نقد و بررسی
نقد دو پلیس (Two Cops) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای فانتزی با پای در جهان پلیسی «Two Cops» بر ایدهای ساده اما پربازده بنا شده است: چا دونگتاک، کارآگاهی سختگیر و پایبند به عدالت، ناگهان ناچار میشود بدنش را با روح گونگ سوچانگ، کلاهبرداری زیرک، شریک شود. از برخورد این دو نهفقط موقعیتهای کمیک، بلکه موتور اصلی روایت شکل میگیرد؛ کارآگاهی که به قانون وفادار است و مردی که زندگی را از حاشیهها و میانبُرهایش میشناسد، باید برای پیشبردن پروندهها با یکدیگر کنار بیایند.
این تمهید فانتزی، بهخودیخود تازهترین ایده در مجموعهٔ درامهای مربوط به تسخیر بدن نیست، اما سریال از تضاد اخلاقی دو شخصیت برای زندهکردن آن بهره میگیرد. مسئله صرفاً این نیست که یک روح در بدن دیگری قرار گرفته؛ دو شیوهٔ متفاوت دیدن جهان، در یک تن با هم رقابت میکنند. دونگتاک به شاهد، مدرک و نظم تکیه دارد، حال آنکه سوچانگ با خواندن آدمها و بداههپردازی پیش میرود.
در نتیجه، همکاری آنها همواره رنگ کشمکش دارد و همین کشمکش، به صحنههای تحقیق انرژی میبخشد. دو شخصیت، یک بدن و نیروی اصلی سریال جذابترین رابطهٔ اثر، نه عاشقانه، بلکه پیوند پرتنش دونگتاک و سوچانگ است. هرکدام بهتنهایی بخشی از ماجرا را میفهمند و در کنار هم به تواناییهایی دست مییابند که دیگری فاقد آن است.
« دونگتاک به شاهد، مدرک و نظم تکیه دارد، حال آنکه سوچانگ با خواندن آدمها و بداههپردازی پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کارآگاه قانونمدار باید با روشهای نامتعارف همخانه شود؛ کلاهبردار نیز در مجاورت مردی قرار میگیرد که عدالت را نه وسیلهای برای سود شخصی، بلکه تعهدی جدی میداند. این همنشینی ظرفیت آن را دارد که هم خندهدار باشد و هم به تدریج هر دو را وادار کند در برداشتهایشان از خود و دیگری تجدیدنظر کنند.
بااینحال، سریال بیش از آنکه دگرگونی این دو را بهصورت تأملی و آرام بپروراند، اغلب بر لذت فوریِ موقعیت تکیه میکند: یکی ناچار است رفتار دیگری را تحمل کند، و دیگری در بدن و جایگاه او به دردسر میافتد. این انتخاب برای کمدی مؤثر است، اما گاهی امکان کاوش عمیقتر در مسئلهٔ هویت، اختیار و مسئولیت را محدود میکند.
ایدهٔ مرکزی از نظر مفهومی غنیتر از آن است که همیشه در روایت به کار گرفته میشود. بازیگری و انعطاف در تغییر لحن بخش مهمی از موفقیت این فرض داستانی به بازی بازیگران اصلی وابسته است. Jo Jung-suk در نقش دونگتاک باید شخصیتی محکم و کنترلشده را بنا کند، اما همزمان واکنشها و نشانههایی از حضور سوچانگ را در همان بدن قابلتشخیص سازد.
« این انتخاب برای کمدی مؤثر است، اما گاهی امکان کاوش عمیقتر در مسئلهٔ هویت، اختیار و مسئولیت را محدود میکند. »
شخصیتها و اجرا
Kim Seon-ho نیز به شخصیت کلاهبردار سرزندگی و چابکی میدهد؛ حضور او در کنار دونگتاک، تضادی دیدنی میان خویشتنداری و فرصتطلبی پدید میآورد. جذابیت اجراها در این است که تفاوت دو روح را تنها با گفتوگو توضیح نمیدهند؛ تغییر ریتم، حالت بدن و واکنش به آدمهای اطراف نیز در ساخت این تمایز سهم دارد.
Lee Hye-ri در نقش خبرنگار پرشور، سویهای دیگر از جهان داستان را نمایندگی میکند: کنجکاوی حرفهای و میل به نزدیکشدن به حقیقت. حضور او گاه به روایت شتاب و سرزندگی میبخشد، اما شخصیتپردازیاش همیشه به اندازهٔ دو مرد مرکزی استوار نیست. به همین دلیل، تأثیر او بر قصه بیشتر در پیشبردن رویدادها و ایجاد پیوندهای بیرونی دیده میشود تا در شکلگیری رابطهای عاطفی که بهتدریج و با ظرافت رشد کرده باشد.
کمدی، معما و ریتم روایی «Two Cops» میکوشد چند جنس متفاوت را در یک مجموعه کنار هم نگه دارد: کمدی موقعیت، پروندههای پلیسی، عناصر فراطبیعی و خط عاشقانه. این ترکیب در بهترین لحظهها به روایت ضرباهنگی سرگرمکننده میدهد. جابهجایی میان جدیت مأموریت و آشفتگی ناشی از حضور دو شخصیت در یک بدن، اجازه نمیدهد فضای پلیسی بیش از اندازه خشک شود.
