نقد و بررسی
نقد The First Monday in May | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نمایشگاه در مقام داستان «The First Monday in May» مستندی به کارگردانی اندرو روسی است که فرایند شکلگیری نمایشگاه «چین: آنسوی آینه» در موزه متروپولیتن نیویورک و آمادهسازی مراسم مت گالای سال ۲۰۱۵ را دنبال میکند. هستهٔ روایی فیلم، کار اندرو بولتون، کیوریتور مؤسسهٔ لباس، و همکاری او با آنا وینتور است؛ اما موضوع مستند صرفاً لباسهای گرانقیمت یا تدارک یک شب پرزرقوبرق نیست.
فیلم میکوشد نشان دهد چگونه ایدهای نمایشگاهی از دل پژوهش، انتخاب آثار، قرضگرفتن لباسها و چانهزنی میان بخشهای مختلف موزه به رویدادی عمومی بدل میشود. همین مسیر تولید، با مهلتهای فشرده و تصمیمهایی که باید پیش از افتتاح نهایی شوند، به فیلم کشش و ضرباهنگ میبخشد. پشت صحنهٔ شکوه یکی از امتیازهای اصلی مستند، دسترسی آن به پشت صحنه است.
دوربین فقط نتیجهٔ نهایی را نشان نمیدهد؛ در اتاقهای کار، انبارها و فضاهای آمادهسازی نیز حضور دارد و از این راه، زحمت پنهانِ ساختن یک نمایشگاه بزرگ را قابل دیدن میکند. لباسهایی که در نگاه نخست همچون اشیایی افسانهای به نظر میرسند، در اینجا موضوع مراقبت دقیق، جابهجایی دشوار و تصمیمهای تخصصیاند.
« پشت صحنهٔ شکوه یکی از امتیازهای اصلی مستند، دسترسی آن به پشت صحنه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از تضاد میان ظاهرِ بیدردسرِ شکوه و واقعیتِ پرجزئیاتِ تولید بهره میگیرد: هر چین پارچه و هر جایگاه در فضای نمایش، حاصل مجموعهای از انتخابهاست. این نگاه، روایت را از یک گزارش ساده دربارهٔ مراسمی مشهور فراتر میبرد. ارزش تماشایی فیلم در آن است که سازوکار پشت تصویر را آشکار میکند: رویدادی که برای مخاطب بیرونی یک شبِ فرش قرمز است، برای برگزارکنندگان ماهها برنامهریزی و هماهنگی میطلبد.
البته هرچه فیلم به سوی افتتاحیه و حضور چهرههای مشهور پیش میرود، جذابیت نمایش عمومی گاه بر ظرافتهای فرایند موزهای غلبه میکند؛ اما همین جابهجایی نیز بخشی از موضوع فیلم است. مد، تصویر و سینمای تماشایی تصاویر لباسها و آثار هنری از مهمترین سرچشمههای لذت بصری فیلماند. مستند با کنار هم نهادن پوشاک معاصر، اشیای هنری و فضاهای باشکوه موزه، نوعی گفتوگوی تصویری میسازد؛ گفتوگویی که همیشه به توضیح کلامی نیاز ندارد.
لباس در این قاب نه فقط پوششی برای بدن، بلکه شیئی طراحیشده و حامل نشانههای تاریخی و فرهنگی است. دوربین با مکث بر بافت، رنگ و حجم جامهها، به تماشاگر فرصت میدهد آنها را همچون آثار دیداری مستقل بنگرد. در همینجا، جذابیت بصری فیلم هم امتیاز آن است و هم محدودیتش. تصاویر چنان دلفریباند که ممکن است تماشاگر را به پذیرش بیچونوچرای نمایشگاه و جهان مد دعوت کنند.
« این نگاه، روایت را از یک گزارش ساده دربارهٔ مراسمی مشهور فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
درخشش، گاهی مجال پرسش را تنگ میکند: چه کسی این لباسها را معنا میکند؟ چه تاریخی در انتخاب و چیدمان آنها برجسته میشود و چه چیزی به حاشیه میرود؟ فیلم در ساختن منظرهای چشمنواز موفق است، اما در همهٔ لحظات به همان اندازه در نقدِ سازوکار تولید معنا پیگیر نمیماند. آیا مد هنر است؟
بحث محوری مستند، نسبت میان مد و هنر است؛ پرسشی که هم به جایگاه لباس در موزه مربوط میشود و هم به معیارهایی که مرز هنر را تعیین میکنند. فیلم این پرسش را از طریق کار روزمرهٔ بولتون و همکاری او با وینتور پیش میبرد. نمایش لباسها در فضای موزه، آنها را از زمینهٔ مصرف و پوشیدن جدا میکند و به موضوع تأمل زیباییشناختی بدل میسازد.
از سوی دیگر، همین انتقال پرسش تازهای میآفریند: آیا حضور در موزه بهتنهایی به یک اثر شأن هنری میدهد، یا باید شیوهٔ ساخت، تاریخ و معنای آن نیز بررسی شود؟ مستند در طرح این مسئله کامیابتر از پاسخگویی به آن است. بحث را مطرح میکند، اما خیلی زود به سوی روایتی هموارتر میرود و فرصت چندانی برای شنیدن دیدگاههای مخالف یا سنجیدن معیارهای گوناگون باقی نمیگذارد.
