نقد و بررسی
نقد Shall We Fall in Love | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در آستانهٔ ورود به بزرگسالی «Shall We Fall in Love» در ظاهر داستان آشنایی دو جوان است، اما نیروی محرک آن فقط کشش عاطفی نیست؛ مسئلهٔ یافتن جایگاه در جهانی است که مدرک، سابقه و منزلت اجتماعی را معیار ارزشگذاری میداند. جیانگ یینان با کمبود صلاحیتهای رسمی و بیکاری روبهروست، اما خوشبینی و میلش به پیشرفتن را از دست نداده است.
آشنایی او با چن شینیوه، پس از نجات او از غرقشدن، مسیر زندگیاش را به سوی شرکتی میکشاند که شینیوه در آن کار میکند. از همان آغاز، عشق و جاهطلبی شغلی در یک گره روایی به هم میرسند: آیا یینان میتواند در محیط کار برای خود جایی باز کند و در عین حال رابطهای واقعی بسازد؟ قهرمانی که با خوشبینی پیش میرود یینان شخصیتی است که جذابیتش از کمال یا نبوغ خارقالعاده نمیآید.
او بیشتر با جسارت، زیرکی و آمادگی برای دوباره برخاستن از شکستها به چشم میآید. همین ویژگیها باعث میشود مسیر استخدامش در گروه شنیوان، با وجود دشواریهایش، حالوهوایی سرگرمکننده پیدا کند. او در آزمونها و موقعیتهایی که برای سنجیدن نامزدهای شغلی طراحی شدهاند، ناچار است کمبودهایش را جبران کند؛ گاهی با ابتکار، گاهی با صبر و گاهی با شهودی که از تجربهٔ مستقیم زندگی میآید.
« قهرمانی که با خوشبینی پیش میرود یینان شخصیتی است که جذابیتش از کمال یا نبوغ خارقالعاده نمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این الگو به سریال امکان میدهد دربارهٔ شایستگی و فرصت حرف بزند، بیآنکه به درامی تلخ و سنگین بدل شود. یینان با میل به کارکردن و کسب احترام، چیزی فراتر از نزدیکشدن به معشوق را دنبال میکند. با این حال، داستان گاه خوشبینی او را بیش از اندازه آسانگشا میکند؛ برخی موانع چنان طراحی میشوند که شخصیت اصلی بتواند با یک تدبیر یا واکنش سریع از آنها عبور کند.
در نتیجه، مبارزهٔ او با نابرابریهای محیط کار بیشتر رنگ سرگرمی دارد تا کاوشی جدی در ساختارهای آن. رابطهای که بهتدریج جان میگیرد نقطهٔ قوت عاشقانهٔ سریال، شتابزده نبودن رابطهٔ مرکزی است. نزدیکی یینان و شینیوه از یک حادثه و علاقهٔ یکطرفه آغاز میشود، اما در ادامه به مجموعهای از برخوردها، سوءتفاهمها و لحظههای کوچک بدل میگردد.
سریال میکوشد به جای اتکا به اعترافهای ناگهانی، از رفتار روزمره و واکنشهای دو شخصیت برای ساختن صمیمیت بهره ببرد. همین روند تدریجی، لحظات مشترک آنان را دلنشین میکند و به مخاطب فرصت میدهد تغییر رابطه را دنبال کند. تفاوت خلقوخوی این دو نیز به پویایی رابطه کمک میکند. انرژی و بیپروایی یینان در برابر خویشتنداری شینیوه تضادی آشنا، اما کارآمد میسازد.
« این الگو به سریال امکان میدهد دربارهٔ شایستگی و فرصت حرف بزند، بیآنکه به درامی تلخ و سنگین بدل شود. »
شخصیتها و اجرا
جذابیت زوج اصلی بیش از آنکه حاصل پیچیدگی روانشناختی باشد، به شیمی بازیگران و توانایی آنان در زندهکردن لحظات ساده وابسته است. هرگاه سریال به همین تعاملهای کوچک تکیه میکند، از قالبهای معمول عاشقانه فراتر میرود؛ هرگاه برای پیشبرد رابطه به سوءتفاهمهای تکراری متوسل میشود، اثرگذاری آن کاهش مییابد.
اداره بهمثابه میدان رقابت محیط شرکت فقط پسزمینهای برای دیدارهای عاشقانه نیست؛ بخش مهمی از کشمکش داستان در آن شکل میگیرد. فرایند گزینش گروه شنیوان، فرصت میدهد تا تفاوت میان استعداد، اعتبار ظاهری و دسترسی به قدرت به نمایش گذاشته شود. یینان باید خود را در برابر افرادی ثابت کند که از امتیاز تجربه، موقعیت یا آشنایی با قواعد سازمان برخوردارند.
در این میان، حسادت شو هائویو و سنگاندازیهای او رقابت حرفهای را به تعارضی شخصی تبدیل میکند. ورود لیانگ دینگفی، نامزد هائویو، نیز مناسبات را پیچیدهتر میسازد و توجه او به یینان بُعد دیگری به مثلثهای عاطفی و رقابتی میدهد. با این همه، سریال در ترسیم فضای کاری گاه به الگوهای آشنا بسنده میکند: کارمند تازهواردِ کمتجربه در برابر همکار مغرور، رئیس بدگمان و مانعتراشیهای سازمانی.
