری آن است؟
آیا حکومتها میتوانند اعتراض گسترده را بشنوند و بااینحال به مسیر خود ادامه دهند؟ فیلم در پاسخ، نه به پیروزی آسانی پناه میبرد و نه اعتراض را بیمعنا میخواند. این دوگانگی، از نقاط قوت روایی آن است. خشم، اندوه و امید «ما بسیاریم» از نظر عاطفی بر تعادلی شکننده میان خشم و امید بنا شده است.
خشم فیلم از ناتوانی اعتراض در متوقفکردن جنگ سرچشمه میگیرد؛ اندوه آن نیز با آگاهی از پیامدهای انسانی و سیاسی آن تصمیم سنگینتر میشود. در برابر این دو احساس، امید به قدرت همبستگی قرار دارد: اینکه مردم میتوانند از مرزهای ملی عبور کنند، در زمانی مشترک گرد هم آیند و مخالفت خود را به نیرویی قابل مشاهده بدل سازند.
« در کنار فعالان صلح، شهادتها و مواضع سیاسی، تصویری از فاصلهٔ میان افکار عمومی و تصمیمگیرندگان شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این امید، سادهدلانه نیست، زیرا فیلم شکست فوریِ هدف اصلی جنبش را پنهان نمیکند. از همین رو، تأکید آن بر میراث اعتراضها معنای بیشتری پیدا میکند. آنچه در خیابانها رخ داد، حتی اگر تصمیم جنگ را تغییر نداد، میتواند بر زبان و شیوهٔ کنشگری نسلهای بعد اثر گذاشته باشد. بااینهمه، پیوند میان آن واقعه و جنبشهای بعدی گاه بیش از آنکه با تحلیل دقیق توضیح داده شود، با تأکید عاطفی عرضه میشود.
فیلم میخواهد میراثی را نشان دهد، اما همیشه فرصت کافی برای سنجش حدود و پیچیدگیهای آن فراهم نمیکند. دامنهٔ جهانی و محدودیت زاویهٔ دید مهمترین دستاورد فیلم، وسعت جغرافیایی نگاه آن است. اعتراض ۱۵ فوریه در روایت، رویدادی محصور در یک پایتخت یا یک کشور نیست؛ تلاشی هماهنگ و فرامرزی است که مردم را در شهرهای متعدد به خیابان میآورد.
همین چشمانداز جهانی، فیلم را از روایتهایی که تاریخ سیاسی را تنها از منظر دولتها و رهبران مینویسند جدا میکند. در اینجا، شهروندان و سازماندهندگان جنبش به بخشی از حافظهٔ تاریخی بدل میشوند. با وجود این، گستردگی تصاویر همیشه به گستردگی صداها نمیانجامد. روایت در برخی بخشها، بهویژه در تحلیل سیاست بریتانیا و نقش Tony Blair، جزئیتر و متمرکزتر از دیگر مناطق جهان است.
این تمرکز میتواند برای فهم پیوندهای سیاسی آن دوره مفید باشد، اما از سوی دیگر، ادعای جهانیبودن موضوع را با نوعی عدمتوازن همراه میکند. تجربهٔ برگزارکنندگان و شرکتکنندگان در بخشهایی از جهان کمتر شنیده میشود و مخاطب ممکن است احساس کند نقشهٔ اعتراضها کاملتر از نقشهٔ دیدگاههاست.
« این امید، سادهدلانه نیست، زیرا فیلم شکست فوریِ هدف اصلی جنبش را پنهان نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این محدودیت، ارزش آرشیو را از بین نمیبرد، اما یادآور میشود که هیچ فیلمی نمیتواند همهٔ ابعاد یک حرکت جهانی را به یک اندازه بازنمایی کند. ریتم و شیوهٔ تماشا ریتم پرتنش فیلم با موضوع آن تناسب دارد. تدوین میان تصاویر جمعیت، روایت تاریخی و مصاحبهها پیوند میزند و مانع میشود اثر به مجموعهای ایستا از گفتوگوها تبدیل شود.