« حضور او گاه به روایت شتاب و سرزندگی میبخشد، اما شخصیتپردازیاش همیشه به اندازهٔ دو مرد مرکزی استوار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تضاد میان روشهای حل مسئله نیز پروندهها را از قالبی کاملاً مکانیکی بیرون میآورد. اما همین تعدد لحن گاهی به بیثباتی میانجامد. سریال گاه تهدیدی را با لحنی جدی و مرموز طرح میکند و سپس آن را به رخدادی کمخطرتر تبدیل میسازد؛ نتیجه، فروکشکردن تنشی است که پیشتر ساخته شده بود. در بخشهایی نیز مسیر پروندهها بهجای آنکه از زنجیرهای روشن از کشفها پیش برود، میان اطلاعات تازه و سرنخهای انحرافی رفتوآمد میکند.
این آشفتگی میتواند کنجکاوی ایجاد کند، اما وقتی بیش از حد تکرار شود، تمرکز مخاطب را از پرسش اصلی دور میسازد. معمای مرکزی و مدیریت سرنخها در پسزمینهٔ ماجراهای پلیسی، راز بزرگتری قرار دارد که به شخصیتها و گذشتهٔ آنها پیوند میخورد. چنین ساختاری به داستان امکان میدهد پروندهها را از سرگرمیهای جداگانه به اجزای یک روایت پیوسته بدل کند.
تماشاگر نهتنها میخواهد بداند دونگتاک و سوچانگ چگونه با یکدیگر کنار میآیند، بلکه میکوشد ارتباط میان نشانهها و تهدیدهای پراکنده را نیز دریابد. بااینهمه، تعادل میان ابهام و وضوح همیشه حفظ نمیشود. تعدد سرنخهای گمراهکننده ممکن است در ابتدا حس رازآلودگی را بالا ببرد، اما اگر اطلاعات لازم بهموقع و با وزن مناسب عرضه نشود، معما از چالشی منصفانه به مجموعهای از حدسهای پراکنده بدل میشود.
« تضاد میان روشهای حل مسئله نیز پروندهها را از قالبی کاملاً مکانیکی بیرون میآورد. »
قوتها و کاستیها
ضعف اصلی این نیست که داستان پاسخها را پنهان میکند؛ پنهانکاری جزئی از ژانر است. مسئله آنجاست که بعضی نشانهها بیش از آنکه در خدمت بازخوانی منطقی ماجرا باشند، برای منحرفکردن توجه به کار میروند. در نتیجه، کشف حقیقت همیشه به اندازهٔ ظرفیت ایدهٔ مرکزی رضایتبخش نیست. عاشقانهای کمرمق در کنار شراکتی پرکشش خط عاشقانهٔ دونگتاک و خبرنگار، در مقایسه با رابطهٔ میان کارآگاه و کلاهبردار، کمجانتر به نظر میرسد.
سریال برای شکلگیری کشش میان آن دو موقعیتهایی فراهم میکند، اما گذار از کنجکاوی و همراهی به دلبستگی، گاه شتابزده است. رابطه بیش از آنکه از شناخت تدریجی، اعتماد و لحظههای مشترک تغذیه کند، به پیشفرضی روایی تبدیل میشود که باید در کنار پروندهها پیش برود. این نابرابری اهمیت دارد، زیرا «Two Cops» در قالب یک اثر چندژانری عرضه میشود و انتظار میرود هر خط داستانی سهمی همسنگ در درگیری عاطفی مخاطب داشته باشد.
در عمل، پیوند دونگتاک و سوچانگ هم شوخیهای مؤثرتری میسازد و هم تغییر شخصیتها را ملموستر میکند؛ درحالیکه رابطهٔ عاشقانه کمتر فرصت مییابد استقلال و پیچیدگی خود را پیدا کند. این کاستی، سرگرمکنندگی سریال را از میان نمیبرد، اما بخشی از ظرفیت احساسی آن را بلااستفاده میگذارد. جمعبندی «Two Cops» مجموعهای سرگرمکننده است که نیروی اصلی خود را از برخورد دو شخصیت ناسازگار و بازیهای انعطافپذیر بازیگران میگیرد.
« ضعف اصلی این نیست که داستان پاسخها را پنهان میکند؛ پنهانکاری جزئی از ژانر است. »
جمعبندی
ایدهٔ همنشینی روح یک کلاهبردار با کارآگاهی عدالتجو، زمینهای مناسب برای کمدی، همکاری اجباری و تنش پلیسی فراهم میکند. بااینحال، سریال همیشه از ظرفیتهای این ایده بهرهٔ کامل نمیبرد: معمای مرکزی گاهی با انبوه سرنخهای انحرافی پیچیده میشود، تغییر لحن از تعلیق به موقعیتهای کمخطر از شدت خطر میکاهد و عاشقانه به اندازهٔ شراکت دو مرد مجال رشد پیدا نمیکند.
ارزش تماشای اثر بیش از هر چیز در پویایی دونگتاک و سوچانگ، لحظههای طنزآمیز و ترکیب سبکبالانهٔ ژانرهاست. کسانی که از داستانهای پلیسیِ آمیخته با فانتزی و کمدی لذت میبرند، احتمالاً از همراهی با این دو شخصیت بهره خواهند برد؛ هرچند بهتر است انتظار معمایی کاملاً منضبط یا عاشقانهای عمیقاً پرداختشده نداشته باشند.
«Two Cops» در نهایت اثری پرکشش و خوشتماشا است که بیش از پاسخهای رازآلودش، بهواسطهٔ شیمی و اصطکاک میان دو قهرمان در یاد میماند.
« ارزش تماشای اثر بیش از هر چیز در پویایی دونگتاک و سوچانگ، لحظههای طنزآمیز و ترکیب سبکبالانهٔ ژانرهاست. »
ثبت دیدگاه