نقد و بررسی
نقد Illustrious Corpses | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به صحنهٔ جرم «Illustrious Corpses» ساختهٔ Francesco Rosi، تریلری سیاسی است که از همان آغاز، جنایت را نه حادثهای منفرد، بلکه نشانهای از بحرانی گستردهتر جلوه میدهد. بازرسی به نام روگاس مأمور پیگیری قتل چند قاضی میشود؛ اما هر گام در مسیر تحقیق، فرضیهای تازه پیش میکشد و مرز میان جرم شخصی و مداخلهٔ قدرت را مبهمتر میکند.
فیلم بهجای آنکه تماشاگر را با معمایی سرراست سرگرم کند، او را در فضایی از بیاعتمادی و ابهام نگه میدارد؛ فضایی که در آن حتی روایت رسمی نیز ممکن است بخشی از مسئله باشد. جذابیت آغازین اثر از همین ناآرامی برمیآید. قتلها بهسرعت بهانهای میشوند برای ورود به جهانی که در آن دستگاههای اداری، نیروهای سیاسی و نهادهای قضایی هر یک ظاهراً حقیقت را میجویند، اما هیچکدام کاملاً از ظن تماشاگر بیرون نمیمانند.
فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و با هر نشانه، برداشت پیشین را اندکی جابهجا میسازد. این روند، حس کشف را زنده نگه میدارد، بیآنکه به هیجان معمول فیلمهای جنایی متکی شود. روگاس؛ ناظر در دل تاریکی لینو ونتورا در نقش روگاس، تصویری از کارآگاهی کمحرف، صبور و دقیق میسازد. جذابیت بازی او نه در نمایشهای پرشور، بلکه در سکوتها و نگاههای سنجیدهاش نهفته است؛ گویی شخصیت پیش از آنکه پرسشی بپرسد، میکوشد وزن پنهان پاسخهای احتمالی را بسنجد.
« جذابیت آغازین اثر از همین ناآرامی برمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روگاس قهرمانی شکستناپذیر یا نابغهای بیخطا نیست. او مأموری است که در مسیر تحقیق، آرامآرام درمییابد مسئله از ظرفیت معمول یک پرونده فراتر میرود. این ویژگی به فیلم امکان میدهد که نگاه روگاس را به ابزار اصلی تعلیق بدل کند. تماشاگر بسیاری از افراد و موقعیتها را به اندازهٔ او میبیند و از همان میزان اطلاعات محدود تأثیر میگیرد.
در عین حال، خویشتنداری شخصیت گاهی به کندی تجربهٔ تماشا میافزاید؛ زیرا فیلم نه با کنش پیوسته، بلکه با مشاهده، مکث و گفتگو پیش میرود. ونتورا این سکون را تا حد زیادی پُرمعنا میکند، هرچند همهٔ بخشهای روایت به یک اندازه از حضور نافذ او بهره نمیبرند. کارگردانی و زبان تصویر یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، تصویرپردازی پاسکوالینو د سانتیس و شیوهٔ میزانسن رُزی است.
قابها اغلب از جزئیات معماری، راهروها، دیوارها و پیکرههای سنگی بهره میگیرند؛ فضاهایی که بهجای پسزمینهای خنثی، بخشی از اندیشهٔ فیلم میشوند. ساختمانهای رسمی در این جهان، هم نشانی از نظم و اقتدارند و هم یادآور سنگینی تاریخیای که بر شخصیتها سایه انداخته است. دوربین با دقتی حسابشده جای میگیرد و گاه فاصلهٔ میان آدمها را چنان برجسته میکند که خودِ فاصله به موضوع صحنه بدل میشود.
« روگاس قهرمانی شکستناپذیر یا نابغهای بیخطا نیست. »
شخصیتها و اجرا
این زیبایی بصری صرفاً آرایش نیست. فیلم از تضاد میان شکوه بناهای کهن و سردی فضای اداری برای ساختن حسی از دوام قدرت استفاده میکند. گویی تشریفات و نهادها از افراد عمر بیشتری دارند و با رفتن یک مسئول، سازوکارها همچنان پابرجا میمانند. ترکیببندیهای دقیق، نگاه را به سوی جزئیاتی هدایت میکنند که شاید در روایت شتابزده نادیده بمانند؛ بااینحال، همین تأکید بر فضا و مکث میتواند ریتم را سنگین کند و بعضی صحنهها را طولانیتر از نیاز دراماتیکشان جلوه دهد.
تریلری سیاسی، نه معمایی صرف «Illustrious Corpses» از چارچوب معمای قتل فراتر میرود، اما این گسترش را با خطابههای صریح و پاسخهای آسان انجام نمیدهد. موضوع اصلی آن فقط این نیست که چه کسی مرتکب جنایت شده است؛ پرسش مهمتر این است که نهادهای قدرت چگونه با حقیقت مواجه میشوند، چه چیزی را قابل پیگیری میدانند و کدام روایت را ترجیح میدهند.
هرچه روگاس جلوتر میرود، تحقیق از یافتن یک فرد مظنون فاصله میگیرد و به مواجهه با ساختاری بدل میشود که ممکن است در آن حقیقت، بسته به مصلحت، شکلهای متفاوتی پیدا کند. فیلم در ترسیم این فضای سیاسی حسابشده عمل میکند. بهجای تبدیل یک سوی منازعه به قهرمان بیچونوچرا، بر سازوکارهای قدرت و هزینههای انسانی آن تمرکز دارد.
