نقد و بررسی
نقد The Haunted House | 1921
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی در آستانهٔ وحشت «The Haunted House» ساختهٔ باستر کیتون و ادوارد اف. کلاین، کمدی صامت کوتاهی است که در سال ۱۹۲۱ به نمایش درآمد. فیلم با پیوندزدن فضای بانک، تعقیبوگریزهای جنایی و خانهای ظاهراً تسخیرشده، چند قلمرو آشنا را در زمانی محدود به هم میآمیزد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه بر روایت منسجم و پیوسته تکیه کند، از ظرفیت تصویر، حرکت و غافلگیریهای بدنی بهره میبرد.
صندوقداری سادهدل ناخواسته درگیر ماجرایی خلافکارانه میشود و سرانجام به خانهای قدیمی پناه میبرد؛ خانهای که شبحها، اسکلتها و ترفندهایش سرچشمهٔ اصلی آشوب کمدیاند. این معرفی، جهت کلی داستان را روشن میکند، بیآنکه لذت کشف موقعیتهای بعدی یا جزئیات پایانی را از میان ببرد. از بانک تا خانهٔ اسرارآمیز نیمهٔ نخست فیلم در بانک میگذرد؛ محیطی که ابتدا قرار است زمینهٔ ماجرای سرقت و سوءتفاهمهای آن را فراهم کند.
این بخش از نظر پیوند داستانی لازم است، اما ریتمش گاه بیش از اندازه درنگآمیز میشود. فیلم زمان قابلتوجهی را صرف آمادهکردن مقدمات میکند، درحالیکه جذابترین ایدهاش ــ برخورد قهرمان با خانهای پر از تله و ارواح نمایشی ــ هنوز به صحنه نیامده است. از همین رو، ورود به خانه نوعی رهایی روایی ایجاد میکند: فیلم از فضای نسبتاً متعارف بانک فاصله میگیرد و به محیطی میرسد که امکان بازیگوشی بصری و حرکتهای نامنتظر در آن بیشتر است.
بااینحال، این گذار کاملاً بینقص نیست. رابطهٔ میان رویدادهای بانک و ماجراهای خانه همیشه به اندازهای روشن و محکم نیست که تماشاگر را در تمام لحظات با خود همراه نگه دارد. برخی اتفاقها بیشتر بهانهای برای راهاندازی یک شوخیاند تا حلقهای ضروری در زنجیرهٔ داستان. این پراکندگی، هرچند از انسجام اثر میکاهد، با منطق آزاد کمدی صامت هم تناسبی دارد؛ گویی فیلم در پی آن است که بهجای ساختن روایتی بسته، بستری برای مجموعهای از موقعیتهای نمایشی فراهم کند.
« کمدی در آستانهٔ وحشت «The Haunted House» ساختهٔ باستر کیتون و ادوارد اف. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بدن، ابزار اصلی شوخی نیرومندترین وجه فیلم، کمدی جسمانی باستر کیتون است. بدن او در برابر جهانی که مدام تعادلش را برهم میزند، همچون ابزاری دقیق و سنجیده عمل میکند. هر حرکت، مکث یا تغییر وضعیت میتواند زمینهٔ شوخی بعدی شود؛ اما این شوخیها معمولاً از تصادف صرف حاصل نمیشوند. جذابیتشان در آن است که حرکت از یک گرفتاری به گرفتاری دیگری راه میبرد و موقعیت، لایهبهلایه پیچیدهتر میشود.
کنش سادهای چون گیرکردن یا لغزیدن، در دست کیتون به رشتهای از پیامدهای تصویری بدل میشود. در این میان، چهرهٔ کمحالت او تضادی اساسی با آشوب اطرافش میسازد. تماشاگر در برابر خانهای پر از سایه و تله، انتظار واکنشهایی پررنگ و هراسان دارد؛ اما کیتون اغلب با خونسردی ظاهریاش از آن انتظار فاصله میگیرد.
