نقد و بررسی
نقد Spooks: The Greater Good | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان «اسپوکس» «Spooks: The Greater Good» میکوشد جهان تیره و بدگمان سریال بریتانیایی «Spooks» را به قالب سینمایی منتقل کند؛ جهانی که در آن وفاداری نهادی، حقیقت و اخلاق فردی بهندرت در کنار هم میمانند. فیلم بهجای آنکه داستانی مستقل و کاملاً تازه بنا کند، بر پیوند عاطفی و حرفهای مخاطب با هری پیرس تکیه دارد؛ مأمور کهنهکار امآی۵ که بازگشت پیتر فرث به این نقش، بهسرعت مرکز ثقل روایت میشود.
در سوی دیگر، وی هالووی، مأمور پیشین و شاگرد هری، در موقعیتی قرار میگیرد که باید هم گذشتهاش را با استاد سابقش روبهرو شود و هم در بحران جاری راهی برای اعتمادکردن پیدا کند. داستان با فرار یک تروریست در جریان انتقال او آغاز میشود و ناپدیدشدن هری، پرسشهای امنیتی و سیاسی را به بحرانی شخصی بدل میکند.
با نزدیکشدن خطر به لندن، وی میان مأموریتی دشوار و روابطی حلنشده گرفتار میشود. این چارچوب برای یک تریلر جاسوسی آشناست، اما فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که بیش از ابداع معماهای بیسابقه، قصد دارد مخاطب را دوباره به فضای آشنای سریال بازگرداند؛ فضایی که در آن هر نهاد میتواند چیزی را پنهان کند و هر تصمیمی بهایی دارد.
تعلیق و فضای بصری از موفقیتهای اصلی فیلم، حفظ حالوهوای سرد و مشکوک جهان «Spooks» است. لندنِ فیلم شهری پرزرقوبرق و کارتپستالی نیست؛ خیابانها و ساختمانها اغلب حسی خاکستری، بیروح و تهدیدآمیز دارند. این انتخاب بصری به داستان کمک میکند تا احساس ناامنی را فراتر از تهدیدی مشخص گسترش دهد: خطر فقط در دست تروریست یا مأمور دوجانبه نیست، بلکه در ساختاری ریشه دارد که اطلاعات را انحصاری میکند و حقیقت را به ابزار قدرت بدل میسازد.
« با نزدیکشدن خطر به لندن، وی میان مأموریتی دشوار و روابطی حلنشده گرفتار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کارگردانی بهات نالوری در ساخت موقعیتهای پرتنش، بهویژه هنگامی که شخصیتها در فضاهای عمومی یا زیر نگاه دوربینها حرکت میکنند، کارآمد است. فیلم گاهی با کمگویی و مکث، حس مراقبت و تعقیب را تقویت میکند؛ همان حسی که از جاسوسی در مقام حرفهای فرساینده و آکنده از سوءظن انتظار میرود.
بااینحال، این فضاسازی همیشه به تعلیقی عمیق نمیانجامد. در پارهای از صحنهها، تأکید بر تیرگی و جدیت چنان آشکار است که بهجای ایجاد اضطراب، بیشتر شبیه نشانهای قراردادی برای «فیلم جاسوسی» به نظر میرسد. اکشن و زبان سینمایی فیلم در لحظات اکشن انرژی قابلتوجهی دارد. تعقیبوگریزها، درگیریهای مسلحانه و انفجارها به روایت ضرباهنگ میدهند و برای مخاطبی که انتظار یک تریلر پرتحرک دارد، سرگرمکنندهاند.
این بخشها همچنین تفاوت روشنی با گفتوگوهای اداری و بازیهای پشتپرده دارند: شخصیتها در میدان عمل ناچارند سریع تصمیم بگیرند و پیامد خطا را بیواسطه ببینند. بااینهمه، اکشن همیشه از دل شخصیتها و مضمون فیلم بیرون نمیآید. گاه صحنهها به توالی حرکتها و برشهای پرشتاب فروکاسته میشوند؛ انگار فیلم در آن لحظات از روایت جاسوسی فاصله میگیرد و به میانپردهای نمایشی برای یک بازی ویدیویی نزدیک میشود.
این حس، بهخصوص وقتی برجسته است که اجراهای پرتحرک جای تحلیل یا پیامد عاطفی رخدادها را میگیرند. اکشن مؤثر است، اما همیشه معنای تازهای به داستان نمیافزاید. ازاینرو، فیلم در بهترین لحظاتش تعلیق را با خطر انسانی پیوند میدهد و در لحظات ضعیفتر، صرفاً بر شدت و سرعت تکیه میکند. بازیها و شخصیتها پیتر فرث بار دیگر در نقش هری پیرس حضوری مطمئن دارد.
« بااینحال، این فضاسازی همیشه به تعلیقی عمیق نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیت را نه با نمایشهای بزرگ، بلکه با سکوتها، نگاههای سنجیده و لحنی که میان اقتدار و خستگی حرکت میکند، جان میبخشد. هری بهواسطه تجربهاش همواره چند قدم جلوتر از دیگران به نظر میرسد، اما فرث زیر این تسلط ظاهری، فرسودگی و انزوای مردی را نشان میدهد که سالها در محیطی بیاعتماد زیسته است.
همین بازی آرام و حسابشده، از برجستهترین دلایل تماشاییبودن فیلم است. کیت هرینگتون در نقش وی هالووی، چهرهای جوانتر و واکنشیتر به جهان قصه میآورد. او در صحنههای عملی باورپذیر است و تضاد میان انضباط حرفهای و رنج شخصی را بهخوبی منتقل میکند. اما وی برای بدلشدن به شخصیتی مستقل و کامل، فرصت کافی پیدا نمیکند.
