نقد و بررسی
نقد The Young Pope | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پاپی جوان در مقام یک تناقض «پاپ جوان» مجموعهای است که از همان آغاز میکوشد انتظارات آشنا را برهم بزند. لنی بلاردو، با نام پاپی پیوس سیزدهم، جوانترین پاپ تاریخ و نخستین پاپ آمریکایی است؛ اما این ویژگیها نه نویدبخش چهرهای پیشرو و معاصر، بلکه مقدمهٔ ظهور رهبری رازآلود، سرسخت و عمیقاً محافظهکار میشوند.
او بهجای آنکه مطابق تصور عمومی از یک رهبر مذهبی در برابر مردم ظاهر شود، فاصله میگیرد و سکوت را به ابزار اقتدار بدل میکند. همین وارونگی، موتور اصلی جذابیت مجموعه است: هر بار که گمان میکنیم لنی را شناختهایم، تصمیم یا رفتاری تازه تصویر پیشین را مخدوش میکند. بااینحال، «پاپ جوان» نه صرفاً داستان یک رهبر جنجالی است و نه درام سیاسی متعارفی دربارهٔ رقابت در واتیکان.
مجموعه میخواهد همزمان دربارهٔ ایمان، قدرت، تنهایی، نمایش و نیاز انسان به معنا پرسش کند. این بلندپروازی گاه به اثری سرزنده و پیشبینیناپذیر میانجامد و گاه آن را در ابهام و پراکندگی فرو میبرد؛ ویژگیهایی که هم منشأ نیروی مجموعهاند و هم مهمترین محدودیتهایش. قدرت، آیین و سیاست پشت درهای بسته واتیکان در این مجموعه فضایی است که سیاست و مناسک در آن از یکدیگر جداییپذیر نیستند.
تصمیمهای ظاهراً الهیاتی، پیامدهایی سیاسی دارند و جابهجاییهای قدرت در قالب تشریفات، وفاداریها و محاسبههای پنهان رخ میدهند. انتخاب پاپ جوان، برخلاف انتظار کسانی که در شکلگیری آن نقش داشتهاند، نظم موجود را بهسادگی تثبیت نمیکند. لنی نه مهرهای رام است و نه رهبری که بتوان انگیزههایش را بهسرعت خواند؛ او از همان ابتدا میکوشد قواعد بازی را خودش تعریف کند.
« پاپی جوان در مقام یک تناقض «پاپ جوان» مجموعهای است که از همان آغاز میکوشد انتظارات آشنا را برهم بزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این جهان بسته، شخصیتهای پیرامون او نیز صرفاً کارگزارانی برای پیشبرد قصه نیستند. کاردینالها، مشاوران و نزدیکان پاپ هر یک در کشمکشی میان باور، منفعت و بقا گرفتارند. مجموعه با طنزی گاه تلخ نشان میدهد چگونه زبان اخلاق و ایمان ممکن است در کنار محاسبههای کاملاً زمینی به کار رود.
بااینهمه، روایت همیشه سیاست واتیکان را به شکلی روشن و منسجم پیش نمیبرد؛ بعضی خطهای داستانی ناگهان کمرنگ میشوند و برخی انگیزهها عمداً در ابهام میمانند. این پراکندگی ممکن است بخشی از ماهیت رازآلود اثر به نظر برسد، اما در لحظاتی نیز تمرکز درام را کاهش میدهد. لنی بلاردو؛ شخصیتی که نمیخواهد محبوب باشد در مرکز مجموعه، اجرای جود لا قرار دارد؛ اجرایی که بر تضادهای لنی تکیه میکند.
او میتواند سرد، تحقیرآمیز و خودخواه باشد، اما همزمان شکنندگی و خلأیی را از خود بروز دهد که اجازه نمیدهد او را به یک شرور ساده تقلیل دهیم. لا در نگاهها، مکثها و تغییرات ظریف لحن، فاصلهٔ میان ظاهر مسلط پاپ و تزلزل درونی مردی تنها را میسازد. جذابیت بازی او در آن است که پاسخ قطعی دربارهٔ حقیقت لنی به دست نمیدهد؛ تماشاگر ناچار میشود میان ژستهای اقتدار و نشانههای آسیبپذیری رفتوآمد کند.
با این وصف، دشواری همدلی با شخصیت اصلی واقعیتی تعیینکننده است. لنی اغلب بیش از آنکه به دیگران نزدیک شود، آنان را میآزماید یا پس میزند. این رفتار ممکن است برای برخی مخاطبان کنجکاویبرانگیز باشد، اما برای برخی دیگر خستگیآور و دفعکننده خواهد شد. مجموعه نیز نمیکوشد این فاصله را با توضیح روانشناختی سادهای از میان بردارد.
« در این جهان بسته، شخصیتهای پیرامون او نیز صرفاً کارگزارانی برای پیشبرد قصه نیستند. »
شخصیتها و اجرا
گذشتهٔ لنی و زخمهایش در شکلگیری او اهمیت دارند، اما قرار نیست تمام تناقضهایش را به کلیدی واحد تبدیل کنند. در نتیجه، او بیش از آنکه قهرمانی برای همراهی باشد، معمایی است که باید تماشایش کرد. ایمان، تردید و سکوت «پاپ جوان» دربارهٔ دین سخن میگوید، اما علاقهاش به پاسخهای آسان اندک است.
