نقد و بررسی
نقد Creatura | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه، بازگشت به خویشتن «Creatura» ساختهٔ Elena Martín، در ظاهر از موقعیتی آشنا آغاز میشود: میلا و شریک زندگیاش، مارسل، به خانهای ساحلی نقلمکان میکنند و میلا درمییابد که دیگر نمیتواند با میل و آسودگی پیشین به رابطهٔ جنسی نزدیک شود. اما فیلم خیلی زود روشن میکند که این خانه صرفاً پسزمینهای برای بحران زناشویی نیست؛ مکانی است که گذشته در آن رسوب کرده و حضورش، حتی در روزهای آرام، از میان دیوارها و خاطرات سر برمیآورد.
بازگشت میلا به فضای کودکی، او را به بازنگری تجربههایی میکشاند که در زمان وقوع شاید ساده، گذرا یا حتی بیاهمیت به نظر رسیدهاند، اما در کنار هم تصویری پیچیده از شکلگیری رابطهاش با بدن و خواستههایش میسازند. فیلم از شرح مستقیم و تشخیصهای قطعی پرهیز میکند. مسئلهٔ میلا را نه به یک علت واحد فرو میکاهد و نه آن را صرفاً اختلالی در زندگی مشترک معرفی میکند.
در عوض، تماشاگر را همراه او به مسیر پرفرازونشیب یادآوری میبرد؛ مسیری که در آن گذشته بهتدریج معنایی تازه پیدا میکند. این رویکرد، به فیلم امکان میدهد دربارهٔ تجربهای خصوصی و دشوار سخن بگوید، بیآنکه آن را به پروندهای ساده و حلشدنی بدل کند. روایتی که از خاطره شکل میگیرد ساختار رفتوبرگشتی فیلم میان میلا در بزرگسالی، نوجوانی و کودکی در حرکت است.
این جابهجایی زمانی صرفاً وسیلهای برای افزودن اطلاعات دربارهٔ شخصیت نیست؛ هر بازگشت، پرسشی تازه دربارهٔ گذشته میسازد و بر برداشت ما از موقعیت اکنون اثر میگذارد. آنچه در بزرگسالی به شکل شرم، انقباض یا دشواری در صمیمیت نمایان میشود، در خاطرات کودکی و نوجوانی ریشههایی پراکنده و گاه مبهم پیدا میکند.
« فیلم از شرح مستقیم و تشخیصهای قطعی پرهیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این راه رشد شخصیت را نه خطی و روشن، بلکه انباشتی از تجربهها نشان میدهد؛ تجربههایی که تأثیرشان ممکن است سالها بعد آشکار شود. این روایت همچنین از این فرض سادهانگارانه فاصله میگیرد که خاطره، نسخهای دقیق و بیطرف از گذشته است. میلا با بازنگری در روابط خانوادگی و تجربههای اولیهاش، نه فقط به دنبال یافتن «آنچه رخ داده»، بلکه در پی فهمیدن معنایی است که آن تجربهها برای او داشتهاند.
در این میان، تماشاگر نیز ناچار میشود بعضی برداشتهای نخستین خود را اصلاح کند. توان فیلم در حفظ این ابهامِ سازنده، از نقاط قوت آن است؛ هرچند حرکت میان دورههای مختلف زندگی گاه چنان نامنظم میشود که انسجام روایی اندکی افت میکند. سه چهره از یک شخصیت یکی از تصمیمهای مهم فیلم، سپردن نقش میلا در سنین گوناگون به بازیگرانی متفاوت است: Mila Borràs در کودکی، Clàudia Malagelada در نوجوانی و Elena Martín در بزرگسالی.
این انتخاب، تغییرات جسمی و رفتاری شخصیت را ملموس میکند، اما مهمتر از آن، امکان میدهد هر دوره از زندگی میلا کیفیت عاطفی خاص خود را داشته باشد. کنجکاوی کودکانه، آشفتگی و خودآگاهی نوجوانی و سکوت پیچیدهتر زن بزرگسال، سه صورت جداگانهاند که در نهایت به شخصیتی واحد پیوند میخورند.
بازیها، بهویژه در بخشهایی که میلا هنوز زبان روشنی برای بیان احساساتش ندارد، به ظرافت متکیاند. سکوت، نگاه و واکنش جسمانی گاه بیش از گفتوگو اطلاعات منتقل میکنند. فیلم در نشاندادن این نکته موفق است که شخصیت اصلی همیشه نمیتواند آنچه را بر او میگذرد نامگذاری کند؛ گاه بدن زودتر از ذهن واکنش نشان میدهد.
