نقد و بررسی
نقد The Trouble with Being Born | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که از فقدان ساخته شده است «The Trouble with Being Born» فیلمی علمیتخیلی است، اما نه از آن نوعی که آینده را با فناوریهای پرزرقوبرق و پیشرفتهای خیرهکننده تصویر میکند. جهان فیلم کوچک، خاموش و منزوی است: خانهای در دل طبیعت، استخری آرام و جنگلی که گویی مرز میان واقعیت و رؤیا را محو میکند.
در این فضا، اندرویدی به نام اِلی با مردی زندگی میکند که او را «پدر» میخواند. خاطراتی که اِلی بازمیگوید، برای مرد معنایی عاطفی و حیاتی دارند؛ اما برای خود او چیزی جز اطلاعاتی برنامهریزیشده نیستند. همین شکاف میان یادآوری و تجربه، هستهٔ اندیشمندانهٔ فیلم را شکل میدهد. فیلم از همان آغاز ما را به پرسشی ناآرامکننده نزدیک میکند: اگر خاطرهای را به ذهن موجودی مصنوعی منتقل کنیم، آیا آن خاطره به بخشی از هویت او بدل میشود؟
یا همچنان متعلق به کسی است که آن را ساخته و به او سپرده است؟ «The Trouble with Being Born» پاسخ آسانی عرضه نمیکند. در عوض، ما را در وضعیتی قرار میدهد که در آن نزدیکی و بیگانگی، مراقبت و سلطه، خاطره و جعل، پیوسته در هم میآمیزند. روایت گسسته و تجربهٔ تماشاگر ساختار فیلم بیش از آنکه بر پیشبرد خطی داستان تکیه کند، بر گسست و تداعی استوار است.
روایت در بخشهایی حرکت میکند که به هم پیوستگی متعارف ندارند و تماشاگر باید از میان تصویرها، مکثها و تکرارها، نسبت میان شخصیتها را دریابد. این انتخاب با موضوع اثر تناسب دارد: وقتی خاطرهای از صاحب اصلیاش جدا شده و در پیکری دیگر بازتولید میشود، روایت نیز از ثبات و پیوستگی معمول فاصله میگیرد.
« در این فضا، اندرویدی به نام اِلی با مردی زندگی میکند که او را «پدر» میخواند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین گسست گاه به بهای انسجام تمام میشود. فیلم علاقهای به توضیح دادن سازوکار جهان خود ندارد و بسیاری از پرسشها را باز میگذارد. این ابهام میتواند تماشاگر را به مشارکت فعال در معناپردازی وادارد، اما گاهی نیز چنین مینماید که اثر بهجای تعمیق راز، از روشنکردن مسیر خود سر باز میزند.
برای کسی که انتظار روایتی علتومعلولی و پاسخگو دارد، این تجربه احتمالاً دشوار خواهد بود. خاطره، هویت و اندوه فیلم در ظاهر دربارهٔ یک اندروید است، اما پرسشهایش به تجربهای کاملاً انسانی بازمیگردد: آیا ما چیزی جز خاطراتمان هستیم؟ شخصیتها در این اثر میکوشند حضور غایبان را از راه بازسازی و تکرار زنده نگه دارند؛ گویی اگر صدا، رفتار یا خاطرهای به اندازهٔ کافی دقیق بازآفرینی شود، فقدان نیز مهار خواهد شد.
اما فیلم نشان میدهد که بازتولید خاطره با بازگرداندن شخص یکی نیست. اِلی خاطراتی را بازمیگوید که به او تعلق ندارند؛ بااینحال، تکرار مداوم آنها بر رفتار و جایگاهش اثر میگذارد. در اینجا، اندروید نه صرفاً وسیلهای برای طرح پرسشی دربارهٔ هوش مصنوعی، بلکه آینهای برای سازوکارهای انسانی است: ما نیز گاهی دیگران را از خلال تصورات، نیازها و یادهای خود میبینیم و به آنها نقشی میدهیم که از پیش برایشان نوشتهایم.
