نقد و بررسی
نقد Citizen K | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی در دلِ قدرت مستند «Citizen K» ساختهٔ الکس گیبنی، سرگذشت میخائیل خودورکوفسکی را بهانهای برای ورود به یکی از پرآشوبترین فصلهای تاریخ معاصر روسیه میکند: گذار از فروپاشی اتحاد شوروی به سرمایهداریِ بیقاعده، و سپس برآمدن نظمی سیاسی که قدرت را بهتدریج در مرکز متمرکز ساخت. فیلم از زندگی مردی میگوید که از فرصتهای دههٔ نود بهره برد، به ثروتی افسانهای رسید و سرانجام در تقابل با ولادیمیر پوتین به چهرهای سیاسی بدل شد.
اما پرسش اصلی فقط این نیست که چه بر سر خودورکوفسکی آمد؛ فیلم میپرسد قدرت چگونه ساخته میشود، چه کسانی از آن سهم میبرند و با چه هزینهای میتوان در برابرش ایستاد. گیبنی داستان را چنان پیش میبرد که زندگی فردی و تاریخ ملی از هم جدا نمیمانند. فراز و فرود خودورکوفسکی نه روایتی خصوصی در حاشیهٔ سیاست، بلکه راهی برای فهم روسیهٔ پساشوروی است؛ کشوری که در آن خصوصیسازی، ثروت ناگهانی و رقابت میان صاحبان سرمایه و قدرت سیاسی، قواعد تازهای پدید آورد.
از همین رو، فیلم هم زندگینامه است و هم شرحی فشرده از دگرگونیهای یک جامعه. قهرمان، ضدقهرمان و روایتِ خویشتن یکی از مهمترین امتیازهای فیلم، سادهسازینکردن شخصیت اصلی است. خودورکوفسکی در این روایت نه قدیسی است که ناگهان از راه برسد و در برابر استبداد بایستد، نه صرفاً سرمایهداری حریص که سرنوشتش را باید پیامد بیچونوچرای کردارهایش دانست.
او از دل دورهای سر برآورد که فرصتهای اقتصادی با خلأ قانونی و فساد درآمیخته بود؛ در چنین فضایی، موفقیت تجاری بهسادگی از پرسشهای اخلاقی جدا نمیشد. فیلم به تناقضی جذاب میپردازد: مردی که زمانی از برندگان بزرگ نظم اقتصادی تازه بود، بعدها به مخالفی برجسته برای قدرتی بدل شد که خود در ابتدا گمان میکرد میتواند با آن کنار بیاید.
« گیبنی داستان را چنان پیش میبرد که زندگی فردی و تاریخ ملی از هم جدا نمیمانند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دگرگونی، هم دراماتیک است و هم دشوارفهم؛ زیرا تغییر موضع سیاسی لزوماً گذشته را پاک نمیکند. گیبنی اجازه میدهد مخاطب همزمان به هوش و ارادهٔ خودورکوفسکی توجه کند و نسبت به انگیزهها، خودتصویری و روایت شخصی او پرسش داشته باشد. بااینحال، اینجا یکی از محدودیتهای اثر نیز پدیدار میشود.
بخش مهمی از برداشت ما از شخصیت اصلی از مصاحبهها و توضیحات خود او شکل میگیرد. حضور مستقیمش، فیلم را زنده و پرکشش میکند، اما فاصلهگرفتن از روایتِ شخصی او را دشوار میسازد. خودورکوفسکی در برابر دوربین شخصیتی مسلط و سنجیده است؛ همین تسلط گاه به او امکان میدهد گذشتهاش را با زبانی صورتبندی کند که بیش از آنکه بازجویی شود، پذیرفته میشود.
سیاستِ روسیه، بهمثابه زمینهٔ درام «Citizen K» در روایت خود به تاریخ روسیه پساشوروی وزن فراوان میدهد. خصوصیسازی، ظهور الیگارشها، ضعف نهادهای قانونی و تمرکز تدریجی قدرت، عناصر پسزمینهای صرف نیستند؛ هر یک در شکلگیری سرنوشت خودورکوفسکی نقش دارند. فیلم میکوشد نشان دهد چگونه ثروت اقتصادی و نفوذ سیاسی در سالهای نخستِ پس از فروپاشی شوروی به یکدیگر گره خوردند، و چگونه این پیوند زیر سایهٔ رهبری تازه معنایی متفاوت پیدا کرد.
