نقد و بررسی
نقد پسربچهٔ بیپرده (A Straightforward Boy) | 1929
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و زمینهٔ شکلگیری آن «A Straightforward Boy» از دورهای میآید که یاسوجیرو اوزو هنوز در سینمای صامت و قالبهای کمدی کوتاه تجربهاندوزی میکرد. فیلم در اصل حدود سیوهشت دقیقه بوده، اما نسخهٔ بازمانده تنها بخشی از آن را در اختیار تماشاگر میگذارد؛ همین ناتمامی، تماشای اثر را به مواجهه با قطعهای از تاریخ سینما بدل میکند.
با این همه، آنچه باقی مانده صرفاً سندی آرشیوی نیست: در همین بخش کوتاه نیز میتوان نیروی کمیک موقعیت، دقت در واکنشها و علاقهٔ اوزو به مشاهدهٔ رفتارهای روزمره را دید. این فیلم اقتباسی آزاد از داستان «باجگیری سرخپوست» نوشتهٔ او. هنری است و نقش محوری پسربچه را تومیو آئوکی بازی میکند؛ بازیگری که حضورش به مرکز ثقل شوخیهای فیلم بدل میشود.
موقعیت ساده، موتور کمدی نیرومند طرح فیلم بر وارونگی یک انتظار آشنا بنا شده است: آدمربا گمان میکند با ربودن پسربچه، کنترل اوضاع را به دست گرفته، اما خیلی زود درمییابد که خودِ کودک مهمترین منبع آشفتگی است. این جابهجایی نقشها، هستهٔ کمدی را میسازد. در ظاهر، بزرگسالان صاحب قدرتاند؛ آنها نقشه میکشند و تصمیم میگیرند.
« این فیلم اقتباسی آزاد از داستان «باجگیری سرخپوست» نوشتهٔ او. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما در عمل، انرژی بیقرار کودک قواعد آنها را برهم میزند و ابتکار عمل را از دستشان خارج میکند. جذابیت ایده در پیچیدگی داستانی نیست، بلکه در ظرفیت آن برای تولید موقعیتهای تازه است. هر بار که آدمربا میکوشد نظم برقرار کند، شخصیت پرجنبوجوش پسر راهی برای اخلال پیدا میکند. بنابراین خنده بیش از آنکه از غافلگیریهای روایی بزرگ برخیزد، از فاصلهٔ میان تصور بزرگسالان از اقتدار خود و واقعیتِ نافرمانی کودکانه سرچشمه میگیرد.
فیلم این فاصله را با لحنی سبک و بازیگوشانه میکاود و تماشاگر را به تماشای فرسودهشدن تدریجی نقشهٔ آدمربا دعوت میکند، بیآنکه نیاز داشته باشد موقعیت را بیش از اندازه پیچیده کند. تومیو آئوکی و نیروی بازی بدنی بخش مهمی از کامیابی کمدی به حضور تومیو آئوکی وابسته است. بازی او پرتحرک و جسورانه است، اما اثرگذاریاش تنها به جنبوجوش فیزیکی محدود نمیشود.
صورتپردازیها، نگاهها و واکنشهای سریعش به پسر شخصیتی میبخشند که از همان ابتدا رامشدنی به نظر نمیرسد. کودک در اینجا صرفاً موضوعی برای شوخی بزرگسالان نیست؛ خود به عامل فعال کمدی بدل میشود و با شیطنت و سرسختیاش، صحنه را از آنِ خویش میکند. در سوی دیگر، بازیگرانی که نقش آدمربا و همراهان او را بر عهده دارند، با واکنشهایشان به رفتار پسر، شوخیها را کامل میکنند.
« اما در عمل، انرژی بیقرار کودک قواعد آنها را برهم میزند و ابتکار عمل را از دستشان خارج میکند. »
شخصیتها و اجرا
کمدی زمانی شکل میگیرد که حرکت یا ادا از یک سو رخ میدهد و در چهرهٔ دیگری با سردرگمی، خستگی یا درماندگی پاسخ مییابد. فیلم از این تضاد بهره میبرد: کودک با آزادی و بیاعتنایی حرکت میکند، در حالی که بزرگسالان ناچارند پیوسته خود را با پیامدهای رفتارش وفق دهند. این تقابل، به اثر ضرباهنگ میدهد و مانع میشود شوخیها تنها به نمایش حرکات پراکنده محدود بمانند.
زبان تصویری و اقتصاد روایت چون فیلم صامت است، بار روایت بر دوش تصویر، حرکت و میاننویسها قرار دارد. این محدودیت، در کمدی فیزیکی اثر به امتیاز تبدیل میشود. تماشاگر برای فهمیدن کشمکش، بیش از هر چیز به بدنها و واکنشها نگاه میکند: اینکه چه کسی مسیر حرکت دیگری را سد میکند، چه کسی در پی حفظ آرامش است و چه کسی بیآنکه قصدی جدی داشته باشد، نظم را به هم میریزد.
کمدی در این لحظهها خوانا و مستقیم است و به توضیح کلامی فراوان نیاز ندارد. اوزو در این اثر هنوز به زبان بصری مینیمال و پختهٔ آثار متأخرش نرسیده است؛ بهتر است فیلم را در مقام نمونهای از یک دورهٔ آغازین و تجربهگرایانه دید، نه معیاری برای سنجش تمام کارنامهٔ او. آنچه در دسترس است، بیش از آنکه یک ساختار دراماتیک گسترده عرضه کند، مجموعهای از موقعیتهای دیداری و برخوردهای کمیک را پیش میبرد.