فیلم از همین مسیر، سوگ را نه فقط واکنشی به غیاب، بلکه نیرویی مینمایاند که میتواند واقعیت را به سود خواستههای بازمانده بازآرایی کند. بدن، قدرت و مرز اخلاقی رابطهٔ محوری فیلم عمداً ناراحتکننده است و باید آن را بیپرده، اما بدون sensationalism، در مرکز بحث قرار داد. مردی بالغ با اندرویدی زندگی میکند که در هیئت کودکی ساخته شده و او را «پدر» مینامد؛ درعینحال، فیلم رابطهای جنسی و آزارگرانه را تلویحاً پیش میکشد.
« بااینحال، همین گسست گاه به بهای انسجام تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
این وضعیت تنها یک تحریک روایی یا عنصر جنجالی نیست؛ پرسشی اخلاقی دربارهٔ قدرت، رضایت و تبدیل دیگری به ابزار است. موجودی که خاطرات و رفتارهایش به دست صاحبش برنامهریزی شده، تا چه اندازه امکان خواستن یا امتناع دارد؟ و آیا فقدان و اندوه میتوانند چیزی را که در اساس بهرهکشی است، توجیه کنند؟
فیلم در پرهیز از نمایش صریح، تا حدی فاصلهای انتقادی حفظ میکند؛ اما این فاصله همیشه کافی نیست. برای برخی تماشاگران، حضور طولانی این رابطه ممکن است اندیشههای مربوط به سوگ و هویت را زیر سایه ببرد و واکنشی شدیداً ناخوشایند برانگیزد. این واکنش را نمیتوان صرفاً نشانهٔ بدفهمی اثر دانست.
فیلم موضوعی را انتخاب کرده که بار اخلاقی آن چنان سنگین است که هر تصمیمی در میزانسن، مدت مکثها و زاویهٔ نگاه، به داوری مخاطب شکل میدهد. خانه و جنگل؛ دو قلمرو روانی خانهٔ منزوی فیلم، فضایی بسته و کنترلشده است. زندگی در آن با عادتها و تکرارها پیش میرود؛ گویی همهچیز برای نگهداشتن جهان در وضعی ثابت طراحی شده است.
استخر و سکوت خانه آرامشی ظاهری میسازند، اما این آرامش از جنس آسودگی نیست؛ بیشتر یادآور نظمی شکننده است که حضور یک دیگریِ واقعی میتواند برهمش زند. در برابر خانه، جنگل قرار دارد: فضایی رازآلود، نامتعین و کمتر تابع ارادهٔ انسان. با ورود روایت به این قلمرو، مرز میان خاطره و اکنون، هویت و نقش، بیش از پیش لغزان میشود.
« موجودی که خاطرات و رفتارهایش به دست صاحبش برنامهریزی شده، تا چه اندازه امکان خواستن یا امتناع دارد؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند خانه و جنگل از نقاط قوت شاعرانهٔ فیلم است؛ طبیعت در اینجا پسزمینهای تزیینی نیست، بلکه امتداد حالوهوای روانی اثر است. خانه میکوشد گذشته را در حصار نگه دارد و جنگل امکان رهایی از آن حصار را تداعی میکند، هرچند این رهایی نیز تضمینی برای آسودگی یا کشف حقیقت نیست. تصویر و صدا؛ زیباییِ ناآرام فیلمبرداری، ترکیببندیهای سنجیده و قاببندی محدود، به اثر کیفیتی سرد و ناآشنا میبخشند.
بسیاری از صحنهها بهجای آنکه با حرکت پرشتاب دوربین یا برشهای پرتحرک پیش بروند، بر مشاهده و مکث تکیه دارند. نتیجه، جهانی است که در آن حتی لحظههای روزمره اندکی غیرطبیعی به نظر میرسند؛ انگار همهچیز بازسازی شده، نه آنکه بیواسطه در حال رخدادن باشد. این حس با وضعیت اِلی و خاطرات ازپیشکاشتهشدهاش هماهنگی دارد.