« درخشش، گاهی مجال پرسش را تنگ میکند: چه کسی این لباسها را معنا میکند؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، مخاطب ممکن است احساس کند فیلم بیش از آنکه پرسش را باز نگه دارد، در پی دفاع از ارزش نمایشگاه و کار برگزارکنندگان است. این کمبود، از اهمیت موضوع نمیکاهد؛ برعکس، نشان میدهد فیلم میتوانست با اندکی فاصلهگیری انتقادی، بحثی غنیتر دربارهٔ موزه، بازار مد و تعریف هنر شکل دهد.
بازنمایی چین و محدودیت نگاه غربی «چین: آنسوی آینه» دربارهٔ تأثیر چین بر مد غربی است؛ موضوعی که ناگزیر با مسئلهٔ بازنمایی فرهنگی و نگاهِ بیرونی به شرق پیوند میخورد. فیلم نشانههایی از دشواری این کار را ثبت میکند: برگزارکنندگان باید میان جذابیت بصری، دقت تاریخی و حساسیت فرهنگی تعادل برقرار کنند.
این تنش میتوانست به محور انتقادی نیرومندی بدل شود، زیرا پرسش فقط این نیست که چه لباسهایی انتخاب میشوند؛ مهم است که فرهنگ چین از چه زاویهای دیده و به مخاطب معرفی میشود. با این همه، مستند گاه اختلافنظرها را بیشتر بهصورت مانعی در مسیر اجرای پروژه عرضه میکند تا فرصتی برای بازاندیشی مستقل.
قوتها و کاستیها
نتیجه آن است که مسئلهٔ بازنمایی، با وجود اهمیتش، همیشه به اندازهٔ کافی از منظر کسانی بررسی نمیشود که موضوع این نمایشاند. فیلم به پیچیدگی کار اشاره میکند، اما کمتر مکث میکند تا نشان دهد خودِ زبان نمایشگاه چگونه میتواند کلیشهها را تکرار کند یا آنها را به پرسش بکشد. این کاستی، یکی از مهمترین مرزهای نگاه مستند است.
آنا وینتور و منطق رویداد حضور آنا وینتور به فیلم نیرویی دراماتیک میدهد. او در مقام چهرهای محوری، تصمیمگیری و مدیریت را نمایندگی میکند؛ شخصیتی که حضورش یادآور آن است که نمایشگاه و مت گالا در فضایی صرفاً دانشگاهی یا هنری شکل نمیگیرند. اعتبار عمومی، روابط حرفهای، زمانبندی و توجه رسانهها نیز در ساختار این رویداد دخیلاند.
فیلم از این تقاطع سود میبرد و گاه با فاصلهگرفتن از بحثهای موزهای، به سازوکار شهرت و نمایش اجتماعی نزدیک میشود. این بخشها تماشاییاند، اما تعادل فیلم را نیز تغییر میدهند. مت گالا بهسبب حضور چهرهها و آیین پرزرقوبرقش بهسادگی میتواند مرکز توجه را از خود نمایشگاه برباید. در نتیجه، روایت میان دو جهان در رفتوآمد است: کار فکری و اجراییِ ساختن یک نمایشگاه، و spectacle رسانهایِ شب افتتاحیه.
« این کاستی، یکی از مهمترین مرزهای نگاه مستند است. »
جمعبندی
این دو جهان به هم وابستهاند، اما مستند گاهی بیش از آنکه نسبتشان را تحلیل کند، از جذابیت برخوردشان بهره میگیرد. جمعبندی «The First Monday in May» مستندی خوشساخت و دیدنی دربارهٔ تلاقی مد، موزه، شهرت و کار خلاقانه است. نیروی اصلی آن در دسترسی به مراحل آمادهسازی، تصویرهای چشمنواز و تبدیل روندی پیچیده به روایتی پرکشش نهفته است.
تماشاگر با دیدن پشت صحنه درمییابد که شکوه یک نمایشگاه بزرگ، از تصمیمهای کوچک و همکاریهای دشوار ساخته میشود؛ و مراسم مشهور آن نیز بخشی از دستگاهی گستردهتر برای جلب توجه عمومی است. بااینحال، فیلم در مواجهه با پرسشهای دشوارتر محتاط میماند. بحث هنر بودن مد به اندازهٔ ظرفیتش گسترش نمییابد و مسئلهٔ بازنمایی چین، گاه زیر سایهٔ ضرورتهای اجرایی قرار میگیرد.
ارزش مستند، در نهایت، نه در ارائهٔ پاسخهای قطعی، بلکه در گشودن دری به جهانی است که معمولاً پشت درهای بستهٔ موزه و مراسم باقی میماند؛ دری که منظرهای باشکوه نشان میدهد، اما تماشاگر دقیق را به پرسش دربارهٔ آنچه بیرون قاب مانده نیز وامیدارد.
« جمعبندی «The First Monday in May» مستندی خوشساخت و دیدنی دربارهٔ تلاقی مد، موزه، شهرت و کار خلاقانه است. »



ثبت دیدگاه