این رویکرد، بهویژه برای تماشاگرانی که آشنایی کمتری با تاریخ سیاسی روسیه دارند، ارزشمند است. داستان یک فرد، راه ورود به بحثی گستردهتر دربارهٔ سازوکارهای قدرت میشود: چه کسانی میتوانند در میدان سیاست حضور داشته باشند؟ چه زمانی رقابت میان ثروتمندان و حکومت به مرزی تهدیدآمیز میرسد؟
« این دگرگونی، هم دراماتیک است و هم دشوارفهم؛ زیرا تغییر موضع سیاسی لزوماً گذشته را پاک نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
و در فضایی که قانون و سیاست از هم استقلال کامل ندارند، اتهام قضایی چگونه میتواند به ابزار منازعه تبدیل شود؟ اما همین گستردگی، گاهی به سنگینی روایت میانجامد. نامها، نهادها، پیوندهای تجاری و رقابتهای سیاسی با سرعت وارد فیلم میشوند و همیشه فرصت کافی برای نشستن در ذهن مخاطب ندارند.
روایت برای دنبالکردن رخدادها به تمرکز نیاز دارد؛ بینندهای که با تاریخ روسیه آشنا نیست، ممکن است ناچار شود بخشی از انرژی خود را صرف تشخیص اشخاص و نسبتهایشان کند، نه تأمل در معنای آنها. تدوین و ساختار: تاریخ در حرکت تدوین فیلم از ابزارهای اصلی آن برای مهار این پیچیدگی است. مصاحبهها، تصاویر آرشیوی، گزارشهای خبری و روایت توضیحی در کنار هم قرار میگیرند تا تاریخ سیاسی به مجموعهای از دادههای خشک تبدیل نشود.
آرشیو به فیلم کیفیتی ملموس میدهد: سیاستمداران و رویدادها فقط موضوع گفتوگو نیستند، بلکه در تصاویرِ زمان خود حضور دارند. این تصاویر، فاصلهٔ میان گذشتهٔ دور و اکنون را کم میکنند و نشان میدهند که حافظهٔ سیاسی چگونه از دل صحنهها و گفتارهای عمومی ساخته میشود. ریتم تدوین نیز عموماً سنجیده است.
فیلم از یک سو با شتاب لازم برای حفظ تعلیق پیش میرود و از سوی دیگر میکوشد آنقدر اطلاعات عرضه کند که سیر کلی حوادث قابلفهم بماند. این تعادل آسان نیست، زیرا رویدادهای سیاسی فیلم بهخودیخود پیچیدهاند و هر توضیح تازه میتواند جریان داستان را کند کند. گیبنی اغلب موفق میشود توضیح را در خدمت درام نگه دارد، هرچند در بخشهایی انباشت اطلاعات از نیروی عاطفی صحنه میکاهد.
« و در فضایی که قانون و سیاست از هم استقلال کامل ندارند، اتهام قضایی چگونه میتواند به ابزار منازعه تبدیل شود؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، مستندی است که ساختار رواییِ نزدیک به تریلر سیاسی دارد، بیآنکه به بازسازی نمایشی یا هیجانسازی آشکار وابسته شود. تعلیق از خود رخدادها میآید: از برخورد منافع، چرخشهای سیاسی و این پرسش که جایگاه یک فرد در برابر دستگاه قدرت چگونه دگرگون میشود. لحن و موضع سیاسی فیلم موضعی روشن در قبال اقتدارگرایی و محدودشدن فضای سیاسی دارد.
این صراحت، اثر را از بیطرفنماییِ مصنوعی دور میکند و به آن نیروی افشاگرانه میبخشد. گیبنی نمیخواهد رخدادها را چنان عرضه کند که همهٔ طرفها به یک اندازه مسئول یا به یک اندازه بیگناه به نظر برسند. او بر سازوکارهای قدرت و پیامدهای آنها تمرکز میکند و از این راه، مستند را به مداخلهای سیاسی بدل میسازد.
بااینهمه، همین موضعگیری گاه به لحن موعظهگرانه نزدیک میشود. فیلم در بخشهایی چنان بر معنای سیاسی سرگذشت خودورکوفسکی تأکید میکند که پیچیدگیهای فردی او زیر سایهٔ نقش نمادینش قرار میگیرد. در آن لحظات، مخاطب کمتر با انسانی روبهروست که گذشتهای مبهم و انگیزههایی چندگانه دارد و بیشتر با نمایندهٔ مفهومی بزرگتر مواجه میشود: مخالفی در تبعید، قربانی سازوکار قدرت یا نشانهای از محدودیت آزادی سیاسی.