فضای صوتی نیز در ساختن این بیگانگی سهم مهمی دارد. سکوتها و صداهای محیطی، خلأ عاطفی میان شخصیتها را برجسته میکنند و به تعلیق آرام فیلم نیرو میبخشند. بازیها نیز با مهار و کمگویی پیش میروند. شخصیت اِلی قرار نیست با واکنشهای نمایشی یا توضیحهای پرشمار، تجربهٔ درونی خود را برای مخاطب روشن کند؛ بخش مهمی از تأثیر بازی در فاصلهای است که میان رفتار کودکانه و حضور مصنوعی او شکل میگیرد.
این ظرافت، فضای وهمآلود اثر را تقویت میکند، هرچند ممکن است برای برخی مخاطبان به سردی عاطفی بینجامد. ریتم و محدودیتهای اثر کندی ریتم در «The Trouble with Being Born» انتخابی فرمی است، نه صرفاً پیامد کمبود رویداد. تکرار و سکون، ما را در تجربهٔ جهانی گرفتار میکنند که در آن زمان به حرکت آزادانهٔ خود ادامه نمیدهد و گذشته مدام در لحظهٔ اکنون بازپخش میشود.
« بسیاری از صحنهها بهجای آنکه با حرکت پرشتاب دوربین یا برشهای پرتحرک پیش بروند، بر مشاهده و مکث تکیه دارند. »
قوتها و کاستیها
مشکل آنجاست که فیلم همیشه از این سکون نتیجهٔ دراماتیک تازهای بیرون نمیکشد. در بعضی بخشها، تأکید بر فضا و ابهام بهجای افزودن لایهای تازه، همان حس قبلی را امتداد میدهد؛ ازاینرو، فیلم میتواند کشدار و حتی بیهدف به نظر برسد. همچنین، پرسشهای مهم اثر گاه بیش از آنکه در درام بسط یابند، بهصورت معماهایی رها میشوند.
این انتخاب با جهان مبهم فیلم سازگار است، اما برای همه قانعکننده نیست. بیننده ممکن است احساس کند اثر به پیچیدگی اخلاقی موضوع اشاره میکند، بیآنکه همواره برای مواجههٔ کامل با پیامدهای آن زمان یا ابزار کافی فراهم آورد. جمعبندی «The Trouble with Being Born» فیلمی سرد، تأملبرانگیز و عمداً ناآرامکننده است؛ اثری که علمیتخیلی را بهانهای برای بررسی اندوه، هویت، خاطره و مناسبات قدرت میکند.
مهمترین دستاوردش در پیوند فضای بصری وهمآلود با پرسشی اخلاقی است: آیا ساختن نسخهای از یک غایب میتواند فقدان را درمان کند، یا فقط شکل تازهای از انکار و سلطه میآفریند؟ در برابر این دستاورد، روایت گسسته، ریتم کند و ابهامهای حلنشده قرار دارند؛ ویژگیهایی که ممکن است برای گروهی از تماشاگران بخشی از جذابیت فیلم و برای گروهی دیگر مانعی جدی باشند.
همچنین، رابطهٔ آزارگرانهٔ محوری بهقدری سنگین است که میتواند دیگر لایههای اثر را تحتالشعاع قرار دهد. بااینهمه، فیلم تجربهای متعارف یا آسان نمیجوید. ارزش آن بیش از آنکه در پاسخهای نهایی باشد، در باقیگذاشتن پرسشهایی است که پس از پایان تماشا همچنان ناآرام میمانند.
« مشکل آنجاست که فیلم همیشه از این سکون نتیجهٔ دراماتیک تازهای بیرون نمیکشد. »
ثبت دیدگاه