نقد و بررسی
نقد Duck Soup | 1933
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و جهان روایی «Duck Soup» ساختهٔ لئو مککری، کمدیای است که روایت را نه چون مسیری منظم بهسوی گرهگشایی، بلکه بهانهای برای انفجار پیدرپی شوخیها به کار میگیرد. فریدونیا کشوری ورشکسته است که روفوس تی. فایرفلای به ریاست آن میرسد؛ اما قدرت در این جهان نه مسئولیت میآورد و نه خرد.
فایرفلای با خودشیفتگی و بیپروایی، نظم سیاسی را به بازیچه بدل میکند و اختلاف با سیلوانیا را تا آستانهٔ جنگ میکشاند. این طرح ساده، عمداً از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرد. فیلم علاقهای به توضیح سازوکار حکومت یا انگیزههای پیچیدهٔ شخصیتها ندارد؛ برایش مهمتر آن است که نشان دهد سیاست، وقتی به دست آدمهای خودخواه و بیکفایت میافتد، چگونه میتواند به صحنهای مضحک و خطرناک تبدیل شود.
همین پیوند میان سبکسری و تهدید، به کمدی فیلم نیرویی فراتر از سرگرمی صرف میبخشد. کمدیِ رگباری و منطق بیمنطق موتور اصلی فیلم سرعت است. شوخیها پشت سر هم میآیند و بهندرت مکثی برای آرامگرفتن باقی میگذارند؛ گویی فیلم از سکون میترسد، چون سکون فرصت میدهد تماشاگر به منطق صحنه فکر کند.
« فایرفلای به ریاست آن میرسد؛ اما قدرت در این جهان نه مسئولیت میآورد و نه خرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فایرفلای با جملههای طعنهآمیز و پاسخهای نامنتظر، گفتوگو را از مسیر عادی خارج میکند. در مقابل، حرکات شخصیتها نیز تابع قواعد متعارف نیست: یک موقعیت ساده میتواند ناگهان به آشوبی دیداری بدل شود و سپس بیهیچ توضیحی جای خود را به شوخی دیگری بدهد. این شتاب، برای بسیاری از تماشاگران سرچشمهٔ لذت فیلم است؛ شوخیهایی که فرصت پیشبینی نمیدهند و از انباشت موقعیتهای نامعقول، ریتمی سرزنده میسازند.
بااینحال، همین ویژگی ممکن است برای برخی خستهکننده باشد. گاهی شوخیها آنقدر متراکماند که مجال تأمل یا حتی خندیدن به یک موقعیت پیش از رسیدن شوخی بعدی فراهم نمیشود. فیلم در بهترین لحظات، این شتاب را به موسیقی کمدی بدل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، آن را به ازدحامی بیوقفه نزدیک میسازد.
گروچو مارکس؛ اقتدار بهمثابه نمایش گروچو مارکس در نقش فایرفلای، تصویری از فرمانروا میسازد که اقتدارش بیش از آنکه از قدرت واقعی بیاید، از اعتمادبهنفس نمایشی او سرچشمه میگیرد. او با لحنی مطمئن فرمان میدهد، دیگران را تحقیر میکند و هر موقعیت را به فرصتی برای خودنمایی بدل میسازد؛ اما پشت این ژست قاطع، نوعی بیمسئولیتی آشکار است.
« فایرفلای با جملههای طعنهآمیز و پاسخهای نامنتظر، گفتوگو را از مسیر عادی خارج میکند. »
شخصیتها و اجرا
فایرفلای نه سیاستمداری زیرک، بلکه بازیگری است که صحنهٔ حکومت را برای اجرای شخصیت خود تصاحب کرده است. قدرت بازی گروچو در کنترل لحن و زمانبندی است. او جملههایی را که در ظاهر عادیاند، با مکث یا تأکیدی کوچک به کنایه تبدیل میکند و بیآنکه لحظهای از خونسردیاش بکاهد، شأن مقام ریاست را به مضحکه میکشاند.
در برابر او، مارگارت دومونت با وقار رسمی و واکنشهای جدیاش حضوری مناسب دارد؛ جدیت او زمینهای فراهم میکند تا بیاعتنایی فایرفلای به تشریفات، هرچه رسواتر و خندهدارتر جلوه کند. هارپو، شیکو و کمدی جسمانی هارپو مارکس از جنس دیگری از کمدی است: کمدیای که بیش از واژه، بر حرکت، نگاه و کنش ناگهانی تکیه دارد.
شخصیت او با قواعد متعارف رفتار اجتماعی سازگار نمیشود و همین سرپیچی، صحنهها را پیشبینیناپذیر میکند. هارپو بهجای آنکه صرفاً همراهی برای شوخیهای گروچو باشد، نیرویی مستقل است که هر لحظه میتواند مسیر موقعیت را تغییر دهد. شیکو نیز با لهجه، بازیهای کلامی و حیلهگری کودکانهاش، تعادلی میان شوخیهای زبانی و آشوب جسمانی ایجاد میکند.
« فایرفلای نه سیاستمداری زیرک، بلکه بازیگری است که صحنهٔ حکومت را برای اجرای شخصیت خود تصاحب کرده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنهٔ آینه از نمونههای درخشان هماهنگی میان ایده و اجراست. جذابیت آن تنها در حقهٔ مرکزی نیست؛ دقت حرکات و حفظ ریتم باعث میشود تماشاگر برای مدتی مرز میان واقعیت و بازتاب را از یاد ببرد. این صحنه نشان میدهد که فیلم، با وجود ظاهر شلخته و بیقیدش، در لحظات مهم از مهارتی حسابشده در میزانسن و زمانبندی برخوردار است.
