نقد و بررسی
نقد Hot Pursuit | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: تعقیبی پرسرعت، اما نه چندان عمیق «Hot Pursuit» ساختهٔ آن فلچر، کمدیِ تعقیبوگریزی است که از برخورد دو شخصیت ناسازگار نیرو میگیرد: کوپر، مأمور قانونمدار و دستوپاچلفتی، و دانیلا ریوا، زنی پرحرف و جسور که قرار است با شهادتش به پروندهای علیه یک قاچاقچی مواد مخدر کمک کند. مأموریتی که باید انتقالی ساده و تحتالحفظ باشد، با کشتهشدن همسر دانیلا به فراری پرآشوب بدل میشود؛ حالا دو زن باید از دست مجرمان و مأموران فاسد بگریزند و در این مسیر، بهرغم اختلافهایشان، راهی برای همکاری پیدا کنند.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست تریلری جنایی با پیچیدگیهای جدی باشد؛ مقصد اصلیاش سرگرمی سبک، شوخیهای متوالی و حرکت بیوقفه است. این رویکرد گاه به سود فیلم تمام میشود، اما در بسیاری لحظهها نیز جای شخصیتپردازی و ظرافت کمدی را میگیرد. دو شخصیت متضاد و موتور اصلی فیلم کوپر با وظیفهشناسی خشک، احتیاط افراطی و میل به اثبات شایستگیاش معرفی میشود.
او به قواعد تکیه دارد، اما شرایطی که در آن قرار میگیرد بهسرعت نشان میدهد که اجرای بیانعطاف دستورالعملها همیشه راه نجات نیست. در سوی دیگر، دانیلا با اعتمادبهنفس و بیپروایی حرکت میکند؛ او در موقعیتهای پرخطر هم از شوخی و زبان تندش دست نمیکشد. تضاد این دو، آشناترین و در عین حال مؤثرترین تمهید فیلم است: یکی میکوشد همهچیز را مهار کند و دیگری با نیروی شخصیت خود، نظم او را بههم میریزد.
رِیس ویدرسپون و سوفیا ورگارا به این دوگانه انرژی میبخشند. جذابیت اصلی رابطهشان نه در عمق روانشناختی شخصیتها، بلکه در ریتم واکنشهایشان به یکدیگر است: دلخوری، سوءتفاهم، کلکل و سپس همکاری ناگزیر. بازیگران بهخوبی میدانند چه اندازه اغراق برای فضای سبک فیلم لازم است و حضورشان معمولاً صحنهها را از سکون نجات میدهد.
« این رویکرد گاه به سود فیلم تمام میشود، اما در بسیاری لحظهها نیز جای شخصیتپردازی و ظرافت کمدی را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، شیمی بازیگران نمیتواند جای پرداخت دقیقتر را کاملاً بگیرد. رابطهٔ دو زن بارها از الگوی آشنای «همراهیِ اجباریِ دو قطب مخالف» پیروی میکند و تغییر میان خصومت و همدلی همیشه به اندازهٔ کافی زمینهچینی نمیشود. ازاینرو، لحظههایی که پیوندشان باورپذیرتر میشود بیشتر حاصل توان اجرایی بازیگران است تا تحول سنجیدهٔ فیلمنامه.
کمدی: میان سرزندگی و تکرار فیلم کمدی خود را عمدتاً از تضاد رفتاری دو قهرمان میسازد. کوپر با جدیت بیش از اندازهاش موقعیتهای مضحک را جدی میگیرد و دانیلا با زبان بیپرده و اعتمادبهنفسش واکنشهایی غیرمنتظره نشان میدهد. این فرمول، بهخصوص در برخوردهای نخست، ظرفیت سرگرمکنندهای دارد؛ موقعیتهای تعقیبوگریز نیز فرصت میدهند که شوخی از صرف گفتوگو بیرون بیاید و در حرکت، آشفتگی و اجرای فیزیکی شکل بگیرد.
فیلم گاهی از همین ترکیب نتیجه میگیرد: خطر بیرونی ادامه دارد، اما دو شخصیت همزمان درگیر نزاعهای کوچک خودشاناند. ضعف آنجاست که شوخیها اغلب پیش از آنکه غافلگیرکننده شوند، قابل حدساند. شوخیهای مبتنی بر تفاوتهای شخصیتی پس از چند بار تکرار، نیروی اولیهشان را از دست میدهند و برخی لحظهها بیشتر به اصرار برای خنداندن متکیاند تا ساختن موقعیتی واقعاً بامزه.