« فیلم از تضاد میان شکوه بناهای کهن و سردی فضای اداری برای ساختن حسی از دوام قدرت استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، اثر بیش از آنکه بخواهد دیدگاهی آماده تحویل دهد، موقعیتی نگرانکننده پیش چشم میگذارد: تماشاگر باید میان گفتههای رسمی، نشانههای پراکنده و رفتار شخصیتها پیوند برقرار کند. همین رویکرد، لایهٔ فکری فیلم را غنی میکند، اما برای مخاطبی که انتظار توضیح روشن و تعقیبوگریزهای پرشتاب دارد، ممکن است سرد و دور از هیجان به نظر برسد.
ساختار روایت و مسئلهٔ ریتم فیلم با پیشروی تدریجی خود، حس انباشتهشدن خطر را شکل میدهد. هر گفتوگو یا کشف کوچک، دامنهٔ ظن را وسیعتر میکند و نگاه روگاس را از یک پروندهٔ جنایی به تصویر بزرگتری از فساد میکشاند. این حرکت آهسته با مضمون اثر سازگار است: در جهانی که حقیقت پشت لایههای متعدد پنهان شده، رسیدن به آن نمیتواند جهشی ناگهانی باشد.
اما سازگاری ریتم با مضمون، لزوماً به معنای بینقصبودن آن نیست. در بخشهایی، روایت حالتی تکهتکه پیدا میکند و پیوند میان رخدادها به روشنیِ لازم احساس نمیشود. گذار از یک سرنخ به سرنخ بعدی گاه بیشتر بر منطق فضای مبهم تکیه دارد تا بر جریان روایی روان. حاصل، تجربهای است که میتواند هم جذاب و تأملبرانگیز باشد و هم خستهکننده؛ فیلم بارها تماشاگر را به مشاهدهٔ دقیق فرامیخواند، اما همیشه پاداشی همسنگ این توجه فراهم نمیکند.
« ساختار روایت و مسئلهٔ ریتم فیلم با پیشروی تدریجی خود، حس انباشتهشدن خطر را شکل میدهد. »
قوتها و کاستیها
کندی آن نه صرفاً عیب، بلکه انتخابی سبکی است؛ بااینحال، این انتخاب در همهٔ لحظات به تنش بیشتر نمیانجامد. بازیگران و بافت جهان داستان در کنار بازی متمرکز ونتورا، گروه بازیگران مکمل به جهان فیلم چهرهای چندلایه میبخشند. حضور شخصیتهایی با جایگاههای متفاوت، از مأموران و مقامات تا چهرههای مرتبط با پرونده، این تصور را تقویت میکند که روگاس وارد شبکهای از مناسبات شده است، نه صرفاً زنجیرهای از مظنونان.
بازیها عموماً از اغراق فاصله دارند و همین خویشتنداری، با لحن سرد و بدگمان فیلم همخوان است. شخصیتها بیشتر با آنچه پنهان میکنند یا نمیگویند شناخته میشوند تا با توضیحهای مفصل دربارهٔ خودشان. البته این انتخاب گاهی هزینه دارد. برخی چهرهها بیشتر کارکردی در پیشبرد فضای سیاسی دارند تا زندگی مستقل و پرورشیافتهای دراماتیک.
ازاینرو، رابطهٔ تماشاگر با آنان همیشه به اندازهٔ علاقهاش به سرنوشت روگاس عمیق نمیشود. با وجود این، بازیگران معتبر و تنوع حضورشان به فیلم کیفیتی شبیه به یک جهان اجتماعی گسترده میدهد؛ جهانی که در آن هر کس بخشی از حقیقت را در اختیار دارد، اما هیچکس تصویر کامل را عرضه نمیکند. جمعبندی «Illustrious Corpses» تریلری سیاسی و تأملبرانگیز است که بیش از حلکردن معما، به سازوکارهای پنهان قدرت و فرسایش اعتماد میاندیشد.
« کندی آن نه صرفاً عیب، بلکه انتخابی سبکی است؛ بااینحال، این انتخاب در همهٔ لحظات به تنش بیشتر نمیانجامد. »
جمعبندی
قاببندیهای دقیق، فضای رازآلود و بازی محکم لینو ونتورا، آن را به اثری متمایز بدل میکنند؛ فیلمی که از معماری و سکوت همانقدر بهره میگیرد که از سرنخ و گفتگو. در مقابل، ریتم کند و گاه ناهماهنگی روایت مانع میشود که تنش همواره به اوج برسد. این اثر برای مخاطبی مناسبتر است که از تریلر انتظار شتاب مداوم ندارد و به لایههای سیاسی، بافت بصری و ابهامهای اخلاقی علاقهمند است.
جذابیت آن در پاسخهای قطعی نیست، بلکه در حس ناخوشایندی است که پس از هر کشف باقی میماند: این احتمال که پروندهای جنایی، در حقیقت، دریچهای به سوی بحرانی بزرگتر باشد.
« در مقابل، ریتم کند و گاه ناهماهنگی روایت مانع میشود که تنش همواره به اوج برسد. »
ثبت دیدگاه