کمدی جسمانی هارپو در اینجا نه زائدهای بر روایت، بلکه خودِ زبان سینمایی فیلم است. هجو سیاست، ملیگرایی و جنگ «Duck Soup» سیاست را از مسیر سخنرانیهای جدی نقد نمیکند؛ روش آن واژگونکردن زبان و تشریفات قدرت است. مقامهای رسمی، جاسوسان و مناسبات دیپلماتیک، همگی در معرض شوخی قرار میگیرند.
تصمیمی که باید پیامدهای سنگین داشته باشد، گاه با انگیزهای شخصی و پیشپاافتاده گرفته میشود؛ در نتیجه، جنگ نه رویدادی حماسی، بلکه پیامد مضحک خودبزرگبینی و بیکفایتی به نظر میرسد. این رویکرد، فیلم را به کمدی ضدجنگی متمایزی بدل میکند. خنده در اینجا لزوماً نفی خطر نیست؛ برعکس، خطر از آن رو نگرانکنندهتر میشود که شخصیتها آن را جدی نمیگیرند.
« صحنهٔ آینه از نمونههای درخشان هماهنگی میان ایده و اجراست. »
قوتها و کاستیها
فیلم نشان میدهد چگونه زبان پرطمطراق میتواند تصمیمهای پوچ را بپوشاند و چگونه نمادهای ملی و تشریفات رسمی، بهجای مهار آشوب، گاهی به ابزار نمایش و فریب تبدیل میشوند. بااینهمه، اثر بیش از آنکه تحلیلی نظاممند از سیاست ارائه کند، با شهود کمدی به اقتدار حمله میبرد؛ قدرتش در تلخیِ زیرپوستی شوخیهاست، نه در استدلال سیاسی مفصل.
فرم سینمایی و میراث اجرا کارگردانی مککری به فیلم اجازه میدهد آشوب بازیگران را در قالبی دیداری و قابلپیگیری نگه دارد. قاببندیها و حرکت دوربین در خدمت ساختن موقعیتهای کمیکاند، نه نمایش پرزرقوبرق خودشان. فیلم از یک سو به سنت نمایشهای صحنهای و اجراهای پیاپی نزدیک است و از سوی دیگر، با استفاده از امکانات سینما، شوخیهایی میآفریند که به حرکت و قاب وابستهاند.
بنابراین، ساختار اپیزودیک و روایت کمرمق آن را نباید صرفاً نقصی تصادفی دانست؛ این پراکندگی بخشی از شیوهٔ اثر است، هرچند همیشه به یک اندازه موفق نیست. موسیقی و بخشهای نمایشی نیز به بافت اثر افزوده میشوند، اما در برخی لحظات ریتم را کند میکنند. در فیلمی که بخش بزرگی از نیروی خود را از سرعت میگیرد، هر توقف طولانی بیشتر به چشم میآید.
« قاببندیها و حرکت دوربین در خدمت ساختن موقعیتهای کمیکاند، نه نمایش پرزرقوبرق خودشان. »
جمعبندی
از سوی دیگر، فاصلهٔ تاریخی با زمان ساخت فیلم بر دریافت شوخیها اثر گذاشته است. برخی ارجاعات و شیوههای اجرا ممکن است امروز کماثرتر باشند و تماشاگر معاصر نتواند با همهٔ شوخیها ارتباط یکسانی برقرار کند. این نابرابری، از ارزش خلاقانهٔ فیلم نمیکاهد، اما یادآوری میکند که کمدی نیز مانند هر هنر دیگری به زمینهٔ فرهنگی و ذائقهٔ زمانه وابسته است.
جمعبندی «Duck Soup» اثری است که با بیاعتنایی به منطق معمول روایت، از آشوب بهعنوان اصل زیباییشناختی خود دفاع میکند. شوخیهای تند و پرتعداد، بازیهای متمایز گروچو و هارپو و ترکیب دیوانهبازی کارتونی با هجو سیاست و جنگ، جهان سینمایی خاصی میسازند؛ جهانی که در آن اقتدار، تشریفات و حتی بحرانهای بزرگ میتوانند به صحنهٔ نمایش بدل شوند.
البته فیلم برای همه یکسان کار نمیکند. بعضی شوخیها بهدلیل فاصلهٔ تاریخی کمفروغاند، بخشهایی از موسیقی ریتم را کش میدهند و تراکم بیوقفهٔ کمدی ممکن است فرصتی برای نفسکشیدن باقی نگذارد. اما همین افراط، هویت فیلم را شکل میدهد. «Duck Soup» بیش از آنکه روایتی منسجم دربارهٔ سیاست باشد، حملهای شادمانه و بیملاحظه به ادعای جدیتِ صاحبان قدرت است؛ کمدیای که زیر ظاهر سبک و نامعقولش، به پیامدهای واقعیِ خودبزرگبینی و بیمسئولیتی اشاره میکند.
« از سوی دیگر، فاصلهٔ تاریخی با زمان ساخت فیلم بر دریافت شوخیها اثر گذاشته است. »
ثبت دیدگاه