لحن پرجنبوجوش فیلم هم همیشه با کیفیت شوخیها همخوان نیست: انرژی اجرا بالاست، اما متن در بعضی صحنهها نمیتواند همان اندازه خلاق باشد. به همین دلیل، واکنش تماشاگر میتواند از خندهٔ صریح تا لبخندی گذرا تغییر کند؛ فیلم از آن دست کمدیهایی است که برای بعضی مخاطبان خوشنشست و برای برخی دیگر تکراری و کماثر خواهد بود.
« بااینحال، شیمی بازیگران نمیتواند جای پرداخت دقیقتر را کاملاً بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
داستان و شخصیتپردازی: سادگیِ سودمند، سادگیِ محدودکننده طرح داستانی، مسیری آشنا دارد: مأموریت حفاظتی، بههمخوردن برنامه، فرار از تعقیبکنندگان و اعتماد تدریجی میان دو همراه نامحتمل. این سادگی در آغاز امتیاز است، زیرا فیلم تماشاگر را سریع وارد ماجرا میکند و برای توضیح سازوکارهای پیچیدهٔ جنایی وقت زیادی نمیگیرد.
قصه بهسرعت از موقعیتی به موقعیت دیگر میرسد و تماشاگر برای دنبالکردن خط اصلی به تمرکز سنگینی نیاز ندارد. اما همین سادگی گاه به سطحیبودن میانجامد. انگیزههای شخصیتها عموماً روشن و مستقیماند، ولی فرصت چندانی برای کاوش در پیامدهای عاطفی یا اخلاقی موقعیتشان فراهم نمیشود. دانیلا بیش از اندازه به ویژگیهای نمایشی و برونگرایانهاش وابسته میماند و کوپر نیز مدت زیادی در محدودهٔ همان مأمور خشک و ناموفق حرکت میکند.
تغییرهایشان قابل تشخیص است، اما همیشه از دل تجربههای داستانی بهشکلی محکم و تدریجی برنمیآیند. برخی گرهها نیز با آسانی و شتابی حل میشوند که تعلیق را کمرنگ میکند. داستان بیشتر بهانهای برای انتقال قهرمانان به صحنهٔ بعدی است تا ساختاری که تنش و تحول را با دقت روی هم بنا کند. اکشن و ریتم: حرکت فراوان، انسجام کمتر «Hot Pursuit» از جنس فیلمهایی است که میخواهد فرصتهای طولانی برای مکث باقی نگذارد.
جاده، فرار و برخوردهای پیدرپی، بستر مناسبی برای یک کمدی همراه با تعقیبوگریز فراهم میکنند و از رخوت کامل فیلم جلوگیری میشود. تعقیبها اغلب وسیلهای برای افزایش فشار بر دو شخصیت و بیرونکشیدن واکنشهای بامزه از آنها هستند؛ بنابراین اکشن نقش مکمل کمدی را دارد، نه اینکه مستقل از آن مسیر پرتنش و حسابشدهای بسازد.
« قصه بهسرعت از موقعیتی به موقعیت دیگر میرسد و تماشاگر برای دنبالکردن خط اصلی به تمرکز سنگینی نیاز ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
باوجوداین، تندیِ حرکت همیشه معادل ریتم خوب نیست. بعضی بخشها بهسرعت از حادثهای به حادثهٔ دیگر میپرند، درحالیکه برخی انتقالها کشدارتر از نیازشان به نظر میرسند. ناهماهنگی میان این دو حالت باعث میشود فیلم گاه پرشتاب و گاه بیجهت شتابزده جلوه کند. همچنین وقتی خطرها بهسرعت رفع میشوند یا شخصیتها بدون زمینهٔ کافی از گرفتاریای به گرفتاری بعدی میرسند، تعقیبها وزن دراماتیک خود را از دست میدهند.
فیلم سرگرمیِ آنی را بر انسجام کامل ترجیح میدهد؛ انتخابی که با مقصود سبک آن سازگار است، اما دامنهٔ هیجانش را محدود میکند. لحن و نگاه فیلم لحن سرخوش اثر، تماشاگر را دعوت میکند که ماجرا را چندان جدی نگیرد. خشونت و خطر در داستان حضور دارند، اما فیلم معمولاً نمیخواهد بار سنگینی از واقعگرایی یا اضطراب بر دوش آنها بگذارد.