این تضاد سرچشمهٔ بخشی از طنز فیلم است، هرچند گاهی اثر معکوس دارد: بیتغییری چهره، شدت واکنش مورد انتظار به صحنههای ترسناک را کاهش میدهد و حس هراس را بهسرعت به خنده بدل میکند. فیلم اساساً به ترساندن واقعی علاقهمند نیست؛ ترس را میگیرد و آن را به سازوکار کمدی تبدیل میکند. معماری خانه و ترفندهایش خانهٔ قدیمی در این فیلم فقط پسزمینه نیست؛ نوعی ماشین نمایشی است که برای تولید غافلگیری طراحی شده است.
پلهها، راهروها و درگاهها به ابزارهایی برای بههمزدن حرکت شخصیتها بدل میشوند. فضای خانه هر بار نوید یک مسیر ساده را میدهد، اما آن مسیر به مانعی تازه یا برخوردی غیرمنتظره میانجامد. این بازی با انتظار تماشاگر، یکی از روشنترین سرچشمههای سرگرمی فیلم است: محیط ظاهراً آشناست، اما قواعدش پیوسته تغییر میکند.
« بدن، ابزار اصلی شوخی نیرومندترین وجه فیلم، کمدی جسمانی باستر کیتون است. »
شخصیتها و اجرا
شبحها و اسکلتها نیز نه حضوری فراطبیعی، بلکه بخشی از نمایشی ساختگی و ترفندآمیز هستند. همین نکته به فیلم اجازه میدهد میان وحشت و کمدی رفتوآمد کند، بیآنکه به فضای هراسانگیز پایدار متعهد بماند. خانه در ظاهر مکانی رازآلود است و در باطن صحنهای برای اجرای شوخیها؛ تماشاگر همزمان میتواند از تصویرهای وهمآلود لذت ببرد و منتظر بماند ببیند کدام سازوکار فریبنده، حرکت بعدی را مختل خواهد کرد.
ایدهٔ گروهی بازیگر با لباسهای هراسآور نیز به این بازی نمایشی حالوهوایی خودآگاه میدهد. اوجگیری موقعیتهای کمدی فیلم در خانه، بیش از هر جای دیگر، توانایی خود را در تصاعد شوخی نشان میدهد. یک لغزش یا برخورد، بهتنهایی تمام ظرفیت یک موقعیت نیست؛ اهمیتش در آن است که راه را برای تکرار، تغییر و پیچیدهترشدن آن باز میکند.
از همین رو، پلهٔ لغزنده و راهروی شلوغ به تصاویر بهیادماندنی فیلم بدل میشوند: فضا بهجای آنکه حرکت را تسهیل کند، در برابر شخصیتها قرار میگیرد و هر تلاش برای بازیابی نظم، به آشفتگی تازهای میانجامد. این تصاعد همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. گاهی شوخی پس از آنکه ایدهاش روشن شده، بیش از حد ادامه مییابد و نیروی اولیهاش را از دست میدهد.
تکرار، در کمدی جسمانی میتواند ابزار مهمی برای افزایش انتظار باشد، اما اگر هر بار تغییر یا غافلگیری تازهای به آن افزوده نشود، به کشآمدن صحنه میانجامد. فیلم در بهترین لحظههایش میان تکرار و تحول تعادل برقرار میکند؛ در لحظههای کماثرتر، اصرار بر یک شوخی جای خلاقیت تازه را میگیرد.
« شبحها و اسکلتها نیز نه حضوری فراطبیعی، بلکه بخشی از نمایشی ساختگی و ترفندآمیز هستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، تدوین و روایت پراکنده از آنجا که فیلم صامت است، پیشبرد روایت بر تصویر، حرکت و میاننویسها متکی است. این شیوه، بهویژه در صحنههای تعقیب و گریز یا مواجهه با تلهها، مزیتی روشن دارد: تماشاگر میتواند رابطهٔ مکانی میان بدن، وسیله و مانع را مستقیماً ببیند. اما همین تصویرمحوری، کمبود پیوندهای روایی را نیز برجسته میکند.