موسیقی و انباشت تصاویر نیز بر حس فوریت میافزایند؛ گویی تماشاگر نه صرفاً دربارهٔ یک رویداد گذشته میشنود، بلکه دوباره در معرض اضطراب و شور آن قرار میگیرد. اما همین شدت، برای هر مخاطبی تجربهای آسان نیست. صحنههای مکرر اعتراض خیابانی، شعارهای پرصدای جمعیت و یادآوری بحران سیاسی ممکن است فرساینده یا برانگیزانندهٔ خشم باشد.
فیلم گاه بهجای آنکه میان بخشهای احساسی و تحلیلی فاصلهای کافی ایجاد کند، فشار عاطفی را پیوسته حفظ میکند. این انتخاب از نظر اقناعی مؤثر است، ولی در برخی لحظات جای تأمل آرامتر را میگیرد. بنابراین، «ما بسیاریم» بیش از آنکه تماشایی خنثی باشد، اثری است که مخاطب را در موضعی عاطفی و اخلاقی قرار میدهد.
سیاستِ حافظه فیلم در بنیاد خود دربارهٔ حافظه است: چه چیزی از یک شکست سیاسی باقی میماند، و چگونه رویدادی که به هدف فوریاش نرسیده، میتواند در تاریخ معنا پیدا کند؟ پاسخ مستند این است که ناکامی در جلوگیری از جنگ، الزاماً به معنای بیاثر بودن کنش جمعی نیست. حضور همزمان میلیونها نفر، خود روایتی از مخالفت عمومی میسازد و به نسلهای بعد نشان میدهد که مقاومت در برابر تصمیمهای بزرگ، حتی هنگامی که نتیجه فوری ندارد، امکانپذیر است.
« ریتم و شیوهٔ تماشا ریتم پرتنش فیلم با موضوع آن تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، ارزش تاریخی اعتراض را نباید با نتیجهٔ سیاسی آن یکی گرفت. فیلم گاهی چنان بر نیروی الهامبخش و تداوم جنبشها تأکید میکند که خطر دارد پرسش دشوارتر را کمرنگ سازد: چرا چنین بسیج عظیمی نتوانست تصمیم حکومتها را تغییر دهد؟ پاسخ این پرسش به بررسی سازوکار قدرت، محدودیتهای سازماندهی و فاصلهٔ میان بسیج عمومی و نفوذ نهادی نیاز دارد.
مستند پرسش را حاضر میکند، اما در همهجا آن را با عمق یکسان نمیکاود. همین فاصله میان شور تصویری و تحلیل ساختاری، هم نقطهٔ قوت عاطفی اثر است و هم محدودیت آن. جمعبندی «ما بسیاریم» مستندی پرشور و درگیرکننده دربارهٔ لحظهای است که اعتراض به پدیدهای جهانی بدل شد. آرشیو گسترده، روایت پرتنش و آمیختن خشم با امید، تجربهای میسازند که تماشاگر را وادار میکند دربارهٔ نسبت میان مردم، قدرت سیاسی و اثرگذاری اعتراض بیندیشد.
اثر در بازنمایی همبستگی جمعی و ثبت حافظهٔ جنبش موفق است، هرچند تمرکز نامتوازن بر بعضی کشورها و کمبودن فاصلهٔ تحلیلی در بخشهایی از روایت، از جامعیت آن میکاهد. تلخی محوری فیلم در این است که صدای بسیاران لزوماً تصمیم قدرت را متوقف نمیکند؛ امید آن نیز در این یادآوری نهفته است که شکست در یک لحظه، پایان کنش جمعی نیست.
« بااینحال، ارزش تاریخی اعتراض را نباید با نتیجهٔ سیاسی آن یکی گرفت. »
ثبت دیدگاه