« این تقابل، به اثر ضرباهنگ میدهد و مانع میشود شوخیها تنها به نمایش حرکات پراکنده محدود بمانند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اقتصاد روایی با کوتاهی و سادگی داستان تناسب دارد، هرچند در نسخهٔ موجود، گسستهای ناشی از فقدان بخشهایی از فیلم نیز بر پیوستگی تجربه اثر میگذارند. طنز و مناسبات قدرت زیر ظاهر سبک و کودکانهٔ اثر، بازی کوچکی با مفهوم قدرت جریان دارد. آدمربا به سبب جایگاه بزرگسالیاش انتظار فرمانبرداری دارد؛ اما کودک از پذیرفتن نقشی که برایش تعیین شده سر باز میزند.
این سرپیچی نه به شکل مبارزهای جدی، بلکه از مسیر رفتارهای بازیگوشانه و غیرقابلپیشبینی ظاهر میشود. از همین رو، طنز فیلم فقط به دردسرهای روزمرهٔ آدمربا محدود نمیماند؛ همچنین اقتدار او را به پرسش میگیرد و نشان میدهد که کنترلکردن دیگران، حتی در سادهترین موقعیتها، چندان آسان نیست.
با این حال، فیلم این ایده را به تأملی اجتماعی یا روانشناختی گسترده تبدیل نمیکند. کودک بیشتر نیرویی کمیک و پرتحرک است تا شخصیتی با جهان درونی پیچیده. همین رویکرد برای ساختن کمدی کوتاه کارآمد است، اما ممکن است برای تماشاگری که در پی مضمونپردازی عمیق یا تحول شخصیتهاست، محدودکننده باشد.
« طنز و مناسبات قدرت زیر ظاهر سبک و کودکانهٔ اثر، بازی کوچکی با مفهوم قدرت جریان دارد. »
قوتها و کاستیها
اثر در درجهٔ نخست میخواهد سرگرم کند و از همین راه، تصویری مختصر و سرزنده از برخورد اقتدار بزرگسالان با سرکشی کودکانه بسازد. نسخهٔ ناقص و تجربهٔ تماشا مهمترین محدودیت فیلم، وضعیت نسخهٔ باقیمانده است. از نسخهٔ اصلی حدود سیوهشتدقیقهای، تنها قطعهای کوتاه در دسترس مانده و این فقدان بر امکان داوری دربارهٔ ساختار کامل اثر اثر میگذارد.
بعضی گذارها و پیوندهای روایی در نسخهٔ موجود ممکن است شتابزده یا ناتمام جلوه کنند؛ این ویژگی را باید از ضعفهای طراحی اولیهٔ فیلم جدا کرد. تماشاگر با اثری روبهروست که بخشی از بافت اصلیاش از دست رفته است، نه لزوماً با نسخهای که تمام انتخابهای روایی فیلمساز را بهطور کامل نشان میدهد.
از سوی دیگر، شوخیهای بدنی و بازی اغراقآمیز، اگر با ذائقهٔ تماشاگر هماهنگ نباشند، ممکن است تکراری یا کمجاذبه به نظر برسند. این نوع کمدی به ریتم، تازگی حرکت و کیفیت واکنشها وابستگی زیادی دارد؛ هرگاه تماشاگر با این قرارداد همراه نشود، بخش قابل توجهی از نیروی اثر نیز کاهش مییابد.
« نسخهٔ ناقص و تجربهٔ تماشا مهمترین محدودیت فیلم، وضعیت نسخهٔ باقیمانده است. »
جمعبندی
سادگی داستان هم به همین دوگانگی دامن میزند: فیلم برای لذتبردن از لحظههای کمیک طراحی شده، نه برای ساختن لایههای متعدد معنایی. جمعبندی «A Straightforward Boy» فیلمی کوتاه، سبک و سرزنده است که نیروی اصلیاش را از یک ایدهٔ کمیک روشن و حضور پرانرژی تومیو آئوکی میگیرد. تقابل میان پسربچهٔ سرسخت و آدمربایی که نمیتواند او را مهار کند، فرصت مناسبی برای شوخیهای تصویری و واکنشهای بامزه فراهم میآورد.
فضای صمیمی اثر و اتکایش به کمدی بدنی، آن را به نمونهای دلنشین از تجربههای آغازین اوزو در سینمای صامت بدل میکند. در عین حال، داستان عمق محدودی دارد و نسخهٔ ناقص، تصویر کاملی از ریتم و ساختمان فیلم اصلی به دست نمیدهد. این کاستیها از ارزش تاریخی و سرگرمکنندهٔ بخش بازمانده نمیکاهند، اما در تعیین انتظار تماشاگر اهمیت دارند.
فیلم بیش از آنکه اثری پیچیده و تأملبرانگیز باشد، فرصتی است برای تماشای یک کشمکش ساده که با بازیگوشی و انرژی اجرا شده؛ اثری که در مقیاس کوچک خود موفق میشود از نافرمانی کودکانه، کمدیای گرم و بهیادماندنی بسازد.
« در عین حال، داستان عمق محدودی دارد و نسخهٔ ناقص، تصویر کاملی از ریتم و ساختمان فیلم اصلی به دست نمیدهد. »
ثبت دیدگاه