« این روایت همچنین از این فرض سادهانگارانه فاصله میگیرد که خاطره، نسخهای دقیق و بیطرف از گذشته است. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، در برخی لحظات، بازی Elena Martín در نقش بزرگسال بهاندازهٔ بخشهای نوجوانی و کودکی پرتحرک و آشکار نیست. این تفاوت میتواند بیانگر فرسودگی و بستهشدن عاطفی میلا باشد، اما گاهی فاصلهای میان تماشاگر و وضعیت درونی او ایجاد میکند. بدن، شرم و نگاه دیگران «Creatura» بدن را همزمان بهعنوان محل تجربه، خاطره و تعارض به تصویر میکشد.
واکنشهای جسمی میلا به موقعیتهای تنشزا، نشانهای بیرونی از مسئلهای است که هنوز بهروشنی در زبان او جای نگرفته است. پوست، میل، تماس و فاصله در فیلم صرفاً جزئیات حسی نیستند؛ به واژگانی بدل میشوند که از طریق آنها میتوان رابطهٔ شخصیت با خودش و نگاه اطرافیان را خواند. فیلم نشان میدهد چگونه داوریها، سکوتها و هنجارهای اجتماعی ممکن است بر فهم فرد از خواستههای خودش اثر بگذارند.
در این نگاه، پرسش اصلی تنها این نیست که میلا چه میخواهد، بلکه این است که چگونه آموخته خواستههایش را بسنجد، پنهان کند یا از آنها شرم داشته باشد. فیلم میان میل و سرزنش، صمیمیت و اضطراب، کنجکاوی و ترس مرزهای ثابتی ترسیم نمیکند. این پیچیدگی به اثر عمق میبخشد و آن را از یک روایت ساده دربارهٔ بیداری جنسی فراتر میبرد.
در عین حال، تمرکز فراوان بر جسمانیت گاهی خود به مانعی تبدیل میشود: مضمونهای روانشناختی زیر بار تأکید تصویری بر بدن و تجربههای جنسی کمرنگ میشوند، یا تماشاگر را بیش از آنکه به درون میلا نزدیک کنند، در برابر بدن او قرار میدهند. دوربین و فضای ساحلی فضای ساحلی فیلم، با خانهٔ خانوادگی، دریا و طبیعت پیرامونش، نقشی فعال در ساختن حالوهوا دارد.
« بدن، شرم و نگاه دیگران «Creatura» بدن را همزمان بهعنوان محل تجربه، خاطره و تعارض به تصویر میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محیط نه تصویری کارتپستالی از آرامش، بلکه آمیزهای از آسودگی و ناآرامی است: دریا میتواند پناهگاهی برای خلوت باشد و همزمان یادآور نیرویی ناشناخته و بیقرار. قاببندیهای سنجیده و حرکت نرم دوربین با این دوگانگی همراهاند. در برخی صحنهها، سکون تصویر اجازه میدهد تنش از دل جزئیات کوچک و مکثها شکل بگیرد؛ گویی فضای خانه و ساحل، خاطراتی را حمل میکنند که شخصیت هنوز توان مواجههٔ کامل با آنها را ندارد.
بااینحال، شیوهٔ تصویربرداری همیشه با نیت انتقادی فیلم همسو نیست. اثر میکوشد نگاه قضاوتگرانه به بدن و میل زنان را آشکار کند، اما بعضی نماهای طولانی و دقیق ممکن است همان نگاه خیره و عینینگری را بازتولید کنند. این تناقض از دشوارترین بخشهای فیلم است: آیا دوربین با میلا همراه است، یا بدن او را به موضوعی برای تماشا بدل میکند؟
پاسخ همیشه روشن نیست و همین ابهام، از یک سو بحثبرانگیز و از سوی دیگر گاه آزاردهنده است. فضای شاعرانهٔ ساحل و کیفیت لطیف قابها نیز نمیتوانند تمام این ناهماهنگی را برطرف کنند. صمیمیت در رابطهها رابطهٔ میلا و مارسل چارچوبی برای دیدن بحران اکنون فراهم میکند، اما فیلم آن را تنها علت مسئلهٔ میلا نمیداند.
