نقد و بررسی
نقد You Had Me at Aloha | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به یک آشنایی آشنا «You Had Me at Aloha» محصولی است که از همان آغاز تکلیف خود را روشن میکند: قرار نیست قواعد کمدی رمانتیک را دگرگون کند، بلکه میخواهد با همراهکردن دو شخصیت متضاد و پسزمینهای چشمنواز، تجربهای سبک و خوشحالوهوا بسازد. پیج، تهیهکنندهای منظم و محتاط، ناگهان مسئولیت اجرای برنامهای دربارهٔ سفر را بر عهده میگیرد؛ اما شبکه بن را نیز بهعنوان مجری همکار او برمیگزیند، مردی خودانگیخته که به برنامهریزی خشک علاقهای ندارد.
تقابل این دو، موتور اصلی داستان است: اختلاف دربارهٔ شیوهٔ اجرای برنامه به کلکل، همکاری ناگزیر و سرانجام شکلگیری عاطفه راه میبرد. این چارچوب برای مخاطب آشناست؛ از همان ابتدا میتوان حدس زد که تنش حرفهای به نزدیکی شخصی تبدیل خواهد شد. فیلم هم تلاشی برای پنهانکردن این پیشبینیپذیری نمیکند.
پرسش اصلی، بنابراین، نه «چه اتفاقی میافتد؟»، بلکه این است که آیا پیج و بن آنقدر جذاب و باورپذیر هستند که مسیر آشنای رابطهشان تماشایی بماند. فیلم در بخشهایی پاسخ مثبت میدهد، اما در همهٔ لحظات نه. داستان دربارهٔ هممیزبانی پیج و بن در برنامهای گردشگری در هاوایی است و تضاد شیوههای کاری آنها را به موضوعی محوری بدل میکند.
دو قطب متضاد، یک زوج آشنا پیج و بن بر دو سر طیفی قرار میگیرند که کمدیهای رمانتیک بارها از آن بهره بردهاند: نظم در برابر بداهه، احتیاط در برابر جسارت، و پیشبینیپذیری در برابر ماجراجویی. این دوگانگی بهخودیخود تازه نیست، اما امکان ایجاد موقعیتهای کمیک را فراهم میکند. بن با انرژی و اعتمادبهنفسش برنامه را از قالبهای ازپیشتعیینشده بیرون میکشد؛ پیج نیز با دقت و حس مسئولیت، به آشفتگی احتمالی او حد و مرز میدهد.
« این چارچوب برای مخاطب آشناست؛ از همان ابتدا میتوان حدس زد که تنش حرفهای به نزدیکی شخصی تبدیل خواهد شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشمکش میانشان بیش از آنکه دشمنی واقعی باشد، اختلافی دربارهٔ این است که چگونه میتوان برنامهای جذاب ساخت. بهترین لحظههای فیلم معمولاً همانهایی هستند که این تضاد را به شوخی و گفتوگو تبدیل میکنند. کلکلها به رابطه ریتم میدهند و اجازه میدهند علاقهٔ دو شخصیت در خلال کار روزمره آشکار شود، نه فقط در صحنههایی که آشکارا برای رمانس طراحی شدهاند.
بااینحال، گاهی رفتار هر دو چنان اغراقآمیز میشود که شوخی به جای آنکه از شخصیتها برخیزد، صرفاً برای پیشبردن موقعیت نوشته شده به نظر میرسد. فیلم زمانی موفقتر است که به آنها اجازه میدهد همزمان لجباز، بامزه و حرفهای باشند؛ و زمانی ضعیفتر که تضادشان را بیدلیل تکرار میکند.
شیمی بازیگران و ظرافت رابطه Pascale Hutton و Kavan Smith مهمترین امتیاز روایی فیلماند. پیوند میانشان از جنس تفاهم ناگهانی و بیمقدمه نیست؛ ابتدا واکنش به اختلافهای یکدیگر را میبینیم و سپس، بهتدریج، نشانههای توجه و احترام پدیدار میشوند. همین آهستگی به رابطه گرمایی دلپذیر میدهد.
در بعضی صحنهها، یک نگاه یا مکث کوتاه بیش از دیالوگهای توضیحی کار میکند و نشان میدهد که بازیگران میتوانند از فرمولی آشنا، لحظاتی زنده و صمیمی بسازند. بااینهمه، کند پیشرفتن رابطه همیشه به معنای پرداخت دقیق آن نیست. گاهی فیلم میان دو وضعیت معلق میماند: هنوز به اندازهٔ کافی به شخصیتها عمق نداده تا نزدیکیشان کاملاً ریشهدار شود، اما آنقدر هم پیش نمیرود که مخاطب پیوسته منتظر تحول تازهای بماند.
« کشمکش میانشان بیش از آنکه دشمنی واقعی باشد، اختلافی دربارهٔ این است که چگونه میتوان برنامهای جذاب ساخت. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه آن است که بعضی صحنهها حس میکنند تنها برای حفظ فاصلهٔ زمانی تا مرحلهٔ بعدی رابطه طراحی شدهاند. شیمی بازیگران این خلأ را تا اندازهای جبران میکند، اما نمیتواند جای تحول شخصیتی پرمایهتر را بگیرد. هاوایی؛ منظرهای جذاب با حضوری محدود هاوایی در این فیلم فقط پسزمینهای تزئینی نیست؛ زیبایی طبیعی جزیرهها به اثر رنگ، نور و فضای تعطیلاتی میبخشد و در مقام تماشاگر، گاه چشماندازها بیش از خود برنامهٔ تلویزیونیِ درون داستان توجه را جلب میکنند.