پرسش اصلی فقط این نیست که لنی چه سیاستی را برای کلیسا برمیگزیند؛ مسئله این است که ایمان در جهانی آکنده از تردید، نمایش و منفعت چه معنایی میتواند داشته باشد. سکوت پاپ در برابر مردم، در این چارچوب، رفتاری صرفاً تبلیغاتی نیست؛ به نشانهای چندپهلو بدل میشود. آیا سکوت از اقتدار میآید، از هراس، از بیاعتمادی یا از ناتوانی در بیان چیزی که هنوز برای خود او روشن نیست؟
مجموعه پاسخ را به تعویق میاندازد و از همین تعویق، تعلیق فکری میسازد. این رویکرد در بهترین لحظات، تماشاگر را از مصرف منفعلانهٔ قصه بیرون میآورد. در عوض، گاهی چنان به ایهام و تمثیل تکیه میکند که معنا از دسترس فاصله میگیرد. برخی صحنهها بیش از آنکه حلقهای روشن در زنجیرهٔ روایت باشند، تصویرهایی برای تداعی و تأملاند.
چنین انتخابی با جهان ذهنی اثر سازگار است، اما همیشه به غنای بیشتر نمیانجامد؛ گاهی ابهامِ تأملبرانگیز و گاهی ابهامِ حاصل از ناتمامماندن ایدهها را پیش رو داریم. تصویر، موسیقی و طنز از برجستهترین امتیازهای مجموعه، زبان بصری آن است. قاببندیها، حرکت دوربین و طراحی فضاها، واتیکان را همزمان باشکوه و نامأنوس نشان میدهند؛ مکانی که در آن معماری عظیم میتواند بهجای آرامش، حس انزوا و مراقبت دائمی ایجاد کند.
« گذشتهٔ لنی و زخمهایش در شکلگیری او اهمیت دارند، اما قرار نیست تمام تناقضهایش را به کلیدی واحد تبدیل کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رنگها، لباسها و تشریفات مذهبی صرفاً تزئین صحنه نیستند؛ در ساختن تصویری از قدرتی که خود را از راه ظاهر و آیین بازتولید میکند، نقش دارند. در کنار این واقعنمایی پرزرقوبرق، لحظات سوررئال و خوابگون، منطق عادی روایت را مختل میکنند و آن را به قلمرو رؤیا و خیال میبرند. موسیقی نیز همین دوگانگی را تقویت میکند.
استفاده از قطعههای معاصر در کنار فضای مذهبی، تضادی آگاهانه پدید میآورد و مانع از آن میشود که مجموعه به پرترهای سنگین و یکنواخت تبدیل شود. طنز ظریف اثر نیز غالباً از همین برخورد میان شکوه رسمی و رفتارهای انسانی سرچشمه میگیرد. بااینحال، سبکپردازی چشمگیر همیشه در خدمت روایت نیست.
گاهی تصویر و موسیقی چنان پرقدرتاند که بهجای تعمیق صحنه، توجه را از آنچه میان شخصیتها میگذرد میربایند. تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر تحول درام شود، مجذوب نمایش بصری آن بماند. ریتم و ساختار روایت روایت مجموعه از غافلگیری و تغییر مسیر نیرو میگیرد. قصه بهندرت مطابق الگوی سادهٔ «بحران، واکنش و حلوفصل» پیش میرود و همین امر آن را از بسیاری از درامهای سیاسی تلویزیونی متمایز میکند.
هر بخش میتواند تصور مخاطب از هدف لنی یا جهت حرکت داستان را جابهجا کند. این پیشبینیناپذیری، نیروی کشش ایجاد میکند؛ اما چون مجموعه در هر لحظه به دنبال مسیرهای تازه است، پیوند میان بعضی خطوط داستانی سست به نظر میرسد. ریتم نیز یکدست نیست. در بخشهایی، مکثها و صحنههای طولانی به ساختن حس انتظار و بیگانگی کمک میکنند؛ در بخشهایی دیگر، همان مکثها حالتی کشدار مییابند و پیشرفت درام را به تأخیر میاندازند.
« موسیقی نیز همین دوگانگی را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
این مسئله بهویژه برای مخاطبی که انتظار روایتی خطی و پاسخگو دارد محسوس خواهد بود. «پاپ جوان» از تماشاگر میخواهد با بلاتکلیفی کنار بیاید و همهٔ نشانهها را فوراً به نتیجهای قطعی تبدیل نکند. این دعوت میتواند تجربه را غنی کند، اما تضمینی نیست که هر بیننده آن را بهجای ابهام فرساینده، تعلیقی سازنده احساس کند.
جمعبندی «پاپ جوان» اثری نامتعارف و بلندپرواز است که واتیکان را به صحنهای برای مطالعهٔ قدرت، ایمان، تنهایی و نمایش بدل میکند. بازی چندلایهٔ جود لا، فضای بصری خیرهکننده، موسیقی جسورانه و طنز کنترلشده، آن را از درامهای متعارف جدا میسازند. در مقابل، ریتم ناهموار، مسیرهای روایی پراکنده و شخصیتی که عمداً از همدلی آسان میگریزد، ممکن است تماشای آن را برای همه دلپذیر نکند.
ارزش مجموعه بیش از آنکه در ارائهٔ پاسخهای روشن باشد، در حفظ پرسشها و تناقضهاست. این اثر از مخاطب میخواهد در برابر شخصیت اصلی موضعی ساده نگیرد و میان اقتدار و آسیبپذیری، ایمان و تردید، شوخی و جدیت رفتوآمد کند. برای تماشاگرانی که با روایتهای صبور، نمادین و سبکپردازانه همراه میشوند، تجربهای ماندگار و بحثبرانگیز است؛ برای کسانی که وضوح روایی و همدلی عاطفی را در اولویت میگذارند، ممکن است بیش از اندازه سرد و گسسته جلوه کند.
« این مسئله بهویژه برای مخاطبی که انتظار روایتی خطی و پاسخگو دارد محسوس خواهد بود. »



ثبت دیدگاه