دشواری آنها در صمیمیت، هم به وضعیت روزمرهٔ یک زوج مربوط است و هم به تاریخ طولانیتری که هر یک با خود حمل میکنند. مارسل ممکن است حضور داشته باشد، اما نزدیکی جسمانی بهتنهایی برای رفع فاصلهٔ عاطفی کافی نیست. فیلم با این تأکید، رابطه را از الگوی سادهٔ «فردی با مشکل» و «شریکی که باید آن را حل کند» دور میکند و نشان میدهد گفتوگو، توجه و درک متقابل نیز بخشی از مسئلهاند.
« قاببندیهای سنجیده و حرکت نرم دوربین با این دوگانگی همراهاند. »
قوتها و کاستیها
روابط خانوادگی نیز در ساختهشدن این تصویر نقش دارند. فیلم به شیوههایی میپردازد که بزرگسالان، گاه بدون قصد آشکار برای آسیبرساندن، با سکوت یا واکنشهای نامتناسب بر فهم کودک از بدن و میل تأثیر میگذارند. برخوردهای نسلی در این اثر به حکمهای اخلاقی ساده تبدیل نمیشوند؛ بیشتر از آنکه شخصیتها را به مقصر و قربانی تقسیم کند، دشواری گفتوگو و ناتوانی در شناخت مرزها را نشان میدهد.
این رویکرد به فیلم نرمی عاطفی میدهد، هرچند بخشی از بار روانشناختی اثر در همان موقعیتهای ناراحتکننده و تنشزا انباشته میشود. جسارت و دشواری تماشا بیپردهبودن «Creatura» از مهمترین ویژگیهای آن است. فیلم از نمایش سردرگمی، شرم و تجربههای ناخوشایند کناره نمیگیرد و میکوشد دربارهٔ موضوعی سخن بگوید که معمولاً یا از آن سکوت میشود یا در قالبی ساده و مطمئن عرضهاش میکنند.
چنین جسارتی به اثر اعتبار میبخشد، اما به این معنا نیست که تماشایش برای همه آسان باشد. صحنههای تنشزا و مواجهههای جسمانی پیاپی ممکن است احساس فرسودگی ایجاد کنند، بهخصوص وقتی فیلم فرصت کافی برای فاصلهگرفتن از فشار عاطفی را فراهم نمیکند. این دشواری در کنار پرسشی اخلاقی دربارهٔ نمایش قرار میگیرد: آیا صراحت دوربین راهی برای بازپسگیری تجربهٔ زنانه است، یا گاهی همان تجربه را به منظرهای برای تماشاگر بدل میکند؟
فیلم پاسخ یکدستی به این پرسش نمیدهد. گاهی حضور بیپردهٔ بدن و اضطراب، حس آزادی و صداقت میآفریند؛ گاهی نیز شیوهٔ نگاه چنان خیره میشود که تماشاگر را از مضمون به خودِ نمایش منحرف میکند. همین نوسان، در عین آنکه یکی از محدودیتهای اثر است، بحثپذیری آن را نیز افزایش میدهد. جمعبندی «Creatura» اثری تأملبرانگیز دربارهٔ خاطره، میل و دشواری آشتی با بدن است.
« روابط خانوادگی نیز در ساختهشدن این تصویر نقش دارند. »
جمعبندی
روایت چندلایهاش پیوند میان کودکی، نوجوانی و بزرگسالی را با حساسیت دنبال میکند و بازیگرانِ نقشهای گوناگونِ میلا، دگرگونیهای او را به شکلی باورپذیر بازمیتابانند. خانه و چشمانداز ساحلی نیز به فیلم بافتی شاعرانه میبخشند؛ فضایی که در آن گذشته نه تمامشده، بلکه همچنان حاضر و اثرگذار است.
در مقابل، تمرکز گاه افراطی بر جسمانیت و نگاه دوربین به بدنها، میان نیت انتقادی فیلم و تجربهٔ تماشاگر شکاف میاندازد. روایت رفتوبرگشتی هم، با وجود ظرفیت معناییاش، همیشه از ریتمی یکدست برخوردار نیست. بااینهمه، ارزش فیلم در ارائهٔ پاسخ قطعی نیست؛ در این است که پرسشهای دشوار را بیپرده پیش میکشد و نشان میدهد رابطهٔ انسان با بدن و خواستههایش چگونه زیر تأثیر خاطره، شرم و نگاه دیگران شکل میگیرد.
«Creatura» تجربهای جسورانه و گاه ناراحتکننده است که قوتش در صداقت جستوجو و محدودیتش در شیوهٔ نمایش همان جستوجو نهفته است.
« روایت رفتوبرگشتی هم، با وجود ظرفیت معناییاش، همیشه از ریتمی یکدست برخوردار نیست. »
ثبت دیدگاه