« یینان باید خود را در برابر افرادی ثابت کند که از امتیاز تجربه، موقعیت یا آشنایی با قواعد سازمان برخوردارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
افشای استخدام اشتباهی یینان و تلاش رئیس جین برای بیرونراندن او، تنش قابلتوجهی ایجاد میکند، اما همین خط داستانی گاه بهانهای برای تکرار کشمکشهایی میشود که پیامدشان از پیش قابل حدس است. کمدی، موسیقی و لحن امیدبخش لحن سبک سریال یکی از مهمترین انتخابهای آن است. داستان در کنار رقابت و بیثباتی شغلی، از موقعیتهای کمیک و برخوردهای دستپاچه بهره میبرد تا فضای خود را از تلخی دور نگه دارد.
این ترکیب برای مخاطبی که به دنبال عاشقانهای آرام و امیدبخش است، خوشایند خواهد بود. موسیقی نیز به ایجاد حس عاطفی و شیرینی صحنهها کمک میکند و در لحظات رمانتیک، حالوهوایی گرم به روایت میدهد. اما این سبکبالبودن گاهی بهای خود را دارد. تنشهای کاری، بهویژه زمانی که میتوانستند پیامدهای جدیتری داشته باشند، با شوخی یا راهحلهای سریع تعدیل میشوند.
به این ترتیب، سریال از یک سو تماشایی و کمتنش میماند و از سوی دیگر بخشی از ظرفیت دراماتیک موقعیتهایش را از دست میدهد. لحن مثبت اثر در مجموع منسجم است، ولی همواره به معنای عمق عاطفی یا پرداخت دقیق نیست. بازیها و محدودیتهای اجرا نیکخون در نقش یینان با سرزندگی و انرژی بازی میکند؛ ویژگیهایی که برای شخصیتی امیدوار و پیگیر ضروریاند.
« کمدی، موسیقی و لحن امیدبخش لحن سبک سریال یکی از مهمترین انتخابهای آن است. »
قوتها و کاستیها
او به قهرمان داستان نوعی سبکدلی میبخشد که کمک میکند حتی در موقعیتهای دشوار، حضوری دوستداشتنی داشته باشد. لی موچن در نقش شینیوه نمایندهٔ سویهٔ آرامتر و محتاطتر رابطه است. تفاوت میان این دو، بستر مناسبی برای شکلگیری کشش عاطفی فراهم میکند، هرچند اجرای بازیگر نقش زن در بعضی لحظهها هنوز به پختگی لازم نمیرسد و واکنشهای احساسیاش گاه ناپیوسته به نظر میرسند.
بازیگران نقشهای رقیب و همکار نیز به ساخت فضای پرتنش شرکت کمک میکنند، اما شخصیتهای فرعی همیشه از همان اندازهٔ پرداخت برخوردار نیستند. بعضی از آنها بیشتر برای ایجاد مانع، حسادت یا سوءتفاهم وارد داستان میشوند تا آنکه انگیزه و مسیر مستقلی پیدا کنند. این کاستی بهخصوص در روایتی چندقسمتی محسوس است: شخصیتهای فرعی میتوانستند به جهان داستان عمق بیشتری ببخشند، اما غالباً به کارکردهای روایی محدود میمانند.
ریتم و آشنایی با الگوهای ژانر با ۳۵ قسمت، سریال فرصت کافی برای گسترش رابطهها و خطوط کاری دارد، اما این فرصت همیشه به سود روایت تمام نمیشود. برخی بخشها کشدارند و موقعیتهای مشابه بیش از یکبار تکرار میشوند. در چنین لحظاتی، روند رسیدن به تحول بعدی کند میشود و احتمال دارد مخاطب احساس کند داستان درجا میزند.
« او به قهرمان داستان نوعی سبکدلی میبخشد که کمک میکند حتی در موقعیتهای دشوار، حضوری دوستداشتنی داشته باشد. »
جمعبندی
فشردهترکردن چند خردهروایت میتوانست به ریتم منسجمتر و اثرگذاری بیشتر لحظات عاطفی بینجامد. طرح کلی نیز چندان تازه نیست: جوانی کممدرک اما پرتلاش، محیط کاری رقابتی، رقیبی حسود و رابطهای که از برخوردهای اولیه به صمیمیت میرسد. سریال این مواد آشنا را با لحنی گرم و بازیهای دوستداشتنی عرضه میکند، اما کمتر میکوشد قواعد ژانر را دگرگون کند.
بنابراین ماندگاری آن بیشتر از مسیر شخصیت اصلی، حالوهوای شیرین و شیمی زوج مرکزی میآید تا از پیچیدگی طرح یا غافلگیریهای روایی. جمعبندی «Shall We Fall in Love» عاشقانهای چینی با فضایی خوشبینانه است که داستان علاقه، رقابت شغلی و تلاش برای بهدستآوردن احترام را در کنار هم قرار میدهد.
رابطهٔ تدریجی شخصیتهای اصلی، انرژی یینان، موسیقی گیرا و لحظات شیرین، تماشای آن را دلپذیر میسازند. در برابر این امتیازها، کشآمدن برخی بخشها، تکیه بر الگوهای آشنا و ناپختگی گاهبهگاه اجرا مانع از آن میشود که اثر به تجربهای کاملاً بهیادماندنی بدل شود. حاصل، سریالی سرگرمکننده و ملایم است که بیش از نوآوری، بر گرمای روابط و امیدواری شخصیت اصلی تکیه دارد؛ انتخابی مناسب برای مخاطبی که درام عاشقانهای سبک میخواهد، نه روایتی تند و پیچیده.
« فشردهترکردن چند خردهروایت میتوانست به ریتم منسجمتر و اثرگذاری بیشتر لحظات عاطفی بینجامد. »
ثبت دیدگاه