این فاصلهگذاری به کمدی اجازه میدهد آزادانهتر عمل کند و موقعیتهای نامعقول را بخشی از بازی بداند. از سوی دیگر، همین رویکرد گاهی فرصت بهرهگیری از تضاد میان شوخی و خطر واقعی را از بین میبرد؛ فیلم بهندرت میکوشد نشان دهد که فرار و بیاعتمادی چه اثری بر روان دو شخصیت دارد. نگاه اثر به دو قهرمان نیز بیش از آنکه بر پیچیدگی فردی آنها استوار باشد، به تقابل نمایشیشان متکی است.
کوپر نماد نظم و احتیاط است و دانیلا نماد آشوب و بیپروایی؛ هر دو به اندازهای پررنگاند که صحنه را زنده کنند، اما بهندرت از این نقشهای کارکردی فراتر میروند. در نتیجه، فیلم در نشاندادن همراهی زنان در مرکز یک کمدی اکشن جاذبهای دارد، ولی شخصیتهایش را آنقدر گسترش نمیدهد که این انتخاب به تجربهای تازه و عمیق بدل شود.
« باوجوداین، تندیِ حرکت همیشه معادل ریتم خوب نیست. »
قوتها و کاستیها
تماشای مناسب برای چه مخاطبی است؟ این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از کمدیهای سبکِ جادهای و همراهی دو شخصیت متضاد لذت میبرند و از قصه انتظار پیچیدگی یا اصالت فراوان ندارند. حضور ویدرسپون و ورگارا، ریتم نسبتاً پرتحرک و فضای کمتکلف، تماشای فیلم را آسان میکند؛ لازم نیست مخاطب همهٔ جزئیات را موشکافانه دنبال کند تا از منطق کلی ماجرا سر دربیاورد.
اگر شیمی دو بازیگر و شوخیهای موقعیتی برای تماشاگر جذاب باشد، فیلم میتواند یک سرگرمی گذرا و خوشنیت فراهم کند. اما کسانی که کمدی را با شوخیهای دقیق و پیوسته میسنجند، یا در یک فیلم اکشنکمدی به تعلیق منسجم و شخصیتپردازی چندلایه نیاز دارند، احتمالاً با محدودیتهای اثر روبهرو میشوند.
«Hot Pursuit» بیشتر متکی به حضور بازیگران و انرژی موقعیتهاست تا فیلمنامهای که در هر بخش ایدهای تازه عرضه کند. بنابراین ارزش تماشایش به انتظاری بستگی دارد که مخاطب از آن دارد: سرگرمی بیدردسر، نه کمدیِ ماندگار یا قصهای که پس از پایان ذهن را به خود مشغول کند. جمعبندی «Hot Pursuit» کمدیِ تعقیبوگریزی است که بهترین داراییاش همراهی پرجنبوجوش رِیس ویدرسپون و سوفیا ورگارا است.
تقابل کوپر و دانیلا به فیلم انرژی میدهد و گاه شوخیها و موقعیتهایش بهخوبی از این تضاد بهره میگیرند. در مقابل، تکرار الگوهای کمدی، سطحیماندن شخصیتها و حل سرسری برخی گرهها مانع میشود اثر از محدودهٔ سرگرمی سبک فراتر برود. فیلم نه شکست کامل در خنداندن است و نه نمونهای درخشان از کمدی اکشن؛ نتیجهاش تجربهای نابرابر است که لحظههای سرزندهاش بیش از هر چیز بر دوش بازیگران قرار دارد.
« تقابل کوپر و دانیلا به فیلم انرژی میدهد و گاه شوخیها و موقعیتهایش بهخوبی از این تضاد بهره میگیرند. »
جمعبندی
اگر مقصد، تماشای فیلمی پرتحرک و کمتوقع برای گذران ساعتی سبک باشد، میتواند کارکرد خود را انجام دهد؛ اما برای داستانی تازه، شوخیهایی پیوسته هوشمندانه یا شخصیتهایی ماندگار، دستاورد چندانی ندارد.
ثبت دیدگاه