رابطهاش با هری ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد، ولی فیلم ناچار است آن را در زمانی محدود پیش ببرد؛ در نتیجه، برخی احساسات و انگیزهها بیشتر اعلام میشوند تا آنکه بهتدریج شکل بگیرند. جنیفر اِهل، الیس گابل و بازیگران نقشهای مکمل نیز به ساخت فضای نهادی و چندلایه کمک میکنند. شخصیتهای صاحبمنصب، هرکدام زبان و منطق خاص خود را دارند و حضورشان یادآور این است که تهدید فقط از بیرون سازمان نمیآید.
بااینحال، تعدد چهرهها و جابهجایی سریع میان آنها گاه مانع شکلگیری پیوندی عمیق با شخصیتهای فرعی میشود. برخی از آنان بیشتر کارکردی روایی دارند تا زندگی دراماتیک مستقل. داستان، سیاست و مضمون «مصلحت» عنوان فیلم به پرسشی اخلاقی اشاره دارد که در سراسر روایت سایه میاندازد: برای حفظ خیر عمومی، چه چیزی را میتوان قربانی کرد؟
« همین بازی آرام و حسابشده، از برجستهترین دلایل تماشاییبودن فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نهاد امنیتی را فضایی نشان میدهد که تصمیمهایش بهندرت پاک و بیهزینهاند. مأموران گاهی ناچارند میان وفاداری به سازمان، حفاظت از مردم و پایبندی به اصول شخصی یکی را برگزینند؛ اما خود مفهوم «مصلحت عمومی» نیز میتواند پوششی برای جاهطلبی، پنهانکاری یا حفظ قدرت باشد. این لایه سیاسی جذاب است، زیرا فیلم را از یک تعقیب ساده فراتر میبرد.
بااینحال، مضمونها بیش از آنکه به کاوشی تازه تبدیل شوند، درون قالب آشنای توطئه و خیانت باقی میمانند. داستان بارها از مخاطب میخواهد به انگیزههای شخصیتها شک کند، اما مسیر کلی آن برای دوستداران ژانر چندان غافلگیرکننده نیست. پیچیدگی ظاهری روابط و اطلاعات، همیشه به پیچیدگی اخلاقی همسنگی نمیانجامد؛ گاهی معما بیشتر با پنهانکردن اطلاعات پیش میرود تا با ساختن تعارضهای فکری تازه.
ریتم و پیوند با سریال یکی از مهمترین محدودیتهای فیلم، دشواری تبدیل ساختار سریالی به روایتی سینمایی است. «Spooks» در قالب مجموعه تلویزیونی میتوانست شخصیتها را در گذر زمان بپروراند و فشارهای سازمانی را در چندین پرونده و رابطه بگستراند. فیلم، در مقابل، باید در زمانی محدود هم بحران امنیتی را پیش ببرد، هم گذشته هری و وی را معنا کند و هم چندین چهره و مسیر توطئه را معرفی کند.
حاصل، اثری است که گاه بیش از اندازه فشرده و گاه بیدلیل کشدار احساس میشود. در بخشهایی، رفتوآمد میان گفتوگوهای توضیحی و صحنههای پرتحرک ریتم را کند میکند. در بخشهای دیگر، رخدادها چنان سریع پشت سر هم میآیند که رابطهها مجال رسوبکردن پیدا نمیکنند. به همین دلیل، فیلم بیش از آنکه تجربهای کاملاً خودبسنده باشد، شبیه قسمتی بلند از سریال جلوه میکند؛ قسمتی که بودجه و دامنه تصویری بزرگتری دارد، اما از همان ظرفیت زمانی برای پرورش شخصیتها برخوردار نیست.
« فیلم نهاد امنیتی را فضایی نشان میدهد که تصمیمهایش بهندرت پاک و بیهزینهاند. »
قوتها و کاستیها
این ویژگی برای مخاطب قدیمی میتواند حس بازگشت به جهانی محبوب را زنده کند، ولی برای تازهواردان گاهی فاصلهای عاطفی ایجاد میکند. جمعبندی «Spooks: The Greater Good» تریلری جاسوسی خوشساخت و پرتحرک است که مهمترین داراییاش را در فضای سرد و بدگمان، حضور مقتدر پیتر فرث و رابطه بالقوه جذاب هری و وی مییابد.
تعقیبوگریزها و لحظات پرتنش سرگرمکنندهاند و فیلم در بازآفرینی حالوهوای سریال، بهویژه برای مخاطبان آشنا با آن جهان، موفقیتهایی دارد. اما روایت بهندرت از قالبهای شناختهشده ژانر فراتر میرود و فرصت محدود سینمایی، رشد شخصیتها را کمرمق میکند. ریتم نابرابر و برخی صحنههای اکشنِ بیش از حد نمایشی نیز مانع از آن میشوند که اثر به تریلری کاملاً متمایز بدل شود.
ارزش فیلم در نهایت بیشتر به تداوم فضای «Spooks» و بازیهای محکم آن وابسته است تا تازگی داستان؛ اثری که میتواند اوقات خوشی برای علاقهمندان به جاسوسی فراهم کند، اما بیش از آنکه جایگزینی برای تواناییهای سریال باشد، یادآور همان جهانی است که در قالب مجموعه مجال بیشتری برای درخشیدن داشت.
ثبت دیدگاه