چند صحنه چنان بهسرعت از یک شوخی به شوخی بعدی میرسند که انگیزهٔ شخصیتها یا نسبت رویدادها کاملاً روشن نمیشود. دوپارهبودن ساختار فیلم ــ بخش بانکی و بخش خانه ــ همزمان نقطهٔ قوت و ضعف آن است. بخش نخست زمینه میچیند، اما دیر به جایی میرسد که فیلم در آن بیشترین امکان بصری را دارد؛ بخش دوم پرتحرکتر است، ولی انسجام داستانی در آن چندان اولویت ندارد.
این نابرابری سبب میشود اثر را بتوان بیشتر مجموعهای از موقعیتهای کمیک دانست تا روایتی یکپارچه. بااینحال، حضور کیتون و دقت بدنی او رشتهای از تداوم میسازد که تا حدی جای پیوندهای داستانی را پر میکند. جایگاه اثر در کمدی صامت «The Haunted House» نمونهای دیدنی از کمدی صامتی است که از ترفندهای صحنهای و طراحی حرکت برای ساختن طنز بهره میگیرد.
دستاوردش را نباید تنها در تازگی طرح یا پیچیدگی داستان جستوجو کرد؛ اهمیت آن بیشتر در چگونگی تبدیل اشیا و فضا به عناصر فعال کمدی است. پلهها فقط بخشی از ساختمان نیستند، همانطور که راهرو صرفاً محلی برای عبور نیست: هر دو میتوانند نظم بدن را مختل کنند و شوخی را پیش ببرند. در عین حال، فیلم از نظر روایت و ریتم به یک اندازه پخته نیست.
« ریتم، تدوین و روایت پراکنده از آنجا که فیلم صامت است، پیشبرد روایت بر تصویر، حرکت و میاننویسها متکی است. »
قوتها و کاستیها
برخی مصالح آن، از جمله ماجرای بانک، بیش از نیاز داستانی بسط مییابند و بعضی شوخیها نیز دیرتر از موعد پایان میپذیرند. بنابراین جذابیت اثر برای تماشاگر امروزی بیش از آنکه به تازگی پیرنگ وابسته باشد، به تماشای اجرای دقیق کیتون و تصور سینمایی خانهای میانجامد که گویی برای برهمزدن تعادل انسان ساخته شده است.
جمعبندی «The Haunted House» فیلمی کوتاه، پرایده و نامتوازن است: نیمهٔ نخست آن گاه بیش از اندازه در مقدمات میماند و روایت در بخشهایی پراکنده به نظر میرسد، اما ورود به خانهٔ ظاهراً تسخیرشده جان تازهای به اثر میدهد. بهترین لحظههای فیلم از رویارویی بدن کیتون با معماری نافرمان، پلههای لغزنده، راهروهای شلوغ و ترفندهای نمایشی پدید میآیند.
بیحسی چهرهٔ او در برابر آشوب، هم امضای طنزی خاص است و هم گاهی از شدت موقعیت میکاهد. ارزش ماندگار فیلم در انسجام بیعیب روایت نیست، بلکه در مهارت دیداری و جسمانی آن است: در چگونگی ساختن یک شوخی، گسترشدادن آن و تبدیل محیط به همبازی یا حریف شخصیت. برای مخاطبی که با کمدی صامت و بازیهای بدنی کیتون آشناست، فیلم تجربهای سرگرمکننده و آموزنده فراهم میکند؛ اثری که با وجود کاستیهای ساختاری، توانایی خود را در آفرینش لحظههای بصری بهیادماندنی حفظ کرده است.
« بیحسی چهرهٔ او در برابر آشوب، هم امضای طنزی خاص است و هم گاهی از شدت موقعیت میکاهد. »



ثبت دیدگاه