نماهای ساحلی و فضای گرم محل فیلمبرداری، برای اثری سبک و خانوادگی مناسباند و از یکنواختشدن کامل فضا جلوگیری میکنند. فیلم در هونولولو و هاوایی فیلمبرداری شده است؛ حضور این مکان واقعی، به تصاویرش جذابیتی ملموس میدهد. اما میان زیبا نشاندادن یک مکان و شناختن آن تفاوتی وجود دارد.
فیلم بیشتر از آنکه به هاوایی بهعنوان جامعهای زنده و دارای فرهنگ و تجربهٔ تاریخی مستقل نزدیک شود، از آن همچون مقصدی رؤیایی برای یک برنامهٔ سفر استفاده میکند. خود برنامهٔ خیالی نیز گاهی به کلیشههای آشنای تلویزیونی دربارهٔ «رنگارنگبودن» و جاذبههای محلی تکیه دارد. این انتخاب با ماهیت سرگرمکننده و سبک فیلم سازگار است، ولی ظرفیت لوکیشن را محدود میکند: جزیرهها بسیار دیده میشوند، اما کمتر بهعنوان جهان اجتماعی و فرهنگی بررسی میشوند.
از همین رو، منظرهها چشمنوازند، ولی حضورشان همیشه به عمق داستان کمک نمیکند. ریتمی که دیر جان میگیرد نیمهٔ نخست فیلم بیش از اندازه به معرفی تقابلها و تکرار اختلافهای پیج و بن وابسته است. ما زود درمییابیم که یکی برنامهریز است و دیگری اهل خطر؛ اما فیلم چندین بار به همان نکته بازمیگردد، بیآنکه هر بار اطلاعات تازه یا تغییری معنادار به رابطه بیفزاید.
« نتیجه آن است که بعضی صحنهها حس میکنند تنها برای حفظ فاصلهٔ زمانی تا مرحلهٔ بعدی رابطه طراحی شدهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به این ترتیب، بخشی از زمان به جای گسترش شخصیتها صرف تثبیت ویژگیهایی میشود که از ابتدا روشن بودهاند. برای مخاطبی که با کمدی رمانتیکهای تلویزیونی آشناست، این تکرار میتواند انتظار برای شروع واقعی داستان را طولانی کند. در ادامه، وقتی همکاریِ دو شخصیت کمی روانتر میشود و برنامهٔ تلویزیونی بهانهای برای کنارهمبودنشان فراهم میآورد، فیلم سرزندهتر به نظر میرسد.
بااینحال، این بهبود کامل نیست: روایت همچنان به الگوی شناختهشدهٔ سوءتفاهم، تردید و نزدیکشدن متکی میماند. مسئله آن نیست که یک عاشقانه باید پیچیده یا غیرمنتظره باشد؛ بلکه حتی داستانی ساده هم به ریتمی نیاز دارد که هر صحنه را ضروری جلوه دهد. اینجا برخی موقعیتها بیش از آنکه رابطه را جلو ببرند، زمان میخرند.
فیلمنامه، پایانبندی و حد و مرزهای فرمول فیلمنامه در ساختن صحنههای سبک و قابلتماشا بهتر عمل میکند تا در پیونددادن آنها به یک مسیر عاطفی کاملاً قانعکننده. گفتوگوهای پیج و بن گاهی طبیعی و خوشضرباند، اما برخی از کشمکشها تنها به این دلیل ادامه مییابند که داستان به مانعی نیاز دارد.
در نتیجه، انگیزهها و واکنشها همیشه به اندازهٔ کافی از شخصیتها برنمیآیند؛ گاه احساس میشود فیلمنامه آنها را به نقطهای میرساند که قصه برای حرکت بعدی لازم دارد. همین ضعف در پایانبندی نیز اثر میگذارد. بدون ورود به جزئیات پایانی، میتوان گفت جمعشدن مسائل عاطفی و شغلی در مسیر نهایی برای رسیدن به رضایتبخشیِ مورد انتظار این ژانر شتاب میگیرد.
« به این ترتیب، بخشی از زمان به جای گسترش شخصیتها صرف تثبیت ویژگیهایی میشود که از ابتدا روشن بودهاند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میخواهد پایانی گرم و امیدوارکننده داشته باشد، اما زمینهچینی آن به اندازهای نیست که هر چرخش و تصمیم را کاملاً باورپذیر کند. این کماقناعی، بیش از آنکه نتیجهٔ اجرای بازیگران باشد، به کمرمقی ساختار داستان بازمیگردد: فیلم نشانههای کافی از تغییر میدهد، اما همیشه آنها را تا نتیجهای محکم دنبال نمیکند.
جمعبندی «You Had Me at Aloha» فیلمی خوشمنظره و خوشقلب است که بر جذابیت دو بازیگر اصلی و فضای دلنشین هاوایی تکیه دارد. رابطهٔ پیج و بن، بهویژه در لحظههایی که به کلکلهای بامزه و همکاری واقعی بدل میشود، از فیلم انرژی میگیرد؛ اما قصهٔ آشنای آن، ریتم کند نیمهٔ نخست و پایانبندی نهچندان متقاعدکننده، مانع از آن میشوند که اثر به چیزی فراتر از یک سرگرمی سبک تبدیل شود.
تماشای فیلم برای کسی که از عاشقانههای آرام، شوخیهای ملایم و چشماندازهای سفر لذت میبرد، میتواند تجربهای خوشایند باشد. بااینحال، بهتر است انتظار روایتی تازه یا تصویری عمیق از هاوایی نداشته باشد. فیلم در همان محدودهای موفق است که برای خود انتخاب کرده: اثری ساده و دلنشین که گاه به کمک شیمی بازیگران و گاه به یاری منظرههایش از فرمولی بارها آزمودهشده جان میگیرد.
« بااینحال، بهتر است انتظار روایتی تازه یا تصویری عمیق از هاوایی نداشته باشد. »
ثبت دیدگاه