این انتخاب قابلفهم است، زیرا عنوان و ساختار فیلم نیز زندگی یک فرد را به پرسشی عمومی پیوند میزنند. با این حال، هرچه نقش نمادین پررنگتر شود، امکان بررسی عمیقتر خودورکوفسکی ــ از جمله سهم او در نظمی که بعدتر با آن درافتاد ــ محدودتر میشود. اثر از پیچیدگی نمیگریزد، اما همیشه به یک اندازه در آن مکث نمیکند.
« لحن و موضع سیاسی فیلم موضعی روشن در قبال اقتدارگرایی و محدودشدن فضای سیاسی دارد. »
قوتها و کاستیها
دستاوردها و محدودیتها بزرگترین دستاورد «Citizen K» آن است که داستانی ظاهراً مختص یک سرمایهدار روسی را به مطالعهای دربارهٔ رابطهٔ ثروت و قدرت تبدیل میکند. فیلم نشان میدهد که ثروت بهتنهایی مصونیت نمیآورد و نفوذ اقتصادی، اگر به میدان سیاست وارد شود، میتواند به منازعهای پرهزینه بدل گردد.
این نکته بدون تبدیلشدن به درسنامهای خشک، در دل زندگی و انتخابهای یک شخصیت شکل میگیرد. همچنین، ترکیب مصاحبهها و آرشیو به اثر حس پیگیری و تحقیق میدهد. گفتوگوها فقط برای انتقال اطلاعات نیستند؛ در کنار تصاویر تاریخی، بافتی از یادآوری، توجیه و بازنگری میسازند. فیلم از همین راه تماشاگر را به ارزیابی روایتها دعوت میکند، هرچند، چنانکه گفته شد، جایگاه مرکزی خودورکوفسکی گاهی وزن روایت او را بیش از اندازه بالا میبرد.
محدودیت اصلی فیلم در تراکم و جهتگیری آن نهفته است. تراکم سیاسی میتواند فهم برخی روابط را دشوار کند، و زاویهٔ دید غالب نیز ممکن است تصویری کامل و متوازن از همهٔ نیروهای درگیر به دست ندهد. مستند برای فهمیدن سرگذشت خودورکوفسکی ضروری است، اما بهتنهایی تمام روسیه را توضیح نمیدهد؛ بهتر است آن را نقشهای پرکشش برای ورود به موضوع دانست، نه داوری نهایی دربارهٔ تاریخ پیچیدهٔ یک کشور.
جمعبندی «Citizen K» مستندی پرکشش و سیاسی است که با پیوندزدن سرگذشت میخائیل خودورکوفسکی به تحولات روسیهٔ پساشوروی، از زندگی یک سرمایهدار به پرسشی دربارهٔ قدرت، قانون و مخالفت سیاسی میرسد. تدوین روان، آرشیو غنی و حضور مؤثر شخصیت اصلی، دنبالکردن روایت را آسانتر میکند؛ در مقابل، انبوه جزئیات و اتکای زیاد به روایت خود او گاه از توازن و عمق شخصیتپردازی میکاهد.
« این نکته بدون تبدیلشدن به درسنامهای خشک، در دل زندگی و انتخابهای یک شخصیت شکل میگیرد. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائهٔ پاسخی قطعی باشد، در ساختن پرسشهای دشوار است: آیا میتوان از دل نظمی ناعادلانه به مخالفی صادق بدل شد؟ گذشتهٔ یک ثروتمند تا چه اندازه بر معنای مقاومت او سایه میاندازد؟ و وقتی تاریخ سیاسی از قانون و اقتصاد جدا نیست، تشخیص عدالت چگونه ممکن میشود؟ فیلم در بهترین لحظات، این پرسشها را بیپاسخِ ساده رها میکند و تماشاگر را وامیدارد میان چهرهٔ انسان و نمادی که از او ساخته شده، فاصلهای انتقادی حفظ کند.
« گذشتهٔ یک ثروتمند تا چه اندازه بر معنای مقاومت او سایه میاندازد؟ »



ثبت دیدگاه